الهیات: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۴ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۹ اوت ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۸۳: خط ۸۳:
در نتیجه، این [[تفکر]] شکل می‌گیرد که شناخت خدا از دو راه ممکن است؛ به کمک طبیعت و به کمک مکاشفه؛ با این فرق که راه دوم توضیح‌دهنده، تأییدکننده و بسط‌دهنده چیزی است که به وسیله روش اول شناخته می‌شود. همین تفکر کالونی در اعتراف‌نامه گال (١۵۵٩م) و همچنین در اعتراف‌نامه بلژیک (١۵۶١م) بروز می‌یابد؛ به این بیان که برای شناخت خدا دو راه وجود دارد؛ یکی از طریق [[نظام طبیعت]] و دومی از طریق [[کتاب مقدس]] و راه دوم روشن‌تر و کامل‌تر از راه اول است<ref>مک گرات، آلیستر، درسنامه الهیات مسیحی، ترجمه بهروز حدادی، ج۱، ص۴۰۶-۴۰۹.</ref>.<ref>[[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[الهیات طبیعی یا عقلی (مقاله)|مقاله «الهیات طبیعی یا عقلی »]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۲۱۷.</ref>
در نتیجه، این [[تفکر]] شکل می‌گیرد که شناخت خدا از دو راه ممکن است؛ به کمک طبیعت و به کمک مکاشفه؛ با این فرق که راه دوم توضیح‌دهنده، تأییدکننده و بسط‌دهنده چیزی است که به وسیله روش اول شناخته می‌شود. همین تفکر کالونی در اعتراف‌نامه گال (١۵۵٩م) و همچنین در اعتراف‌نامه بلژیک (١۵۶١م) بروز می‌یابد؛ به این بیان که برای شناخت خدا دو راه وجود دارد؛ یکی از طریق [[نظام طبیعت]] و دومی از طریق [[کتاب مقدس]] و راه دوم روشن‌تر و کامل‌تر از راه اول است<ref>مک گرات، آلیستر، درسنامه الهیات مسیحی، ترجمه بهروز حدادی، ج۱، ص۴۰۶-۴۰۹.</ref>.<ref>[[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[الهیات طبیعی یا عقلی (مقاله)|مقاله «الهیات طبیعی یا عقلی »]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۲۱۷.</ref>


==[[الهیات]] پویشی==
==الهیات پویشی==
پویش، تغییری نظام‌مند با جهت و تنظیمی درونی است و آنچه پویش را از توالی پدیده‌های متغیر مشخص می‌کند، [[پیوستگی]] و [[نظم]] درونی و همچنین [[هدفمندی]] آن است؛ البته منظور متألهان پویشی از «هدفمندی» غیر از مطلب گفته شده است؛ زیرا به نظر آنها برای طی مسیر یک فرآیند و رسیدن به نتیجه‌ای خاص نمی‌توان [[غایت]] و آینده‌ای در نظر گرفت، چون فرآیند [[تحول]] ذاتاً به طور [[خلاق]] و آزادانه صورت می‌گیرد و امکان هر جهتی که برای آن فرض کنیم، به اندازه جهت مخالف است. بنابراین، می‌توان گفت، از دید تحول‌گرایانی مثل برگسون و وایتهد رسیدن هر فرآیندی به نتیجه‌ای خاص کاملاً اتفاقی است<ref>سلطانی گازار، مهدی، «تحلیل و بسط نظریه تطور خلاق برگسون و تجربه خلاق وایتهد»، دانشگاه علامه طباطبایی، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، تهران، مقدمه.</ref>.
