ضلالت در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۱٬۵۶۴ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۵ ژوئن ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۰۰: خط ۱۰۰:
===ضلالت در صفات و [[ملکات]] [[باطنی]]===
===ضلالت در صفات و [[ملکات]] [[باطنی]]===
[[قساوت قلب]]، مصداقی از ضلالت در صفات و ملکات باطنی انسان است. قرآن کریم با استفهامی انکاری کسی را که [[خدا]] سینه‌اش را برای [[تسلیم در برابر حق]] گشوده است و در نتیجه با نوری که خدا در اختیارش نهاده [[حقایق]] را می‌بیند، هرگز با کسی که دلی سخت و نفوذناپذیر دارد و برای [[شناخت]] نوری ندارد، یکسان نمی‌داند و چنین کسی را که دلش از اینکه [[یاد خدا]] کند سخت شده، در [[گمراهی]] آشکار می‌داند:{{متن قرآن|أَفَمَن شَرَحَ ٱللَّهُ صَدْرَهُۥ لِلْإِسْلَـٰمِ فَهُوَ عَلَىٰ نُورٍۢ مِّن رَّبِّهِۦ فَوَيْلٌۭ لِّلْقَـٰسِيَةِ قُلُوبُهُم مِّن ذِكْرِ ٱللَّهِ أُو۟لَـٰٓئِكَ فِى ضَلَـٰلٍۢ مُّبِينٍ}}<ref>«آیا کسی که خداوند دلش را برای اسلام گشاده داشته است و او از پروردگار خویش با خود فروغی دارد (چون سنگدلان بی‌فروغ است)؟ بنابراین وای بر سخت‌دلان در یاد خداوند! آنان در گمراهی آشکارند» سوره زمر، آیه ۲۲.</ref>. به گفته برخی، [[آیه]] بیانگر آن است که هر گاه [[ذکر خدا]] [[[قرآن]]] بر آنان خوانده شود، دل‌هایشان سخت می‌گردد<ref>التبیان، ج ۹، ص۲۰. </ref>. تعبیر{{متن قرآن|أُو۟لَـٰٓئِكَ فِى ضَلَـٰلٍۢ مُّبِينٍ}} در باره اینان به کار رفته تا پاسخی باشد برای این [[پرسش]] که «ذکر خدا که همواره مایه [[آرامش]] دل‌های [[اهل]] [[ایمان]] است چگونه سبب [[کراهت]] و سخت‌دلی برخی می‌گردد». پاسخ آن است که اینان بر اثر [[تکبر]]، [[لجاجت]] و [[عناد]] چنان در گمراهی عمیقی غوطه‌ورند که حتی ذکر خدا هم در آنان اثر عکس دارد؛ [[گمراه]]ی‌ای که به شدت عیان است و بر کسی پوشیده نیست<ref>التحریر والتنویر، ج ۲۴، ص۶۴. </ref>، چنان‌که [[نزول]] [[آیات قرآن]]، به رغم آنکه سبب [[افزایش ایمان]] [[مؤمنان]] است، برای [[منافقان]] جز [[پلیدی]] نمی‌افزاید:{{متن قرآن|وَإِذَا مَآ أُنزِلَتْ سُورَةٌۭ...فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ فَزَادَتْهُمْ إِيمَـٰنًۭا وَهُمْ يَسْتَبْشِرُونَ * وَأَمَّا ٱلَّذِينَ فِى قُلُوبِهِم مَّرَضٌۭ فَزَادَتْهُمْ رِجْسًا إِلَىٰ رِجْسِهِمْ}}<ref>سوره توبه، آیه۱۲۴-۱۲۵.</ref>. [[دورویی]] و [[نفاق]] نیز از [[ملکات]] و [[صفات باطنی]] و از مصادیق [[ضلالت]] و گمراهی است. [[قرآن کریم]] منافقان را گمراهانی می‌داند که [[هدایت فطری]] را با ضلالت انتخابی مبادله کرده‌ و از این رو تجارتی خسران‌بار دارند<ref>تسنیم، ج ۲، ص۳۰۹.</ref>:{{متن قرآن|أُو۟لَـٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ ٱشْتَرَوُا۟ ٱلضَّلَـٰلَةَ بِٱلْهُدَىٰ فَمَا رَبِحَت تِّجَـٰرَتُهُمْ وَمَا كَانُوا۟ مُهْتَدِينَ}}<ref>«آنان همان کسانند که گمراهی را به (بهای) رهنمود خریدند و سوداشان سودی نکرد و رهیافته نبودند» سوره بقره، آیه ۱۶.</ref>.<ref>[[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[ضلالت (مقاله)|مقاله «ضلالت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۲۰.</ref>
