بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۵: | خط ۵: | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
==[[راستگو]] در گفتار و [[وعده]]== | |||
صادق اسم فاعل از ریشه «ص ـ د ـ ق» و به معنای راستگوست<ref>لغت نامه، ج ۱۰، ص۱۴۷۸۰، «صادق».</ref>. مفهوم [[صدق]] در برابر [[کذب]]<ref>العین، ج ۵، ص۵۶؛ لسان العرب، ج ۱۰، ص۱۹۳، «صدق».</ref>، بر قوت و [[استحکام]] چیزی دلالت دارد؛ گفتار باشد یا غیر آن<ref>معجم مقاییس اللغه، ج ۳، ص۳۳۹؛ نک: اشتقاق اسماء اللّه، ص۲۹۰.</ref>، گرچه برخی کاربرد اصلی آن را در گفتار خبری میدانند<ref>مفردات، ص۴۷۸، «صدق».</ref>. به گفته فرّاء، صدق، [[قوّت]] خبر و کذب، [[ضعف]] خبر است<ref>نک: اشتقاق اسماءالله، ص۲۹۰.</ref>. صدق گاه صفت [[کلام]] و گاه صفت [[متکلم]] است و در صورت نخست، به معنای [[هماهنگی]] خبر با واقع و در صورت دوم اِخبار از چیزی است که [[مطابق با واقع]] است<ref>شرح باب حادی عشر، ص۱۲۶-۱۲۷؛ شرح الاسماء الحسنی، ص۱۲۲؛ نیز نک: غایة المرام، ص۲۰۴، «پاورقی».</ref> و مقصود از واقع، وجود فینفسه اشیاست که به تخیل و اختراع [[وهم]] وابسته نیست و اصطلاحاً «وجود در نفس الامر» نامیده میشود و در این [[تفسیر]] برای نفس الامر، «امر» به معنای شیء است<ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج ۲، ص۱۴۲؛ شرح المنظومه، ص۵۴، «قسمت حکمت»؛ شرح الاسماء الحسنی، ص۱۲۲.</ref>. با توجه به اینکه مطابقت از باب مفاعله و دوسویه است، هنگام مطابقت خبر و [[اعتقاد]] با واقع، واقع نیز با آنها مطابقت دارد و از جهت نخست (مطابقت خبر و اعتقاد با واقع) خبر و اعتقاد، «صدق» و از جهت دوم (مطابقت واقع با خبر و اعتقاد)، «[[حق]]» نامیده میشوند<ref>الحاشیه علی تهذیب المنطق، ص۱۰.</ref>. برخی بر این باورند که صدق تام در جایی است که گفتار شخص با [[عقیده باطنی]] وی و همچنین با واقع هماهنگ باشد<ref>تجلیات فی اسماءالله الحسنی، ص۲۴۳.</ref>. در دیدگاه [[حکما]] نفس الامر، [[عقل فعال]] است و «امر» در برابر «[[خلق]]» و مقصود از وجود در نفس الامر، وجود در [[عالم امر]]، یعنی عالَم مجرد است؛ زیرا عقل فعال به نظر آنان عالم تجرد است که همان [[لوح محفوظ]] و صورت [[علم الهی]] است که با دست [[قدرت الهی]] صورت همه موجودات در آن نوشته شده است<ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج ۲، ص۱۴۳-۱۴۶؛ شرح المنظومه، ص۵۴-۵۵، «قسمت حکمت».</ref>. بنابراین دیدگاه، [[صدق]] به معنای مطابقت خبر با صورت [[علم خدا]] و [[حق]] نیز عین [[علم خدا]] به اشیاست؛ آنگونه که باید<ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج ۲، ص۱۴۶.</ref>. صادق از [[اسمای حسنای الهی]] و در دستهبندی [[اسماء]] و صفات، از اسمای ثبوتیه است و در [[منابع کلامی]] از آن بحث میشود<ref>کشف المراد، ص۳۱۵؛ شرح باب حادی عشر، ص۱۸.</ref> و اطلاق آن بر [[خداوند]] به جهت اِخبار [[خدا]] از وجود [[واقعی]] و فینفسه اشیاست<ref>شرح الاسماء الحسنی، ص۱۲۲.</ref>. صادق از [[صفات ذاتیه]] نیز به شمار میآید، به این معنا که به مضمون [[کلامی]] بازمیگردد که خداوند [[متکلم]] به آن [[کلام]] است<ref>الاسنی فی شرح اسماء الله الحسنی، ص۴۵۶.</ref>؛ همچنین [[صدق]] از [[صفات ثبوتیه]] فعلیه خداست که در سخن او و نیز در وفای او به [[عهد]] و وعدههایش<ref>اسماء الله الحسنی، ص۲۹۰.</ref> ظهور مییابد؛ بهرغم آنکه [[کافران]] و [[منافقان]] [[پیامبران]] را [[تکذیب]] کرده و به [[قرآن]] و دیگر [[کتابهای آسمانی]] نسبت [[کذب]] و [[افتراء]] میدادند و آنها را افسانههای پیشینیان میدانستند<ref>کفایة الموحدین، ج ۱، ص۳۳۴.