پرش به محتوا

صلح در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۷٬۱۶۷ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۷ ژوئن ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۸۷: خط ۸۷:
===[[پاداش الهی]]===
===[[پاداش الهی]]===
[[قرآن کریم]] در آیه‌ای شفاعت‌کنندگان در امور [[پسندیده]] را شایسته بهره‌ای از آن [[شفاعت]] دانسته است:{{متن قرآن|مَن يَشْفَعْ شَفَـٰعَةًۭ سَيِّئَةًۭ يَكُن لَّهُۥ كِفْلٌۭ مِّنْهَا}}<ref>سوره نسا، آیه ۸۵.</ref>. از مصادیق {{متن قرآن|شَفَـٰعَةً حَسَنَةًۭ}} در [[آیه]]، وساطت برای [[رفع نزاع]] و [[برقراری صلح]] میان [[مردم]] است<ref>مجمع البیان، ج ۳، ص۱۲۹؛ تفسیر سمعانی، ج ۱، ص۴۵۴-۴۵۵.</ref>. در آیه ۱۱۴ [[سوره نساء]] نیز به اصلاحگرانی که برای جلب [[خشنودی خدا]] به برقراری صلح میان [[انسان‌ها]] بپردازند، [[وعده]] [[پاداش]] عظیم داده شده است:{{متن قرآن|لَّا خَيْرَ فِى كَثِيرٍۢ مِّن نَّجْوَىٰهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلَـٰحٍۭ بَيْنَ ٱلنَّاسِ وَمَن يَفْعَلْ ذَٰلِكَ ٱبْتِغَآءَ مَرْضَاتِ ٱللَّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًۭا}}<ref>«در بسیاری از گفت‌وگوهای زیرگوشی آنان خیری نیست مگر کسی به صدقه یا نکوکاری یا اصلاحی میان مردم فرمان دهد و هر کس در جست و جوی خشنودی خداوند چنین کند به زودی بدو پاداشی سترگ خواهیم داد» سوره نسا، آیه ۱۱۴.</ref>؛ همچنین در آیاتی دیگر از [[آمرزش]] و [[رحمت الهی]] برای برقرارکنندگان صلح سخن به میان آمده است<ref>{{متن قرآن|وَلَن تَسْتَطِيعُوٓا۟ أَن تَعْدِلُوا۟ بَيْنَ ٱلنِّسَآءِ وَلَوْ حَرَصْتُمْ فَلَا تَمِيلُوا۟ كُلَّ ٱلْمَيْلِ فَتَذَرُوهَا كَٱلْمُعَلَّقَةِ وَإِن تُصْلِحُوا۟ وَتَتَّقُوا۟ فَإِنَّ ٱللَّهَ كَانَ غَفُورًۭا رَّحِيمًۭا}}«و هرگز نمی‌توانید میان زنان (خود) دادگری کنید هر چند (به آن) آزمند باشید پس، (از یکی) یکسره رو مگردانید که او را سرگردان واگذارید و اگر (میان خود و او را) سازش دهید و پرهیزگاری ورزید بی‌گمان خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره نسا، آیه ۱۲۹.</ref>.<ref>[[محمد صادق مزینانی|مزینانی]] و [[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی]]، [[صلح (مقاله)|مقاله «صلح»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۲۵۷.</ref>
[[قرآن کریم]] در آیه‌ای شفاعت‌کنندگان در امور [[پسندیده]] را شایسته بهره‌ای از آن [[شفاعت]] دانسته است:{{متن قرآن|مَن يَشْفَعْ شَفَـٰعَةًۭ سَيِّئَةًۭ يَكُن لَّهُۥ كِفْلٌۭ مِّنْهَا}}<ref>سوره نسا، آیه ۸۵.</ref>. از مصادیق {{متن قرآن|شَفَـٰعَةً حَسَنَةًۭ}} در [[آیه]]، وساطت برای [[رفع نزاع]] و [[برقراری صلح]] میان [[مردم]] است<ref>مجمع البیان، ج ۳، ص۱۲۹؛ تفسیر سمعانی، ج ۱، ص۴۵۴-۴۵۵.