[[قساوت قلب]]، مصداقی از ضلالت در صفات و ملکات باطنی انسان است. قرآن کریم با استفهامی انکاری کسی را که [[خدا]] سینه‌اش را برای [[تسلیم در برابر حق]] گشوده است و در نتیجه با نوری که خدا در اختیارش نهاده [[حقایق]] را می‌بیند، هرگز با کسی که دلی سخت و نفوذناپذیر دارد و برای [[شناخت]] نوری ندارد، یکسان نمی‌داند و چنین کسی را که دلش از اینکه [[یاد خدا]] کند سخت شده، در [[گمراهی]] آشکار می‌داند:{{متن قرآن|أَفَمَن شَرَحَ ٱللَّهُ صَدْرَهُۥ لِلْإِسْلَـٰمِ فَهُوَ عَلَىٰ نُورٍۢ مِّن رَّبِّهِۦ فَوَيْلٌۭ لِّلْقَـٰسِيَةِ قُلُوبُهُم مِّن ذِكْرِ ٱللَّهِ أُو۟لَـٰٓئِكَ فِى ضَلَـٰلٍۢ مُّبِينٍ}}<ref>«آیا کسی که خداوند دلش را برای اسلام گشاده داشته است و او از پروردگار خویش با خود فروغی دارد (چون سنگدلان بی‌فروغ است)؟ بنابراین وای بر سخت‌دلان در یاد خداوند! آنان در گمراهی آشکارند» سوره زمر، آیه ۲۲.</ref>. به گفته برخی، [[آیه]] بیانگر آن است که هر گاه [[ذکر خدا]] [[[قرآن]]] بر آنان خوانده شود، دل‌هایشان سخت می‌گردد<ref>التبیان، ج ۹، ص۲۰. </ref>. تعبیر{{متن قرآن|أُو۟لَـٰٓئِكَ فِى ضَلَـٰلٍۢ مُّبِينٍ}} در باره اینان به کار رفته تا پاسخی باشد برای این [[پرسش]] که «ذکر خدا که همواره مایه [[آرامش]] دل‌های [[اهل]] [[ایمان]] است چگونه سبب [[کراهت]] و سخت‌دلی برخی می‌گردد». پاسخ آن است که اینان بر اثر [[تکبر]]، [[لجاجت]] و [[عناد]] چنان در گمراهی عمیقی غوطه‌ورند که حتی ذکر خدا هم در آنان اثر عکس دارد؛ [[گمراه]]ی‌ای که به شدت عیان است و بر کسی پوشیده نیست<ref>التحریر والتنویر، ج ۲۴، ص۶۴. </ref>، چنان‌که [[نزول]] [[آیات قرآن]]، به رغم آنکه سبب [[افزایش ایمان]] [[مؤمنان]] است، برای [[منافقان]] جز [[پلیدی]] نمی‌افزاید:{{متن قرآن|وَإِذَا مَآ أُنزِلَتْ سُورَةٌۭ...فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ فَزَادَتْهُمْ إِيمَـٰنًۭا وَهُمْ يَسْتَبْشِرُونَ * وَأَمَّا ٱلَّذِينَ فِى قُلُوبِهِم مَّرَضٌۭ فَزَادَتْهُمْ رِجْسًا إِلَىٰ رِجْسِهِمْ}}<ref>سوره توبه، آیه۱۲۴-۱۲۵.</ref>. [[دورویی]] و [[نفاق]] نیز از [[ملکات]] و [[صفات باطنی]] و از مصادیق [[ضلالت]] و گمراهی است. [[قرآن کریم]] منافقان را گمراهانی می‌داند که [[هدایت فطری]] را با ضلالت انتخابی مبادله کرده‌ و از این رو تجارتی خسران‌بار دارند<ref>تسنیم، ج ۲، ص۳۰۹.</ref>:{{متن قرآن|أُو۟لَـٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ ٱشْتَرَوُا۟ ٱلضَّلَـٰلَةَ بِٱلْهُدَىٰ فَمَا رَبِحَت تِّجَـٰرَتُهُمْ وَمَا كَانُوا۟ مُهْتَدِينَ}}<ref>«آنان همان کسانند که گمراهی را به (بهای) رهنمود خریدند و سوداشان سودی نکرد و رهیافته نبودند» سوره بقره، آیه ۱۶.</ref>.<ref>[[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[ضلالت (مقاله)|مقاله «ضلالت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۲۰.</ref>
