جز
جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن'
بدون خلاصۀ ویرایش |
جز (جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن') |
||
| خط ۴۷: | خط ۴۷: | ||
==حدود و شرایط جریان [[اصل صحت]] (به معنای دوم)== | ==حدود و شرایط جریان [[اصل صحت]] (به معنای دوم)== | ||
برای روشن شدن موارد جریان اصل صحت و شرایط آن ذکر نکاتی لازم است: | برای روشن شدن موارد جریان اصل صحت و شرایط آن ذکر نکاتی لازم است: | ||
#[[شک]] در صحت گاه از جهت قابلیت فاعل است و گاه از جهت قابلیت مورد و گاه از جهت احتمال نبودن شرط یا وجود مانع؛ برخی [[معتقد]] به شمول اصل صحت نسبت به هر سه مورد هستند؛<ref>فرائد الاصول، ج ۲، ص۷۳۱. </ref> | #[[شک]] در صحت گاه از جهت قابلیت فاعل است و گاه از جهت قابلیت مورد و گاه از جهت احتمال نبودن شرط یا وجود مانع؛ برخی [[معتقد]] به شمول اصل صحت نسبت به هر سه مورد هستند؛<ref>فرائد الاصول، ج ۲، ص۷۳۱. </ref> لکن علاّمه و محقق، قدر مسلّم از جریان اصل صحت را مورد اخیر دانسته و نسبت به مورد اول و دوم آن جاری نمیدانند. <ref>تذکرهالفقهاء، ج ۱، ص۸۷؛ فرائدالاصول، ج ۲، ص۷۲۳. </ref> | ||
#شرط دیگر آن است که تحقق اصل عمل، مسلّم و [[محرز]] باشد و فقط [[شک]] در صحت آن داشته باشیم، بنابراین، اگر شک در وجود عمل غیر داریم جای اجرای اصل صحت نیست، ازاینرو گفته شده اگر در افعالی که از عناوین قصدی است، شک کنیم به مجرّد احراز صورت ظاهری عمل، اصل صحت جاری نمیشود؛ زیرا باید قصد فاعل نیز محرز گردد. <ref>فرائد الاصول، ج ۲، ص۷۲۷؛ القواعد الفقهیه، مکارم، ج ۱، ص۱۲۸. </ref> | #شرط دیگر آن است که تحقق اصل عمل، مسلّم و [[محرز]] باشد و فقط [[شک]] در صحت آن داشته باشیم، بنابراین، اگر شک در وجود عمل غیر داریم جای اجرای اصل صحت نیست، ازاینرو گفته شده اگر در افعالی که از عناوین قصدی است، شک کنیم به مجرّد احراز صورت ظاهری عمل، اصل صحت جاری نمیشود؛ زیرا باید قصد فاعل نیز محرز گردد. <ref>فرائد الاصول، ج ۲، ص۷۲۷؛ القواعد الفقهیه، مکارم، ج ۱، ص۱۲۸. </ref> | ||
#صحت هر چیزی به حسب خود آن شیء و به اعتبار آثار آن است، بنابراین، بر اصل صحت در جزء، آثار صحت کلّ مترتب نمیشود؛ مثلاً اگر شک در حصول قبول در [[عقد]] بیع داریم، جریان [[اصل صحت]] در ایجاب، به معنای حصول نقل و انتقال نیست؛ زیرا اثر ایجاب صحیح، حصولِ نقل و انتقال نیست، بلکه قابلیت تأثیر در نقل و انتقال (مشروط به انضمام قبول) است<ref>فرائدالاصول، ج ۲، ص۷۲۵؛ مصباح الاصول، ج ۳، ص۳۳۰؛ القواعد الفقهیه، مکارم، ج ۱، ص۱۳۳. </ref>.<ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[اصل صحت - محققیان (مقاله)|مقاله «اصل صحت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳.</ref> | #صحت هر چیزی به حسب خود آن شیء و به اعتبار آثار آن است، بنابراین، بر اصل صحت در جزء، آثار صحت کلّ مترتب نمیشود؛ مثلاً اگر شک در حصول قبول در [[عقد]] بیع داریم، جریان [[اصل صحت]] در ایجاب، به معنای حصول نقل و انتقال نیست؛ زیرا اثر ایجاب صحیح، حصولِ نقل و انتقال نیست، بلکه قابلیت تأثیر در نقل و انتقال (مشروط به انضمام قبول) است<ref>فرائدالاصول، ج ۲، ص۷۲۵؛ مصباح الاصول، ج ۳، ص۳۳۰؛ القواعد الفقهیه، مکارم، ج ۱، ص۱۳۳. </ref>.<ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[اصل صحت - محققیان (مقاله)|مقاله «اصل صحت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳.</ref> | ||
| خط ۷۶: | خط ۷۶: | ||
برای اصل صحت به شکل اول آن به [[ادله]] فراوانی [[استدلال]] شده است: | برای اصل صحت به شکل اول آن به [[ادله]] فراوانی [[استدلال]] شده است: | ||
