پرش به محتوا

انسان‌شناسی: تفاوت میان نسخه‌ها

۲٬۸۴۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۳۰ سپتامبر ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱: خط ۱:
{{در دست ویرایش ۲|ماه=[[مهر]]|روز=[[3]]|سال=[[۱۴۰۴]]|کاربر=Bahmani}}
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = انسان
| موضوع مرتبط = انسان
خط ۷: خط ۶:
}}
}}


== معناشناسی ==
== مقدمه ==
واژه «انسان‌شناسی» ترجمه اصطلاح Anthropologie است که از ریشه یونانی Anthropos به معنی [[انسان]] گرفته شده است. این واژه برای اولین بار توسط ارسطو برای [[علمی]] مورد استفاده قرار گرفت که در جهت [[شناخت]] انسان تلاش می‌کند<ref>فربد، محمدصادق، مبانی انسان‌شناسی، ص۳.</ref>.
«[[شناخت انسان]]» از مهم‌ترین موضوعات کتاب تکوین و از کهن‌ترین [[علوم]] [[بشر]] به حساب می‌آید که [[عمر]] مسائل کهن و دراز دامن آن، به [[تاریخ]] نا پیداکرانه خود انسان گره خورده است<ref>جوادی آملی، عبدالله، سروش هدایت، ج۴، ص۲۲۰.</ref>.
اصطلاح انسان‌شناسی نخستین بار در کشورهای انگلیسی‌زبان در ابتدای قرن بیستم رایج شد و و به شاخه‌ای علمی درباره موضوع انسان اطلاق می‌شد که در پی مطالعه این موجود و [[زندگی اجتماعی]] او در مفهومی بسیار گسترده بود.


سال ۱۳۴۹ شمسی، اصطلاح انسان‌شناسی در [[ایران]]، معادل کلمه آنتروپولوژی به مفهوم وسیع کلمه؛ یعنی مطالعه عمومی انسان، شامل مطالعه [[جسمانی]]، [[تاریخی]]، باستانی، [[اجتماعی]] و [[فرهنگی]] به‌کار رفت<ref>روح الامینی، محمود، مبانی انسان‌شناسی، ص۲۷ - ۲۹.</ref>.
[[انسان‌شناسی]] جزئی از مسائل [[جهان‌بینی]]<ref>جوادی آملی، عبدالله، تفسیر انسان به انسان، ص۳۱۰۷.</ref> و وابسته به آن است که تأثیر بسیار زیادی در عرصه‌های مختلف دارد. انسان‌شناسی، یکی از مسائل عمیق علمی و مهم‌ترین مباحث فلسفه اسلامی از گذشته تا به حال می‌باشد که غالب مباحث آن، در دو محور [[حقیقت انسان]] و اوصاف او و [[غایت خلقت]] و [[سیر]] تکاملی انسان طرح می‌شود<ref>جوادی آملی، عبدالله، حق و تکلیف در اسلام، ص۷۹.</ref>. همچنین یکی از موضوعاتی است که نزد متفکران غربی بسیار مورد بحث قرار گرفته و تقریباً محور مباحث [[فلسفی]] آنان را به خود اختصاص داده است و شاید پیدایش برخی از مکاتب غربی با این موضوع بی‌ارتباط نباشد<ref>جوادی آملی، عبدالله، اسلام و محیط زیست، ص۶۵.</ref>. البته حضور این بحث در فلسفه اسلامی و غرب، به معنای یکسانی نظام‌های انسان‌شناسانه فلسفه‌های مختلف نبوده و نیست، چه اینکه هر [[نظام]] فلسفی، یک انسان‌شناسی مخصوص به خود را داشته که عمدتاً از جهت‌گیری‌های [[معرفتی]] آن ناشی می‌شود<ref>محقق سبزواری، اسرارالحکم، ص۳۴.</ref>.<ref>[[ابراهیم ابراهیمی|ابراهیمی، ابراهیم]]، [[انسان‌شناسی اسلامی - ابراهیمی (مقاله)|مقاله «انسان‌شناسی اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۱ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۱]]، ص ۲۸۳.</ref>
آنچه که از این واژه در این مقاله مورد نظر می‌باشد، معنایی متفاوت از معنای ذکر شده است. شناخت انسان در اینجا شامل مطالعه در مورد ابعاد و [[شئون]] وجودی انسان (ابعاد مادی و [[معنوی]])، شناخت کمال و [[سعادت واقعی]] او و راه‌های وصول به آن می‌باشد. در این اصطلاح خاص که قابل تطبیق بر بحث از [[معرفت نفس]] یا [[خودشناسی]] مطرح در [[متون دینی]] است، انسان از این جهت مورد بحث و توجه قرار می‌گیرد که موجودی کمال‌پذیر است و هدفی والا و متعالی برای او تعریف شده است. این موجود می‌تواند با [[تأمل]] در وجود خود و یافتن عواملی که در فطرتش برای وصول به آن [[هدف]] اصلی قرار داده شده است و توجه به کشش‌هایی که در درونش نسبت به آرمان‌های بلند [[انسانی]] وجود دارد، در جهت رسیدن به اهداف والای انسانی و کمال و [[سعادت]] حقیقی‌اش گام بردارد<ref>مصباح یزدی، خودشناسی برای خودسازی، ص۴-۵.</ref>.


البته انسان از حیثیت مورد اشاره، موضوع بحث و بررسی [[اندیشمندان]] حوزه‌های مختلف [[فکری]] از قبیل [[فلاسفه]] و [[حکما]]، عرفا، [[متکلمین]]، [[مفسرین]] و... بوده است. در این مجال انسان از دیدگاه شخصیتی جامع و بی‌نظیر مانند [[امام خمینی]] مورد بررسی قرار می‌گیرد. شخصیتی که در مباحث [[فلسفی]]، [[کلامی]]، [[تفسیری]]، [[سیاسی]]، [[فقهی]]، [[عرفانی]]، اصولی و [[جامعه‌شناسی]] دستی داشته، بلکه [[صاحب نظر]] بوده و تمام دیدگاه‌های خود را در این زمینه، در چارچوب [[تعالیم اسلامی]] ارائه می‌کرده است، شخصیتی که توانست به بسیاری از مباحث و دیدگاه‌های خود در مورد [[انسان]] [[جامه]] عمل بپوشاند. بدون [[شک]]، [[اندیشه]] هر متفکری در حوزه‌های مختلف [[اجتماعی]]، سیاسی، [[اقتصادی]] و... مبتنی بر برداشت‌ها و [[تفسیر]] وی از انسان و جایگاه او در [[نظام هستی]] است. [[امام خمینی]] یکی از بزرگ‌ترین [[اندیشمندان]] و متفکران [[جهان اسلام]] در دوره معاصر بود که [[تفکرات]] او از تأثیرگذارترین [[اندیشه‌ها]] بر جریان‌های [[فکری]] و اجتماعی [[مسلمانان]] و حتی غیرمسلمانان به شمار می‌رود. بحث از انسان یکی از مباحث مهم و کلیدی در آثار امام خمینی است؛ به گونه‌ای که در غالب آثار خود به گونه‌ای به آن پرداخته است؛ لذا بررسی نگاه ایشان به انسان و جایگاه او در [[نظام]] عالم از اهمیت زیادی برخوردار است.<ref>[[رضا میرزایی|میرزایی، رضا]]، [[انسان‌شناسی اسلامی (مقاله)| مقاله «انسان‌شناسی اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۲۲۵.</ref>
== معناشناسی ==
انسان از ریشه «انس» به معنای اُلفت‌ گرفتن<ref>راغب، مفردات الفاظ القرآن، ۹۴.</ref> یا از «نسی» به معنای فراموشی<ref>زبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، ۸/۱۹۲.</ref> است. [[انسان]] در اصطلاح حکما به «حیوان [[ناطق]]» تعریف شده‌است و مراد از نطق، [[ادراک عقلی]] حاصل از [[فکر]] و مانند آن است<ref>ارسطو، فی النفس، ۱۶۳؛ ملاصدرا، الحاشیة علی الهیات، ۱۶۴؛ سبزواری، شرح المنظومه، ۱/۲۲۹.</ref>. انسان‌شناسی دانشی است که به احوال، ابعاد کلی و جزئی، فردی و [[اجتماعی]] انسان می‌پردازد<ref>ناصح، انسان‌شناسی در اندیشه امام‌ خمینی، ۱۳۱.</ref> و برخی از آن به علم‌النفس نیز یاد کرده‌اند<ref>حسن‌زاده آملی، دروس معرفت، ۳۱۹.</ref> در این [[دانش]] به شناخت [[جان آدمی]]، [[فضیلت]] و [[رذیلت]] و [[سعادت]] و [[شقاوت]] او پرداخته می‌شود<ref>جوادی آملی، صورت و سیرت، ۲۱.</ref>.<ref>[[محمد امین صادقی ارزگانی|صادقی ارزگانی]] و [[سید علی احمدی امیری|احمدی امیری]]، [[انسان‌شناسی - صادقی ارزگانی و احمدی امیری (مقاله)|مقاله «انسان‌شناسی»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۲]]، ص ۳۷۱ ـ ۳۸۴.</ref>


== ضرورت ==
== پیشینه ==
سؤال از [[خدا]]، انسان و [[نظام خلقت]]، همیشه به عنوان سه سؤال اساسی برای انسان مطرح بوده است. در این میان، توجه به انسان و شناخت او از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، تا آنجا که [[دعوت]] به شناخت انسان به عنوان مخلوقی پیچیده، از [[تعالیم]] اصلی بسیاری از [[ادیان]] و حتی مکاتب فلسفی، عرفانی بوده است. در [[تعالیم دینی]] ما شناخت انسان، پرفایده‌ترین [[شناخت‌ها]]<ref>آمدی، غررالحکم، ص۱۷۲؛ علی {{ع}}: {{متن حدیث|معرفة النفس أنفع المعارف}}.</ref> و از سوی دیگر عدم شناخت انسان، مساوی با [[جهل]] به همه چیز دانسته شده است<ref>آمدی، غررالحکم، ص۵۹۸؛ پیامبر {{صل}}: {{متن حدیث|لا تجهل نفسک فان الجاهل معرفة نفسه جاهل بکل شیء}}.</ref>.
شناخت انسان یکی از شریف‌ترین [[علوم]] است<ref>اخوان‌الصفاء، رسائل اخوان الصفاء و خلان الوفاء، ۳/۳۷۲.</ref> و [[آدمی]] از دیرباز درپی شناخت ابعاد مختلف وجودی خود بوده‌است و اندیشمندان بزرگی چون سقراط، افلاطون، ارسطو و فارابی از ماهیت [[نفس انسان]]، آثار و مرتبه وجودی او در عالم بحث کرده‌اند<ref>ارسطو، علم اخلاق، ۱/۱۸۳؛ فارابی، الجمع بین رأی الحکیمین، ۶۲؛ دورانت، تاریخ تمدن، یونان باستان، ۲/۵۹۳؛ بدوی، افلاطون فی الاسلام، ۳۱۵.</ref>. در آموزه‌های [[وحیانی]] و [[کتاب‌های آسمانی]] دربارۀ [[انسان]] از جنبه‌های مختلف سخن گفته شده است و در [[کتاب مقدس]]، [[انسان]] حیوان بزرگی معرفی شده که از خاک [[آفریده]] شده است و [[خداوند]] انسان را به صورت خود آفریده و شریعتی برای او قرارداده تا [[زندگی]] خود را با آن اداره کند و از آن [[تجاوز]] نکند<ref>هاکس، قاموس کتاب مقدس، ۱۱۳–۱۱۴.</ref>.


البته مراد از شناخت انسان، [[شناختی]] همه جانبه و عمیق نسبت به انسان است؛ به این معنا که علاوه بر [[علم]] به هستی خود و [[لزوم]] [[زندگی]] [[انسانی]]، علم به [[خالق]] خود و کمال و [[سعادت]] خود و راه وصول به آن هم داشته باشد. او باید بداند [[زندگی]] بدون [[فضیلت]] و [[معرفت]] و [[خداشناسی]] ارزشی ندارد و زندگی او باید همیشه توأم با [[تعقل]] و [[تفکر]] و [[اندیشه]] باشد<ref>امین‌زاده، محمدرضا، انسان در اسلام، ص۱۰.</ref>؛ چراکه [[مَثَل]] [[انسان]] در این زندگی، مثل بازرگانی است که با [[سرمایه]] خود [[داد و ستد]] می‌کند و فقط در صورتی می‌تواند به [[سود]] بالایی دست یابد که [[ارزش]] سرمایه و کالایی را که [[خرید و فروش]] می‌کند، به خوبی بداند. در غیر این صورت ممکن است در مدت [[زمان]] اندکی نه تنها سودی کسب نکند، بلکه اصل سرمایه خود را نیز از دست داده، ورشکست گردد.
[[قرآن کریم]] از [[حقیقت]] [[روح]]<ref>سوره اسراء، آیه ۸۵.</ref> و نفس<ref>سوره شمس، آیه ۷.</ref> انسان [[سخن]] گفته‌ است و [[روح انسان]] را [[روحی]] [[الهی]] دانسته‌ است<ref>سوره حجر، آیه ۲۹.</ref> و بر [[کرامت انسان]]<ref>سوره اسراء، آیه ۷۰.</ref> و [[خلافت]] او در [[زمین]]<ref>سوره بقره، آیه ۳۰.</ref> تأکید کرده است. در برخی [[روایات]] بر این نکته تأکید شده‌است که کسی که نفس خود را بشناسد، [[پروردگار]] خویش را خواهد [[شناخت]]،<ref>آمدی، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ۲۳۲.</ref> البته [[انسان‌شناسی]] به معنای [[خودشناسی]] نمی‌تواند به معنای کلی انسان‌شناسی باشد<ref>پناهی، انسان‌شناسی فلسفی در اندیشه امام‌ خمینی، ۵.</ref>.


[[شناخت]] دقیق انسان باعث تصحیح نگرش ما نسبت به [[معارف دینی]] از قبیل [[توحید]]، [[نبوت]]، [[معاد]] و حتی [[معارف]] بشری از قبیل [[علوم تجربی]] و [[انسانی]] می‌شود. به بیان دیگر همه [[براهین]] لازم برای [[اثبات]] توحید، نبوت، معاد و [[عقاید حقه]] [[شیعی]] به طور وضوح در نفس انسانی موجود است به گونه‌ای که با [[شناخت کامل]] از خود، به استدلال‌های لازم برای اثبات این [[عقاید]] دست خواهد یافت<ref>امام خمینی، تقریرات فلسفه، ج۲، ص۳۰.</ref>.
انسان‌شناسی مبنای بسیاری از [[علوم]] است و مسائل بسیاری از علوم با شناخت ابعاد مختلف ظاهری و [[باطنی]] انسان مرتبط است؛ مانند علوم اجتماعی، علم طب، [[علم اخلاق]]، [[علم]] [[تربیت]]، علم روان‌شناسی<ref>جوادی آملی، انتظار بشر از دین، ۲۱۰–۲۱۹.</ref> در آثار [[اندیشمندان اسلامی]]، توجه به ابعاد وجودی انسان سهم مهم و قابل توجهی دارد<ref>[[محمد امین صادقی ارزگانی|صادقی ارزگانی]] و [[سید علی احمدی امیری|احمدی امیری]]، [[انسان‌شناسی - صادقی ارزگانی و احمدی امیری (مقاله)|مقاله «انسان‌شناسی»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۲]]، ص ۳۷۱ ـ ۳۸۴.</ref>.


بر همین اساس، [[شرایع توحیدی]] - به ویژه [[اسلام]] - بر [[لزوم شناخت انسان]] و [[تزکیه]] و [[تصفیه نفس]] [[آدمی]] تأکید فراوان دارند. روایاتی از قبیل {{متن حدیث|من عرف نفسه فقد عرف ربه}}<ref>علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۲، ص۳۲، ح۲۲.</ref> این نکته را متذکر می‌شوند که تا انسان خودش را نشناسد، هرگز نمی‌تواند به شناخت از خدای خود دست یابد. چنین تعبیراتی در مورد هیچ موجود دیگری به غیر از انسان به کار نرفته است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۲، ص۴۲۲.</ref>.
== ضرورت ==
سؤال از [[خدا]]، انسان و [[نظام خلقت]]، همیشه به عنوان سه سؤال اساسی برای انسان مطرح بوده است. در این میان، توجه به انسان و شناخت او از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، تا آنجا که [[دعوت]] به شناخت انسان به عنوان مخلوقی پیچیده، از تعالیم اصلی بسیاری از [[ادیان]] و حتی مکاتب فلسفی، عرفانی بوده است. در [[تعالیم دینی]] ما شناخت انسان، پرفایده‌ترین [[شناخت‌ها]]<ref>آمدی، غررالحکم، ص۱۷۲؛ علی {{ع}}: {{متن حدیث|معرفة النفس أنفع المعارف}}.</ref> و از سوی دیگر عدم شناخت انسان، مساوی با [[جهل]] به همه چیز دانسته شده است<ref>آمدی، غررالحکم، ص۵۹۸؛ پیامبر {{صل}}: {{متن حدیث|لا تجهل نفسک فان الجاهل معرفة نفسه جاهل بکل شیء}}.</ref>.


دلیل این مطلب آن است که آنچه که در وجود آدمی به [[ودیعت]] نهاده شده، نشانه‌های [[علم]] و [[قدرت]] و [[حکمت]] خداست و در میان [[مخلوقات]] هیچ پدیده‌ای به اندازه انسان دارای [[اسرار]] و حکمت نیست. {{متن قرآن|وَفِي الْأَرْضِ آيَاتٌ لِلْمُوقِنِينَ * وَفِي أَنْفُسِكُمْ أَفَلَا تُبْصِرُونَ}}<ref>«و در زمین برای اهل یقین نشانه‌هایی است * و (نیز) در خودتان، آیا نمی‌نگرید؟» سوره ذاریات، آیه ۲۰ و ۲۱.</ref>.؛ و در [[زمین]] و در وجود خود شما آیاتی برای [[اهل یقین]] است. به تعبیر عرفا [[انسان]]، [[جلوه گاه نور حق تعالی]]<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۴، ص۱۵۳.</ref>، [[مظهر اسم اعظم]] [[الهی]]<ref>امام خمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، ص۴۷.</ref>، [[مظهر جمیع اسماء الهی]]<ref>امام خمینی، سرالصلوة، ص۲۲-۲۳.</ref>، [[جامع کون کبیر]]<ref>امام خمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، ص۷۸.</ref>، نسخه [[ملک]] و [[ملکوت]]<ref>امام خمینی، شرح دعای سحر، ص۷-۸.</ref> و... است؛ لذا اگر انسان خودش را بشناسد، [[ذات اقدس اله]] را بهتر و آسان‌تر می‌شناسد و به [[اسماء و صفات]] و [[افعال الهی|افعال]] و [[آثار خداوند]] [[شناخت]] و [[معرفت]] پیدا می‌کند<ref>امام خمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، ص۳۰۳.</ref>.
البته مراد از شناخت انسان، [[شناختی]] همه جانبه و عمیق نسبت به انسان است؛ به این معنا که علاوه بر [[علم]] به هستی خود و [[لزوم]] [[زندگی]] [[انسانی]]، علم به [[خالق]] خود و کمال و [[سعادت]] خود و راه وصول به آن هم داشته باشد. او باید بداند [[زندگی]] بدون [[فضیلت]] و [[معرفت]] و [[خداشناسی]] ارزشی ندارد و زندگی او باید همیشه توأم با [[تعقل]] و [[تفکر]] و [[اندیشه]] باشد<ref>امین‌زاده، محمدرضا، انسان در اسلام، ص۱۰.</ref>؛ چراکه مَثَل [[انسان]] در این زندگی، مثل بازرگانی است که با سرمایه خود [[داد و ستد]] می‌کند و فقط در صورتی می‌تواند به سود بالایی دست یابد که [[ارزش]] سرمایه و کالایی را که [[خرید و فروش]] می‌کند، به خوبی بداند. در غیر این صورت ممکن است در مدت [[زمان]] اندکی نه تنها سودی کسب نکند، بلکه اصل سرمایه خود را نیز از دست داده، ورشکست گردد.


شناخت انسان از خود، اگر به صورت حضوری باشد، زمینه آگاهانه شدن معرفت حضوری نسبت به [[خدا]] را فراهم خواهد کرد و اگر به صورت حصولی باشد، طریقی برای شناخت حصولی نسبت به [[خداوند متعال]] خواهد بود<ref>مصباح یزدی، شرح جلد هشتم اسفار، جزء اول، ص۲۳-۲۴.</ref>. شناخت حضوری از طریق [[عبادت]] و [[تزکیه نفس]] و [[سلوک]] [[عرفانی]] حاصل می‌شود و معرفت حصولی نیز با [[تأمل]] و [[تدبر]] در [[اسرار]] و حکمت‌هایی که در وجود انسان به [[ودیعت]] نهاده شده است، محقق خواهد شد. مادامی که [[بنده]] مشغول انجام [[طاعت]] حق تعالی و شناختن عیب‌های خود و ترک چیز‌هایی که در [[دین خدا]] مورد [[نهی]] قرار گرفته‌اند باشد، از آفات برکنار و [[غرق]] در دریای [[رحمت الهی]] خواهد بود که نتیجه آن رسیدن به گوهرهای [[حکمت]] و بیان است؛ اما اگر عالم به [[عیوب]] خود نباشد و [[گناهان]] خود را به [[فراموشی]] سپرده، [[غرور]] و [[خودپرستی]] وجود او را فرا گرفته باشد، هرگز به [[رستگاری]] و [[فلاح]] دست نخواهد یافت<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ص۱۰۰.</ref>.
[[شناخت]] دقیق انسان باعث تصحیح نگرش ما نسبت به [[معارف دینی]] از قبیل [[توحید]]، [[نبوت]]، [[معاد]] و حتی معارف بشری از قبیل علوم تجربی و [[انسانی]] می‌شود. به بیان دیگر همه [[براهین]] لازم برای [[اثبات]] توحید، نبوت، معاد و عقاید حقه [[شیعی]] به طور وضوح در نفس انسانی موجود است به گونه‌ای که با [[شناخت کامل]] از خود، به استدلال‌های لازم برای اثبات این [[عقاید]] دست خواهد یافت<ref>امام خمینی، تقریرات فلسفه، ج۲، ص۳۰.</ref>.


البته این نکته قابل [[تذکر]] است که [[شناخت کامل]] انسان از توان انسان‌های عادی خارج بوده، فقط برای [[اولیای الهی]] که [[توفیق]] [[حق]] [[یار]] آنهاست، ممکن خواهد بود. غالب [[انسان‌ها]] به دلیل [[حب نفس]] شدید، گرفتار هواها و [[خواهش‌های نفسانی]] بوده، به دلیل غلفت از خود نمی‌توانند به چنین [[شناختی]] دست یابند و در نتیجه در صدد رفع [[عیوب]] خویش نیز نخواهند بود<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۴، ص۸.</ref><ref>[[رضا میرزایی|میرزایی، رضا]]، [[انسان‌شناسی اسلامی (مقاله)| مقاله «انسان‌شناسی اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۲۲۷.</ref>
بر همین اساس، شرایع توحیدی ـ به ویژه [[اسلام]] ـ بر [[لزوم شناخت انسان]] و [[تزکیه]] و [[تصفیه نفس]] [[آدمی]] تأکید فراوان دارند. روایاتی از قبیل {{متن حدیث|من عرف نفسه فقد عرف ربه}}<ref>علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۲، ص۳۲، ح۲۲.</ref> این نکته را متذکر می‌شوند که تا انسان خودش را نشناسد، هرگز نمی‌تواند به شناخت از خدای خود دست یابد. چنین تعبیراتی در مورد هیچ موجود دیگری به غیر از انسان به کار نرفته است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۲، ص۴۲۲.</ref>.


