بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۶: | خط ۱۶: | ||
=== معنای اصطلاحی === | === معنای اصطلاحی === | ||
درباره معنای اصطلاحی کفر نیز دیدگاههای متعددی مطرح شده است: | درباره معنای اصطلاحی کفر نیز دیدگاههای متعددی مطرح شده است: | ||
# | # اخلال در اعتقادات اسلامی: یکی از معانی اصطلاحی این واژه عبارت است از اخلال و کوتاهی در [[معرفت به خداوند]] و [[توحید]] و [[عدل]] و [[رسالت پیامبر اسلام]]{{صل}}؛ به صورت [[جهل]] باشد یا [[شک]] در آنها و یا به صورت [[اعتقاد]] به اموری باشد که با وجود آنها دستیابی به معارف یاد شده ناممکن میشود<ref>علمالهدی، سید مرتضی، الذخیرة فی علم الکلام، ص۵۳۴.</ref>. [[سید مرتضی]] و [[شیخ طوسی]] این تعریف را پذیرفتهاند<ref>شیخ طوسی، الاقتصاد فی ما یتعلق بالاعتقاد، ص۲۲۷؛ علمالهدی، سید مرتضی، تمهید الاصول، ص۶۳۵.</ref>. | ||
# | # در مقابل [[اسلام]]: البته گاهی کفر در مقابل اسلام بهکار میرود که در این صورت مربوط به ظاهر و بیانگر چگونگی معامله [[دنیایی]] [[مسلمانان]] با کفار است<ref>جوادی، محسن، نظریه ایمان، ص۱۳۷.</ref>. توضیح اینکه، حد نصاب [[مسلمان]] بودن و خروج از مرز کفر گفتن شهادتین است و کسی که شهادتین را نگفته باشد، کافر محسوب میشود<ref>طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۸، ذیل: سوره حجرات، آیه ۱۴؛ التونسی ابن عاشور، التحریر و التنویر، ج۲، ص۲۷۷؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۲، ص۲۶.</ref> و بنابراین طبق [[احکام فقهی]] [[اسلام]]، [[کافر]] از [[مسلمان]] [[ارث]] نمیبرد و [[ازدواج]] وی با مسلمان جایز نیست و... | ||
# | # در مقابل [[ایمان]]: [[کفر]] در این کاربرد، معنایی محدودی دارد و این معنای از کفر، به گفته [[سید مرتضی]]، مایه استحقاق عقاب دائم است<ref>جوادی، محسن، نظریه ایمان، ص۱۳۷.</ref>. | ||
# | # مختار: بر اساس معانی و کاربردهایی که برای کفر بیان شد، میتوان معنای اصطلاحی آن را اینچنین بیان کرد، کفر همان ایمان نداشتن به آن چیزی است که سزاوار ایمان است. چه بهگونه تفصیلی مانند ایمان به [[توحید الهی]] و [[رسالت پیامبر اکرم]] و [[معاد]] و چه به صورت اجمالی<ref>اجمالی بودن ایمان در باب ضروریات دین به این معناست که دانستن حدود و ثغور ضروریات دین برای ایمان داشتن به آنها لازم نیست.</ref> مانند ایمان داشتن به [[ضروریات دین]] و بلکه همه آنچه [[پیامبر اکرم]]{{صل}} با عنوان [[دین]] آورده است؛ مانند [[وجوب]] [[نماز]]، [[زکات]] و... در [[حقیقت]]، ایمان به ضروریات و [[احکام دین]] از ایمان به [[رسالت]] [[نبی اکرم]]{{صل}} ناشی میشود؛ به این معنا که ایمان تفصیلی به رسالت نبی اکرم{{صل}} باید با ایمان داشتن به وجوب نماز، زکات و... باشد. به عبارت دیگر، ایمان داشتن به رسالت، ایمان داشتن به وجوب نماز هم و [[انکار]] وجوب نماز در حقیقت انکار رسالت است. بر این اساس، انکار وجوب نماز، کفر ورزیدن به آن چیزی است که اجمالاً باید بدان ایمان داشت<ref>سبحانی، جعفر، الایمان والکفر فی الکتاب والسنه، ص۴۹؛ خواجگی شیرازی، محمد بن احمد، النظامیة فی مذهب الإمامیة، ص۱۹۸.</ref>.<ref>[[عبدالرضا آتشین صدف|آتشین صدف، عبدالرضا]]، [[کفر (مقاله)|مقاله «کفر»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۳۴۳.</ref> | ||
تعریف جامع [[کفر]] عبارت است از: [[انکار]] الوهیت، [[توحید]]، [[رسالت]] و ضروریات [[دین]]؛ منتها باید [[انکار]] به منکر شدن [[رسالت]] هم بینجامد<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۸۵ </ref>. [[کفر]] یعنی پردهکشی روی [[حقیقت]] از طرف کسانی که عمداً و از روی عناد چنین عملی را انجام میدهند<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۶۹.</ref>. [[کفر]]، نقیض [[ایمان]] است و ماهیت آن عبارت است از عناد بر [[حقیقت]] و پوشانیدن آن<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۸۵. </ref>. بزرگترین [[کفر]]، [[انکار]] [[خداوند]] یکتا یا [[انکار]] [[دین]] و [[شریعت]] او و [[نبوت]] انبیاست. [[کفار]] در طول [[تاریخ]]، [[دعوت]] [[توحیدی]] [[پیامبران]] را نمیپذیرفتند و به [[خدا]] و [[نبوت]] و [[وحی]] و [[قیامت]] [[اعتقاد]] نداشتند<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۱۹۰.</ref>. | تعریف جامع [[کفر]] عبارت است از: [[انکار]] الوهیت، [[توحید]]، [[رسالت]] و ضروریات [[دین]]؛ منتها باید [[انکار]] به منکر شدن [[رسالت]] هم بینجامد<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۸۵ </ref>. [[کفر]] یعنی پردهکشی روی [[حقیقت]] از طرف کسانی که عمداً و از روی عناد چنین عملی را انجام میدهند<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۶۹.</ref>. [[کفر]]، نقیض [[ایمان]] است و ماهیت آن عبارت است از عناد بر [[حقیقت]] و پوشانیدن آن<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۸۵. </ref>. بزرگترین [[کفر]]، [[انکار]] [[خداوند]] یکتا یا [[انکار]] [[دین]] و [[شریعت]] او و [[نبوت]] انبیاست. [[کفار]] در طول [[تاریخ]]، [[دعوت]] [[توحیدی]] [[پیامبران]] را نمیپذیرفتند و به [[خدا]] و [[نبوت]] و [[وحی]] و [[قیامت]] [[اعتقاد]] نداشتند<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۱۹۰.</ref>. | ||
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
== معنای [[کافر]] == | == معنای [[کافر]] == | ||
تعریف "کافر" بسته به تعریفی است که برای "[[کفر]]" پیش میکشند و آن نیز بر تعریف [[ایمان]] مبتنی است | تعریف "کافر" بسته به تعریفی است که برای "[[کفر]]" پیش میکشند و آن نیز بر تعریف [[ایمان]] مبتنی است. | ||
فرقههای [[مسلمان]]، تعاریف متعددی برای [[ایمان]] مطرح ساختهاند و از این رو، تعریف کافر نیز گوناگون گشته است. [[اشاعره]] که [[ایمان]] را عبارت از [[باور]] به همه ضروریات [[دین]] دانستهاند، کسی را کافر میخوانند که ضروری [[دین]] را [[انکار]] کند. [[کرامیه]]، که برای [[ایمان]]، تنها شهادتین را کافی میدانند، کسی را کافر میشمارند که شهادتین را نپذیرد. اما [[خوارج]]، عمل را نیز جزو [[ایمان]] میانگارند و از این رو، کسی را که به [[گناه کبیره]] آلوده است، کافر میشمارند. [[معتزله]] چنین کسی را نه کافر میدانند و نه [[مؤمن]]؛ بلکه او را در جایی میان کافر و [[ایمان]] مینشانند و نام این جا را "منزلة بینالمنزلتین" میگذارند. [[شیعیان]] نظریهای دیگر دارند. آنان معتقدند اگر مؤمنی خویش را به [[گناه کبیره]] بیالاید، از [[ایمان]] نمیافتد؛ بلکه او [[مؤمن]] [[فاسق]] است | فرقههای [[مسلمان]]، تعاریف متعددی برای [[ایمان]] مطرح ساختهاند و از این رو، تعریف کافر نیز گوناگون گشته است. [[اشاعره]] که [[ایمان]] را عبارت از [[باور]] به همه ضروریات [[دین]] دانستهاند، کسی را کافر میخوانند که ضروری [[دین]] را [[انکار]] کند. [[کرامیه]]، که برای [[ایمان]]، تنها شهادتین را کافی میدانند، کسی را کافر میشمارند که شهادتین را نپذیرد. اما [[خوارج]]، عمل را نیز جزو [[ایمان]] میانگارند و از این رو، کسی را که به [[گناه کبیره]] آلوده است، کافر میشمارند. [[معتزله]] چنین کسی را نه کافر میدانند و نه [[مؤمن]]؛ بلکه او را در جایی میان کافر و [[ایمان]] مینشانند و نام این جا را "منزلة بینالمنزلتین" میگذارند. [[شیعیان]] نظریهای دیگر دارند. آنان معتقدند اگر مؤمنی خویش را به [[گناه کبیره]] بیالاید، از [[ایمان]] نمیافتد؛ بلکه او [[مؤمن]] [[فاسق]] است. | ||
برخی [[شیعیان]]، [[ایمان]] را دارای سه رکن دانستهاند: [[باور قلبی]]، اقرار زبانی و عمل. بنابراین دیدگاه، وجود این سه رکن برای [[ایمان]] لازم است و اگر یکی از آنها فرو ریزد، شخص به [[کفر]] میلغزد. اما نظریه مشهور علمای [[شیعه]] این است که [[ایمان]] همان [[باور قلبی]]، همراهِ اقرار زبانی است. بنابراین، کسی که یکی از اصول یا ضروریات [[دینی]] را [[باور]] نکند و به اقرار زبانی نیاورد، کافر است. برخی [[فقیهان]] بزرگ [[شیعه]] گفتهاند: کافر، کسی است که الوهیت، یا [[توحید]]، یا [[رسالت]] و یا ضروری [[دین]] را ـ در عین التفات به ضروری بودن آن ـ [[انکار]] کند به گونهای که به [[انکار]] [[رسالت]] بینجامد<ref>العروة الوثقی، ج۱، ص ۵۴.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۸۲.</ref> | برخی [[شیعیان]]، [[ایمان]] را دارای سه رکن دانستهاند: [[باور قلبی]]، اقرار زبانی و عمل. بنابراین دیدگاه، وجود این سه رکن برای [[ایمان]] لازم است و اگر یکی از آنها فرو ریزد، شخص به [[کفر]] میلغزد. اما نظریه مشهور علمای [[شیعه]] این است که [[ایمان]] همان [[باور قلبی]]، همراهِ اقرار زبانی است. بنابراین، کسی که یکی از اصول یا ضروریات [[دینی]] را [[باور]] نکند و به اقرار زبانی نیاورد، کافر است. برخی [[فقیهان]] بزرگ [[شیعه]] گفتهاند: کافر، کسی است که الوهیت، یا [[توحید]]، یا [[رسالت]] و یا ضروری [[دین]] را ـ در عین التفات به ضروری بودن آن ـ [[انکار]] کند به گونهای که به [[انکار]] [[رسالت]] بینجامد<ref>العروة الوثقی، ج۱، ص ۵۴.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۸۲.</ref> | ||
| خط ۴۳: | خط ۴۳: | ||
== [[اقسام کفر]] == | == [[اقسام کفر]] == | ||
[[متکلمان]] تقسیمات مختلفی را درباره کفر مطرح کردهاند که تنها به یک گونه اشاره میشود<ref>سبحانی، جعفر، الایمان والکفر فی الکتاب والسنه، ص۵۵.</ref>: | [[متکلمان]] تقسیمات مختلفی را درباره کفر مطرح کردهاند که تنها به یک گونه اشاره میشود<ref>سبحانی، جعفر، الایمان والکفر فی الکتاب والسنه، ص۵۵.</ref>: | ||
