بدون خلاصۀ ویرایش
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۴۹: | خط ۴۹: | ||
# [[خطابه]] به افراد خاص یا گروههای [[سنی]] و اجتماعی خاصی اختصاص ندارد، بلکه عموم [[مردم]] و همه گروههای [[سنی]] و [[اجتماعی]] را شامل میشود؛ زیرا مطالبی که معمولاً سخنران بیان میکند، میتواند برای همه این گروهها قابل [[درک]] باشد و یا - دستکم - قسمت زیادی از آن برای بیشتر افراد قابل [[فهم]] و درک است؛ چراکه [[هدف]] و غرض اصلی از [[خطابه]]، قانع کردن عموم مردم است نه افراد و گروههای خاص. | # [[خطابه]] به افراد خاص یا گروههای [[سنی]] و اجتماعی خاصی اختصاص ندارد، بلکه عموم [[مردم]] و همه گروههای [[سنی]] و [[اجتماعی]] را شامل میشود؛ زیرا مطالبی که معمولاً سخنران بیان میکند، میتواند برای همه این گروهها قابل [[درک]] باشد و یا - دستکم - قسمت زیادی از آن برای بیشتر افراد قابل [[فهم]] و درک است؛ چراکه [[هدف]] و غرض اصلی از [[خطابه]]، قانع کردن عموم مردم است نه افراد و گروههای خاص. | ||
# خطابه به [[زمان]] و مکان خاصی وابسته نیست؛ چون مخاطب ویژهای ندارد؛ ازاینرو در هر مکانی که گروهی از مردم جمع شده باشند، میتوان خطبهای خواند؛ اما بیشتر خطابهها در مکانهای عمومی، مانند [[مساجد]]، [[حسینیهها]]، تکیهها و یا میادین [[شهر]] که عموم مردم در آنها گردهم میآیند، ایراد میشود. | # خطابه به [[زمان]] و مکان خاصی وابسته نیست؛ چون مخاطب ویژهای ندارد؛ ازاینرو در هر مکانی که گروهی از مردم جمع شده باشند، میتوان خطبهای خواند؛ اما بیشتر خطابهها در مکانهای عمومی، مانند [[مساجد]]، [[حسینیهها]]، تکیهها و یا میادین [[شهر]] که عموم مردم در آنها گردهم میآیند، ایراد میشود. | ||
# خطابه یک روش [[آموزشی]] صِرف نیست، بلکه هدف اصلی آن - چنانکه در تعریف اصطلاحی آن گذشت - [[اقناع]] [[عاطفی]] عموم مردم است و در آن، [[خطیب]] به ذکر [[مواعظ]]، [[تاریخ]]، [[اخلاق]] و [[ارشاد]] مخاطبان میپردازد؛ در عین حال این هدف بدون ارائه اطلاعات [[دینی]]، [[اخلاقی]]، اجتماعی، [[تاریخی]] و... تأمین نمیشود و در نتیجه خطابه را میتوان از | # خطابه یک روش [[آموزشی]] صِرف نیست، بلکه هدف اصلی آن - چنانکه در تعریف اصطلاحی آن گذشت - [[اقناع]] [[عاطفی]] عموم مردم است و در آن، [[خطیب]] به ذکر [[مواعظ]]، [[تاریخ]]، [[اخلاق]] و [[ارشاد]] مخاطبان میپردازد؛ در عین حال این هدف بدون ارائه اطلاعات [[دینی]]، [[اخلاقی]]، اجتماعی، [[تاریخی]] و... تأمین نمیشود و در نتیجه خطابه را میتوان از روشهای آموزشی به شمار آورد. | ||
# [[معصومان]]{{عم}} خطبههای خود را بیشتر با [[حمد]] و ثنای [[خدا]] شروع میکردند. این امر، افزون بر این که [[شکر]] و [[سپاس]] سخنران در برابر [[نعمت]] و [[توفیق]] نطقی است که خدا به او داده، میتواند مطالب آموزشی دینی و [[معرفتی]] را نیز برای مخاطبان دربر داشته باشد. سخنران دینی میتواند از این [[راه خدا]] را به مخاطبان معرفی و راه و روش حمد و سپاس او را نیز بیان کند. [[اولین خطبه حضرت]] علی{{ع}} در [[نهجالبلاغه]]، اینگونه آغاز میشود: {{متن حدیث|الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَا يَبْلُغُ مِدْحَتَهُ الْقَائِلُونَ وَ لَا يُحْصِي نَعْمَاءَهُ الْعَادُّونَ وَ لَا يُؤَدِّي حَقَّهُ الْمُجْتَهِدُونَ...