== جایگاه ==
شناخت انسان از خود، اگر به صورت حضوری باشد، زمینه آگاهانه شدن معرفت حضوری نسبت به [[خدا]] را فراهم خواهد کرد و اگر به صورت حصولی باشد، طریقی برای شناخت حصولی نسبت به [[خداوند متعال]] خواهد بود<ref>مصباح یزدی، شرح جلد هشتم اسفار، جزء اول، ص۲۳-۲۴.</ref>. شناخت حضوری از طریق [[عبادت]] و [[تزکیه نفس]] و [[سلوک]] [[عرفانی]] حاصل می‌شود و معرفت حصولی نیز با [[تأمل]] و [[تدبر]] در [[اسرار]] و حکمت‌هایی که در وجود انسان به ودیعت نهاده شده است، محقق خواهد شد. مادامی که [[بنده]] مشغول انجام [[طاعت]] حق تعالی و شناختن عیب‌های خود و ترک چیز‌هایی که در [[دین خدا]] مورد [[نهی]] قرار گرفته‌اند باشد، از آفات برکنار و غرق در دریای [[رحمت الهی]] خواهد بود که نتیجه آن رسیدن به گوهرهای [[حکمت]] و بیان است؛ اما اگر عالم به [[عیوب]] خود نباشد و [[گناهان]] خود را به فراموشی سپرده، [[غرور]] و [[خودپرستی]] وجود او را فرا گرفته باشد، هرگز به [[رستگاری]] و [[فلاح]] دست نخواهد یافت<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ص۱۰۰.</ref>.
بحث از [[انسان]] در [[جهانبینی اسلامی]] از جایگاه بسیار رفیعی برخوردار است و به عنوان یکی از مباحث مهم و کلیدی منظومه بینشی مسلمانان به حساب می‌آید. دلیل این مطلب آن است که در منظومه فکری اسلام، [[شناخت]] صحیح انسان و قابلیت‌ها و توانایی‌های او مبنا و پایه همه فعالیت‌های فردی و اجتماعی انسان بوده، اهداف او در [[زندگی]] را رقم زده، جهت‌گیری لازم برای وصول به این اهداف را نیز به دنبال خواهد داشت. در [[نظام]] انسان‌شناسانه اسلام، انسان [[خلیفه خداوند]] در روی [[زمین]] است که باید در مسیر [[رضایت خداوند]] حرکت کرده به [[مقام قرب الهی]] دست یابد. برخی از اندیشمندان اسلامی از این [[خلیفه الهی]] با عناوینی از قبیل؛ [[جامع تمام جهات عالم]]<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۸ ص۴۱۱.</ref>، نسخه عالم وجود<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۸، ص۲۵۴.</ref>، شامل عالم [[غیب و شهود]]<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۱، ص۲۱۹.</ref>، عصاره و [[خلاصه عالم هستی]]<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۰، ص۶۸؛ تقریرات فلسفه، ج۳، ص۳۰۳.</ref>، [[غایت عالم خلقت]]<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ص۲۶۲.</ref>، [[جلوه‌گاه نور حق تعالی]]<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۴، ص۱۵۳.</ref>، [[مظهر اسم اعظم الهی]]<ref>امام خمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، ص۴۷.</ref>، [[مظهر جمیع اسماء الهی]]<ref>امام خمینی، سرالصلوة، ص۲۲ - ۲۳.</ref>، [[جامع کون کبیر]]<ref>امام خمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، ص۷۸.</ref>، نسخه [[ملک]] و [[ملکوت]]<ref>امام خمینی، شرح دعای سحر، ص۷-۸.</ref> و... یاد می‌کنند.<ref>ر. ک: [[رضا میرزایی|میرزایی، رضا]]، [[انسان‌شناسی اسلامی (مقاله)| مقاله «انسان‌شناسی اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۲۲۹.</ref>


===هدف دین===
البته این نکته قابل [[تذکر]] است که [[شناخت کامل]] انسان از توان انسان‌های عادی خارج بوده، فقط برای [[اولیای الهی]] که [[توفیق]] [[حق]] یار آنهاست، ممکن خواهد بود. غالب [[انسان‌ها]] به دلیل [[حب نفس]] شدید، گرفتار هواها و [[خواهش‌های نفسانی]] بوده، به دلیل غلفت از خود نمی‌توانند به چنین [[شناختی]] دست یابند و در نتیجه در صدد رفع [[عیوب]] خویش نیز نخواهند بود<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۴، ص۸.</ref>.<ref>[[رضا میرزایی|میرزایی، رضا]]، [[انسان‌شناسی اسلامی (مقاله)| مقاله «انسان‌شناسی اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۲۲۷.</ref>
{{اصلی|اهداف دین}}
معرفی [[حقیقت انسان]] و [[انسان‌سازی]]، از اهداف اصلی [[دین الهی]] است و حتی می‌‌توان گفت [[شناخت]] حقیقت انسان به صورت جامع، فقط از طریق [[کلام الهی]] و [[راهنمایان]] [[الهی]] ممکن است. [[قرآن]] در [[سوره انسان]]، اساس وجود او را {{متن قرآن|نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ}} معرفی می‌کند: {{متن قرآن|إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ}}<ref>«ما انسان را از نطفه‌ای برآمیخته آفریدیم» سوره انسان، آیه ۲.</ref> که بدانید این موجود، آمیخته‌ای از مواد گوناگون است و همین [[جامعیت]] ساختار وجود او، زمینه و بستری مناسب برای تعلق [[روح الهی]] شد: {{متن قرآن|فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ}}<ref>«پس هنگامی که او را باندام برآوردم و در او از روان خویش دمیدم، برای او به فروتنی در افتید!» سوره حجر، آیه ۲۹.</ref> که [[خداوند]] فرمود: «پس هنگامی که کار آن را به پایان رسانیدم و در او از [[روح]] خود (یک روح شایسته و بزرگ) دمیدم، همگی و بدون استثناء سجده‌اش کنید»<ref>محمدرضا آدینه وند لرستانی، کلمة الله العلیا، ج۳، ص۵۳۶.</ref> و به خودش بابت [[خلقت انسان]] تبریک گفت {{متن قرآن|فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ}}<ref>«پس بزرگوار است خداوند که نیکوترین آفریدگاران است» سوره مؤمنون، آیه ۱۴.</ref>.


[[کلام]] [[معصوم]] نیز در راستای همین نکته است. برای نمونه، [[امام علی]]{{ع}} در [[نهج البلاغه]] [[شگفتی]] [[آفرینش انسان]] و [[ویژگی‌های انسان کامل]] را بیان می‌کند<ref>سید رضی، نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، خطبه اول، ص۳۷.</ref> و از طرف دیگر، [[حکمت الهی]] اقتضا می‌کند که آنچه برای کمال‌‎یابی [[انسان]] لازم و ضروری است، خداوند آن را برای او عطا کند. بر این اساس، شناخت[[رشد]] و تعالی همه جانبه [[انسانی]]، جز از طریق راهنمایان الهی ممکن نیست. پس بر اساس [[لطف الهی]]، لازم است که خداوند پیامبرانی را برانگیزد و برنامه جامع را که حاوی [[آموزه‌های وحیانی]] است، در [[اختیار]] [[بشر]] قرار دهد. [[امیر]] بیان{{ع}} می‌فرماید:
== ویژگی‌های انسان ==
با استفاده از [[آیات قرآن]] ویژگی‌هایی برای انسان ذکر شده است. برخی از این ویژگی‌ها مربوط به نوع انسان و در همه مشترک است؛ ازجمله آنها این موارد است:
# [[فطرت الهی]]: [[قرآن کریم]] [[فطرت انسان]] را فطرتی [[الهی]] معرفی کرده‌ است<ref>سوره روم، آیه ۳۰.</ref> در [[حقیقت]] [[فطرت آدمی]] به دست [[قدرت]] [[جمال]] و جلال [[حق‌تعالی]] سرشته شده و از عالم [[طهارت]] و [[قدس]] نازل شده است. از این‌رو تا هنگامی که [[فطرت]] اصلی او [[آلوده]] نشده، از نورانیت و صفای [[باطن]] برخوردار است و طالب کمال مطلق و خیر و از [[شر]] گریزان است<ref>امام‌ خمینی، حدیث جنود، ۱۱۳–۱۱۵.</ref>.
# حمل [[امانت الهی]]: بنابر برخی [[آیات]]<ref>سوره احزاب، آیه ۷۲.</ref> انسان شایستگی این را داشته که حامل امانت الهی باشد<ref>امام‌ خمینی، مصباح الهدایه، ۵۶.</ref>. [[مفسران]] مراد از [[امانت]] را [[تکالیف الهی]]<ref>فخر رازی، مفاتیح الغیب (التفسیرالکبیر)، ۷/۱۲۳.</ref>، [[توحید]] و [[ایمان]]<ref>ابن‌عجیبه، البحر المدید فی تفسیر القرآن المجید، ۴/۴۶۸.</ref> [[تفسیر]] کرده‌اند.
# قابلیت کمال و نقص: انسان در میان موجودات این قابلیت را دارد که به بالاترین درجه کمال و پایین‌ترین درجه نقص برسد و می‌تواند یک موجود الهی یا [[شیطانی]] شود. فاصله میان کمال و نقص غیرقابل تصور است و این در موجودات دیگر نیست<ref>امام‌ خمینی، صحیفه، ۱۳/۲۸۵.</ref> و انسان به دلیل [[استعداد]] فراوان قابلیت نامتناهی دارد<ref>امام‌ خمینی، صحیفه، ۴/۱۸۵.</ref>.
# [[کرامت انسان]]: [[خداوند متعال]] در [[قرآن]] بر کرامت انسان تأکید کرده‌ است<ref>سوره اسراء، آیه ۷۰.</ref> مراد از [[کرامت]]، عنایت و شرافت دادن به خصوصیتی است که در دیگران نیست<ref>طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳/۱۵۶.</ref>. حکمای الهی و [[عارفان]] کرامت را به دو قسم ذاتی و اکتسابی تقسیم کرده‌اند. کرامت ذاتی در واقع [[موهبت الهی]] به [[انسان]] است؛ ولی کرامت اکتسابی در پی تلاش انسان در دو زمینه [[معرفت]] و عمل، نصیب او می‌گردد<ref>ملاصدرا، تفسیر القرآن، ۵/۳۰۹–۳۱۰؛ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۶/۳۴۵.</ref>.
# [[اراده]] و [[اختیار]]: انسان موجودی مختار [[آفریده]] شده و بر اساس این اختیار می‌تواند [[خیر و شر]] و [[سعادت]] و [[شقاوت]] را [[انتخاب]] کند<ref>طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۴/۳۵.</ref>.<ref>[[محمد امین صادقی ارزگانی|صادقی ارزگانی]] و [[سید علی احمدی امیری|احمدی امیری]]، [[انسان‌شناسی - صادقی ارزگانی و احمدی امیری (مقاله)|مقاله «انسان‌شناسی»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۲]]، ص ۳۷۱ ـ ۳۸۴.</ref>