# | # کفر انکار: آن است که شخص با [[قلب]] و زبان خود به انکار [[خدا]] یا [[پیامبر]]{{صل}} بپردازد. | ||
# | # کفر جحود: آن است که کافر با [[دل]] ایمان داشته باشد اما با زبان خود به انکار بپردازد. {{متن قرآن|وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ}}<ref>«و از سر ستم و گردنکشی، با آنکه در دل باور داشتند آن را انکار کردند پس بنگر که سرانجام (کار) تبهکاران چگونه بود» سوره نمل، آیه ۱۴.</ref>. | ||
# | # کفر عناد: در این قسم، [[کافر]] با [[قلب]] خود تصدیق و با زبان خود [[اقرار]] میکند، اما به خاطر [[لجبازی]] یا حسودی به تصدیق و اقرار خود [[ایمان]] نمیآورد؛ چنانکه درباره [[ولید بن مغیره]] آمده است که وقتی [[آیات قرآن]] را از زبان [[پیامبر اکرم]]{{صل}} شنید، با آنکه میدانست چنانکه [[کفار]] [[قریش]] میگویند، آنها [[شعر]] و خطابه نیست [[معجزه]] است، اما به آنها گفت که بگویند، [[کلام]] محمد{{صل}} [[سحر]] است<ref>طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان، ج۲۰، ص۹۲.</ref>. | ||
# | # کفر نفاق: کافر در این قسم با زبان خود اقرار میکند ولی همچون [[منافق]] نسبت به اظهارات خود [[اعتقاد قلبی]] ندارد. | ||
البته در آثار برخی [[متکلمان]] از نوعی [[کفر]] به نام «کفر استخفافی» هم سخن رفته است؛ یعنی قبول یک نظر در [[عقاید دینی]] که منشأ آن ترجیح فهم خود بر ظواهر [[ادله]] است؛ مثلا کسی طبق رأی خود و به سبب کجسلیقگی [[معتقد]] شود که [[نماز]]، ضروری و رکن [[دین]] نیست و به سبب همین [[عقیده]] آن را ترک کند. چنین شخصی به سبب فهم نادرست که احیاناً مبتنی بر [[تأویل]] به رأی است، به چنین نظری را مطرح میکند. چنانکه برخی معتقدند که کفر [[شیطان]] از این قبیل است<ref>نراقی، ملامهدی، مشکلات العلوم، ص۳۵۹.</ref>.<ref>[[عبدالرضا آتشین صدف|آتشین صدف، عبدالرضا]]، [[کفر (مقاله)|مقاله «کفر»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۳۴۵؛ [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۶۹.</ref> | البته در آثار برخی [[متکلمان]] از نوعی [[کفر]] به نام «کفر استخفافی» هم سخن رفته است؛ یعنی قبول یک نظر در [[عقاید دینی]] که منشأ آن ترجیح فهم خود بر ظواهر [[ادله]] است؛ مثلا کسی طبق رأی خود و به سبب کجسلیقگی [[معتقد]] شود که [[نماز]]، ضروری و رکن [[دین]] نیست و به سبب همین [[عقیده]] آن را ترک کند. چنین شخصی به سبب فهم نادرست که احیاناً مبتنی بر [[تأویل]] به رأی است، به چنین نظری را مطرح میکند. چنانکه برخی معتقدند که کفر [[شیطان]] از این قبیل است<ref>نراقی، ملامهدی، مشکلات العلوم، ص۳۵۹.</ref>.<ref>[[عبدالرضا آتشین صدف|آتشین صدف، عبدالرضا]]، [[کفر (مقاله)|مقاله «کفر»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۳۴۵؛ [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۶۹.</ref> | ||
== [[اقسام کفر]] در [[قرآن]] و [[روایات]] == | == [[اقسام کفر]] در [[قرآن]] و [[روایات]] == | ||
از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] شده که کفر آمده در قرآن پنجگونه است<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۲، ص۳۸۹.</ref>: | از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] شده که کفر آمده در قرآن پنجگونه است<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۲، ص۳۸۹.</ref>: | ||