</ref>. در آیه ۱۱۴ [[سوره نساء]] نیز به اصلاحگرانی که برای جلب [[خشنودی خدا]] به برقراری صلح میان [[انسان‌ها]] بپردازند، [[وعده]] [[پاداش]] عظیم داده شده است:{{متن قرآن|لَّا خَيْرَ فِى كَثِيرٍۢ مِّن نَّجْوَىٰهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلَـٰحٍۭ بَيْنَ ٱلنَّاسِ وَمَن يَفْعَلْ ذَٰلِكَ ٱبْتِغَآءَ مَرْضَاتِ ٱللَّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًۭا}}<ref>«در بسیاری از گفت‌وگوهای زیرگوشی آنان خیری نیست مگر کسی به صدقه یا نکوکاری یا اصلاحی میان مردم فرمان دهد و هر کس در جست و جوی خشنودی خداوند چنین کند به زودی بدو پاداشی سترگ خواهیم داد» سوره نسا، آیه ۱۱۴.</ref>؛ همچنین در آیاتی دیگر از [[آمرزش]] و [[رحمت الهی]] برای برقرارکنندگان صلح سخن به میان آمده است<ref>{{متن قرآن|وَلَن تَسْتَطِيعُوٓا۟ أَن تَعْدِلُوا۟ بَيْنَ ٱلنِّسَآءِ وَلَوْ حَرَصْتُمْ فَلَا تَمِيلُوا۟ كُلَّ ٱلْمَيْلِ فَتَذَرُوهَا كَٱلْمُعَلَّقَةِ وَإِن تُصْلِحُوا۟ وَتَتَّقُوا۟ فَإِنَّ ٱللَّهَ كَانَ غَفُورًۭا رَّحِيمًۭا}}«و هرگز نمی‌توانید میان زنان (خود) دادگری کنید هر چند (به آن) آزمند باشید پس، (از یکی) یکسره رو مگردانید که او را سرگردان واگذارید و اگر (میان خود و او را) سازش دهید و پرهیزگاری ورزید بی‌گمان خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره نسا، آیه ۱۲۹.</ref>.<ref>[[محمد صادق مزینانی|مزینانی]] و [[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی]]، [[صلح (مقاله)|مقاله «صلح»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۲۵۷.</ref>
==عوامل و موانع [[صلح]]==
اسباب و امور متعددی سبب ایجاد [[سازش]] میان [[نزاع]] کنندگان یا مانع آن‌اند که [[قرآن کریم]] به برخی از عمده‌ترین آنها اشاره کرده است:
===زمینه‌ها و عوامل ایجاد صلح===
#'''[[نعمت خدا]]''': یکی از عوامل مهم ایجاد [[الفت]] میان [[انسان‌ها]] و [[برقراری صلح]]، [[یاری]] و [[نعمت]] خداست. نمونه بارز این امر، برقراری صلح میان [[قبایل]] [[اوس و خزرج]] است که پس از سالیان متمادی [[جنگ]] با یکدیگر، با نعمت خدا میان آنان الفت و صلح برقرار شد<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۸۰۵؛ التفسیر الکبیر، ج ۸، ص۱۷۴.</ref>:{{متن قرآن|وَٱذْكُرُوا۟ نِعْمَتَ ٱللَّهِ...فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَٰنًۭا}}<ref>سوره عمران، آیه ۱۰۳.</ref> نزاع و [[کینه]] میان این دو [[قبیله]] به اندازه‌ای شدید بود که [[قرآن]] بدون کمک و یاری [[خداوند]]، [[هزینه]] کردن همه [[اموال]] روی [[زمین]] را در ایجاد صلح میان آنان بی‌ثمر دانسته است:{{متن قرآن|هُوَ ٱلَّذِىٓ أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِۦ وَبِٱلْمُؤْمِنِينَ * وَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنفَقْتَ مَا فِى ٱلْأَرْضِ جَمِيعًۭا مَّآ أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَـٰكِنَّ ٱللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ إِنَّهُۥ عَزِيزٌ حَكِيمٌۭ}}<ref>«و اگر بخواهند تو را فریب دهند بی‌گمان خداوند تو را بسنده است؛ هموست که تو را با یاوری خویش و با مؤمنان پشتیبانی کرد * و دل‌های آنان را با هم پیوستگی داد؛ اگر همه آنچه را در زمین است می‌بخشیدی میان دل‌های آنها پیوستگی نمی‌دادی اما خداوند ایشان را با هم پیوستگی داد؛ بی‌گمان او پیروزمندی فرزانه است» سوره انفال، آیه ۶۲-۶۳.</ref>.