خداوند [[پیامبران]] خود را [[مبعوث]] فرمود و هر از چندگاه، متناسب با خواسته‌های [[انسان‌ها]]، [[رسولان]] خود را پی در پی اعزام کرد تا [[وفاداری]] به [[پیمان]] [[فطرت]] را از آنان باز جویند و نعمت‌های فراموش شده را به یاد آورند و با [[ابلاغ احکام]] [[الهی]]، [[حجت خدا]] را بر آنها تمام نمایند و توانمندی‌های پنهان شده [[عقل‌ها]] را آشکار سازند و نشانه‌های [[قدرت خدا]] را معرفی کنند<ref>نهج البلاغة، ص۳۹.</ref>. از آنجا که [[انسان]] از نظر روان و فطرت خداجوست، اگر موانعی نباشد، به [[خدا]] [[گرایش]] دارد و خدا را در همه جا می‌جوید.
== مبانی [[انسان‌شناختی]] ==
 
[[انسان]] در مجموعه عالم در نوع نگاه [[دینی]] [[اشرف]] از سایر موجودات است و جایگاه خاصی در [[تفکر]] [[اندیشمندان مسلمان]] دارد که در ذیل به نمونه‌هایی از مبانی انسان‌شناختی اشاره می‌گردد.
استاد [[مرتضی مطهری]] نویسنده و متفکر [[شیعه]] در [[قرن]] ۱۴ه از شاگردان [[علامه طباطبایی]] و [[امام خمینی]]، از اهداف مهم [[دین]] و [[رسالت]] [[پیامبران]] را پرورش جنبه‌های [[معنوی]] و [[اخلاقی]] [[انسان]] در عرصه فردی و [[اجتماعی]] ذکر می‌کند و این خصوصیت را محک [[حقانیت]] [[دعوت]] پیامبران، و موجب بازشناسی پیامبران [[راستین]] از [[دروغین]] می‌داند. به نظر او پیامبران، که به نیروها تحرک میبخشند و سامان می‌دهند؛ صرفاً در جهت ساختن فرد و ساختن [[جامعه انسانی]] است و به عبارت دیگر، در جهت [[سعادت بشری]] است. محال و ممتنع است که دعوت آنها در جهت [[فاسد]] کردن فرد یا [[تباهی]] جامعه انسانی صورت گیرد<ref>مرتضی مطهری، وحی و نبوت، ص۱۵۰.</ref> و مسلماً از آنجا که اساسی‌ترین برنامه بین برنامه‌های [[انبیای الهی]]، ساختن انسان و [[هدایت]] اوست، پی میبریم که معرفی [[حقایق]] وجودی انسان برای خود انسان در رأس برنامه‌ها قرار دارد.
# ترکیب انسان از دو ساحت جسمانی و روحانی: [[خداوند]]، انسان را از ترکیب جسم و [[روح]] آفریده است. در [[اسلام]] مسأله جسم و روح توأم‌اند و از هم قابل تفکیک نیستند و لذا انسان باید جسم و روح را با هم پرورش دهد. پرورش جسم مقدمه‌ای برای پرورش روح است و این مقدمه بودن به معنای تقدم زمانی نیست، بلکه تربیت جسمانی و [[معنوی]] هر دو با هم و در کنار هم و به موازات هم هستند<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، مصاحبه با مجله ورزش، ۲۱/۵/۱۳۶۶.</ref>
 
# برخورداری انسان از فطرتی خداجو: از جمله ویژگی‌های انسان، برخورداری از فطرتی [[پاک]] و [[الهی]] است. همه [[انسان‌ها]] بر این [[فطرت]] [[خلق]] شده‌اند؛ چنان که [[آیات قرآن کریم]] نیز اشاره به این مطلب دارد<ref>سوره روم، آیه ۳۰.</ref>.
بر این اساس، اگر دعوت [[مدعی پیامبری]]، فاسد ساختن [[انسان‌ها]]، از کار انداختن نیروهای آنها، به [[فحشا]] و [[هرزگی]] افتادن انسان‌ها و تباهی و [[انحطاط]] جامعه انسانی باشد، خود دلیل [[قاطع]] بر این مطلب است که او در دعوایش صادق نیست.
# [[انسان]] موجودی مختار و انتخاب‌گر: یکی از مسائل مهم [[انسان‌شناسی]]، بحث [[اختیار انسان]] می‌باشد. [[اختیار]] به معنای تصمیم‌گیری پس از سنجش می‌باشد و از زیر بناهای اصلی [[انسان‌شناختی]] توجه به نقش چشمگیر «[[گزینش]] [[آزاد]]» در فرایند [[رشد]] و حرکت تکاملی انسان است. شکل‌گیری هرگونه رشد و مهارتی در انسان باید آزادانه و آگاهانه و از روی اختیار باشد. رهبر انقلاب [[خدای متعال]] را گستراننده سفره طبیعت برای افراد انسان می‌داند که [[خداوند]] این [[مائده]] طبیعی را بالفعل، آماده و به صورت رنگین در اختیار افراد [[بشر]] قرار داده است که از آن بهره ببرند؛ لکن یک حدود و ضوابط و قواعدی را بر این [[حاکم]] می‌داند؛ که انسان اختیار دارد از این سفره عظیم [[الهی]] به صورت درست یا نادرست استفاده کند و صورت درست آن این است که انسان این سفره طبیعی الهی، این [[موهبت الهی]] را آن‌چنانی که ضوابط و قواعد الهی دستور داده است، بر طبق او [[رفتار]] کند، از حدود و ضوابط تخطی نکند، در مناطق ممنوعه قدم نگذارد<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران در روز هجدهم رمضان، ۱۴۲۹ ـ ۳۰/ ۶/۱۳۸۷.</ref>.
 
