|
|
| خط ۱۲: |
خط ۱۲: |
| روشهایی را گفتاری مینامند که در آنها [[معلم]] آموزهها را بیشتر از راه [[سخن گفتن]] به شاگردان منتقل میکند. در این بخش، پنج روش از روشهای گفتاری را بررسی خواهیم کرد. | | روشهایی را گفتاری مینامند که در آنها [[معلم]] آموزهها را بیشتر از راه [[سخن گفتن]] به شاگردان منتقل میکند. در این بخش، پنج روش از روشهای گفتاری را بررسی خواهیم کرد. |
|
| |
|
| ==== روش خطابه ==== | | ==== [[خطابه|روش خطابه]] ==== |
| ===== مفهومشناسی =====
| |
| «خطابه» به معنای [[کلامی]] است که بین دو نفر رد و بدل میشود<ref>معجم مقاییس اللغه، ذیل: «خطب».</ref>. در اصطلاح [[اهل]] منطق، خطابه از صناعات [[خمس]] به شمار میرود که در آن با سخن گفتن در برابر دیگران میتوان آنان را اقناع کرد. خطابه از صناعات دیگر ([[برهان]]، [[جدل]]، [[سفسطه]] و [[شعر]]) نافذتر و مؤثرتر است<ref>فرهنگ اصطلاحات منطقی، ص۱۰۷.</ref>. «ارسطو» خطابه را چنین تعریف میکند: خطابه، صناعتی است که توسط آن بتوان در هر امری از امور جزئی، دیگران را در حد امکان اقناع نمود<ref>آیین سخنوری و نگرش بر تاریخ آن، ص۳.</ref>.<ref>[[سید علی حسینیزاده|حسینیزاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزشهای دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزشهای دینی]]، ص ۷۷.</ref>
| |
| | |
| ===== استفاده از خطابه در [[سیره پیامبر]]{{صل}} و [[اهلبیت]]{{ع}} =====
| |
| میتوان گفت: اولین خطبهای که [[پیامبر]]{{صل}} پس از برانگیخته شدن به [[رسالت]] ـ در [[دعوت]] عموم [[مردم]] به [[اسلام]] ـ خواند، زمانی بود که بر [[کوه صفا]] بر بالای سنگ بلندی ایستاد و با صدایی رسا فریاد برآورد: {{متن حدیث|يَا صَبَاحاً}}<ref>عرب این کلمه را برای زنگ خطر به کار میبرد و گزارشهای وحشتناک را معمولاً با این کلمه آغاز میکند.</ref> و با جمع کردن مردم به گرد خود، آنان را به اسلام دعوت کرد و فرمود: «ای مردم! هرگاه من به شما گزارش دهم که پشت این [[کوه]] [[دشمنان]] شما موضع گرفتهاند و قصد [[جان]] و [[مال]] شما را دارند آیا مرا تصدیق میکنید؟ همگی گفتند: ما در طول [[زندگی]] از تو دروغی نشنیدهایم. سپس فرمود: ای گروه [[قریش]]! خود را از [[آتش]] [[نجات]] دهید. من برای شما در پیشگاه [[خدا]] نمیتوانم کاری انجام دهم. من شما را از [[عذاب]] دردناک میترسانم...»<ref>فروغ ابدیت، ص۲۱۷.</ref>.
