پرش به محتوا

بحث:بدعت در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز (جایگزینی متن - '==مفهوم‌شناسی==' به '== معناشناسی ==')
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
خط ۸۹: خط ۸۹:
#'''[[تعصّب]] ناروا:''' عامل سوم پیدایش بدعت، [[تعصب]] ناروای [[بدعت‌گذار]]، نسبت به [[عقاید]] موروثی از نیاکان است، مانند اینکه [[نقل]] شده روزی [[نمایندگان]] [[طائف]] به حضور [[رسول خدا]]{{صل}} رسیدند و خواهان پیوستن به [[مسلمانان]] شدند امّا مشروط بر رسمی شدن چند [[آیین]] موروثی از قبیل: [[حلال]] بودن [[ربا]]؛ [[آزاد]] بودن در زنای معروفه‌شان؛ دایر بودن بت‌خانه‌شان تا ۳ سال و عدم [[وجوب]] [[نماز]] بر آنان. رسول خدا{{صل}} هیچ کدام از این شرایط را نپذیرفت<ref>ابن‌اثیر، اسدالغابة، ج۱، ص۲۱۶.</ref>.
#'''[[تعصّب]] ناروا:''' عامل سوم پیدایش بدعت، [[تعصب]] ناروای [[بدعت‌گذار]]، نسبت به [[عقاید]] موروثی از نیاکان است، مانند اینکه [[نقل]] شده روزی [[نمایندگان]] [[طائف]] به حضور [[رسول خدا]]{{صل}} رسیدند و خواهان پیوستن به [[مسلمانان]] شدند امّا مشروط بر رسمی شدن چند [[آیین]] موروثی از قبیل: [[حلال]] بودن [[ربا]]؛ [[آزاد]] بودن در زنای معروفه‌شان؛ دایر بودن بت‌خانه‌شان تا ۳ سال و عدم [[وجوب]] [[نماز]] بر آنان. رسول خدا{{صل}} هیچ کدام از این شرایط را نپذیرفت<ref>ابن‌اثیر، اسدالغابة، ج۱، ص۲۱۶.</ref>.
# [[پیروی]] نکردن از [[پیشوای معصوم]]: از جمله عوامل [[بدعت]]، [[اعتقاد نداشتن به پیشوای معصوم]] پس از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} یا ملتزم نبودن به پیروی از اوست که برخلاف توصیه‌های مؤکد [[قرآن]] و [[سنت]] است. پیامبر اکرم{{صل}} در [[حدیث قطعی ثقلین]]، [[عامل نجات از گمراهی]] را [[تمسک به کتاب و عترت]] خود معرفی کرده است. اگر به این سفارش پیامبر اکرم{{صل}} عمل می‌شد، [[راه]] [[فرقه‌گرایی]] که در [[جهان اسلام]] پدید آمد و بدعت‌هایی که میان [[مسلمین]] شکل گرفت بسته می‌شد.<ref>[[جعفر سبحانی|سبحانی، جعفر]]، [[بدعت - سبحانی (مقاله)|مقاله «بدعت»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۲ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی، ج۲]].</ref>
# [[پیروی]] نکردن از [[پیشوای معصوم]]: از جمله عوامل [[بدعت]]، [[اعتقاد نداشتن به پیشوای معصوم]] پس از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} یا ملتزم نبودن به پیروی از اوست که برخلاف توصیه‌های مؤکد [[قرآن]] و [[سنت]] است. پیامبر اکرم{{صل}} در [[حدیث قطعی ثقلین]]، [[عامل نجات از گمراهی]] را [[تمسک به کتاب و عترت]] خود معرفی کرده است. اگر به این سفارش پیامبر اکرم{{صل}} عمل می‌شد، [[راه]] [[فرقه‌گرایی]] که در [[جهان اسلام]] پدید آمد و بدعت‌هایی که میان [[مسلمین]] شکل گرفت بسته می‌شد.<ref>[[جعفر سبحانی|سبحانی، جعفر]]، [[بدعت - سبحانی (مقاله)|مقاله «بدعت»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۲ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی، ج۲]].</ref>
==بدعت==
در لغت به معنای [[نوآوری]] یا اختراع چیزی بدون نمونه پیشین<ref>ابن منظور، لسان العرب، ج۱، ص۳۴۲؛ ابن فارس، احمد، مقاییس اللغه، ج۱، ص۲۰۹، «بدع».</ref> و در اصطلاح [[دینی]]، آن است که چیزی را جزو [[دین]] شمارند که ریشه‌ای در [[کتاب و سنت]] ندارد<ref>طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، ج۱، ص۱۶۴.</ref>، یا وارد ساختن چیزی در دین که جزء دین به‌شمار نمی‌رود<ref>شهید ثانی، الروضة البهیه، ج۱، ص۵۸۱.</ref>. در معنای [[کلامی]]، بدعت، چیزی است که پس از [[رسول‌الله]]{{صل}}، به عنوان [[عقیده]] یا عمل دینی مطرح شود درحالی‌که در مورد آن نه به صورت خاص بیانی رسیده است نه در ضمن عنوانی کلی قرار می‌گیرد و یا آنکه صریحاً از آن [[نهی]] شده است<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۷۱، ص۲۰۲-۲۰۳.</ref>.<ref>[[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[بدعت (مقاله)|مقاله «بدعت»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۱۱۶.</ref>
==اقسام بدعت==
[[اندیشمندان اسلامی]]، بدعت را به چندین گونه تقسیم کرده‌اند. برخی از [[علمای اهل سنت]] بدعت را بر پنج قسم [[حرام]]، [[واجب]]، [[مستحب]]، [[مکروه]] و [[مباح]] دانسته‌اند<ref>شاطبی، ابراهیم بن موسی، الاعتصام، ج۱، ص۲۴۱-۲۴۵.</ref>. برخی دیگر نیز به استناد سخن [[خلیفه دوم]] در خصوص سفارش برای به [[جماعت]] [[خواندن نماز]] تراویح بدعت را بر دو نوع [[پسندیده]] و [[ناپسند]] دانسته‌اند<ref>طبسی، نجم‌الدین، دراسات فقهیه فی مسائل خلافیه، ص۱۶۸.</ref>. برخی مانند [[شاطبی]]، بدعت را بر دو قسم [[حقیقی]] و اضافی (نسبی) می‌دانند. [[بدعت حقیقی]]، امری است که سابقه‌ای در دین ندارد و به آن افزوده شده و بدعت اضافی، به کارهایی گفته می‌شود که درباره اصل آنها در [[شریعت]] نهی یا نکوهشی وارد نشده است و چه بسا از امور مستحب است ولی به مرور [[زمان]] دگرگونی‌هایی در آن روی داده، یا چیزهایی بدان اضافه شده که صورت بدعت یافته؛ چنان‌که [[رهبانیت]]، از این نظر بدعت شمرده شده است<ref>شاطبی، ابراهیم بن موسی، الاعتصام، ج۱، ص۷۳-۷۷.</ref>. بیشتر [[علمای شیعه]] این دسته‌بندی را نمی‌پذیرند و بدعت با ملاک ارائه شده را حرام می‌دانند و بقیه امور حادث و فاقد ملاک یاد شده را صرفاً امری جدید می‌دانند، نه بدعت‌آمیز<ref>ر.ک: شهید اول، القواعد و الفوائد، ج۲، ص۱۴۵.</ref>.<ref>[[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[بدعت (مقاله)|مقاله «بدعت»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۱۱۶.</ref>
==حکم بدعت==
[[حرمت]] بدعت از مسلمات [[شریعت اسلام]] و [[ضروری دین]] است و چنان‌که در حوزه [[عقائد]] صورت گیرد، در برخی موارد موجب [[کفر]] و [[شرک]] می‌شود؛ مانند قول به تجسم [[ذات خداوند]] یا [[حلول]] او در کسی<ref>نراقی، احمد، عوائد الأیام، ص۳۱۹.</ref> و [[علمای شیعه]] هرچه را که مصداق [[بدعت]] باشد، [[حرام]] می‌دانند<ref>نراقی، احمد، عوائد الأیام، ص۳۱۹.</ref> و مواردی مانند قسم خوردن [[شهود]] به غیر [[نام خدا]] در [[دادگاه]]<ref>حلی، جعفر بن حسن، النهایة و نکتها، ج۲، ص۷۸.</ref>، شستن صورت و دست‌ها برای بار سوم در [[وضو]]<ref>نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲، ص۲۷۶</ref>، شستن محل مسح در وضو، به [[جماعت]] [[خواندن نماز]] [[نافله]]، [[افطار]] در غیر [[وقت]] آن<ref>شهید اول، القواعد و الفوائد، ج۲، ص۱۴۵.</ref> تنها بخشی از مصادیق بدعت است.