}}<ref>نهجالبلاغه، [[خطبه]] ١.</ref>؛ «حمد و سپاس مخصوص خدایی است که گویندگان در [[ستودن]] او ناتوانند و حسابگران به شمردن نعمتهای او [[قادر]] نیستند و کوششگران توان [[ادای حق]] او را ندارند». این مطلع [[خطبه]] - که [[حمد]] و [[سپاس]] خداست - به ما میآموزد که حمد تنها از آنِ خداست و [[انسان]] در هر حال باید او را سپاس گوید، ولی هرگز نمیتواند [[مدح]] [[واقعی]] او را به جای آورد و نعمتهای بیشمار او را شمارش کند. | # [[معصومان]]{{عم}} خطبههای خود را بیشتر با [[حمد]] و ثنای [[خدا]] شروع میکردند. این امر، افزون بر این که [[شکر]] و [[سپاس]] سخنران در برابر [[نعمت]] و [[توفیق]] نطقی است که خدا به او داده، میتواند مطالب آموزشی دینی و [[معرفتی]] را نیز برای مخاطبان دربر داشته باشد. سخنران دینی میتواند از این [[راه خدا]] را به مخاطبان معرفی و راه و روش حمد و سپاس او را نیز بیان کند. [[اولین خطبه حضرت]] علی{{ع}} در [[نهجالبلاغه]]، اینگونه آغاز میشود: {{متن حدیث|الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَا يَبْلُغُ مِدْحَتَهُ الْقَائِلُونَ وَ لَا يُحْصِي نَعْمَاءَهُ الْعَادُّونَ وَ لَا يُؤَدِّي حَقَّهُ الْمُجْتَهِدُونَ...}}<ref>نهجالبلاغه، [[خطبه]] ١.</ref>؛ «حمد و سپاس مخصوص خدایی است که گویندگان در [[ستودن]] او ناتوانند و حسابگران به شمردن نعمتهای او [[قادر]] نیستند و کوششگران توان [[ادای حق]] او را ندارند». این مطلع [[خطبه]] - که [[حمد]] و [[سپاس]] خداست - به ما میآموزد که حمد تنها از آنِ خداست و [[انسان]] در هر حال باید او را سپاس گوید، ولی هرگز نمیتواند [[مدح]] [[واقعی]] او را به جای آورد و نعمتهای بیشمار او را شمارش کند. | ||
#سخنرانان [[صدر اسلام]] به ویژه [[پیامبر]]{{صل}} و [[ائمه]]{{عم}}، هنگام خواندن [[خطبه]]، بر فراز مکانی بلند ایستاده و یا مینشستند و خطبه میخواندند. این عمل افزون بر اینکه سخنران را در اشراف بر مجلس و [[تسلط]] بر سخن [[یاری]] میرساند به مخاطبان نیز این امکان را میدهد که سخنان سخنران را بهتر بفهمند. [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} برای خواندن اولین خطبه خود در [[دعوت]] [[مردم]] به [[اسلام]] از [[کوه صفا]] بالا رفت و در آنجا بر بالای سنگی بلند ایستاد و ندای «یا صباحا» را سر داد<ref>فروغ ابدیت، ص۲۱۷.</ref>. بعدها نیز پیامبر{{صل}} در [[مسجد النبی]] - در [[مدینه]] - هنگام خواندن خطبه بر درختی تکیه میداد، تا اینکه یکی از [[اصحاب]] برای آن حضرت منبری تهیه کرد و از آن پس پیامبر{{صل}} بر [[منبر]] مینشست و خطبه میخواند. | #سخنرانان [[صدر اسلام]] به ویژه [[پیامبر]]{{صل}} و [[ائمه]]{{عم}}، هنگام خواندن [[خطبه]]، بر فراز مکانی بلند ایستاده و یا مینشستند و خطبه میخواندند. این عمل افزون بر اینکه سخنران را در اشراف بر مجلس و [[تسلط]] بر سخن [[یاری]] میرساند به مخاطبان نیز این امکان را میدهد که سخنان سخنران را بهتر بفهمند. [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} برای خواندن اولین خطبه خود در [[دعوت]] [[مردم]] به [[اسلام]] از [[کوه صفا]] بالا رفت و در آنجا بر بالای سنگی بلند ایستاد و ندای «یا صباحا» را سر داد<ref>فروغ ابدیت، ص۲۱۷.