پویش، تغییری نظام‌مند با جهت و تنظیمی درونی است و آنچه پویش را از توالی پدیده‌های متغیر مشخص می‌کند، [[پیوستگی]] و [[نظم]] درونی و همچنین [[هدفمندی]] آن است؛ البته منظور متألهان پویشی از «هدفمندی» غیر از مطلب گفته شده است؛ زیرا به نظر آنها برای طی مسیر یک فرآیند و رسیدن به نتیجه‌ای خاص نمی‌توان [[غایت]] و آینده‌ای در نظر گرفت، چون فرآیند [[تحول]] ذاتاً به طور [[خلاق]] و آزادانه صورت می‌گیرد و امکان هر جهتی که برای آن فرض کنیم، به اندازه جهت مخالف است. بنابراین، می‌توان گفت، از دید تحول‌گرایانی مثل برگسون و وایتهد رسیدن هر فرآیندی به نتیجه‌ای خاص کاملاً اتفاقی است<ref>سلطانی گازار، مهدی، «تحلیل و بسط نظریه تطور خلاق برگسون و تجربه خلاق وایتهد»، دانشگاه علامه طباطبایی، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، تهران، مقدمه.</ref>.


خط ۹۰: خط ۹۰:
یکی از مسائلی که از دیرباز [[ذهن]] [[فیلسوفان]] را به خود مشغول کرده، مباحث [[هستی‌شناسی]] و [[جهان‌شناسی]] است که در بسیاری از کتاب‌های فلسفی به آن پرداخته شده است. هم‌زمان با [[تفکر]] فلسفی [[انسان]] و در نتیجه رابطه [[حسی]] او با امور ثابت و متغیر عالم، دو نوع جریان [[فکری]] شکل گرفت که افراد در یکی به «[[ثبات]]» هستی و در دیگری به «[[تغییر]]» هستی [[گرایش]] یافتند و در رأس جریان اول، «[[زنون]]» الیائی و «پارمنیدس» قرار داشتند که با طرح اشکالات مشهور خود، [[اعتقاد]] به «[[تغییر]]» را با مشکل جدی روبه‌رو کردند و جریان دوم نیز با «هراکلیتوس» و جمله معروف وی<ref>در [[جهان]] هیچ رودخانه‌ای وجود ندارد که شخصی دو بار به آن وارد شده باشد.</ref> آغاز شد و با متفکران بزرگی مثل [[ارسطو]] (نظریه [[قوه]] و فعل)، هگل<ref>آون، اچ.پی، دیدگاه‌ها درباره خدا، ترجمه حمید بخشنده، ص۱۷۵-۱۷۶.</ref> (نظریه اصل دیالکتیک) و... ادامه یافت.
یکی از مسائلی که از دیرباز [[ذهن]] [[فیلسوفان]] را به خود مشغول کرده، مباحث [[هستی‌شناسی]] و [[جهان‌شناسی]] است که در بسیاری از کتاب‌های فلسفی به آن پرداخته شده است. هم‌زمان با [[تفکر]] فلسفی [[انسان]] و در نتیجه رابطه [[حسی]] او با امور ثابت و متغیر عالم، دو نوع جریان [[فکری]] شکل گرفت که افراد در یکی به «[[ثبات]]» هستی و در دیگری به «[[تغییر]]» هستی [[گرایش]] یافتند و در رأس جریان اول، «[[زنون]]» الیائی و «پارمنیدس» قرار داشتند که با طرح اشکالات مشهور خود، [[اعتقاد]] به «[[تغییر]]» را با مشکل جدی روبه‌رو کردند و جریان دوم نیز با «هراکلیتوس» و جمله معروف وی<ref>در [[جهان]] هیچ رودخانه‌ای وجود ندارد که شخصی دو بار به آن وارد شده باشد.</ref> آغاز شد و با متفکران بزرگی مثل [[ارسطو]] (نظریه [[قوه]] و فعل)، هگل<ref>آون، اچ.پی، دیدگاه‌ها درباره خدا، ترجمه حمید بخشنده، ص۱۷۵-۱۷۶.</ref> (نظریه اصل دیالکتیک) و... ادامه یافت.


در دوره معاصر نیز دوباره برخی از [[اندیشمندان]]، همچون [[فلاسفه]] قبل از کانت به مباحث ماوراء الطبیعه و [[الهیات]] توجه کردند تا اینکه مباحث [[توحیدی]] دوباره ریشه گرفت و دیدگاه‌های مختلف درباره آن مطرح شد که از جمله آنها دو رویکرد «توحیدی» و «غیرتوحیدی» بود. رویکرد توحیدی بیشتر بر «[[خداباوری]] سنتی» مبتنی بود که سابقه‌ای دیرینه در غرب داشت و رویکرد غیرتوحیدی هم در چهار دیدگاه خلاصه می‌شد: خدای متناهی، خدای [[فلسفه]] نوافلاطونی، همه‌خداانگاری<ref>Pantheism.</ref> و الهیات پویشی.