#'''[[تقوا]]''': دیگر زمینه و عامل ایجاد صلح، تقواست<ref>نک: تفسیر راهنما، ج ۶، ص۳۰۲.</ref>، از این رو قرآن کریم در [[آیه]] ۱ [[سوره انفال]] نخست [[مؤمنان]] را به داشتن تقوا [[فرمان]] داده و سپس آنان را به ایجاد صلح و [[دوستی]] میان خود فرمان داده است:{{متن قرآن|فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَصْلِحُوا۟ ذَاتَ بَيْنِكُمْ}}. مراد از تقوا در آیه، اجتناب از [[گناهان]] و [[اطاعت]] از فرمان‌های [[خدا]] و [[رسول]] و [[پرهیز]] از [[مخالفت]] با آنان است<ref>مجمع البیان، ج ۴، ص۷۹۷؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص۱۱۶.</ref> که عمل به آنها نقشی عمده‌ در ایجاد [[صلح]] و [[رفع نزاع]] دارد؛ همچنین در [[آیات]] ۹-۱۰ [[سوره حجرات]] پس از [[فرمان]] به ایجاد [[صلح]] میان [[مسلمانان]]، از [[لزوم]] [[تقوا]] سخن به میان آورده است:{{متن قرآن|فَأَصْلِحُوا۟ بَيْنَهُمَا... *...وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ}} که از نقش تقوا در ایجاد صلح و تداوم آن حکایت دارد<ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۸، ص۱۲۹-۱۳۰؛ المیزان، ج ۱۸، ص۳۱۵.</ref>.
#'''[[رجوع]] به [[داوری]] [[قرآن]] و [[سنت]]''': در هر [[نزاع]] و درگیری بهترین [[داور]] [[حکم خدا]] و [[رسول]] اوست:{{متن قرآن|فَإِن تَنَـٰزَعْتُمْ فِى شَىْءٍۢ فَرُدُّوهُ إِلَى ٱللَّهِ وَٱلرَّسُولِ...ذَٰلِكَ خَيْرٌۭ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا}}<ref>سوره نسا، آیه ۵۹.</ref>. بر این اساس، قرآن در آیه‌ای دیگر پس از امر به [[اطاعت از خدا]] و رسول، [[مؤمنان]] را از نزاع و [[اختلاف]] با یکدیگر برحذر داشته<ref>{{متن قرآن|وَأَطِيعُوا۟ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ وَلَا تَنَـٰزَعُوا۟ فَتَفْشَلُوا۟ وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَٱصْبِرُوٓا۟ إِنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلصَّـٰبِرِينَ}}«و از خداوند و پیامبرش فرمانبرداری کنید و در هم نیفتید که سست شوید و شکوهتان از میان برود و شکیبا باشید که خداوند با شکیبایان است» سوره انفال، آیه ۴۶.</ref> و در [[آیه]] ۱ [[سوره انفال]] نیز مؤمنان را به ایجاد صلح میان خویش فرمان داده و در پی آن از [[اطاعت]] آنان از [[خدا]] و رسول سخن به میان آورده است:{{متن قرآن|وَأَصْلِحُوا۟ ذَاتَ بَيْنِكُمْ وَأَطِيعُوا۟ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ}}<ref>سوره انفال، آیه ۱.</ref> که توصیه به صلح همراه با امر به اطاعت از خدا و رسول، نشان دهنده نقش مهم اطاعت از [[دستورات]] قرآن و سنت در رفع [[اختلاف‌ها]] و ایجاد صلح و [[سازش]] میان مؤمنان است<ref>زبدة البیان، ص۲۱۲؛ التفسیر الوسیط، ج ۶، ص۲۸.</ref>. به گفته [[مفسران]]، مراد از ارجاع اختلاف به خدا و رسول و اطاعت از آن دو در آیات یادشده، رجوع به قرآن و [[سنت پیامبر]] است<ref>جامع البیان، ج ۵، ص۲۰۹؛ اضواء البیان، ج ۸، ص۴۱؛ التفسیر الكاشف، ج ۲، ص۳۵۸.</ref>.