</ref>. بعدها نیز پیامبر{{صل}} در [[مسجد النبی]] - در [[مدینه]] - هنگام خواندن خطبه بر درختی تکیه میداد، تا اینکه یکی از [[اصحاب]] برای آن حضرت منبری تهیه کرد و از آن پس پیامبر{{صل}} بر [[منبر]] مینشست و خطبه میخواند. | ||
| خط ۱۳۲: | خط ۱۳۲: | ||
چنانکه [[مشاهده]] میشود، [[پیامبر]]{{صل}} در مناظره با [[یهود]] از مغالطه و [[جدل]] استفاده نکرد، در عین حال اطلاعات و [[معارف]] زیادی را به آنها آموخت و یا یادآور شد. همچنین در مناظرهای که بین [[اصحاب امام صادق]]{{ع}} و مرد شامی رخ داد، گرچه برخی از [[اصحاب]] از مغالطه و دلیل [[باطل]] استفاده کردند ولی [[امام]] در پایان سخن آنان را به نقد کشید و اشتباهاتشان را گوشزد کرد و تنها سخن هشام را مورد [[تأیید]] قرار داد و با درخواست مرد شامی، هشام را که تنها او در [[مناظره]] از «[[حق]]» استفاده کرده بود، برای [[آموزش]] وی [[مأمور]] کرد. این مهر تأییدی است بر این که بحث و مناظره تنها در صورتی [[پسندیده]] است که در آن از «دلیل حق» استفاده شود؛ زیرا [[هدف]] از آن [[کشف]] [[حقیقت]] است. | چنانکه [[مشاهده]] میشود، [[پیامبر]]{{صل}} در مناظره با [[یهود]] از مغالطه و [[جدل]] استفاده نکرد، در عین حال اطلاعات و [[معارف]] زیادی را به آنها آموخت و یا یادآور شد. همچنین در مناظرهای که بین [[اصحاب امام صادق]]{{ع}} و مرد شامی رخ داد، گرچه برخی از [[اصحاب]] از مغالطه و دلیل [[باطل]] استفاده کردند ولی [[امام]] در پایان سخن آنان را به نقد کشید و اشتباهاتشان را گوشزد کرد و تنها سخن هشام را مورد [[تأیید]] قرار داد و با درخواست مرد شامی، هشام را که تنها او در [[مناظره]] از «[[حق]]» استفاده کرده بود، برای [[آموزش]] وی [[مأمور]] کرد. این مهر تأییدی است بر این که بحث و مناظره تنها در صورتی [[پسندیده]] است که در آن از «دلیل حق» استفاده شود؛ زیرا [[هدف]] از آن [[کشف]] [[حقیقت]] است. | ||
پرسشی که در اینجا مطرح میشود این است که آیا روش مناظره یک روش [[آموزشی]] است؟ | پرسشی که در اینجا مطرح میشود این است که آیا روش مناظره یک روش [[آموزشی]] است؟ | ||
در پاسخ میگوییم: روش مناظره در اصل یک روش [[علمی]] است و از آن در بحث علمی برای کشف [[حقایق]] نظری استفاده میشود؛ در عین حال این امر، نهتنها با آموزشی بودن آن منافاتی ندارد، که کشف حقیقت خود عین آموزش است؛ زیرا کشف حقیقت برای هر یک از دو طرف مناظره که از آن حقیقت [[آگاه]] نبودند آموزش است. افزون بر آن، مناظره اغلب در حضور افرادی که نظارهگر مناظرهاند برگزار میشود که این امر، خود موجب انتقال بسیاری از [[آگاهیها]] به آنان میشود؛ همچنین نقل این مناظرهها برای غائبان و آیندگان نیز موجب [[اطلاعرسانی]] و آموزش بسیاری از مفاهیم [[دینی]] به آنان میشود. البته هدف از مناظره آموزش صِرف نیست؛ ازاینرو، نمیتوان آن را یک روش آموزشی صِرف تلقی کرد؛ اما جنبههای آموزشی فراوانی دارد [[و]] میتوان آن را از | در پاسخ میگوییم: روش مناظره در اصل یک روش [[علمی]] است و از آن در بحث علمی برای کشف [[حقایق]] نظری استفاده میشود؛ در عین حال این امر، نهتنها با آموزشی بودن آن منافاتی ندارد، که کشف حقیقت خود عین آموزش است؛ زیرا کشف حقیقت برای هر یک از دو طرف مناظره که از آن حقیقت [[آگاه]] نبودند آموزش است. افزون بر آن، مناظره اغلب در حضور افرادی که نظارهگر مناظرهاند برگزار میشود که این امر، خود موجب انتقال بسیاری از [[آگاهیها]] به آنان میشود؛ همچنین نقل این مناظرهها برای غائبان و آیندگان نیز موجب [[اطلاعرسانی]] و آموزش بسیاری از مفاهیم [[دینی]] به آنان میشود. البته هدف از مناظره آموزش صِرف نیست؛ ازاینرو، نمیتوان آن را یک روش آموزشی صِرف تلقی کرد؛ اما جنبههای آموزشی فراوانی دارد [[و]] میتوان آن را از روشهای آموزشی در شرایط خاص دانست. برای کسانی که حاضر نیستند در برابر استاد سر فرود آورند و زانوی [[ادب]] بزنند و خود را از استاد بالاتر میبینند و در واقع گرفتار [[اشتباه]] و یا [[غرور]] و [[خود بزرگ بینی]] شدهاند، میتوان از این روش استفاده کرد و مطالب و موضوعهای لازم را به آنها آموزش داد.<ref>[[سید علی حسینیزاده|حسینیزاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزشهای دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزشهای دینی]]، ص ۸۹.</ref> | ||
====مِراء یا مناظره مردود==== | ====مِراء یا مناظره مردود==== | ||
| خط ۳۶۸: | خط ۳۶۸: | ||
===نکتهآموزی یا [[آموزش]] غیر رسمی=== | ===نکتهآموزی یا [[آموزش]] غیر رسمی=== | ||
نکتهآموزی در [[سیره معصومان]]{{عم}} از دیگر | نکتهآموزی در [[سیره معصومان]]{{عم}} از دیگر روشهای آموزشی است که از آن زیاد استفاده شده است. اساس این روش بر این پایه [[استوار]] است که محدود کردن آموزش در [[زمان]] و مکانی خاص، آموزش را از جهت کمی و کیفی محدود میکند. محدودیت کمی این [[انحصار]] روشن است؛ زیرا [[انسان]] ناچار است تنها در ساعتهای خاصی از [[روز]] و با حضور در مکان خاصی ([[مدرسه]] و کلاس درس) آموزش ببیند و بسا افرادی که گرفتاریهای [[زندگی]] هرگز چنین اجازهای را به آنان ندهد. از سوی دیگر، چند [[ساعت]] آموزش پیوسته در شبانهروز خسته کننده است و از کیفیت آموزش نیز میکاهد، درحالیکه روش نکتهآموزی زمان و مکان خاصی ندارد و [[شاگرد]] در هر زمان و مکان، محل کار، کوچه و خیابان، [[مسجد]] و [[بازار]] و... که استاد، مربی و یا هر کسی که سطح [[علمی]] او بالاتر و یا همسطح و [[پایینتر]] از او نیز باشد، میتواند مطالبی را فراگیرد، به این شرط که همه افراد وظیفهشناس بوده و بنایشان بر این باشد که آنچه را میدانند به نیازمندان بیاموزند. | ||
[[معصومان]]{{عم}} زمان و مکان خاصی برای [[آموزش احکام]] و [[معارف دینی]]، نمیشناختند؛ البته این به معنای [[بینظمی]] و عدم [[شناخت]] موقعیت نیست بلکه عین شناخت دقیق موقعیت و استفاده مفید از آن است که حتی در کوچه و [[بازار]] و محل کار نیز از [[فرصت]] استفاده کرده، به [[تعلیم و تربیت]] [[مردم]] میپرداختند. | [[معصومان]]{{عم}} زمان و مکان خاصی برای [[آموزش احکام]] و [[معارف دینی]]، نمیشناختند؛ البته این به معنای [[بینظمی]] و عدم [[شناخت]] موقعیت نیست بلکه عین شناخت دقیق موقعیت و استفاده مفید از آن است که حتی در کوچه و [[بازار]] و محل کار نیز از [[فرصت]] استفاده کرده، به [[تعلیم و تربیت]] [[مردم]] میپرداختند. | ||