# | # کفر جحودی ([[انکار]]) عالمانه؛ [[خداوند]] در [[قرآن کریم]] درباره آنان میفرماید: {{متن قرآن|وَلَمَّا جَاءَهُمْ كِتَابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ وَكَانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكَافِرِينَ}}<ref>«و چون کتابی از سوی خداوند نزدشان آمد که آنچه را با خود داشتند، راست میشمرد؛ با آنکه پیشتر، (به مژده آمدن آن) در برابر کافران یاری میخواستند؛ همین که آنچه میشناختند نزدشان رسید، بدان کفر ورزیدند پس لعنت خداوند بر کافران باد» سوره بقره، آیه ۸۹.</ref>. | ||
# | # [[کفر]] جحودی بدون [[علم]]؛ [[خداوند]] در وصف آنان میفرماید: {{متن قرآن|وَقَالُوا مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا يُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ وَمَا لَهُمْ بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ}}<ref>«و گفتند: آن (حقیقت زندگی) جز زندگانی ما در این جهان نیست: (دستهای) میمیریم و (دستهای) زنده میشویم و جز روزگار ما را نابود نمیکند؛ و آنان را بدان دانشی نیست، آنها جز به پندار نمیگرایند» سوره جاثیه، آیه ۲۴.</ref>. | ||
# | # [[کفر]] [[برائت]]؛ چنانکه [[خداوند]] میفرماید: {{متن قرآن|وَقَالَ إِنَّمَا اتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْثَانًا مَوَدَّةَ بَيْنِكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُ بَعْضُكُمْ بِبَعْضٍ وَيَلْعَنُ بَعْضُكُمْ بَعْضًا وَمَأْوَاكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُمْ مِنْ نَاصِرِينَ}}<ref>«و گفت: جز این نیست که به جای خداوند بتهایی را از سر دوستی میان یکدیگر در زندگی این جهان (به پرستش) گرفتهاید سپس در روز رستخیز هر یک از شما دیگری را انکار میکند و هر یک از شما به دیگری لعنت میفرستد و جایگاهتان آتش (دوزخ) است و یاوری نخواهید داشت» سوره عنکبوت، آیه ۲۵.</ref>. در این آیه {{متن قرآن|يَكْفُرُ}} به معنای برائت جستن است. | ||
# | # کفر ترک [[اوامر الهی]]؛ خداوند درباره [[حج]] میفرماید: {{متن قرآن|فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ}}<ref>«در آن نشانههایی روشن (چون) مقام ابراهیم وجود دارد و هر که در آن در آید در امان است و حجّ این خانه برای خداوند بر عهده مردمی است که بدان راهی توانند جست؛ و هر که انکار کند (بداند که) بیگمان خداوند از جهانیان بینیاز است» سوره آل عمران، آیه ۹۷.</ref>. در این آیه ترک حج کفر تلقی شده است. | ||
# | # کفر به معنای ترک [[شکر]]: {{متن قرآن|قَالَ هَذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَنْ شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ}}<ref>«گفت: این از بخشش (های) پروردگار من است تا بیازمایدم که سپاس میگزارم یا ناسپاسی میکنم و هر که سپاس گزارد تنها به سود خویش گزارده است و هر که ناسپاسی کند بیگمان پروردگار من بینیازی ارجمند است» سوره نمل، آیه ۴۰.</ref>.<ref>[[عبدالرضا آتشین صدف|آتشین صدف، عبدالرضا]]، [[کفر (مقاله)|مقاله «کفر»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۳۴۶.</ref> | ||
== اقسام کافر == | == اقسام کافر == | ||