#'''[[برگزیدن]] داور''': [[قرآن کریم]] برای [[اصلاح]] [[اختلافات]] [[خانوادگی]] به مؤمنان فرمان داده است داورانی را از دو طرف برگزینند تا آنان با [[همفکری]] یکدیگر میان دو طرف [[نزاع]]، [[صلح]] را برقرار کنند:{{متن قرآن|وَإِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَيْنِهِمَا فَٱبْعَثُوا۟ حَكَمًۭا مِّنْ أَهْلِهِۦ وَحَكَمًۭا مِّنْ أَهْلِهَآ إِن يُرِيدَآ إِصْلَـٰحًۭا يُوَفِّقِ ٱللَّهُ بَيْنَهُمَآ}}<ref>«و اگر از [[ناسازگاری]] آنان نگرانید، چنانچه در پی [[اصلاح]] باشند [[داوری]] از [[خویشان]] مرد و داوری از خویشان [[زن]] برانگیزید تا [[خداوند]] میان آن دو [[آشتی]] برقرار کند که خداوند [[دانایی]] [[آگاه]] است» [[سوره]] نسا، [[آیه]] ۳۵.</ref>. [[حکم]] یادشده در آیه هرچند درباره [[اختلافات]] [[خانوادگی]] نازل شده، بر پایه قاعده [[اولویت]]، نزاع و [[جنگ]] میان دو [[قوم]] و [[ملت]] را نیز دربرمی‌گیرد. بر همین اساس، [[امیرمؤمنان علی]] در [[جنگ صفین]] با استناد به آیه یادشده، [[امت پیامبر]] را دارای [[حق]] بیشتری از زن و شوهر شمرد و بر [[انتخاب]] [[داور]] برای ایجاد صلح میان آنان تأکید کرد<ref>البدایة و النهایه، ج ۷، ص۳۱۱؛ تاریخ الاسلام، ج ۳، ص۵۹۱.</ref>. [[ابن عباس]] نیز در برابر [[خوارج]] به آیه یادشده برای [[برگزیدن]] داور برای ایجاد صلح استناد کرد<ref>شرح الاخبار، ج ۲، ص۴۶؛ المدونة الکبری، ج۲، ص۴۹؛ موسوعة عبدالله بن عباس، ج ۴، ص۱۶۰.</ref>. [[امام باقر]] نیز در [[گفت‌وگو]] با یکی از [[رهبران]] خوارج، با استناد به این آیه، عمل امیرمؤمنان علی را در انتخاب داور برای ایجاد صلح در جنگ صفین [[مشروع]] شمرد<ref>الارشاد، ج ۲، ص۱۶۴-۱۶۵؛ الاحتجاج، ج ۲، ص۵۸.</ref>.