در این روش، محتوای [[آموزش]] مختصر و مفید است؛ در نتیجه [[شاگرد]] به [[راحتی]] میتواند آن را فرا بگیرد؛ به ویژه اینکه [[معصومان]]{{عم}} با بهکارگیری [[فنون]] [[آموزشی]]، مطالب آموزشی را به سبکی ارائه میکردند که فراگیری به بهترین وجه و بالاترین سطح، حاصل شود. | در این روش، محتوای [[آموزش]] مختصر و مفید است؛ در نتیجه [[شاگرد]] به [[راحتی]] میتواند آن را فرا بگیرد؛ به ویژه اینکه [[معصومان]]{{عم}} با بهکارگیری [[فنون]] [[آموزشی]]، مطالب آموزشی را به سبکی ارائه میکردند که فراگیری به بهترین وجه و بالاترین سطح، حاصل شود. | ||
| خط ۴۰۸: | خط ۴۰۸: | ||
==روشهای نوشتاری== | ==روشهای نوشتاری== | ||
===[[نامهنگاری]]=== | ===[[نامهنگاری]]=== | ||
از دیگر | از دیگر روشهای آموزشی در [[سیره معصومان]]{{عم}}، روش نامهنگاری است؛ بدینگونه که [[پیامبر]]{{صل}} یا [[امام]]{{ع}} برای شخصی که در حضور ایشان نبود و یا در شهرهای دوردست میزیست و امکان دسترسی به امام را نداشت و یا دسترسی به پیامبر برای او با دشواریهایی همراه بود و گاه نیز در همان [[شهر]] میزیست ولی به دلایلی خاص، [[احکام]]، [[دستورات]] و اندیشههای [[اسلامی]] را به صورت نامهای برای آنان ارسال میکردند. این [[دستورها]] را گاه برای خود شخص مینوشتند و گاه برای اینکه او، به دلیل مسؤولیتی که داشت آن را به دیگران نیز برساند و گاهی نیز [[نامه]] را برای اهالی یک شهر و یا جمعی از [[مسلمانان]] مینگاشتند. اساساً نامهنگاری در سیره معصومان{{عم}}، به ویژه در [[سیره پیامبر]]{{صل}} جایگاهی ویژه و رواج داشت؛ البته برخی از [[نامههای پیامبر]]{{صل}}، به ویژه نامههای ایشان به سران [[اقوام]] و [[ملل]] جنبه [[سیاسی]] - [[حکومتی]] و [[دعوت به اسلام]] داشته ولی بخش قابل توجهی از آنها [[آموزشی]] و [[تربیتی]] بوده است. در کتاب [[مکاتیب الرسول]]، بسیاری از نامههای پیامبر{{صل}} که به سران ممالک یا بزرگان اقوام، برای [[دعوت]] آنان به [[اسلام]] نوشته شده بود گردآوری شده است؛ همچنین در این کتاب بخشی از نامههای پیامبر{{صل}} که در آنها احکام و دستورات [[اعتقادی]]، [[فقهی]]، [[اخلاقی]] و [[اجتماعی]] بیان شده، به برخی از مسلمانان اعم از اشخاص، سران و بزرگان اقوام و [[نمایندگان]] خود، آورده شده است. در اینجا بخشی از نامههای [[معصومان]]{{عم}} را که جنبه آموزشی دارد، ذکر میکنیم: | ||
====[[نامه پیامبر]]{{صل}} به دخترش [[فاطمه زهرا]]{{س}}==== | ====[[نامه پیامبر]]{{صل}} به دخترش [[فاطمه زهرا]]{{س}}==== | ||
| خط ۴۴۴: | خط ۴۴۴: | ||
===رساله و کتابنویسی=== | ===رساله و کتابنویسی=== | ||
