آیه اکمال دین از دیدگاه اهل سنت: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۱۰۰: خط ۱۰۰:
[[اهل سنت]] در تبیین اتمام نعمت نیز نظری یکسان ارائه نکرده‌اند. اساس اقوال آنان در این زمینه را می‌توان در دو قول خلاصه کرد:  
[[اهل سنت]] در تبیین اتمام نعمت نیز نظری یکسان ارائه نکرده‌اند. اساس اقوال آنان در این زمینه را می‌توان در دو قول خلاصه کرد:  


'''دیدگاه نخست'''
#'''دیدگاه نخست''': این قول که طرفدار فراوان دارد، اتمام نعمت را در تحلیل رابطه [[مؤمنان]] با [[مشرکان]] می‌داند و می‌گوید: اتمام نعمت با [[فتح مکه]] و ورود [[مسلمانان]] به [[مکه]] در کمال [[امنیت]] و نیز با ویرانی آثار [[جاهلیت]] و [[غلبه]] بر آنان بود که موجب شد هیچ یک از مشرکان در صفوف مؤمنان در [[مراسم حج]] حاضر نشوند. [[ابن جریر طبری]] با پذیرش همین دیدگاه می‌نویسد: {{عربی|أتممت نعمتي ايها المؤمنون بإظهاركم على عدوي و عدوكم من المشركين و نفيي إياهم عن بلادهم و قطعي طمعهم من رجوعكم وعودكم إلى ما كنتم عليه من الشرك}}<ref>طبری، جامع البیان، ج۶، ص۷۹.</ref>؛ «ای مؤمنان، نعمتم را بر شما با غلبه‌تان بر [[دشمنان]] خود و شما، از مشرکان و طرد آنان از شهرهایشان و نیز قطع امیدشان از اینکه به [[شرک]] و به آیینی که بود باز گردید، تمام کردم». سپس [[ابن جریر]] [[روایت]] از [[ابن عباس]] نقل می‌کند که گفته است: {{عربی|فلما نزلت براءة فنفي المشركين عن البيت و حج المسلمون لا يشاركهم في البيت الحرام أحد من المشركين فكان ذلك من تمام النعمة}}<ref>ر.ک: طبری، جامع البیان، ج۶، ص۷۹.</ref>؛ پس چون [[سوره]] [[برائت]] نازل شد، [[مشرکان]] از [[بیت الحرام]] رانده شدند و [[مسلمانان]] بدون مشارکت مشرکان [[حج]] گزاردند؛ پس این، از جمله تمام کردن [[نعمت]] است». مضمون این روایت از [[قتاده]]، [[شعبی]] و [[عامر]] نیز نقل شده است<ref>ر.ک: طبری، جامع البیان، ج۶، ص۷۹.</ref>. قول مذکور را [[بغوی]]<ref>ر.ک: طبری، جامع البیان، ج۶، ص۷۹.</ref>، [[واحدی نیشابوری]]<ref>واحدی نیشابوری، الوسط، ج۲، ص۱۵۴. </ref>، [[زمخشری]]<ref>زمخشری، الکشاف، ج۱، ص۶۰۵.</ref> (به عنوان نخستین احتمال) [[قرطبی]]<ref>تفسیر قرطبی، ج۶، ص۶۲.</ref>، [[بیضاوی]]<ref>بیضاوی، انوار التنزیل، ج۱، ص۲۵۵.</ref> (به عنوان احتمال) و [[آلوسی]]<ref>آلوسی، روح المعانی، ج۴، ص۹۱.</ref> پذیرفته‌اند.
 
#'''دیدگاه دوم''': قول دوم [[اتمام نعمت]] را بر مدار [[اکمال دین]] و [[شریعت اسلام]] می‌شناسد و [[تحریم]] خبایث یاد شده در این [[آیه]] را، جزء [[دین کامل]] و نعمت تمام شده می‌داند. زمخشری در این باره می‌نویسد: {{عربی|أتممت نعمتي عليكم بإكمال أمر الدين و الشرايع... لأنه لا نعمة أتم من نعمة الإسلام... و لان تحريم هذه الخبائث من جملة الدين الكامل و النعمة التامة و الإسلام المنعوت بالرضا دون غيره من الملل}}؛ بر شما نعمتم را با کامل ساختن امر [[دین]] و [[شریعت]] تمام کردم؛ زیرا نعمتی تمام‌تر از نعمت [[اسلام]] نیست و تحریم [[پلیدی‌ها]] [از خوردنی‌های در [[آیه اکمال]]] نیز از جمله دین کامل و نعمت تمام شده و اسلام موصوف به رضای [[حق تعالی]] در میان سایر دین‌هاست»<ref>زمخشری، الکشاف، ج۱، ص۶۰۵.</ref>. بیضاوی نیز (به عنوان نخستین احتمال) می‌نویسد: {{عربی|أتممت عليكم بالهداية و التوفيق أو بإكمال الدين}}؛ نعمتم را با [[هدایتگری]] و [[توفیق]] بخشی به شما یا با کامل کردن دین، تمام کردم»<ref>بیضاوی، انوارالتنزیل، ج۱، ص۲۵۵.</ref>. پیش از وی [[فخر رازی]] نیز سبب اتمام نعمت را [[اکمال دین]] دانسته و می‌گوید: {{عربی|لإنه لا نعمة أتم من نعمة الإسلام... و النعمة هو الدين}}؛ چون هیچ نعمتی تمام‌تر از [[نعمت]] [[اسلام]] نیست و نعمت همان [[دین]] است [که در این [[آیه]] سخن از تمام کردن آن به میان آمده است]»<ref>فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۱۱، ص۱۱۰.</ref>.<ref>[[فتح‌الله نجارزادگان|نجارزادگان، فتح‌الله]]، [[بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت (کتاب)|بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت]]، ص ۱۹۶.</ref>
این قول که طرفدار فراوان دارد، اتمام نعمت را در تحلیل رابطه [[مؤمنان]] با [[مشرکان]] می‌داند و می‌گوید: اتمام نعمت با [[فتح مکه]] و ورود [[مسلمانان]] به [[مکه]] در کمال [[امنیت]] و نیز با ویرانی آثار [[جاهلیت]] و [[غلبه]] بر آنان بود که موجب شد هیچ یک از مشرکان در صفوف مؤمنان در [[مراسم حج]] حاضر نشوند. [[ابن جریر طبری]] با پذیرش همین دیدگاه می‌نویسد: {{عربی|أتممت نعمتي ايها المؤمنون بإظهاركم على عدوي و عدوكم من المشركين و نفيي إياهم عن بلادهم و قطعي طمعهم من رجوعكم وعودكم إلى ما كنتم عليه من الشرك}}<ref>طبری، جامع البیان، ج۶، ص۷۹.</ref>؛ «ای مؤمنان، نعمتم را بر شما با غلبه‌تان بر [[دشمنان]] خود و شما، از مشرکان و طرد آنان از شهرهایشان و نیز قطع امیدشان از اینکه به [[شرک]] و به آیینی که بود باز گردید، تمام کردم».
 