===ضلالت در [[اعمال]]===
[[قرآن کریم]] مرتکبان برخی کارها را در شمار [[گمراهان]] دانسته و عمل آنان را [[انحراف]] از راه درست، [[گمراهی]] آشکار و گمراهی دور نامیده است. کارهایی مانند:
#[[ابراز دوستی]] با [[دشمنان خدا]] و [[دشمنان]] [[اهل]] [[ایمان]]: {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تَتَّخِذُوا۟ عَدُوِّى وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَآءَ...تُسِرُّونَ إِلَيْهِم بِٱلْمَوَدَّةِ...وَمَن يَفْعَلْهُ مِنكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَآءَ ٱلسَّبِيلِ}}<ref>«ای مؤمنان! اگر برای جهاد در راه من و به دست آوردن خرسندی من (از شهر خود) بیرون می‌آیید، دشمن من و دشمن خود را دوست مگیرید که به آنان مهربانی ورزید در حالی که آنان به آنچه از سوی حق برای شما آمده است کفر ورزیده‌اند؛ پیامبر و شما را (از شهر خود) بیرون می‌کنند که چرا به خداوند -پروردگارتان- ایمان دارید، پنهانی به آنان مهربانی می‌ورزید و من به آنچه پنهان و آنچه آشکار می‌دارید داناترم و از شما هر کس چنین کند به یقین، راه میانه را گم کرده است» سوره ممتحنه، آیه ۱.</ref>.
#[[تسلیم]] نبودن دربرابر [[فرمان خدا]] و [[رسول]] او:{{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍۢ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥٓ أَمْرًا أَن يَكُونَ لَهُمُ ٱلْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَن يَعْصِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَـٰلًۭا مُّبِينًۭا}}<ref>«و چون خداوند و فرستاده او به کاری فرمان دهند سزیده هیچ مرد و زن مؤمنی نیست که آنان را در کارشان گزینش (دیگری) باشد؛ هر کس از خدا و فرستاده‌اش نافرمانی کند به گمراهی آشکاری افتاده است» سوره احزاب، آیه ۳۶.</ref>.
#ترجیح [[زندگی دنیا]] بر [[حیات]] [[آخرت]]:{{متن قرآن|ٱلَّذِينَ يَسْتَحِبُّونَ ٱلْحَيَوٰةَ ٱلدُّنْيَا عَلَى ٱلْـَٔاخِرَةِ...أُو۟لَـٰٓئِكَ فِى ضَلَـٰلٍۭ بَعِيدٍۢ}}<ref>«آنان که زندگانی این جهان را از جهان واپسین دوست‌تر دارند و (مردم را) از راه خداوند باز می‌دارند و آن را کج می‌خواهند در گمراهی ژرفی به سر می‌برند» سوره ابراهیم، آیه ۳.</ref>. به گفته برخی، معنای [[استحباب]] [[دنیا]] بر آخرت، [[برگزیدن]] دنیا و ترک کامل آخرت و نقطه مقابل آن، ترجیح آخرت بر دنیاست؛ بدین معنا که آخرت، غرض و [[هدف]] اصلی باشد و کوشش‌های [[دنیوی]] مقدمه و سر پل رسیدن به [[آخرت]] باشند<ref>المیزان، ج ۱۲، ص۱۳.</ref>.