از دیگر | از دیگر روشهای آموزشی [[معصومان]]{{عم}} [[نوشتن]] رسالههای [[علمی]] [[آموزشی]] در موضوعها و مسألههای گوناگون [[دینی]] است که از آن راه، [[فرهنگ]] و [[معارف دینی]] گسترش مییافت. مراد از رساله - در این تحقیق - آنچه امروزه به رساله معروف است، نیست، بلکه مراد نوشتهای است که در موضوع خاصی از موضوعهای علمی نوشته شده است و آگاهیهایی را در آن زمینه ارائه میکند و از حد یک [[نامه]] نیز بیرون است. دهخدا مینویسد: «رساله مجلهای است شامل اندکی از مسائلی که از یک نوع باشد»<ref>لغتنامه دهخدا، ذیل: «رساله».</ref>. البته رساله گاه میتواند در حد یک کتاب نیز باشد؛ یعنی تعداد صفحات آن یا حجم آن به اندازهای است که میتوان عنوان امروزی کتاب را بر آن نهاد و گاهی نیز حجم آن از این مقدار کمتر است و عنوان کتاب بر آن [[صدق]] نمیکند. اصطلاح کتاب نیز امروزه چنین نیست که حد و [[مرز]] دقیقی داشته باشد، هرچند هر نوشتهای را نیز کتاب نمینامند. دهخدا فرق رساله و کتاب را در کمی و زیادی و نقصان و کمال میداند<ref>لغتنامه دهخدا، ذیل: «رساله».</ref>. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} - که [[امی]] بود و هرگز با دست خود ننوشت - مطالب و نامههای خود را [[املا]] میکرد و [[کاتبان]] آن حضرت، از جمله علی{{ع}} آن را مینگاشتند. آن حضرت مطالب بسیاری را در زمینه [[علوم]] و [[معارف اسلامی]] ([[اعتقادات]]، [[احکام]] و [[اخلاق]]) املا کرد و علی{{ع}} آنها را به [[نگارش]] درآورد. | ||
[[امام باقر]]{{ع}} [[روایت]] میکند که [[پیامبر]]{{صل}} به علی{{ع}} فرمود: «آنچه را بر تو املا میکنم بنویس! علی{{ع}} پرسید: ای [[رسول خدا]] آیا میترسی از یاد ببرم؟ پیامبر فرمود: نه، نگران [[فراموشی]] تو نیستم من از [[خداوند]] خواستهام که تو را [[حافظ]] قرار دهد، پس تو را دچار فراموشی نمیکند؛ ولی اینک برای ائمهای که از میان [[فرزندان]] تو خواهند آمد، بنویس»<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}}: اكْتُبْ مَا أُمْلِي عَلَيْكَ، قَالَ عَلِيٌّ{{ع}}: يَا نَبِيَّ اللَّهِ وَ تَخَافُ النِّسْيَانَ؟ قَالَ: لَسْتُ أَخَافُ عَلَيْكَ النِّسْيَانَ وَ قَدْ دَعَوْتُ اللَّهَ لَكَ أَنْ يَحْفَظَكَ فَلَا يَنْسَاكَ لَكِنِ اكْتُبْ لِشُرَكَائِكَ، قَالَ: قُلْتُ: وَ مَنْ شُرَكَائِي يَا نَبِيَّ اللَّهِ؟ قَالَ: الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِكَ...}} (بصائر الدرجات، ص۱۶۷).</ref>. | [[امام باقر]]{{ع}} [[روایت]] میکند که [[پیامبر]]{{صل}} به علی{{ع}} فرمود: «آنچه را بر تو املا میکنم بنویس! علی{{ع}} پرسید: ای [[رسول خدا]] آیا میترسی از یاد ببرم؟ پیامبر فرمود: نه، نگران [[فراموشی]] تو نیستم من از [[خداوند]] خواستهام که تو را [[حافظ]] قرار دهد، پس تو را دچار فراموشی نمیکند؛ ولی اینک برای ائمهای که از میان [[فرزندان]] تو خواهند آمد، بنویس»<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}}: اكْتُبْ مَا أُمْلِي عَلَيْكَ، قَالَ عَلِيٌّ{{ع}}: يَا نَبِيَّ اللَّهِ وَ تَخَافُ النِّسْيَانَ؟ قَالَ: لَسْتُ أَخَافُ عَلَيْكَ النِّسْيَانَ وَ قَدْ دَعَوْتُ اللَّهَ لَكَ أَنْ يَحْفَظَكَ فَلَا يَنْسَاكَ لَكِنِ اكْتُبْ لِشُرَكَائِكَ، قَالَ: قُلْتُ: وَ مَنْ شُرَكَائِي يَا نَبِيَّ اللَّهِ؟ قَالَ: الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِكَ...}} (بصائر الدرجات، ص۱۶۷).</ref>. | ||