سپس [[ابن جریر]] [[روایت]] از [[ابن عباس]] نقل می‌کند که گفته است: {{عربی|فلما نزلت براءة فنفي المشركين عن البيت و حج المسلمون لا يشاركهم في البيت الحرام أحد من المشركين فكان ذلك من تمام النعمة}}<ref>ر.ک: طبری، جامع البیان، ج۶، ص۷۹.</ref>؛ پس چون [[سوره]] [[برائت]] نازل شد، [[مشرکان]] از [[بیت الحرام]] رانده شدند و [[مسلمانان]] بدون مشارکت مشرکان [[حج]] گزاردند؛ پس این، از جمله تمام کردن [[نعمت]] است».
 
مضمون این روایت از [[قتاده]]، [[شعبی]] و [[عامر]] نیز نقل شده است<ref>ر.ک: طبری، جامع البیان، ج۶، ص۷۹.</ref>. قول مذکور را [[بغوی]]<ref>ر.ک: طبری، جامع البیان، ج۶، ص۷۹.</ref>، [[واحدی نیشابوری]]<ref>واحدی نیشابوری، الوسط، ج۲، ص۱۵۴. </ref>، [[زمخشری]]<ref>زمخشری، الکشاف، ج۱، ص۶۰۵.</ref> (به عنوان نخستین احتمال) [[قرطبی]]<ref>تفسیر قرطبی، ج۶، ص۶۲.</ref>، [[بیضاوی]]<ref>بیضاوی، انوار التنزیل، ج۱، ص۲۵۵.</ref> (به عنوان احتمال) و [[آلوسی]]<ref>آلوسی، روح المعانی، ج۴، ص۹۱.</ref> پذیرفته‌اند.
 
'''دیدگاه دوم'''
 
قول دوم [[اتمام نعمت]] را بر مدار [[اکمال دین]] و [[شریعت اسلام]] می‌شناسد و [[تحریم]] خبایث یاد شده در این [[آیه]] را، جزء [[دین کامل]] و نعمت تمام شده می‌داند. زمخشری در این باره می‌نویسد: {{عربی|أتممت نعمتي عليكم بإكمال أمر الدين و الشرايع... لأنه لا نعمة أتم من نعمة الإسلام... و لان تحريم هذه الخبائث من جملة الدين الكامل و النعمة التامة و الإسلام المنعوت بالرضا دون غيره من الملل}}؛ بر شما نعمتم را با کامل ساختن امر [[دین]] و [[شریعت]] تمام کردم؛ زیرا نعمتی تمام‌تر از نعمت [[اسلام]] نیست و تحریم [[پلیدی‌ها]] [از خوردنی‌های در [[آیه اکمال]]] نیز از جمله دین کامل و نعمت تمام شده و اسلام موصوف به رضای [[حق تعالی]] در میان سایر دین‌هاست»<ref>زمخشری، الکشاف، ج۱، ص۶۰۵.</ref>.
 
بیضاوی نیز (به عنوان نخستین احتمال) می‌نویسد: {{عربی|أتممت عليكم بالهداية و التوفيق أو بإكمال الدين}}؛ نعمتم را با [[هدایتگری]] و [[توفیق]] بخشی به شما یا با کامل کردن دین، تمام کردم»<ref>بیضاوی، انوارالتنزیل، ج۱، ص۲۵۵.</ref>.
 
پیش از وی [[فخر رازی]] نیز سبب اتمام نعمت را [[اکمال دین]] دانسته و می‌گوید: {{عربی|لإنه لا نعمة أتم من نعمة الإسلام... و النعمة هو الدين}}؛ چون هیچ نعمتی تمام‌تر از [[نعمت]] [[اسلام]] نیست و نعمت همان [[دین]] است [که در این [[آیه]] سخن از تمام کردن آن به میان آمده است]»<ref>فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۱۱، ص۱۱۰.</ref>.<ref>[[فتح‌الله نجارزادگان|نجارزادگان، فتح‌الله]]، [[بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت (کتاب)|بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت]]، ص ۱۹۶.</ref>


==== نقد و بررسی ====
==== نقد و بررسی ====
۱۵٬۳۹۸

ویرایش