| |
| | |
| نخستین خطابههای پیامبر{{صل}} بیشتر در موضوعهای [[توحید]]، [[نفی شرک]]، و [[نبوّت]] بود و بعدها در موضوعهای دیگری مانند: [[معاد]]، [[جنگ]]، موعظههای [[اخلاقی]] و سایر مسائل [[اجتماعی]]، ایراد میشد. پیامبر{{صل}}، همینکه با مسألهای اجتماعی، اخلاقی یا [[دینی]] روبهرو میشد که تبیین آن برای مردم [[ضرورت]] داشت، بر فراز [[منبر]] قرار میگرفت و درباره آن برای مردم سخن میگفت. در ذیل [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحَرِّمُوا طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! چیزهای پاکیزهای را که خداوند برای شما حلال کرده است حرام مشمارید و تجاوز نکنید که خداوند تجاوزکاران را دوست نمیدارد» سوره مائده، آیه ۸۷.</ref> آمده است: «برخی از [[اصحاب پیامبر]] با هم [[عهد]] بستند که روزها [[روزه]] بگیرند و شبها را به [[عبادت]] بگذرانند، گوشت نخورند و در نهایت [[تارک دنیا]] شوند. خبر به پیامبر رسید. پیامبر{{صل}} به [[مسجد]] رفت و پس از [[نماز جماعت]] بر منبر رفته و برای آنان [[خطبه]] خواند و فرمود: چرا برخی، [[زن]]، عطر، [[خواب]] و شهوتهای [[دنیا]] را بر خود [[حرام]] میکنند؟! من به شما نمیگویم مانند کشیشها و [[راهبان]] باشید؛ در [[دین]] من، ترک گوشت، [[زن]] و گوشه کنیسه نشستن جایز نیست. [[رهبانیت]] [[امت]] من در [[جهاد]] است.»..<ref>بحارالانوار، ج۴۰، ص۳۲۸؛ تفسیر نور الثقلین و تفسیر صافی، ذیل آیه ۸۷ سوره مائده.</ref>.
| |
| | |
| همچنین از زمانی که [[نماز جمعه]] [[واجب]] شد، پیامبر{{صل}} هر [[جمعه]] دو خطبه میخواند و در آن به [[آموزش]] مسائل [[دینی]] اعم از [[اخلاقی]]، [[اعتقادی]]، [[سیاسی]] و...، میپرداخت.
| |
| | |
| از [[خطبههای پیامبر]]{{صل}} که بگذریم، خطابههای [[امام علی]]{{ع}} نیز مشهور و معروف است. برخی از خطبههای آن حضرت در کتاب [[شریف]] [[نهجالبلاغه]]، گردآوری شده است. از میان خطابههای آن حضرت برخی از نظر محتوا و یا از نظر [[فصاحت]] و [[بلاغت]] [[شهرت]] و برجستگی ویژهای دارد؛ از آن جمله: خطبههای مشهور و معروف [[همام]] یا [[متقین]]، [[شقشقیه]]، [[قاصعه]] و [[خطبه وسیله]] میباشد. [[خطبههای حضرت علی]]{{ع}} به قدری [[فصیح]]، [[بلیغ]] و پرمحتوا است که آنها را از سخن [[خالق]] فروتر و از سخن مخلوق فراتر خواندهاند.
| |
| | |
| پس از [[امام علی]]{{ع}}، نقش خطابه در [[سیره ائمه]]{{عم}} کمرنگ شد؛ زیرا در صدر اسلام رسم و معمول این بود که [[حاکمان]] برای [[مردم]] [[خطبه]] میخواندند و اگر کسانی غیر از حاکمان برای مردم خطبه میخواندند، باید از حاکمان [[اجازه]] میگرفتند و این میطلبید که از درباریان و هواداران [[حکومت]] باشند و چون [[ائمه]]{{عم}} با [[حکومتها]] مخالف بودند، چندان موقعیتی برای خطبه خواندن نداشتند. در عین حال از برخی از آنها چندین خطبه نقل شده است؛ از جمله: [[خطبه امام حسن]]{{ع}} در حضور معاویه. معاویه، پس از پیمان صلح آن حضرت با او، از ایشان خواست بر [[منبر]] رود و از [[فضایل]] او برای مردم سخن بگوید. [[امام]] بر منبر رفت و پس از [[حمد]] و ثنای [[خدا]] و [[درود]] و [[صلوات بر پیامبر]] و خاندانش، به معرفی خود و بر [[حق]] بودن خود و معرفی معاویه و بر [[باطل]] بودن او پرداخت<ref>تحف العقول، ص۲۳۴.</ref>.