در دوره معاصر نیز دوباره برخی از [[اندیشمندان]]، همچون [[فلاسفه]] قبل از کانت به مباحث ماوراء الطبیعه و الهیات توجه کردند تا اینکه مباحث [[توحیدی]] دوباره ریشه گرفت و دیدگاه‌های مختلف درباره آن مطرح شد که از جمله آنها دو رویکرد «توحیدی» و «غیرتوحیدی» بود. رویکرد توحیدی بیشتر بر «[[خداباوری]] سنتی» مبتنی بود که سابقه‌ای دیرینه در غرب داشت و رویکرد غیرتوحیدی هم در چهار دیدگاه خلاصه می‌شد: خدای متناهی، خدای [[فلسفه]] نوافلاطونی، همه‌خداانگاری<ref>Pantheism.</ref> و الهیات پویشی.
مطلب مورد نظر ما همین دیدگاه اخیر است که «ای. ان. وایتهد»<ref>Ifered North Whitehead (1861-1949).</ref> آن پایه نهاد و بعدها [[شاگرد]] وی، «چارلز هارتشورن»<ref>A. Charles Hartshorne.</ref> آن را ادامه داد. به عبارت دیگر، الهیات پویشی پدیده جدیدی است که در آن شماری از متألهان [[مسیحی]]، فلسفه پویشی - [[متافیزیکی]] آلفرد نورث وایتهد را چارچوب دیدگاه مابعدالطبیعی خود قرار داده‌اند<ref>هیک، جان، فلسفه دین، ترجمه بهزاد سالکی، ص۱۱۶.</ref>.
مطلب مورد نظر ما همین دیدگاه اخیر است که «ای. ان. وایتهد»<ref>Ifered North Whitehead (1861-1949).</ref> آن پایه نهاد و بعدها [[شاگرد]] وی، «چارلز هارتشورن»<ref>A. Charles Hartshorne.</ref> آن را ادامه داد. به عبارت دیگر، الهیات پویشی پدیده جدیدی است که در آن شماری از متألهان [[مسیحی]]، فلسفه پویشی - [[متافیزیکی]] آلفرد نورث وایتهد را چارچوب دیدگاه مابعدالطبیعی خود قرار داده‌اند<ref>هیک، جان، فلسفه دین، ترجمه بهزاد سالکی، ص۱۱۶.</ref>.
مفاهیم الهیات پویشی را می‌توان به صورت موارد زیر بیان کرد:
مفاهیم الهیات پویشی را می‌توان به صورت موارد زیر بیان کرد:
خط ۱۱۳: خط ۱۱۳:
بنابراین، وایتهد به خدای متناهی قائل است.
بنابراین، وایتهد به خدای متناهی قائل است.


'''بررسی دیدگاه وایتهد''': مشکل [[الهیات]] پویشی این است که در آن، همه [[واقعیات]] عینی حتی خدا محدود بوده، خدا، همان خدای عامل مطلق، قادر مطلق، [[خالق]] مطلق و [[خیر محض]] و... نیست و دیگر جایی برای مفهوم [[خلقت]] و... باقی نمی‌ماند؛ زیرا خدایی که در الهیات سنتی خالق تمام عالم بود، در الهیات وایتهد به صورت عامل جزئی و ناقص از [[نظام هستی]]، معرفی و «هستی» که مخلوق خدا بود، برخلاف خدا، بالفعل و [[قائم]] به نفس [[درک]] می‌شود؛ زیرا در الهیات پویشی، مفهوم [[خلق]] از عدم، درباره «هستی» مردود است. بنابراین، خدای وایتهد موجودی در میان دیگر موجودات است، هرچند [[ابدی]] بودن او را از دیگران مشخص می‌کند، ولی باز هم، متناهی است.