# وجود روحیه کمال‌جویی در [[فطرت انسان]]: [[حقیقت]] این است که [[زندگی]] انسان وقتی معنا پیدا می‌کند که در راه کمال صرف شود. کسی که [[هدف]] کمال را دنبال نکند و سرمایه ارزشمند [[حیات]] و [[عمر]] را در همین مدتی که در [[اختیار]] دارد صرف خوشگذرانی کند، زندگی را ضایع کرده است.
پس پیام‎‌آوران آسمانی، [[پیام]] خدا را به [[خلق]] خدا می‎‌رساند و نیروهای نهفته انسان‌ها را بیدار می‎‌سازند و با سامان‎دهی آن توانایی‌ها، [[سازندگی]] انسان را در بستر متعالی برای رسیدن به خدا قرار می‌دهند و به او می‌فهمانند که راه رسیدن به [[رضای الهی]]، در نظر داشتن و عمل به آموزه‌هایی نظیر [[صلح]]، [[صفا]]، [[اصلاح‌طلبی]]، [[بی‌آزاری]]، [[آزادی]] از غیر [[خدا]]، [[راستی]]، [[درستی]]، [[محبت]]، [[عدالت]] و دیگر [[اخلاق حسنه]] است و در این راه، باید از زنجیر [[اطاعت]] [[هوای نفس]] و [[طاغوت‌ها]] رها شد و [[آموزش]] این نکات [[ارزشمند]]، شرط لاینفک [[پیامبر]] است. پس انسانسازی، مهم‌ترین [[هدف رسالت انبیای الهی]] است.<ref>[[سید رشید صمیمی|صمیمی، سید رشید]]، [[اهداف و کارکردهای دین (کتاب)|اهداف و کارکردهای دین]]، ص 23-25.</ref>
# وجود [[عزم]] و [[اراده]] [[قوی]] در انسان: گرچه بعضی از مکاتب برای اراده و نقش آن در [[تربیت]] انسان، چندان اهمیتی قائل نیستند و نقش اصلی را به عامل [[وراثت]] و محیط می‌دهند، ولی نقش اصلی در [[تربیت]] به [[اراده]] و تصمیم خود [[انسان]] وابسته است و اگر [[ایمان]] به اراده [[انسانی]]، در کنار [[اعتقاد]] و ایمان و [[اطمینان]] به کمک الهی واقع شود بزرگ‌ترین [[مشکلات]] به آسانی حل می‌شود.
# وجود ویژگی [[ضعف]] در انسان: انسان در میان [[اعمال]] خود نباید تنها نقاط قوتش را ببیند، بلکه باید به دنبال جبران نقاط ضعف و خطاهایش هم باشد همان‌طور که [[خداوند]] یکی از ویژگی‌های انسان را [[ضعیف]] بودن او می‌داند<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با اعضای کادر مرکزی جنبش انقلابی حزب‌الله لبنان، ۱۲/۱۲/۱۳۷۰.</ref>. چنان‌که می‌فرماید: {{متن قرآن|اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفًا وَشَيْبَةً ...}}<ref>«خداوند همان است که شما را ناتوان آفرید آنگاه از پس ناتوانی (در شما) توانی پدید آورد و آنگاه از پس توانمندی ناتوانی و پیری پدیدار کرد ...» سوره روم، آیه ۵۴.</ref>.
# تأثیرپذیری و تأثیر‌گذاری: فرازهای مختلف زمانی و موقعیت‌های مختلف مکانی، منشاء آثار متفاوتی می‌باشند. [[آدمی]] در بسیاری از وضعیت‌های پیش‌آمده در عرصه مختلف [[زندگی]]، تأثیرگذار است و یا از آنها تأثیر می‌پذیرد. تأثیرپذیری [[انسان]] از شرایط به معنای [[اضطرار]] او در برابر آن نیست، بلکه این امکان نیز وجود دارد که در قبال فشار وارد شده، ایستادگی کند و رنگ نپذیرد و یا در حدی فراتر، بر شرایط [[اجتماعی]] تأثیر گذارد.
# تأکید خاص بر [[تزکیه]]: در مرحله اول، [[انبیاء الهی]] برای تزکیه و [[خودسازی]] [[مبعوث]] شده‌اند و در مرحله دوم امر به [[تعلیم]] دادن داشته‌اند. آنها آمده‌اند تا افراد را بسازند و تربیت کنند و بعد [[آموزش]] بدهند و اگر یک [[جامعه]] بخواهد رشد کند و [[اخلاق]] صحیح [[اسلامی]] را در خود به وجود آورد، محتاج تأکید خاص بر امر تزکیه است.
# [[کرامت]] و [[عزت]] [[نفس انسانی]]: [[خدای متعال]] به [[آدمیان]] نعمت‌های ویژه‌ای عطا فرموده که با داشتن این [[نعمت‌ها]] از توان و ظرفیت‌های چشمگیر و بالایی برخوردار شده‌اند و به گونه‌ای [[احساس]] [[کرامت]] و [[عزت]] در [[انسان‌ها]] قرار داده است که باورشان شود که دست یازیدن به کارهای [[پست]] به منزله [[آلوده]] کردن گوهر [[انسانیت]] است و [[پیروی]] کردن از [[خواسته‌های نفسانی]] چیزی جز برده ساختن و زبون کردن [[عقل]] و [[روح]] [[ملکوتی]] و [[الهی]] در [[انسان]] نیست<ref>[[مرتضی لطفی|لطفی]] و [[محمد شعبانی|شعبانی]]، [[نظام تربیتی اسلام - لطفی و شعبانی (مقاله)|مقاله «نظام تربیتی اسلام»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۱ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۱]]، ص۴۴۱ ـ ۴۴۹.</ref>


== مباحث کلیدی انسان‌شناسی در جهان‌بینی الهی ==
== مباحث کلیدی انسان‌شناسی در جهان‌بینی الهی ==
{{همچنین|جهان‌بینی الهی}}
در جهان‌بینی الهی، دو مسأله کلیدی یعنی: «ابعاد وجودی انسان» و «توسعه انسانی»، از جمله مسائلی هستند که به عنوان مبانی [[انسان‌شناسی]] این [[نظام فکری]] مورد توجه هستند:
در جهان‌بینی الهی، دو مسأله کلیدی یعنی: «[[ابعاد وجودی انسان]]» و «[[توسعه انسانی]]»، از جمله مسائلی هستند که به عنوان مبانی [[انسان‌شناسی]] این [[نظام فکری]] مورد توجه هستند:


=== [[ابعاد وجودی انسان]] ===
=== ابعاد وجودی انسان ===
وجود انسان از سه زاویه یا سه بُعد، قابل [[شناسایی]] است. از یک‌سو دارای “بُعد فیزیکی و جسمی” است و از سوی دیگر، وجود [[ناپیدا]]، “بُعد روانی” او را می‌سازد. به علاوه، عامل [[ارتباط]] میان این دو “بعد ذهنی” اوست که هماهنگی میان رفتارها را برعهده دارد و نیز زمینه‌های راهبری [[روح]] بر [[جسم]] و [[رفتار]] [[عینی]] را فراهم می‌سازد.
وجود انسان از سه زاویه یا سه بُعد، قابل [[شناسایی]] است. از یک‌سو دارای “بُعد فیزیکی و جسمی” است و از سوی دیگر، وجود [[ناپیدا]]، “بُعد روانی” او را می‌سازد. به علاوه، عامل ارتباط میان این دو “بعد ذهنی” اوست که هماهنگی میان رفتارها را برعهده دارد و نیز زمینه‌های راهبری [[روح]] بر جسم و [[رفتار]] عینی را فراهم می‌سازد.


انسان دارای [[تمایلات]] و گرایش‌هایی است که جهت‌گیری او را در [[زندگی]] معیّن می‌کنند و او را به اموری علاقمند و از امور دیگر، متنفّر می‌سازند. این بعد از وجود با تعابیری؛ چون [[قلب]]، روح، میدان تمایلات، [[گرایش‌ها]] و بعد [[ایمانی]]، یاد می‌شود<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ * فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ}} «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: من بر آنم بشری از گلی خشک برآمده از لایی بویناک، بیافرینم؛ * پس هنگامی که او را باندام برآوردم و در او از روان خویش دمیدم، برای او به فروتنی در افتید!» سوره حجر، آیه ۲۸؛ و {{متن حدیث|امام الصادق {{ع}} قال: الْقَصْدُ إِلَى اللَّهِ بِالْقُلُوبِ أَبْلَغُ مِنَ الْقَصْدِ إِلَيْهِ بِالْبَدَنِ وَ حَرَكَاتُ‏ الْقُلُوبِ‏ أَبْلَغُ‏ مِنْ‏ حَرَكَاتِ‏ الْأَعْمَالِ‏}}؛ مشکوة الانوار، ص۲۵۷.</ref>.
انسان دارای [[تمایلات]] و گرایش‌هایی است که جهت‌گیری او را در [[زندگی]] معیّن می‌کنند و او را به اموری علاقمند و از امور دیگر، متنفّر می‌سازند. این بعد از وجود با تعابیری؛ چون [[قلب]]، روح، میدان تمایلات، [[گرایش‌ها]] و بعد [[ایمانی]]، یاد می‌شود<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ * فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ}} «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: من بر آنم بشری از گلی خشک برآمده از لایی بویناک، بیافرینم؛ * پس هنگامی که او را باندام برآوردم و در او از روان خویش دمیدم، برای او به فروتنی در افتید!» سوره حجر، آیه ۲۸؛ و {{متن حدیث|امام الصادق {{ع}} قال: الْقَصْدُ إِلَى اللَّهِ بِالْقُلُوبِ أَبْلَغُ مِنَ الْقَصْدِ إِلَيْهِ بِالْبَدَنِ وَ حَرَكَاتُ‏ الْقُلُوبِ‏ أَبْلَغُ‏ مِنْ‏ حَرَكَاتِ‏ الْأَعْمَالِ‏}}؛ مشکوة الانوار، ص۲۵۷.</ref>.