| |
| | |
| از [[حضرت امام حسین]]{{ع}} نیز دو خطبه مشهور و معروف است؛ یکی خطبه آن حضرت به هنگام خروج از [[مکه]]<ref>ده گفتار، ص۲۴۲، به نقل از اللهوف، ص۲۶ – ۲۵.</ref> و دیگری خطبه وی در [[روز عاشورا]] برای [[سپاه]] [[دشمن]]<ref>سخنان حسین بن علی{{ع}} از مدینه تا کربلا، ص۸۷ و ۱۹۷.</ref>.
| |
| | |
| بنابراین، خطابه یکی از شیوههایی بوده است که برخی از [[معصومان]]{{عم}}، در راستای [[آموزش]] [[اعتقادات]]، [[احکام]] و [[اخلاق اسلامی]] به عموم مردم، از آن بهره میبردهاند<ref>[[سید علی حسینیزاده|حسینیزاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزشهای دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزشهای دینی]]، ص ۷۹.</ref>.
| |
| | |
| ===== تفاوت روش خطابه با روش سخنرانی در [[تدریس]] =====
| |
| روش خطابه با روش سخنرانی در تدریس، شباهتها و تفاوتهایی دارد که عبارت است از:
| |
| | |
| شباهتها:
| |
| # در هر دو روش، گوینده فعّال و شنوندگان منفعل و تأثیرپذیرند؛
| |
| # در هر دو روش، گوینده بر آگاهیهای شنوندگان میافزاید و مطالبی را به آنان میآموزد؛
| |
| # مخاطبان هر دو روش جمع و گروه هستند و این دو از روشهای آموزش جمعی و گروهی است، نه روشهای آموزش انفرادی.
| |
| | |
| تفاوتها:
| |
| # مخاطبان تدریس به روش سخنرانی، همواره افرادی خاص و تحصیل کردهاند که در کلاس درس و با شرایط و ویژگیهای خاصی گرد هم میآیند و به سخنرانی استاد گوش فرا میدهند، درحالیکه مخاطبان روش خطابه عموم [[مردم]]، اعم از کودک و بزرگسال، [[زن]] و مرد، باسواد و بیسواد هستند که در کنار یکدیگر به خطابه خطیب گوش میدهند.
| |
| # مکان سخنرانی بیشتر کلاس درس یا مکانهایی است که برای تحصیل آماده شده است، درحالیکه مکان خطابه بیشتر مکانهای عمومی است، مانند [[مساجد]]، [[حسینیهها]]، سالنهای اجتماعات و....
| |
| # در روش سخنرانی استاد موظف است درباره محور خاصی به سخنرانی بپردازد، درحالیکه در روش خطابه، خطیب معمولاً مطالب و موضوعات متنوع و متفاوتی را بررسی میکند و بسا در یک خطابه از چندین موضوع سخن بگوید.
| |
| # در روش سخنرانی، بحثها باید مستدل و برهانی باشد، درحالیکه مواد خطابه اغلب از مظنونات، مشهورات و مقبولات عامه تشکیل میشود.
| |
| | |
| بنابراین، با توجه به تفاوتهایی که بیان شد، روش خطابه را نمیتوان با روش سخنرانی یکی دانست، هرچند شباهتهایی داشته باشند؛ همچنین روش خطابه را نمیتوان روش [[تدریس]] تلقی کرد؛ اما آن را میتوان یکی از روشهای [[آموزش]] عمومی یا غیررسمی دانست؛ زیرا آموزهها و آگاهیهایی را به عموم مردم انتقال میدهد؛ اما به سبک کلاسیک و با [[نظم]] خاصی که در روش تدریس وجود دارد، نیست<ref>[[سید علی حسینیزاده|حسینیزاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزشهای دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزشهای دینی]]، ص ۸۶.</ref>.
| |
|
| |
|
| ==== روش [[مناظره]] ==== | | ==== روش [[مناظره]] ==== |