#[[آیات قرآن]]: در [[قرآن کریم]] [[آیات]] زیادی وجود دارد که بر اعتبار اصل صحت دلالت میکند: برخی از این آیات از [[گمان]] بد نسبت به دیگران [[نهی]] میکند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! از بسیاری از گمانها دوری کنید که برخی از گمانها گناه است» سوره حجرات، آیه ۱۲.</ref>. بنابراین باید فعل دیگران را بر [[مباح]] حمل نمود. همچنین در جریان [[داستان افک]] از [[تهمت]] زدن به دیگران و [[بدگمانی]] در موارد [[شک]] نهی نموده است: {{متن قرآن|لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَيْرًا وَقَالُوا هَذَا إِفْكٌ مُبِينٌ}}<ref>«از چه رو چون آن را شنیدید مردان و زنان مؤمن نیکاندیشی نکردند و نگفتند که این دروغی آشکار است؟» سوره نور، آیه ۱۲.</ref>. همچنین در [[قرآن]] دستور داده شده که با تمام [[مردم]] با [[نیکی]] برخورد کنید: {{متن قرآن|وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا}}<ref>«و با مردم سخن خوب بگویید» سوره بقره، آیه ۸۳.</ref>. مقصود از «قول» در جمله {{متن قرآن|قُولُوا}} اعم از سخن و کنایه از مطلق برخورد است؛ خواه با قول باشد یا فعل. برای [[اثبات]] قاعده [[اصل صحت]] به [[آیه]] مورد بحث: {{متن قرآن|وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا}} [[استدلال]] نمودهاند. | #[[آیات قرآن]]: در [[قرآن کریم]] [[آیات]] زیادی وجود دارد که بر اعتبار اصل صحت دلالت میکند: برخی از این آیات از [[گمان]] بد نسبت به دیگران [[نهی]] میکند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! از بسیاری از گمانها دوری کنید که برخی از گمانها گناه است» سوره حجرات، آیه ۱۲.</ref>. بنابراین باید فعل دیگران را بر [[مباح]] حمل نمود. همچنین در جریان [[داستان افک]] از [[تهمت]] زدن به دیگران و [[بدگمانی]] در موارد [[شک]] نهی نموده است: {{متن قرآن|لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَيْرًا وَقَالُوا هَذَا إِفْكٌ مُبِينٌ}}<ref>«از چه رو چون آن را شنیدید مردان و زنان مؤمن نیکاندیشی نکردند و نگفتند که این دروغی آشکار است؟» سوره نور، آیه ۱۲.</ref>. همچنین در [[قرآن]] دستور داده شده که با تمام [[مردم]] با [[نیکی]] برخورد کنید: {{متن قرآن|وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا}}<ref>«و با مردم سخن خوب بگویید» سوره بقره، آیه ۸۳.</ref>. مقصود از «قول» در جمله {{متن قرآن|قُولُوا}} اعم از سخن و کنایه از مطلق برخورد است؛ خواه با قول باشد یا فعل. برای [[اثبات]] قاعده [[اصل صحت]] به [[آیه]] مورد بحث: {{متن قرآن|وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا}} [[استدلال]] نمودهاند. لکن مفاد آیه اعم از [[مسلمان]] است و نسبت به غیر مسلمان نیز در موردی که آنان به [[قبح]] آن عمل معترفند؛ مانند مشروبات الکلی باید عمل آنان در فرض [[شک]] بر فعل [[مباح]] حمل شود<ref>تفسیر انوار ثقلین، ج۳، ص۴۸۰.</ref>. در [[تفسیر]] این آیه [[امام صادق]]{{ع}} فرموده است: درباره [[مردم]] تا وقتی که [[بدی]] کارشان معلوم نشده جز به خیر سخن مگویید<ref>الکافی، ج۲، ص۱۶۴.</ref>. | ||
#[[سنت]]: برای اعتبار اصل صحت به شکل اول آن [[روایات]] زیادی وارد شده است. از جمله [[امام علی]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|ضَعْ أَمْرَ أَخِيكَ عَلَى أَحْسَنِهِ حَتَّى يَأْتِيَكَ مَا يَغْلِبُكَ مِنْهُ وَ لَا تَظُنَّنَّ بِكَلِمَةٍ خَرَجَتْ مِنْ أَخِيكَ سُوءاً وَ أَنْتَ تَجِدُ لَهَا فِي الْخَيْرِ مَحْمِلًا}}، «کار [[برادر دینی]] و همکیشت را به [[بهترین]] وجه تعبیر کن تا آن [[زمان]] که از او [[رفتاری]] سرزند که بتواند باورت را دگرگون کند و نیز به گفتار برادرت تا وقتی که تفسیر [[نیک]] میتوان کرد، [[گمان]] بد مبر»<ref>الکافی، ج۲، ص۳۶۲، ح۳.</ref>. | #[[سنت]]: برای اعتبار اصل صحت به شکل اول آن [[روایات]] زیادی وارد شده است. از جمله [[امام علی]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|ضَعْ أَمْرَ أَخِيكَ عَلَى أَحْسَنِهِ حَتَّى يَأْتِيَكَ مَا يَغْلِبُكَ مِنْهُ وَ لَا تَظُنَّنَّ بِكَلِمَةٍ خَرَجَتْ مِنْ أَخِيكَ سُوءاً وَ أَنْتَ تَجِدُ لَهَا فِي الْخَيْرِ مَحْمِلًا}}، «کار [[برادر دینی]] و همکیشت را به [[بهترین]] وجه تعبیر کن تا آن [[زمان]] که از او [[رفتاری]] سرزند که بتواند باورت را دگرگون کند و نیز به گفتار برادرت تا وقتی که تفسیر [[نیک]] میتوان کرد، [[گمان]] بد مبر»<ref>الکافی، ج۲، ص۳۶۲، ح۳.</ref>. | ||