</ref>. [[قرآن کریم]] در موارد متعدد از «صادق» بودن خدا<ref>{{متن قرآن|وَعَلَى الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ وَمِنَ الْبَقَرِ وَالْغَنَمِ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُمَا إِلَّا مَا حَمَلَتْ ظُهُورُهُمَا أَوِ الْحَوَايَا أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ذَلِكَ جَزَيْنَاهُمْ بِبَغْيِهِمْ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ}} «و بر یهودیان هر (جاندار) ناخنداری را حرام کردیم و از گاو و گوسفند پیه آنها را بر آنها حرام کردیم جز آنچه بر گرده و روده دارند و یا همراه استخوانهاست؛ بدین گونه آنان را برای افزونجوییشان کیفر دادیم و بیگمان ما راستگفتاریم» سوره انعام، آیه ۱۴۶.</ref>، نیز از «اَصْدَق» بودن او در کلام خود خبر داده و اعتراف به صدق خداوند در [[وعده]] خویش را از [[ویژگیهای مؤمنان]]<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ إِلَّا غُرُورًا}} «و هنگامی که دو رویان و بیماردلان گفتند: خداوند و پیامبرش به ما جز وعده فریبنده ندادهاند؛» سوره احزاب، آیه ۱۲.</ref> و [[انکار]] آن را ویژگی منافقان دانسته است.<ref>{{متن قرآن|وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا}} «و چون [[مؤمنان]] دستهها (ی [[مشرک]]) را دیدند گفتند: این همان است که [[خداوند]] و فرستاده او به ما [[وعده]] دادهاند و خداوند و فرستاده او راست گفتند و جز بر [[ایمان]] و فرمانبرداری آنان نیفزود» [[سوره احزاب]]، [[آیه]] ۲۲.</ref> دستهای از [[آیات]] بر [[صادق بودن]] [[خدا]] در عمل به [[عهد]] و وعده خود<ref>{{متن قرآن|وَقَالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيَّامًا مَعْدُودَةً قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِنْدَ اللَّهِ عَهْدًا فَلَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ عَهْدَهُ أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ}} «و گفتند آتش (دوزخ) جز چند روزی، به ما نمیرسد، بگو: آیا از خداوند پیمانی گرفتهاید- (اگر گرفته باشید) خداوند هرگز پیمان خود را نمیشکند- یا اینکه چیزی را که نمیدانید بر خداوند میبندید؟» سوره بقره، آیه ۸۰.</ref>، نیز [[صدق]] وی در گزارش از سرگذشت [[اقوام]] پیشین و رخدادهای [[قیامت]]<ref>{{متن قرآن|وَعَلَى الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ وَمِنَ الْبَقَرِ وَالْغَنَمِ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُمَا إِلَّا مَا حَمَلَتْ ظُهُورُهُمَا أَوِ الْحَوَايَا أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ذَلِكَ جَزَيْنَاهُمْ بِبَغْيِهِمْ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ}} «و بر یهودیان هر (جاندار) ناخنداری را حرام کردیم و از گاو و گوسفند پیه آنها را بر آنها حرام کردیم جز آنچه بر گرده و روده دارند و یا همراه استخوانهاست؛ بدین گونه آنان را برای افزونجوییشان کیفر دادیم و بیگمان ما راستگفتاریم» سوره انعام، آیه ۱۴۶.</ref> تأکید کردهاند؛ همچنین میتوان همه تأکیدهای [[قرآن]] درباره [[وجود خدا]]<ref>{{متن قرآن|قَالَتْ رُسُلُهُمْ أَفِي اللَّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرَكُمْ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى قَالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنَا تُرِيدُونَ أَنْ تَصُدُّونَا عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُنَا فَأْتُونَا بِسُلْطَانٍ مُبِينٍ}} «پیامبرانشان گفتند: آیا درباره خداوند- آفریننده آسمانها و زمین- تردیدی هست؟ او شما را فرا میخواند تا برخی از گناهانتان را بیامرزد و (مرگ) شما را تا مدّتی معیّن پس افکند؛ گفتند: شما (نیز) جز بشری مانند ما نیستید که میخواهید ما را از آنچه پدرانمان میپرستیدند، باز دارید؛ بنابراین برهانی روشن برای ما بیاورید» سوره ابراهیم، آیه ۱۰.</ref> ارسال رسل<ref>{{متن قرآن|وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ فَمَنْ آمَنَ وَأَصْلَحَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}} «و ما [[پیامبر]]ان را جز نویدبخش و بیمدهنده نمیفرستیم پس کسانی که [[ایمان]] آورند و به راه آیند نه بیمی خواهند داشت و نه [[اندوهگین]] میگردند» [[سوره انعام]]، [[آیه]] ۴۸.</ref> و [[نزول وحی]] بر ایشان<ref>{{متن قرآن|إِنَّا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ كَمَا أَوْحَيْنَا إِلَى نُوحٍ وَالنَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَوْحَيْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَعِيسَى وَأَيُّوبَ وَيُونُسَ وَهَارُونَ وَسُلَيْمَانَ وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا}} «ما به تو همانگونه وحی فرستادیم که به نوح و پیامبران پس از وی، و به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط و عیسی و ایوب و یونس و هارون و سلیمان وحی فرستادیم و به داوود زبور دادیم» سوره نساء، آیه ۱۶۳.</ref> را بهگونهای در راستای تأکید بر صفت [[صدق]] [[خدا]] دانست که در برابر [[شک]]، [[کفر]]، [[انکار]] و [[تکذیب]] قرار میگیرند.<ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی، سید رضا]]، [[صادق / اسماء و صفات (مقاله)|مقاله «صادق / اسماء و صفات»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۱۷.</ref> | |||
==تبیین صدق== | |||
درباره [[تفسیر]] صدق خبر، اقوال گوناگونی وجود دارد. برخی آن را به مطابقت خبر با واقع تفسیر کردهاند<ref>مختصر المعانی، ص۳۰.</ref>. البته خبر باید بهگونهای باشد که قصد [[متکلم]] نسبت به مضمون آن روشن باشد و لُغَزگونه و [[گمراهکننده]] نباشد<ref>رسائل المرتضی، ج ۴، ص۲۹۷.</ref>. برخی نیز به جای [[مطابقت با واقع]]، صدق خبر را در [[اعتقاد]] گوینده خبر به مطابقت خبرش با واقع دانستهاند؛ خواه خبر [[مطابق با واقع]] باشد یا نباشد و به آیه نخست [[سوره منافقون]]، [[استدلال]] کردهاند؛ با این توضیح که [[خداوند]] [[منافقان]] را در این گفته [[مطابق واقع]] خویش به پیامبر{{صل}} که آن [[حضرت رسول]] خداست تکذیب کرده است، چون به آن اعتقاد نداشتند: {{متن قرآن|إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ}}<ref>«چون منافقان نزد تو میآیند، میگویند: گواهی میدهیم که بیگمان تو فرستاده خدایی و خداوند میداند که تو به راستی فرستاده اویی و خداوند گواهی میدهد که منافقان، سخت دروغگویند» سوره منافقون، آیه ۱.</ref>. | |||
پاسخ این [[استدلال]] آن است که [[تکذیب]] [[الهی]] درباره این سخن ایشان نیست که به [[پیامبر]]{{صل}} میگفتند وی [[رسول]] خداست، بلکه [[انکار]] [[شهادت]] آنهاست<ref>مختصر المعانی، ص۳۱.</ref>؛ زیرا شهادت، اِخبار از تحقق [[علم]] است و آنان به [[حقانیت رسول خدا]] که به وسیلۀ [[برهان]] و نیز تقلید حاصل میشود، علم نداشتند؛ زیرا برهان، [[شأن]] صاحبان علم و [[درایت]]، و [[تقلید]] نیز ویژگی کسانی است که از [[صفای قلب]] برخوردارند و از آنرو که [[منافقان]] هیچیک از این دو ویژگی را ندارند، شهادت آنان برخاسته از [[جهل]]، [[عناد]] و [[استکبار]] و مورد تکذیب خداست<ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج ۲، ص۱۴۶.