در بُعد [[ذهنی]]، [[آدمی]] به [[علم]] و [[آگاهی]] دست می‌یابد و حصول آگاهی نیز در دو میدان درونی و بیرونی انجام می‌گیرد؛ در میدان درونی، انسان می‌تواند بر میل، [[اراده]]، اطلاعات، امور ذهنی و رفتار عملی خویش علم و احاطه پیدا نماید؛ همچنان‌که در میدان بیرونی نیز می‌تواند، به [[شناخت خداوند]] [[امور معنوی]]، معقولات و پدیده‌های محسوس دست یابد.
در بُعد ذهنی، [[آدمی]] به [[علم]] و [[آگاهی]] دست می‌یابد و حصول آگاهی نیز در دو میدان درونی و بیرونی انجام می‌گیرد؛ در میدان درونی، انسان می‌تواند بر میل، [[اراده]]، اطلاعات، امور ذهنی و رفتار عملی خویش علم و احاطه پیدا نماید؛ همچنان‌که در میدان بیرونی نیز می‌تواند، به [[شناخت خداوند]] [[امور معنوی]]، معقولات و پدیده‌های محسوس دست یابد.


بُعد فیزیکی و جسمی انسان، از یک زاویه دید، همان وجود جسمی و مادی یا هستی پیدای اوست و از زاویه و نگاهی دیگر، بعد [[رفتاری]] و میدان تحقق اراده اوست که میل، [[اندیشه]] و اراده در آن میدان تجسم پیدا می‌کنند.
بُعد فیزیکی و جسمی انسان، از یک زاویه دید، همان وجود جسمی و مادی یا هستی پیدای اوست و از زاویه و نگاهی دیگر، بعد [[رفتاری]] و میدان تحقق اراده اوست که میل، [[اندیشه]] و اراده در آن میدان تجسم پیدا می‌کنند.


در [[جهان‌بینی الهی]]، با آنکه ابعاد وجودی [[انسان]] ([[قلب]]، [[ذهن]] و [[جسم]]) در ساختن [[شخصیت]] و [[رفتار]] [[انسانی]] به یکدیگر تقوم دارند؛ اما سهم تأثیر این ابعاد وجودی در [[تکوین]] یک رفتار متفاوت است؛ چنانچه نقش اصلی را [[تمایلات]] و [[گرایش‌ها]] ایفا می‌کنند و میدان [[علم]]، [[آگاهی]] و ذهن، دارای نقش فرعی است و میدان عمل یا بعد فیزیکی انسان، نقش تبعی را برعهده دارد.
در [[جهان‌بینی الهی]]، با آنکه ابعاد وجودی [[انسان]] ([[قلب]]، ذهن و جسم) در ساختن [[شخصیت]] و [[رفتار]] [[انسانی]] به یکدیگر تقوم دارند؛ اما سهم تأثیر این ابعاد وجودی در [[تکوین]] یک رفتار متفاوت است؛ چنانچه نقش اصلی را [[تمایلات]] و [[گرایش‌ها]] ایفا می‌کنند و میدان [[علم]]، [[آگاهی]] و ذهن، دارای نقش فرعی است و میدان عمل یا بعد فیزیکی انسان، نقش تبعی را برعهده دارد.


مکانیزم ایفای نقش به این ترتیب است که نقطه آغازین رفتار انسانی، [[تمایل]] و [[گرایش]] است و در قلب او شکل می‌گیرد، در این حیطه، کشش‌ها و جاذبه‌های مختلف [[قلبی]] با محوریت کلی‌ترین و اصلی‌ترین گرایش و [[طلب]]، [[انسجام]] می‌یابند. در مرحله بعدی، قوای ذهن، [[راه]] وصول به مقصد را در عالم مثالی به صورت فرض و گمانه بررسی نموده و سرانجام عملیات اجرایی و تجسم [[اراده]] با شکل و قالب رفتار، در خارج تجلی پیدا می‌کند.
مکانیزم ایفای نقش به این ترتیب است که نقطه آغازین رفتار انسانی، [[تمایل]] و [[گرایش]] است و در قلب او شکل می‌گیرد، در این حیطه، کشش‌ها و جاذبه‌های مختلف [[قلبی]] با محوریت کلی‌ترین و اصلی‌ترین گرایش و طلب، انسجام می‌یابند. در مرحله بعدی، قوای ذهن، راه وصول به مقصد را در عالم مثالی به صورت فرض و گمانه بررسی نموده و سرانجام عملیات اجرایی و تجسم [[اراده]] با شکل و قالب رفتار، در خارج تجلی پیدا می‌کند.


=== [[توسعه انسانی]] ===
=== توسعه انسانی ===
مهمترین مبحث در [[انسان‌شناسی]]، توسعه انسانی است؛ زیرا ابعاد وجودی، توصیف انسان در حال ایستایی و نهایتاً [[تبیین]] ساده رفتار اوست؛ حال آنکه “توسعه انسانی”، در جریان [[تکامل]] و روند هدفمند [[نظام هستی]]، ناظر به حرکت انسان است.
مهمترین مبحث در [[انسان‌شناسی]]، توسعه انسانی است؛ زیرا ابعاد وجودی، توصیف انسان در حال ایستایی و نهایتاً [[تبیین]] ساده رفتار اوست؛ حال آنکه “توسعه انسانی”، در جریان [[تکامل]] و روند هدفمند [[نظام هستی]]، ناظر به حرکت انسان است.


هر [[نظام فکری]]، تلقی‌ای از توسعه انسانی دارد که، متناسب و مبتنی بر تعریف او از “انسان” و “توسعه” است در جهان‌بینی الهی که از منظر [[کرامت]] و تعالی به انسان می‌نگرد و [[سیر و سلوک]] او را حتی تا خلیفة‌اللّهی ترسیم می‌کند، ابعاد وجودی او به شکل متوازن و متناسب [[رشد]] و توسعه می‌یابد. بنابراین لازم است در ارزیابی توسعه انسانی، سه دسته شاخص که هر کدام ناظر به یکی از ابعاد سه‌گانه وجودی اوست، مدّنظر قرار گیرد. این شاخص‌ها عبارت‌اند از:
هر [[نظام فکری]]، تلقی‌ای از توسعه انسانی دارد که، متناسب و مبتنی بر تعریف او از “انسان” و “توسعه” است در جهان‌بینی الهی که از منظر [[کرامت]] و تعالی به انسان می‌نگرد و سیر و سلوک او را حتی تا خلیفة‌اللّهی ترسیم می‌کند، ابعاد وجودی او به شکل متوازن و متناسب [[رشد]] و توسعه می‌یابد. بنابراین لازم است در ارزیابی توسعه انسانی، سه دسته شاخص که هر کدام ناظر به یکی از ابعاد سه‌گانه وجودی اوست، مدّنظر قرار گیرد. این شاخص‌ها عبارت‌اند از:
 
# شاخص‌های ارزیابی توسعه بعد [[روحی]]؛
# شاخص‌های ارزیابی توسعه بعد [[روحی]]؛
# شاخص‌های ارزیابی توسعه بعد [[ذهنی]]؛
# شاخص‌های ارزیابی توسعه بعد ذهنی؛
# شاخص‌های ارزیابی توسعه بعد فیزیکی.
# شاخص‌های ارزیابی توسعه بعد فیزیکی.