#مانع شدن دیگران از [[پذیرش حق]] و [[ایمان به خدا]] و ایجاد [[کژی]] و [[انحراف در دین]]:{{متن قرآن|ٱلَّذِينَ...وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا أُو۟لَـٰٓئِكَ فِى ضَلَـٰلٍۭ بَعِيدٍۢ}}<ref>سوره ابراهیم، آیه ۳.</ref>. افزون بر موارد پیش‌گفته می‌توان برخی [[آیات]] بیان کننده [[ضلالت]] را به معنای عام و شامل آن (ضلالت [[عقیدتی]]، صفاتی و [[رفتاری]]) دانست:{{متن قرآن|إِنَّكَ إِن تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا۟ عِبَادَكَ وَلَا يَلِدُوٓا۟ إِلَّا فَاجِرًۭا كَفَّارًۭا}}<ref>«که اگر آنان را وا نهی بندگانت را گمراه می‌کنند و جز گنهکار بسیار ناسپاس پدید نمی‌آورند» سوره نوح، آیه ۲۷.</ref>؛ {{متن قرآن|هُوَ ٱلَّذِى بَعَثَ فِى ٱلْأُمِّيِّـۧنَ رَسُولًۭا مِّنْهُمْ يَتْلُوا۟ عَلَيْهِمْ ءَايَـٰتِهِۦ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ ٱلْكِتَـٰبَ وَٱلْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا۟ مِن قَبْلُ لَفِى ضَلَـٰلٍۢ مُّبِينٍۢ}}<ref>«اوست که در میان نانویسندگان (عرب)، پیامبری از خود آنان برانگیخت که بر ایشان آیاتش را می‌خواند و آنها را پاکیزه می‌گرداند و به آنان کتاب (قرآن) و فرزانگی می‌آموزد و به راستی پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند» سوره جمعه، آیه ۲.</ref>.<ref>[[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[ضلالت (مقاله)|مقاله «ضلالت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۲۰.</ref>
==عوامل و زمینه‌های ضلالت==
با بررسی [[آیات قرآن کریم]] می‌توان عوامل یا زمینه‌های ضلالت را چنین برشمرد:
===عدم استفاده از [[ابزار شناخت]]===
[[قرآن کریم]] با [[سرزنش]] برخی [[انسان‌ها]] به سبب نشنیدن [[کلام]] [[حق]] و عدم [[تفکر]]، آنان را گمراه‌تر از [[چارپایان]] دانسته است:{{متن قرآن|أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَٱلْأَنْعَـٰمِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا}}<ref>«آیا گمان می‌کنی که بیشتر آنان می‌شنوند یا خرد می‌ورزند؟ آنها جز همگون چارپایان نیستند بلکه گمراه‌ترند» سوره فرقان، آیه ۴۴.</ref>. بر اساس این [[آیه]]، راه رسیدن به [[سعادت]]، [[سمع]] یا [[عقل]] است؛ زیرا برای [[شناخت حق]] و [[پیروی]] از آن، [[انسان]] یا باید خود، [[توانایی]] [[تعقل]] داشته باشد و از راه تفکر به شناخت حق برسد و سپس از آن پیروی کند، یا با گوش فرا دادن به شخص [[خیرخواهی]] که‌توانایی تعقل دارد، حق را شناخته و از آن پیروی کند<ref>المیزان، ج ۱۵، ص۲۲۴.</ref>، از این رو [[دوزخیان]] عامل گرفتار شدن خود به [[عذاب دوزخ]] را بی‌بهرگی از [[عقل]] و [[سمع]] بیان می‌کنند:{{متن قرآن|وَقَالُوا۟ لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِىٓ أَصْحَـٰبِ ٱلسَّعِيرِ}}<ref>«و می‌گویند: اگر ما سخن نیوش یا خردورز می‌بودیم در زمره دوزخیان نبودیم» سوره ملک، آیه ۱۰.