'''بررسی دیدگاه وایتهد''': مشکل الهیات پویشی این است که در آن، همه [[واقعیات]] عینی حتی خدا محدود بوده، خدا، همان خدای عامل مطلق، قادر مطلق، [[خالق]] مطلق و [[خیر محض]] و... نیست و دیگر جایی برای مفهوم [[خلقت]] و... باقی نمی‌ماند؛ زیرا خدایی که در الهیات سنتی خالق تمام عالم بود، در الهیات وایتهد به صورت عامل جزئی و ناقص از [[نظام هستی]]، معرفی و «هستی» که مخلوق خدا بود، برخلاف خدا، بالفعل و [[قائم]] به نفس [[درک]] می‌شود؛ زیرا در الهیات پویشی، مفهوم [[خلق]] از عدم، درباره «هستی» مردود است. بنابراین، خدای وایتهد موجودی در میان دیگر موجودات است، هرچند [[ابدی]] بودن او را از دیگران مشخص می‌کند، ولی باز هم، متناهی است.


ب) '''هارتشورن''': «چارلز هارت شورن»<ref>Charles Hartshorne.</ref> [[شاگرد]] وایتهد و بعداً به وسیله «دیوید رایگریفین»<ref>David Raygriffin.</ref> مفهوم اصلی الهیات پویشی را گسترش دارند<ref>دهباشی، مهدی، پژوهشی تطبیقی در هستی‌شناسی و شناخت‌شناسی ملاصدرا و وایتهد، ص۱۴۱.</ref>.
ب) '''هارتشورن''': «چارلز هارت شورن»<ref>Charles Hartshorne.</ref> [[شاگرد]] وایتهد و بعداً به وسیله «دیوید رایگریفین»<ref>David Raygriffin.</ref> مفهوم اصلی الهیات پویشی را گسترش دارند<ref>دهباشی، مهدی، پژوهشی تطبیقی در هستی‌شناسی و شناخت‌شناسی ملاصدرا و وایتهد، ص۱۴۱.</ref>.
خط ۱۲۶: خط ۱۲۶:
#تعبیر حرکت در عین ثبات، تعبیری مبهم و دربردارنده تضاد درونی است؛ چراکه هم‌زمان دربردارنده حرکت و سکون (ثبات) در خداست.<ref>[[مهدی منزه|منزه، مهدی]]، [[الهیات پویشی (مقاله)|مقاله «الهیات پویشی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۲۰۳.</ref>
#تعبیر حرکت در عین ثبات، تعبیری مبهم و دربردارنده تضاد درونی است؛ چراکه هم‌زمان دربردارنده حرکت و سکون (ثبات) در خداست.<ref>[[مهدی منزه|منزه، مهدی]]، [[الهیات پویشی (مقاله)|مقاله «الهیات پویشی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۲۰۳.</ref>


===بررسی «[[قدرت]] مطلقه [[الهی]]» در [[الهیات]] پویشی===
===بررسی «[[قدرت]] مطلقه [[الهی]]» در الهیات پویشی===
متألهان پویشی دوگانه‌انگاری را مردود می‌دانستند و به همین خاطر برای توجیه سازگاری بین «[[علم و دین]]» در صدد [[اصلاح]] اغراق‌هایی برآمدند که در آموزه‌های سنتی [[دین]] به وجود آمده و از مهم‌ترین این اغراق‌ها [[نظریه]]«قدرت مطلقه الهی» بود<ref>تحلیل و بسط نظریه تطور خلاق وایتهد، مقدمه.</ref>. ایشان بر این باورند که اول: «قدرت» [[خداوند]] بنا بر دلایلی از جمله وجود [[شر]] در [[جهان]] ممکن نیست که نامحدود باشد، بلکه فقط در فرآیند عالم مؤثر است<ref>هیک، جان، فلسفه دین، ترجمه بهزاد سالکی، ص۱۱۶.</ref>؛ دوم: این [[قدرت]] همواره اقناعی<ref>Persuasive.</ref> است، نه قاهرانه<ref>Coercive.</ref>.