#'''[[قوه قهریه]] و [[جهاد]]''': در صورتی که یکی از دو گروه متنازع، [[نصایح]] دیگران را درباره ایجاد صلح نپذیرد، [[مسلمانان]] می‌توانند با گروه [[باغی]] وارد جنگ شوند تا آنان [[فرمان خدا]] را بپذیرند و میان دو گروه صلح پدید آید<ref>{{متن قرآن|وَإِن طَآئِفَتَانِ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ ٱقْتَتَلُوا۟ فَأَصْلِحُوا۟ بَيْنَهُمَا فَإِنۢ بَغَتْ إِحْدَىٰهُمَا عَلَى ٱلْأُخْرَىٰ فَقَـٰتِلُوا۟ ٱلَّتِى تَبْغِى حَتَّىٰ تَفِىٓءَ إِلَىٰٓ أَمْرِ ٱللَّهِ فَإِن فَآءَتْ فَأَصْلِحُوا۟ بَيْنَهُمَا بِٱلْعَدْلِ وَأَقْسِطُوٓا۟ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلْمُقْسِطِينَ}}«و اگر دو دسته از مؤمنان جنگ کنند، میان آنان را آشتی دهید پس اگر یکی از آن دو بر دیگری ستم کرد با آن کس که ستم می‌کند جنگ کنید تا به فرمان خداوند باز گردد و چون بازگشت، میان آن دو با دادگری آشتی دهید و دادگری ورزید که خداوند دادگران را دوست می‌دارد» سوره حجرات، آیه ۹.</ref>. علی در [[روز]] [[جنگ]] [[بصره]] با قرائت [[آیه]] ۹ [[سوره حجرات]] از [[وعده]] [[رسول خدا]] به آن حضرت درباره جنگ با سه گروه [[ناکثین]] و [[قاسطین]] و [[مارقین]] یاد کرد<ref>مجمع‌البیان، ج ۵، ص۱۸؛ بحارالانوار، ج ۲۱، ص۲۷۱.</ref>. [[امام صادق]] نیز پیکارکنندگان با [[امیرمؤمنان علی]] در جنگ بصره را [[تأویل]] و مصداق این آیه و جنگ و کشتن گروه یادشده را تا [[تسلیم]] در برابر [[فرمان خدا]] بر خویشتن [[واجب]] شمرد<ref>الكافی، ج ۸، ص۱۷۹-۱۸۰؛ مستدرک الوسائل، ج ۱۱، ص۶۶ - ۶۷.</ref>.<ref>[[محمد صادق مزینانی|مزینانی]] و [[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی]]، [[صلح (مقاله)|مقاله «صلح»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۲۵۸.</ref>
===موانع ایجاد [[صلح]]===
#'''[[پیروی از شیطان]]''': [[شیطان]] [[دشمن]] آشکار همه انسان‌هاست<ref>{{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ كُلُوا۟ مِمَّا فِى ٱلْأَرْضِ حَلَـٰلًۭا طَيِّبًۭا وَلَا تَتَّبِعُوا۟ خُطُوَٰتِ ٱلشَّيْطَـٰنِ إِنَّهُۥ لَكُمْ عَدُوٌّۭ مُّبِينٌ}}«ای مردم از آنچه در زمین حلال و پاک است بخورید و از گام‌های شیطان پیروی نکنید که او برای شما دشمنی آشکار است» سوره بقره، آیه ۱۶۸.</ref> که می‌کوشد تا میان [[انسان‌ها]] [[دشمنی]] و [[کینه]] افکند<ref>{{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ ٱلشَّيْطَـٰنُ أَن يُوقِعَ بَيْنَكُمُ ٱلْعَدَٰوَةَ وَٱلْبَغْضَآءَ فِى ٱلْخَمْرِ وَٱلْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ ٱللَّهِ وَعَنِ ٱلصَّلَوٰةِ فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ}}«شیطان، تنها بر آن است تا با شراب و قمار میان شما دشمنی و کینه افکند و از یاد خداوند و از نماز بازتان دارد؛ اکنون آیا دست می‌کشید؟» سوره مائده، آیه ۹۱.</ref>، از این رو [[قرآن]] پس از [[فرمان]] به صلح و [[سازش]]، [[مؤمنان]] را از [[پیروی]] گام‌های شیطان برحذر داشته است:{{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱدْخُلُوا۟ فِى ٱلسِّلْمِ كَآفَّةًۭ وَلَا تَتَّبِعُوا۟ خُطُوَٰتِ ٱلشَّيْطَـٰنِ إِنَّهُۥ لَكُمْ عَدُوٌّۭ مُّبِينٌۭ}}<ref>«ای مؤمنان! همگی به فرمانبرداری (خداوند) درآیید و از گام‌های شیطان پیروی نکنید که او برای شما دشمنی آشکار است» سوره بقره، آیه ۲۰۸.</ref>که نشان می‌دهد [[پیروی از شیطان]] عین [[تفرقه]] و [[اختلاف]] و در نقطه مقابل [[صلح]] و [[سازش]] است<ref>التفسیر الكاشف، ج ۱، ص۳۱۱.</ref>.
#'''[[رذایل اخلاقی]]''': ریشه بسیاری از [[نزاع‌ها]] و [[درگیری‌ها]] رذایل اخلاقی، همچون [[بخل]]<ref>الامثل، ج ۳، ص۴۷۵.</ref>، [[حرص]] و [[برتری‌جویی]] است، از این رو [[قرآن کریم]] پس از سفارش به صلح از [[آزمندی]] [[انسان‌ها]] به [[حقوق]] خود سخن به میان آورده است:{{متن قرآن|وَٱلصُّلْحُ خَيْرٌۭ وَأُحْضِرَتِ ٱلْأَنفُسُ ٱلشُّحَّ}}<ref>سوره نسا، آیه ۱۲۸.</ref>. ذکر [[رذیله]] بخل پس از صلح، نشان می‌دهد که بخل مانع رسیدن به صلح است و راه دستیابی به توافق و سازش، [[غلبه]] بر رذیله یادشده و [[جایگزینی]] آن با [[فضیلت اخلاقی]] [[ایثار]] و گذشت از برخی حقوق است<ref>تیسیر الكریم الرحمن، ص۲۰۷؛ المیزان، ج ۵، ص۱۰۱.</ref>. [[رسول خدا]] ضمن برحذر داشتن [[مؤمنان]] از صفت بخل، آن را سبب ریختن [[خون‌ها]] و [[حلال]] شمردن [[محارم]] [[الهی]] برشمرد<ref>مسند احمد، ج ۳، ص۳۲۳.</ref>.
#'''[[پیمان شکنی]]''': پایبند نبودن به [[عهد]] و [[پیمان]] از موانع صلح و استمرار آن میان انسان‌هاست. قرآن کریم در [[آیه]] ۱۲ [[سوره توبه]] یکی از عوامل از میان رفتن صلح و سازش را پایبند نبودن [[پیشوایان]] [[کفر]] به پیمان دانسته و مؤمنان را به [[جنگ]] با آنان به سبب این [[خصلت]] [[فرمان]] داده است:{{متن قرآن|وَإِن نَّكَثُوٓا۟ أَيْمَـٰنَهُم مِّنۢ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا۟ فِى دِينِكُمْ فَقَـٰتِلُوٓا۟ أَئِمَّةَ ٱلْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَآ أَيْمَـٰنَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنتَهُونَ}}<ref>«و اگر پیمانشان را پس از بستن بشکنند و به دینتان طعنه زنند با پیشگامان کفر که به هیچ پیمانی پایبند نیستند کارزار کنید باشد که باز ایستند» سوره توبه، آیه ۱۲.</ref>. مراد از پیشوایان کفر در آیه، [[سران قریش]] همچون [[ابو‌سفیان]] و [[عکرمه]] است که بر پیمان خود با [[مسلمانان]] پایبند نبودند<ref>جامع البیان، ج ۱۰، ص۱۱۳؛ مجمع البیان، ج ۵، ص۱۷.</ref>. برخی نیز مراد آیه را همه [[کافران]] شمرده و گفته‌اند که هر کافری در کفر برای خود و دیگران [[امام]] است؛ زیرا خود و دیگران را به آن فرامی‌خواند<ref>مجمع البیان، ج ۵، ص۱۷؛ بحارالانوار، ج ۲۱، ص۲۷۱.</ref>.<ref>[[محمد صادق مزینانی|مزینانی]] و [[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی]]، [[صلح (مقاله)|مقاله «صلح»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۲۵۹.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۱۲۹

ویرایش