</ref>. خدای متعالی در آیه‌ای دیگر کسانی را که از [[ابزار شناخت]] ([[قلب]]، [[چشم]] و گوش) در جهت [[سعادت]] و [[کمال انسانی]] بهره نمی‌برند، غافلانی چون [[چارپایان]] بلکه گمراه‌تر از چارپایان و جایگاه آنان را [[دوزخ]] دانسته است:{{متن قرآن|وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًۭا مِّنَ ٱلْجِنِّ وَٱلْإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌۭ لَّا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌۭ لَّا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ ءَاذَانٌۭ لَّا يَسْمَعُونَ بِهَآ أُو۟لَـٰٓئِكَ كَٱلْأَنْعَـٰمِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلْغَـٰفِلُونَ}}<ref>«و بی‌گمان بسیاری از پریان و آدمیان را برای دوزخ آفریده‌ایم؛ (زیرا) دل‌هایی دارند که با آن درنمی‌یابند و دیدگانی که با آن نمی‌نگرند و گوش‌هایی که با آن نمی‌شنوند؛ آنان چون چارپایانند بلکه گمراه‌ترند؛ آنانند که ناآگاهند» سوره اعراف، آیه ۱۷۹.</ref>. بر اساس این [[آیه]]، [[دوزخیان]] کسانی هستند که [[استعداد]] بهره‌گیری از [[رحمت الهی]] را از دست داده و خود را از مسیر وزش نفحات ربانی دور کرده و دیگر [[مشاهده]] [[آیات خدا]] تأثیری بر آنان ندارد؛ گویا چشم‌هایشان نمی‌بیند و از شنیدن [[مواعظ]] مردان [[حق]] اثری نمی‌پذیرند، چنان‌که گویا اصلاً گوشی ندارند، و [[حجت‌ها]] و [[ادله]] آشکاری که فطرتشان در دل‌هایشان [[تلقین]] می‌کند، برایشان سودی ندارد، چنان‌که گویا اصلاً دلی ندارند.
به گفته برخی [[مفسران]]، گمراه‌تر بودن برخی [[انسان‌ها]] از چارپایان، از این روست که [[گمراهی]] در چارپایان، نسبی و غیرحقیقی است؛ زیرا چارپایان به حسب قوای غریزیشان همه [[همت]] خود را در خوردن و دیگر [[تمتعات]] حیوانی صرف می‌کنند، از این‌رو در تحصیل سعادت زندگی‌ای که برایشان فراهم شده، [[گمراه]] به شمار نمی‌آیند و در اینکه قدمی فراتر نمی‌نهند هیچ [[نکوهیده]] نیستند. بنابراین گمراه خواندن چارپایان در سنجش با سعادت [[زندگی]] [[انسانی]] است که آنها به ابزار تحصیل آن مجهز نیستند؛ بر خلاف آدمیانی که با وجود برخورداری از ابزار تحصیل [[سعادت]] [[انسانی]] و با داشتن چشم و گوش و دلی که راهنمای آن سعادت‌اند، از این ابزار استفاده نکرده و همانند [[حیوانات]] تنها در راه [[تمتع]] از [[لذایذ]] شکم و [[شهوت]] از آنها استفاده کرده‌اند، از همین رو این‌گونه [[مردم]] از [[چارپایان]] گمراه‌ترند و بر خلاف چارپایان [[استحقاق]] [[نکوهش]] دارند<ref>المیزان، ج ۸، ص۳۳۶.</ref>.<ref>[[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[ضلالت (مقاله)|مقاله «ضلالت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۲۱.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۳۷۲

ویرایش