متألهان پویشی دوگانه‌انگاری را مردود می‌دانستند و به همین خاطر برای توجیه سازگاری بین «[[علم و دین]]» در صدد [[اصلاح]] اغراق‌هایی برآمدند که در آموزه‌های سنتی [[دین]] به وجود آمده و از مهم‌ترین این اغراق‌ها [[نظریه]]«قدرت مطلقه الهی» بود<ref>تحلیل و بسط نظریه تطور خلاق وایتهد، مقدمه.</ref>. ایشان بر این باورند که اول: «قدرت» [[خداوند]] بنا بر دلایلی از جمله وجود [[شر]] در [[جهان]] ممکن نیست که نامحدود باشد، بلکه فقط در فرآیند عالم مؤثر است<ref>هیک، جان، فلسفه دین، ترجمه بهزاد سالکی، ص۱۱۶.</ref>؛ دوم: این [[قدرت]] همواره اقناعی<ref>Persuasive.</ref> است، نه قاهرانه<ref>Coercive.</ref>.
آنها معتقدند [[ضرورت]] وجود فاعلی فراطبیعی روشن است، اما اینکه فاعل، [[خالق]] و عامل [[جهان]] باشد پذیرفتنی نیست، پس [[خداوند]] نمی‌تواند [[انسان‌ها]] را به انجام اموری که می‌خواهد، [[اجبار]] کند، بلکه خداوند، تنها ترغیب‌کننده پویش در جهان است؛ بدین صورت که عالی‌ترین امکان‌ها را در برابر [[ذهن]] انسان‌ها قرار می‌دهد تا آنها بتوانند کمال خود را پدید آورده، مختارانه خواسته‌های وی را [[اجرا]] کنند<ref>پترسون، مایکل و دیگران، عقل و اعتقاد دینی، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، ص۱۱۶.</ref>.<ref>[[مهدی منزه|منزه، مهدی]]، [[الهیات پویشی (مقاله)|مقاله «الهیات پویشی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۲۰۵.</ref>
آنها معتقدند [[ضرورت]] وجود فاعلی فراطبیعی روشن است، اما اینکه فاعل، [[خالق]] و عامل [[جهان]] باشد پذیرفتنی نیست، پس [[خداوند]] نمی‌تواند [[انسان‌ها]] را به انجام اموری که می‌خواهد، [[اجبار]] کند، بلکه خداوند، تنها ترغیب‌کننده پویش در جهان است؛ بدین صورت که عالی‌ترین امکان‌ها را در برابر [[ذهن]] انسان‌ها قرار می‌دهد تا آنها بتوانند کمال خود را پدید آورده، مختارانه خواسته‌های وی را [[اجرا]] کنند<ref>پترسون، مایکل و دیگران، عقل و اعتقاد دینی، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، ص۱۱۶.</ref>.<ref>[[مهدی منزه|منزه، مهدی]]، [[الهیات پویشی (مقاله)|مقاله «الهیات پویشی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۲۰۵.</ref>


===رابطه «[[خدا]] و جهان» در [[الهیات]] پویشی===
===رابطه «[[خدا]] و جهان» در الهیات پویشی===
بنا بر الهیات پویشی، خداوند عالم را از عدم نیافریده<ref>پترسون، مایکل و دیگران، عقل و اعتقاد دینی، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، ص۱۰۹.</ref>، بلکه برعکس، عالم فرآیندی [[آفریده]] نشده است که خداوند را نیز شامل می‌شود<ref>هیک، جان، فلسفه دین، ترجمه بهزاد سالکی، ص۱۱۸.</ref> و رابطه آن دو به این صورت است که جهان، به منزله بدن خداوند است و خدا به واسطه بدنش [[زندگی]] می‌کند و این، بدین معنی است که خدا و جهان کاملاً جدا از یکدیگر نیستند و همه موجودات از جمله انسان‌ها در [[وجود خداوند]] مندرج‌اند، به عبارت دیگر، میان خدا و جهان رابطه دوسویه برقرار است<ref>پترسون، مایکل و دیگران، عقل و اعتقاد دینی، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، ص۱۰۹-۱۱۰.</ref>.
بنا بر الهیات پویشی، خداوند عالم را از عدم نیافریده<ref>پترسون، مایکل و دیگران، عقل و اعتقاد دینی، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، ص۱۰۹.</ref>، بلکه برعکس، عالم فرآیندی [[آفریده]] نشده است که خداوند را نیز شامل می‌شود<ref>هیک، جان، فلسفه دین، ترجمه بهزاد سالکی، ص۱۱۸.</ref> و رابطه آن دو به این صورت است که جهان، به منزله بدن خداوند است و خدا به واسطه بدنش [[زندگی]] می‌کند و این، بدین معنی است که خدا و جهان کاملاً جدا از یکدیگر نیستند و همه موجودات از جمله انسان‌ها در [[وجود خداوند]] مندرج‌اند، به عبارت دیگر، میان خدا و جهان رابطه دوسویه برقرار است<ref>پترسون، مایکل و دیگران، عقل و اعتقاد دینی، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، ص۱۰۹-۱۱۰.</ref>.
طرفداران این دیدگاه بر این باورند که:
طرفداران این دیدگاه بر این باورند که:
خط ۱۴۰: خط ۱۴۰:
خدای مطرح‌شده در [[عدل الهی]] پویشی، اگرچه [[صانع]] غایی و مالک و خداوندگار [[جهان]] نیست (چون چنین خدایی وجود ندارد)، ولی [[مسئول]] ارتقای هستی بشری از مراحل نخستین [[حیات]] است<ref>هیک، جان، فلسفه دین، ترجمه بهزاد سالکی، ص۱۲۸.</ref>.
خدای مطرح‌شده در [[عدل الهی]] پویشی، اگرچه [[صانع]] غایی و مالک و خداوندگار [[جهان]] نیست (چون چنین خدایی وجود ندارد)، ولی [[مسئول]] ارتقای هستی بشری از مراحل نخستین [[حیات]] است<ref>هیک، جان، فلسفه دین، ترجمه بهزاد سالکی، ص۱۲۸.</ref>.
[[نظریه]] عدل الهی پویشی دو [[جاذبه]] دارد<ref>هیک، جان، فلسفه دین، ترجمه بهزاد سالکی، ص۱۲۴-۱۲۵.</ref>:
[[نظریه]] عدل الهی پویشی دو [[جاذبه]] دارد<ref>هیک، جان، فلسفه دین، ترجمه بهزاد سالکی، ص۱۲۴-۱۲۵.</ref>:
اول اینکه، [[الهیات]] سنتی به سبب انتساب [[قدرت]] مطلقه به [[خداوند]]، با مشکل تناقض [[افعال خدا]] درباره «[[شرور]]» روبه‌رو بود که در نهایت به توجیه این نوع از [[افعال خداوند]] می‌انجامید، ولی با این نظریه آن مشکل حل می‌شود؛
اول اینکه، الهیات سنتی به سبب انتساب [[قدرت]] مطلقه به [[خداوند]]، با مشکل تناقض [[افعال خدا]] درباره «[[شرور]]» روبه‌رو بود که در نهایت به توجیه این نوع از [[افعال خداوند]] می‌انجامید، ولی با این نظریه آن مشکل حل می‌شود؛
دوم اینکه، دعوتی پرشور به جانبداری از خداوند در [[مبارزه]] بی‌پایان علیه شرور جهانی مقهورناشدنی را دربردارد.<ref>[[مهدی منزه|منزه، مهدی]]، [[الهیات پویشی (مقاله)|مقاله «الهیات پویشی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۲۰۶.</ref>
دوم اینکه، دعوتی پرشور به جانبداری از خداوند در [[مبارزه]] بی‌پایان علیه شرور جهانی مقهورناشدنی را دربردارد.<ref>[[مهدی منزه|منزه، مهدی]]، [[الهیات پویشی (مقاله)|مقاله «الهیات پویشی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۲۰۶.</ref>


۸۰٬۱۲۹

ویرایش