←سیر تاریخی تسامح و تساهل
(←مقدمه) |
|||
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
==سیر تاریخی تسامح و تساهل== | ==سیر تاریخی تسامح و تساهل== | ||
تسامح در [[فرهنگ غربی]] با صبغهای [[دینی]] پدید آمد. قبل از [[گرایش]] [[مردم]] [[روم]] به [[مسیحیت]] [[مسیحیان]] آن [[دیار]] شدیداً در [[آزار]] و [[شکنجه]] بودند؛ چراکه [[جامعه]] روم به [[پرستش]] [[خدایان]]، [[معتقد]] و مخالف [[آیین]] مسیحیان بود، ولی پس از پذیرش مسیحیت به صورت یک [[مذهب]] رسمی در روم مسیحیان، مخالفان مذهبی خود را آزار میدادند و شکنجه و [[سوزاندن]] مخالفان از موارد رایج [[رفتار]] با مخالفان مذهبی بود<ref>گلشاهی، شیرزاد، مقدمه ترجمه نامهای در باب تساهل، ص۴-۵.</ref>. | {{همچنین|تسامح و تساهل}} | ||
«تسامح» در [[فرهنگ غربی]] با صبغهای [[دینی]] پدید آمد. قبل از [[گرایش]] [[مردم]] [[روم]] به [[مسیحیت]] [[مسیحیان]] آن [[دیار]] شدیداً در [[آزار]] و [[شکنجه]] بودند؛ چراکه [[جامعه]] روم به [[پرستش]] [[خدایان]]، [[معتقد]] و مخالف [[آیین]] مسیحیان بود، ولی پس از پذیرش مسیحیت به صورت یک [[مذهب]] رسمی در روم مسیحیان، مخالفان مذهبی خود را آزار میدادند و شکنجه و [[سوزاندن]] مخالفان از موارد رایج [[رفتار]] با مخالفان مذهبی بود<ref>گلشاهی، شیرزاد، مقدمه ترجمه نامهای در باب تساهل، ص۴-۵.</ref>. | |||
در قرون وسطی و زمانی که [[دین]]، نهاد دولتی بود، نداشتن تسامح و [[افراط]] در [[خشونت]]، زمینه را برای واکنش شدید نسبت به این موضوع فراهم کرد، تا آنجا که فشارهای [[کلیسا]] در [[تفتیش عقاید]] باعث شد که هنوز نیز مفاهیمی چون باید و نباید، [[امر و نهی]] و [[تکلیف]] [[اجتماعی]] و... در بسیاری محافل اموری مطرود محسوب شوند. هرچند، تسامح خاستگاهی دینی داشت ولی بعدها در [[دوران روشنگری]] با کمک مبانی [[انسانگرایی]]؛ [[عقلگرایی]] و [[فردگرایی]] هم به حوزههای غیردینی راه یافت و از آن پس تساهل به صورت یک اصل و به مفهوم «به رسمیت شناختن مطلق تنوع و گوناگونی» در هر عرصه [[معرفتی]] و [[رفتاری]] اعم از فردی، اجتماعی، [[سیاسی]]، دینی، فرهنگی و... تبدیل شد. | در قرون وسطی و زمانی که [[دین]]، نهاد دولتی بود، نداشتن تسامح و [[افراط]] در [[خشونت]]، زمینه را برای واکنش شدید نسبت به این موضوع فراهم کرد، تا آنجا که فشارهای [[کلیسا]] در [[تفتیش عقاید]] باعث شد که هنوز نیز مفاهیمی چون باید و نباید، [[امر و نهی]] و [[تکلیف]] [[اجتماعی]] و... در بسیاری محافل اموری مطرود محسوب شوند. هرچند، تسامح خاستگاهی دینی داشت ولی بعدها در [[دوران روشنگری]] با کمک مبانی [[انسانگرایی]]؛ [[عقلگرایی]] و [[فردگرایی]] هم به حوزههای غیردینی راه یافت و از آن پس تساهل به صورت یک اصل و به مفهوم «به رسمیت شناختن مطلق تنوع و گوناگونی» در هر عرصه [[معرفتی]] و [[رفتاری]] اعم از فردی، اجتماعی، [[سیاسی]]، دینی، فرهنگی و... تبدیل شد. | ||