توحید در لغت: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۹: خط ۹:
«[[توحید]]» مصدر باب تفعیل و از ریشه «وحد» است. یکی از معانی این باب «کسی یا چیزی را دارای وصفی دانستن» است، بر این اساس توحید به معنای «یکی دانستن و یکتا شمردن» [[خداوند متعال]] و به عبارت دیگر «اعتقاد به وحدانیت [[خداوند]]» می‌باشد. البته در برخی از موارد توحید به معنای «وحدانیت خداوند» نیز به کار می‌رود<ref>المنجد، ص ۸۹۰؛ التعریفات، ص ۹۶، «التوحید».</ref>.<ref>[[مهدی رودبندی زاده|رودبندی زاده، مهدی]]، [[خداشناسی توحیدی - رودبندی (مقاله)|مقاله «خداشناسی توحیدی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۱ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۱]]، ص ۱۱۲.</ref>
«[[توحید]]» مصدر باب تفعیل و از ریشه «وحد» است. یکی از معانی این باب «کسی یا چیزی را دارای وصفی دانستن» است، بر این اساس توحید به معنای «یکی دانستن و یکتا شمردن» [[خداوند متعال]] و به عبارت دیگر «اعتقاد به وحدانیت [[خداوند]]» می‌باشد. البته در برخی از موارد توحید به معنای «وحدانیت خداوند» نیز به کار می‌رود<ref>المنجد، ص ۸۹۰؛ التعریفات، ص ۹۶، «التوحید».</ref>.<ref>[[مهدی رودبندی زاده|رودبندی زاده، مهدی]]، [[خداشناسی توحیدی - رودبندی (مقاله)|مقاله «خداشناسی توحیدی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۱ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۱]]، ص ۱۱۲.</ref>


و در اصطلاح، [[خدا]] را به [[ربوبیت]] شناختن و به وحدانیتش [[اقرار]] داشتن و اضداد و امثال را از او نفی کردن است<ref>التعریفات، ص ۹۶.</ref>. [[عارفان]] [[توحید]] را اصل [[علوم]]، سرّ [[معارف]]، مایه [[دین]]، بنای [[مسلمانی]] و فارق [[دوست]] از [[دشمن]] می‌‌دانند و هر طاعتی را بدون [[توحید]]، بی‌ارزش و سرانجام آن را [[تاریکی]] می‌‌شمارند. [[انسان]] با [[توحید]]، به بالاترین مرتبه کمال می‌رسد و درجات موحّدان در [[قرب]] و بُعد، کمال و [[نقص]]، [[فضیلت]] و [[رذیلت]] و [[شرافت]] و خسّت، به تفاوت مراتب [[توحید]] است، بنابراین مدار [[سعادت]] و [[شقاوت انسان]]، [[توحید]] و [[شرک]] است<ref>ر.ک: [[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[توحید - رمضانی (مقاله)|توحید]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص۷۲ - ۱۱۵.</ref>.
و در اصطلاح، [[خدا]] را به [[ربوبیت]] شناختن و به وحدانیتش [[اقرار]] داشتن و اضداد و امثال را از او نفی کردن است<ref>التعریفات، ص ۹۶.</ref>. [[عارفان]] [[توحید]] را اصل [[علوم]]، سرّ معارف، مایه [[دین]]، بنای [[مسلمانی]] و فارق [[دوست]] از [[دشمن]] می‌‌دانند و هر طاعتی را بدون [[توحید]]، بی‌ارزش و سرانجام آن را [[تاریکی]] می‌‌شمارند. [[انسان]] با [[توحید]]، به بالاترین مرتبه کمال می‌رسد و درجات موحّدان در [[قرب]] و بُعد، کمال و نقص، [[فضیلت]] و [[رذیلت]] و [[شرافت]] و خسّت، به تفاوت مراتب [[توحید]] است، بنابراین مدار [[سعادت]] و [[شقاوت انسان]]، [[توحید]] و [[شرک]] است<ref>ر.ک: [[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[توحید - رمضانی (مقاله)|توحید]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص۷۲ - ۱۱۵.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش