←آشنایی اجمالی
(صفحهای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = صحابه | عنوان مدخل = حنش بن عقیل نعیلی | مداخل مرتبط = حنش بن عقیل نعیلی در تاریخ اسلامی | پرسش مرتبط = }} == آشنایی اجمالی == وی از بنو نُعَیْلة بن مُلَیل، از قبایل کنانی است<ref>ابن حزم، جمهره انسال العرب، ص۱۸۶؛ کحال...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
== آشنایی اجمالی == | == آشنایی اجمالی == | ||
وی از بنو نُعَیْلة بن | وی از [[بنو نُعَیْلة بن مُلَیل]]، از [[قبایل]] [[کنانی]] است<ref>ابن حزم، جمهره انسال العرب، ص۱۸۶؛ کحاله، معجم قبائل العرب- القدیمه والحدیثه، ج۳، ص۱۱۸۵.</ref> که [[منسوبان]] به این [[قبیله]] را نُعَیلی گویند<ref>سمعانی، انساب، ج۵، ص۵۱۰.</ref>. بر اساس روایتی که کتابهای دلائل درباره [[حنش بن عقیل]] نقل کردهاند، وی [[صحابی]] شناخته شده، چنانکه [[ابن حجر]]<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۱۱۴.</ref> شرح حال او را در بخش اول [[الاصابه]] ([[صحابه]]) آورده است. براساس این خبر، وی با [[رسول خدا]]{{صل}} دیدار کرد و [[دعوت]] آن حضرت برای [[قبول اسلام]] را پذیرفت. [[پیامبر]]{{صل}} باقیمانده هلیمی (سویق) را به او نوشاند<ref>ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۸۰.</ref>. [[حنش]] میگوید: پس از صرف آن، هنگام [[تشنگی]] و [[گرسنگی]]، پیوسته با یاد از خاطره آن [[روز]]، [[سیراب]] شده و گرسنگیام بر طرف میشود<ref>قاضی عیاض، الشفاء بتعریف حقوق المصطفی، ص۳۳۳؛ شامی، سبل الهدی والرشاد، ج۱۰، ص۴۱.</ref>. حنش پس از این دیدار به منطقه سکونت خود رفته و همراه با خانوادهاش [[فرایض]] [[مسلمانان]] مانند [[نماز]] و [[روزه]] را، همانگونه که رسول خدا{{صل}} به او آموخته بود، انجام داد<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۱۱۴.</ref>. | ||
[[موسی بن عقبه]]، از [[مسور بن مخرمه]] نقل کرده است که همراه [[عمر بن خطاب]] در [[سفر حج]] بودهاند که مردی آنان را فراخوانده و از حال رسول خدا{{صل}} جویا میشود، آنان خبر [[درگذشت پیامبر]]{{صل}} را به او میدهند، مرد ناشناس با سؤال از [[خلیفه]] پس از رسول خدا{{صل}} متوجه میشود که وی نیز درگذشته است. در ادامه [[گفتگو]]، مرد در مییابد کسی که با او سخن میگوید، عمر بن خطاب و خلیفه است. حنش داستان دیدار خود با رسول خدا{{صل}} را برای وی باز میگوید، عمر و همراهان به راه خود ادامه میدهند و در راه بازگشت از [[حج]] از [[مرگ]] وی [[آگاه]] میشوند. عمر بر سر [[قبر]] آن مرد حاضر شده و برایش [[استغفار]] میکند<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۱۱۵.</ref>.<ref>[[منصور داداشنژاد|داداشنژاد، منصور]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|مقاله «حنش بن عقیل نعیلی»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۳، ص۱۳۵.</ref> | [[موسی بن عقبه]]، از [[مسور بن مخرمه]] نقل کرده است که همراه [[عمر بن خطاب]] در [[سفر حج]] بودهاند که مردی آنان را فراخوانده و از حال رسول خدا{{صل}} جویا میشود، آنان خبر [[درگذشت پیامبر]]{{صل}} را به او میدهند، مرد ناشناس با سؤال از [[خلیفه]] پس از رسول خدا{{صل}} متوجه میشود که وی نیز درگذشته است. در ادامه [[گفتگو]]، مرد در مییابد کسی که با او سخن میگوید، عمر بن خطاب و خلیفه است. حنش داستان دیدار خود با رسول خدا{{صل}} را برای وی باز میگوید، عمر و همراهان به راه خود ادامه میدهند و در راه بازگشت از [[حج]] از [[مرگ]] وی [[آگاه]] میشوند. عمر بر سر [[قبر]] آن مرد حاضر شده و برایش [[استغفار]] میکند<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۱۱۵.</ref>.<ref>[[منصور داداشنژاد|داداشنژاد، منصور]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|مقاله «حنش بن عقیل نعیلی»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۳، ص۱۳۵.</ref> | ||