[[کافران]] نیز بر چند گروهاند: | [[کافران]] نیز بر چند گروهاند: | ||
# | # [[مشرک]]: کسی است که به بیش از خدای واحد [[معتقد]] است. | ||
# کتابی ([[اهل کتاب]]): کسی که به یکی از [[ادیان ابراهیمی]] [[صاحب]] کتاب ـ جز [[اسلام]] ـ [[معتقد]] است. | # کتابی ([[اهل کتاب]]): کسی که به یکی از [[ادیان ابراهیمی]] [[صاحب]] کتاب ـ جز [[اسلام]] ـ [[معتقد]] است. | ||
# | # [[منافق]]: کسی که در [[دل]] کافر است و به ظاهر [[مسلمان]]. | ||
# | # [[مرتد]]: کسی که پس از [[ایمان]]، به [[کفر]] بازگشته است. در ادبیات [[اسلامی]]، منکران [[خدا]] را دهری، ملحد و معطل نیز گفتهاند هر چند اصطلاح ملحد را برای برخی فِرَق [[مسلمان]] مانند [[اسماعیلیه]] نیز به کار بردهاند. "[[زندیق]]" نیز تنها برای [[فرقه]] مانویه به کار رفته است؛ اما هر مسلمانی را نیز که سخن [[کفرآمیز]] بگوید، از باب مجاز، [[زندیق]] گویند<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۸۲-۳۸۳.</ref>. | ||
== [[کافر]] [[حقیقی]] == | == [[کافر]] [[حقیقی]] == | ||
نمیتوان ملتزم شد هرکسی که [[مسلمان]] نیست الزاما [[کافر]] است، بلکه باتوجه به معنی کلمۀ [[کفر]] در نگاه کلامیون و همچنین در اصطلاح [[قرآن]]، [[کفر]]، یعنی [[انکار]] و پوشانیدن و [[کافر]] بر کسانی اطلاق میشود که در مقابل فرستادگان [[حق]] و آورندگان [[دین خدا]]، جبهه گرفته و از روی عناد [[حق]] را بپوشانند، چنانکه این آیۀ {{متن قرآن|وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ}}<ref>«و از سر ستم و گردنکشی، با آنکه در دل باور داشتند آن را انکار کردند پس بنگر که سرانجام (کار) تبهکاران چگونه بود» سوره نمل، آیه ۱۴.</ref> صراحت در همین معنی دارد. همچنین در روایتی، [[امام باقر]] {{ع}} در [[تأیید]] همین مطلب فرمودند: «وقتی [[انسان]] در مقابل حقیقتی قرار میگیرد و تشخیص میدهد [[حقیقت]] است و [[تسلیم]] میگردد، این علامت [[ایمان]] است؛ اما وقتی که [[انسان]] در مقابل حقیقتی قرار میگیرد و با وجود اینکه [[حقیقت]] بودن آن را تشخیص میدهد؛ عناد میورزد این حالت یعنی [[روح]] [[کفر]] در آن متجلی شده است» | نمیتوان ملتزم شد هرکسی که [[مسلمان]] نیست الزاما [[کافر]] است، بلکه باتوجه به معنی کلمۀ [[کفر]] در نگاه کلامیون و همچنین در اصطلاح [[قرآن]]، [[کفر]]، یعنی [[انکار]] و پوشانیدن و [[کافر]] بر کسانی اطلاق میشود که در مقابل فرستادگان [[حق]] و آورندگان [[دین خدا]]، جبهه گرفته و از روی عناد [[حق]] را بپوشانند، چنانکه این آیۀ {{متن قرآن|وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ}}<ref>«و از سر ستم و گردنکشی، با آنکه در دل باور داشتند آن را انکار کردند پس بنگر که سرانجام (کار) تبهکاران چگونه بود» سوره نمل، آیه ۱۴.</ref> صراحت در همین معنی دارد. همچنین در روایتی، [[امام باقر]] {{ع}} در [[تأیید]] همین مطلب فرمودند: «وقتی [[انسان]] در مقابل حقیقتی قرار میگیرد و تشخیص میدهد [[حقیقت]] است و [[تسلیم]] میگردد، این علامت [[ایمان]] است؛ اما وقتی که [[انسان]] در مقابل حقیقتی قرار میگیرد و با وجود اینکه [[حقیقت]] بودن آن را تشخیص میدهد؛ عناد میورزد این حالت یعنی [[روح]] [[کفر]] در آن متجلی شده است». با این شرایط میتوان نتیجه گرفت هر غیر مسلمانی نمیتواند [[کافر]] باشد بلکه باید شرایط [[کافر]] بودن که همان تشخیص [[حق]] و [[ایستادگی]] با عناد در مقابل آن است در او دیده شود. | ||