</ref>. برخی دیگر [[صدق]] خبر را مطابقت آن با واقع همراه [[اعتقاد]] گوینده به مطابقت آن با واقع و [[کذب]] را نقطه مقابل صدق دانستهاند. بر این اساس، برخلاف دو [[تفسیر]] پیشین، خبر منحصر در صدق و کذب نبوده و میان آنها واسطه، یعنی خبری است که نه صدق و نه کذب باشد. دلیل این تفسیر آن است که [[خداوند]] از زبان [[کافران]]، اِخبار پیامبر{{صل}} از [[حشر]] و [[نشر]] را در دو صورت [[افتراء]] و اِخبار در حال [[جنون]] [[حصر]] کرده: {{متن قرآن|أَفْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَمْ بِهِ جِنَّةٌ بَلِ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ فِي الْعَذَابِ وَالضَّلَالِ الْبَعِيدِ}}<ref>«پس آیا بر خداوند دروغی بسته یا دیوانه است؟ (هیچ یک)؛ بلکه کسانی که به جهان واپسین ایمان ندارند در عذاب و گمراهی ژرفند» سوره سبأ، آیه ۸.</ref> و معلوم است که مقصود از صورت دوم کذب نیست، چون قسیم کذب قرار داده شده و نیز صدق نیست؛ زیرا آنان صدق پیامبر{{صل}} را [[باور]] نداشتند. | |||
در پاسخ استدلال یادشده گفتهاند معنای «أم بِهِ جِنَّةٌ» عدم افتراست و علت تعبیر از آن به جنون این است که [[افتراء]] درباره [[مجنون]] صادق نیست؛ زیرا افتراء، [[کذب]] عمدی است و مجنون تعمّد ندارد، بنابراین «أم بِهِ جِنَّةٌ» قسیم کذب نیست، بلکه قسیم افتراست که قسمی از مطلق [[کذب]] است و در نتیجه [[آیه]] به تقسیم [[خبر کاذب]] به دو قسم عمدی و غیرعمدی ناظر است؛ نه تقسیم خبر مطلق که در [[استدلال]] آمده است<ref>مختصر المعانی، ص۳۲.</ref>. با توجه به پاسخهای یادشده از [[ادله]] در دو قول اخیر، تنها مطابقت خبر با واقع در [[صدق]] آن کافی است؛ خواه گوینده خبر مطابقت آن با واقع را [[باور]] داشته و اعتقادش [[حق]] باشد یا نه.<ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی، سید رضا]]، [[صادق / اسماء و صفات (مقاله)|مقاله «صادق / اسماء و صفات»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۱۹.</ref> | |||
==مبدا بودن [[خدا]] برای [[صدق]] و [[حق]]== | |||
مبدأ بودن خدا برای صدق و حق از این روست که صدق و [[حقانیت]] قول و [[اعتقاد]] و عمل، به مطابقت آنها با [[سنت]] جاری در وجود است و آن وجود فعل خداست و در [[حقیقت]]، حقانیت قول و اعتقاد و عمل به [[مشیت]] و [[اراده]] اوست<ref>المیزان، ج ۱۰، ص۵۷.</ref>، چنانکه در [[آیه]] {{متن قرآن|الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ}}<ref>«حق از (آن) پروردگار توست پس هیچگاه از دو دلان مباش!» سوره بقره، آیه ۱۴۷.</ref> به مبدأ بودن [[خداوند]] برای حق تصریح شده است. آیه یادشده از بدیعترین بیانهای [[قرآنی]] است؛ زیرا «حق» در آن به جای «مع» با «مِن» ابتدائیه همراه شده است، چون در تعبیر نخست، شائبه [[شرک]] و در حقیقت نسبت دادن عجز به خداوند هست؛ توضیح آنکه [[انسان]]، سخنان حق و قضایای ثابت در نفس الامر را از [[واقعیت]] وجود خارجی بهدست میآورد، هرچند آن سخنان و قضایا [[قطعی]] و تغییرناپذیرند و تمام وجود از آنِ خداست<ref>المیزان، ج ۳، ص۲۱۳.</ref> و در وجود، [[کذب]] نیست، چنانکه در عدم، صدق نیست. صدق، وجود محض است که با عدم نسبتی ندارد و کذب، عدم محض است که با وجود نسبتی ندارد<ref>الفتوحات المکیه، ج ۱۲، ص۴۲۹.</ref>. بنابراین خدا افزون بر آنکه ذاتش حق است، مبدأ هر حقی است که جز خود اوست و هر حقی به وی منتهی میشود، چنانکه مبدأ هر چیزی است<ref>المیزان، ج ۳، ص۲۱۳؛ ج ۱۶، ص۷۳.</ref> و هر صدق و صادقی از سوی اوست.<ref>الاسنی فی شرح اسماء الله الحسنی، ص۴۵۶.</ref><ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی، سید رضا]]، [[صادق / اسماء و صفات (مقاله)|مقاله «صادق / اسماء و صفات»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۲۰.</ref> | |||
==تبیین [[صادق بودن]] [[خدا]]== | ==تبیین [[صادق بودن]] [[خدا]]== | ||