در مورد بدعت و [[نکوهش]] آن [[روایات]] متعددی وجود دارد<ref>سبحانی، جعفر، البدعة، ص۱۵.</ref>. بنابر [[احادیث]]، هیچ چیز مثل بدعت، [[دین]] را نابود نمی‌کند و [[بدعت‌گذاری]] در دین نوعی شرک و کفر است و [[بدعت‌گذاران]] از بدترین و زیانکارترین [[آفریدگان]] و مغضوب‌ترین آنها در پیشگاه [[خدا]] هستند که [[شیطان]] بر آنها چیره شده است و درنتیجه آنها به [[مخالفت]] با خدا و [[پیامبر]] و [[قرآن]] برخاسته‌اند. عمل [[دینی]] [[بدعت‌گذار]] نیز تا زمانی که از بدعت خود دست برندارد پذیرفته نیست؛ همچنان‌که [[قبول توبه]] او مشروط به بازگرداندن همه گمراه‌شدگان از [[انحراف]] است<ref>ر.ک: مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۲، ص۲۶۱-۳۱۶.</ref>.
در روایتی از [[رسول گرامی اسلام]]، هر بدعتی، [[ضلالت]] و [[گمراهی]] معرفی شده که سرانجام آن نیز [[آتش جهنم]] است: {{متن حدیث|كُلُّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ وَ كُلُّ ضَلَالَةٍ فِي النَّارِ}}<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۵۷.</ref>
در [[قرآن کریم]] نیز بدعت بدعت امری [[ناپسند]] و ممنوع دانسته شده و در [[آیه]] ۱۱۶ [[سوره نحل]] به [[مسلمانان]] دستور داده شده است که نباید [[حلال و حرام]] را از پیش خود و بدون سندی از [[نصوص دینی]] به [[خداوند]] نسبت دهند:
{{متن قرآن|وَلَا تَقُولُوا لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَذَا حَلَالٌ وَهَذَا حَرَامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لَا يُفْلِحُونَ}}<ref>«و بر هر چه زبانتان به دروغ وصف می‌کند، نگویید: «این حلال است و آن حرام» تا بر خداوند دروغ بندید زیرا آنان که بر خداوند دروغ می‌بندند رستگار نمی‌گردند» سوره نحل، آیه ۱۱۶.</ref>.<ref>[[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[بدعت (مقاله)|مقاله «بدعت»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۱۱۷.</ref>
==مقابله با بدعت‌گذار==
اهتمام جدی [[علمای اسلام]] نسبت به [[بدعت]]، گذشته از آنکه به منظور [[حراست]] از [[حریم]] [[دین]] و [[پیشگیری]] از هرگونه [[دگرگونی]] در آن صورت می‌گیرد، ناشی از [[احادیث]] بسیاری است که در [[نکوهش]] بدعت [[روایت]] شده است. در روایتی آمده که [[تعظیم]] بدعت‌گذار، موجب نابودی دین است: {{متن حدیث|مَنْ أَتَى ذَا بِدْعَةٍ فَعَظَّمَهُ فَإِنَّمَا يَسْعَى فِي هَدْمِ الْإِسْلَامِ}}<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۵۴.</ref>.
مقابله با [[بدعت‌گذاران]] و برحذر داشتن [[مردم]] از ایشان [[وظیفه عالمان]] دین است و اگر عالمی در برابر [[بدعت‌ها]] نایستد و [[دانش]] خود را عرضه نکند به [[نفرین]] [[خدا]] دچار می‌شود. همچنین، برای آنکه افراد [[ناآگاه]] و [[ضعیف]] به دام بدعت‌گذاران نیفتند در هر [[روزگار]] شخصی از [[خاندان پیامبر]]{{صل}} وجود دارد که در برابر بدعت‌ها می‌ایستد و [[حق]] را آشکار می‌کند<ref>ر.ک: مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۲، ص۲۶۱-۳۱۶.</ref>.
در برخی [[روایات]] نیز به صورت خاص راه مقابله با این افراد بیان شده و در [[حدیثی]] از [[امام صادق]] به نقل از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نقل شده است که با [[اهل بدعت]]، [[مباهته]] باید کرد:
{{متن حدیث|إِذَا رَأَيْتُمْ أَهْلَ الرَّيْبِ وَ الْبِدَعِ مِنْ بَعْدِي فَأَظْهِرُوا الْبَرَاءَةَ مِنْهُمْ وَ أَكْثِرُوا مِنْ سَبِّهِمْ وَ الْقَوْلَ فِيهِمْ وَ الْوَقِيعَةَ وَ بَاهِتُوهُمْ كَيْلَا يَطْمَعُوا فِي الْفَسَادِ فِي الْإِسْلَامِ...}}<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۲، ص۳۷۵.</ref>؛
چون [[اهل]] [[شک]] و بدعت را پس از من دیدید از آنها [[بیزاری]] بجویید و به آنها [[دشنام]] بدهید و درباره‌شان بد بگویید و آبروشان را ببرید و بر دهنشان بزنید تا [[طمع]] نکنند به [[فساد]] در [[اسلام]]....
البته [[علمای شیعه]] در [[تفسیر]] مباهته اختلاف‌نظر دارند و برخی آن را به معنای [[تهمت زدن]]<ref>خوئی، ابوالقاسم، مصباح الفقاهة، ج۱، ص۲۸۱.</ref> و برخی دیگر به معنای مبهوت کردن یعنی ساکت و [[قانع]] کردن در بحث و [[مناظره]] دانسته‌اند<ref>فیض کاشانی، محمدمحسن، الوافی، ج۱، ص۲۴۵.</ref>.<ref>[[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[بدعت (مقاله)|مقاله «بدعت»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۱۱۸.</ref>
==اتهام بدعت==
به خاطر اهمیت ممنوعیت بدعت در میان [[مسلمانان]]، در طول [[تاریخ]] گروه‌ها و [[مذاهب اسلامی]] یکدیگر را به [[بدعت‌گذاری]] در [[احکام]] و [[عقائد]] متهم کرده‌اند؛ چنان‌که [[حنبلی‌ها]] و [[وهابیون]]، همه [[فلاسفه]] و [[متکلمان شیعه]]، [[معتزله]]، [[اشاعره]] و [[خوارج]] را؛ اشاعره، همه مذاهب اسلامی غیر [[اشعری]] را و [[شیعیان]] نیز [[اهل سنت]]، [[غلات]]، معتزله، خوارج و [[صوفیه]] را [[بدعت‌گذار]] معرفی کرده‌اند<ref>طارمی، حسن، «بدعت».</ref>. [[ابن تیمیه]] بیش از دیگران درصدد [[مبارزه با بدعت]] بوده و بسیاری از [[افکار]] و [[اعمال]] رایج را بدعت معرفی کرده است<ref>ابن تیمیه، الرسائل الکبری، ج۱، جزء۱، ص۱۲۵؛ ج۲، جزء ۵، ص۹۵ و ۹۸.</ref>. همچنین او در [[مسائل اعتقادی]] همه اندیشه‌های مخالف با معتقداتی را که به نظر وی از [[کتاب و سنت]] اخذ شده را بدعت نامیده است و منشأ آنها را بی‌خبری از آنچه [[پیامبر]]{{صل}}، [[صحابه]] و [[تابعان]] بدان [[معتقد]] بوده‌اند می‌داند<ref>ابن تیمیه، الرسائل الکبری، ج۲، جزء ۵، ص۱۹۵.</ref>. در مقابل این دیدگاه [[اندیشمندان اسلامی]] برداشت وی از کتاب و سنت در مسئله بدعت و تشخیص مصادیق بدعت را نپسندیده، ردیه‌هایی علیه دیدگاه او نوشته‌اند.<ref>[[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[بدعت (مقاله)|مقاله «بدعت»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۱۱۹.</ref>


==پانویس==
==پانویس==
{{یادآوری پانویس}}
{{یادآوری پانویس}}
{{پانویس2}}
{{پانویس2}}
۸۲٬۰۳۴

ویرایش