حال این سؤالات مطرح می‌شود که توسعه چگونه واقع می‌شود؟ عامل توسعه چیست؟ [[هدف]] و بستر توسعه کدام است؟
حال این سؤالات مطرح می‌شود که توسعه چگونه واقع می‌شود؟ عامل توسعه چیست؟ [[هدف]] و بستر توسعه کدام است؟
 
# '''مکانیزم توسعه انسانی''': در دیدگاه [[الهی]]، هر حرکت و تغییری که توسط [[انسان]] صورت می‌گیرد، با انگیزه و [[اراده]] اوست؛ یعنی انسان وقتی در مقابل گزینه‌های مختلف قرار می‌گیرد، با [[درک]] تفاوت‌ها و شباهت‌ها، یکی از گزینه‌ها را [[انتخاب]] می‌کند؛ بنابراین [[افعال]] ارادی، منتسب به انسان ورمز مسؤول‌بودن او در قبال [[اعمال]] خود است؛ یعنی اراده و [[اختیار]]، عامل اصلی توسعه [[انسانی]] در میدان‌های سه‌گانه وجود محسوب می‌شود.
# '''مکانیزم توسعه انسانی''': در دیدگاه [[الهی]]، هر حرکت و تغییری که توسط [[انسان]] صورت می‌گیرد، با [[انگیزه]] و [[اراده]] اوست؛ یعنی انسان وقتی در مقابل گزینه‌های مختلف قرار می‌گیرد، با [[درک]] تفاوت‌ها و شباهت‌ها، یکی از گزینه‌ها را [[انتخاب]] می‌کند؛ بنابراین [[افعال]] ارادی، منتسب به انسان ورمز مسؤول‌بودن او در قبال [[اعمال]] خود است؛ یعنی اراده و [[اختیار]]، عامل اصلی توسعه [[انسانی]] در میدان‌های سه‌گانه وجود محسوب می‌شود.
# '''[[هدف]] توسعه انسانی''': نیل به کمال، هدف توسعه انسان است و نقطه اوج آن، هماهنگ با ابعاد وجودی، توسعه [[ایمان]]، [[علم]] و [[عمل صالح]] می‌باشد؛ اوج [[کمال انسانی]]، مرتبه‌ای است که ورای آن برای او قابل تصور نیست. در بیان [[قرآن]] این مرتبه و جایگاه به “فوز”<ref>{{متن قرآن|وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا}} «و هر که از خداوند و فرستاده او فرمان برد بی‌گمان به رستگاری سترگی رسیده است» سوره احزاب، آیه ۷۱.</ref>، “فلاح”<ref>{{متن قرآن|أُولَئِكَ عَلَى هُدًى مِنْ رَبِّهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}} «آنان از (سوی) پروردگارشان به رهنمودی رسیده‌اند و آنانند که رستگارند» سوره بقره، آیه ۵.</ref> و “سعادت”<ref>{{متن قرآن|وَأَمَّا الَّذِينَ سُعِدُوا فَفِي الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا}} «و اما آنان که نیکبخت شده‌اند در بهشتند» سوره هود، آیه ۱۰۸.</ref> تعبیر شده است. منزلگاهی که کمال و تعالی انسان در آن، صورت وقوع به خود می‌گیرد، “قرب”<ref>خداوند در حدیث قدسی می‌فرماید: {{متن حدیث|مَا تَقَرَّبَ إِلَيَّ عَبْدٌ بِشَيْ‏ءٍ أَحَبَّ‏ إِلَيَ‏ مِمَّا افْتَرَضْتُ‏ عَلَيْهِ‏...}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۳۵۲.</ref> و نزدیکی به پیشگاه [[ربوبی]] است.
# '''[[هدف]] توسعه انسانی''': نیل به کمال، هدف توسعه انسان است و نقطه اوج آن، هماهنگ با ابعاد وجودی، توسعه [[ایمان]]، [[علم]] و [[عمل صالح]] می‌باشد؛ اوج [[کمال انسانی]]، مرتبه‌ای است که ورای آن برای او قابل [[تصور]] نیست. در بیان [[قرآن]] این مرتبه و جایگاه به “فوز”<ref>{{متن قرآن|وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا}} «و هر که از خداوند و فرستاده او فرمان برد بی‌گمان به رستگاری سترگی رسیده است» سوره احزاب، آیه ۷۱.</ref>، “فلاح”<ref>{{متن قرآن|أُولَئِكَ عَلَى هُدًى مِنْ رَبِّهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}} «آنان از (سوی) پروردگارشان به رهنمودی رسیده‌اند و آنانند که رستگارند» سوره بقره، آیه ۵.</ref> و “سعادت”<ref>{{متن قرآن|وَأَمَّا الَّذِينَ سُعِدُوا فَفِي الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا}} «و اما آنان که نیکبخت شده‌اند در بهشتند» سوره هود، آیه ۱۰۸.</ref> تعبیر شده است. منزلگاهی که کمال و تعالی انسان در آن، صورت وقوع به خود می‌گیرد، “قرب”<ref>خداوند در حدیث قدسی می‌فرماید: {{متن حدیث|مَا تَقَرَّبَ إِلَيَّ عَبْدٌ بِشَيْ‏ءٍ أَحَبَّ‏ إِلَيَ‏ مِمَّا افْتَرَضْتُ‏ عَلَيْهِ‏...}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۳۵۲.</ref> و نزدیکی به پیشگاه [[ربوبی]] است.
# '''بستر توسعه''': در [[جهان‌بینی الهی]]، بستر توسعه انسانی اراده و [[اختیار انسان]] است. هر چند که نمی‌توان انسان را از شرایط خارجی و محیط پیرامونی آن؛ اعم از: محیط طبیعی، محیط [[اجتماعی]]، [[تاریخ]] و [[نظام هستی]]، جدا کرد و این عوامل در تعامل و تأثیر و تأثر نسبت به اراده او قرار دارند؛ ولی هیچ‌گاه نمی‌توان نقش این عوامل را آن‌چنان بزرگ نمود که اراده او را تحت‌الشعاع قرار داده و برای وی [[جبر]] شرایطی ایجاد نمایند و همین که مؤاخذه برای [[انسان]] معنا دارد؛ یعنی [[حاکم]] بر شرایط بیرونی است و [[قدرت]] [[انتخاب]] و [[اختیار]] دارد و می‌تواند در احاطه کامل شرایط، مسیر مستقلی را اختیار نماید؛ ولی [[تکامل انسان]]، حاصل [[اراده]] نیکوی او در بستر مناسب [[اجتماعی]] است و بسترسازی، برای [[رشد]] و توسعه انسان به عهده [[نظام سیاسی]] است؛ بنابراین در [[جهان‌بینی الهی]] متناسب با رشد و تکامل انسان، نظام سیاسی [[الهی]] مورد نیاز می‌باشد تا با بستر‌سازی و فراهم کردن شرایط مساعد، کمال و توسعه [[انسانی]] تحقق یابد<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۹۷.</ref>.
# '''بستر توسعه''': در [[جهان‌بینی الهی]]، بستر توسعه انسانی اراده و [[اختیار انسان]] است. هر چند که نمی‌توان انسان را از شرایط خارجی و محیط پیرامونی آن؛ اعم از: محیط طبیعی، محیط [[اجتماعی]]، [[تاریخ]] و [[نظام هستی]]، جدا کرد و این عوامل در تعامل و تأثیر و تأثر نسبت به اراده او قرار دارند؛ ولی هیچ‌گاه نمی‌توان نقش این عوامل را آن‌چنان بزرگ نمود که اراده او را تحت‌الشعاع قرار داده و برای وی [[جبر]] شرایطی ایجاد نمایند و همین که [[مؤاخذه]] برای [[انسان]] معنا دارد؛ یعنی [[حاکم]] بر شرایط بیرونی است و [[قدرت]] [[انتخاب]] و [[اختیار]] دارد و می‌تواند در احاطه کامل شرایط، مسیر مستقلی را اختیار نماید؛ ولی [[تکامل انسان]]، حاصل [[اراده]] نیکوی او در بستر مناسب [[اجتماعی]] است و [[بسترسازی]]، برای [[رشد]] و توسعه انسان به عهده [[نظام سیاسی]] است؛ بنابراین در [[جهان‌بینی الهی]] متناسب با رشد و تکامل انسان، نظام سیاسی [[الهی]] مورد نیاز می‌باشد تا با بستر‌سازی و فراهم کردن شرایط مساعد، کمال و توسعه [[انسانی]] تحقق یابد<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۹۷.</ref>.


==جستارهای وابسته==
==جستارهای وابسته==
۱۲۹٬۶۲۱

ویرایش