نکتهای که در [[روایت]] [[امام باقر]] {{ع}} باید به آن توجه کرد این است که نقطۀ مقابل [[کفر]] در این بیان [[مبارک]] مشخص شده است و آن همان [[تسلیم محض]] بودن در برابر [[پروردگار]] عالم و [[ایمان آوردن]] به [[حق]] و [[حقیقت]] است که برای حاصل شدنش باید قلباً [[تسلیم]] چنین حقی شد | نکتهای که در [[روایت]] [[امام باقر]] {{ع}} باید به آن توجه کرد این است که نقطۀ مقابل [[کفر]] در این بیان [[مبارک]] مشخص شده است و آن همان [[تسلیم محض]] بودن در برابر [[پروردگار]] عالم و [[ایمان آوردن]] به [[حق]] و [[حقیقت]] است که برای حاصل شدنش باید قلباً [[تسلیم]] چنین حقی شد. | ||
[[تسلیم]] شدن به سه نوع تقسیم میشود: [[تسلیم]] زبانی؛ [[تسلیم]] [[فکری]] و [[تسلیم]] شدن قلبی. تسلیمی که در [[روایات]] به آن اشاره شده و آن را [[حقیقت]] [[ایمان]] میدانند، [[تسلیم]] قلبی فرد [[مسلمان]] است، تسلیمی که سراسر وجود [[انسان]] را فراگرفته و هیچگونه جحود و عنادی در آن وجود ندارد. ممکن است کسی در مقابل یک جریان [[فکری]]، حتی از لحاظ [[عقلی]] و منطقی [[تسلیم]] باشد؛ ولی قلبا به آن [[معتقد]] نباشد. در بسیاری از موارد، شخص از روی [[تعصب]]، [[لجاجت]] یا به خاطر منافع شخصی زیر بار [[حقیقت]] نمیرود؛ در چنیین مواردی ممکن است [[فکر]] و [[عقل]] و [[اندیشه]] شخص [[تسلیم]] باشد، اما روحش طاغی و غیر [[تسلیم]] است؛ بنابراین چنین شخصی فاقد ایمان کامل است؛ زیرا در برابر [[حقیقت]] [[الهی]] غیر [[تسلیم]] است | [[تسلیم]] شدن به سه نوع تقسیم میشود: [[تسلیم]] زبانی؛ [[تسلیم]] [[فکری]] و [[تسلیم]] شدن قلبی. تسلیمی که در [[روایات]] به آن اشاره شده و آن را [[حقیقت]] [[ایمان]] میدانند، [[تسلیم]] قلبی فرد [[مسلمان]] است، تسلیمی که سراسر وجود [[انسان]] را فراگرفته و هیچگونه جحود و عنادی در آن وجود ندارد. ممکن است کسی در مقابل یک جریان [[فکری]]، حتی از لحاظ [[عقلی]] و منطقی [[تسلیم]] باشد؛ ولی قلبا به آن [[معتقد]] نباشد. در بسیاری از موارد، شخص از روی [[تعصب]]، [[لجاجت]] یا به خاطر منافع شخصی زیر بار [[حقیقت]] نمیرود؛ در چنیین مواردی ممکن است [[فکر]] و [[عقل]] و [[اندیشه]] شخص [[تسلیم]] باشد، اما روحش طاغی و غیر [[تسلیم]] است؛ بنابراین چنین شخصی فاقد ایمان کامل است؛ زیرا در برابر [[حقیقت]] [[الهی]] غیر [[تسلیم]] است. | ||
بنابراین [[کفر]] یعنی پردهکشی روی [[حقیقت]] از طرف کسانی که عمداً و از روی عناد آن را میپوشانند و نقطه مقابل [[کفر]] [[ایمان]] است که در تعریف آن آمده است: [[تسلیم]] قلبی [[مؤمن]] به [[حقیقت]] را [[ایمان]] میگویند<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۶۹.</ref>. | بنابراین [[کفر]] یعنی پردهکشی روی [[حقیقت]] از طرف کسانی که عمداً و از روی عناد آن را میپوشانند و نقطه مقابل [[کفر]] [[ایمان]] است که در تعریف آن آمده است: [[تسلیم]] قلبی [[مؤمن]] به [[حقیقت]] را [[ایمان]] میگویند<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۶۹.</ref>. | ||