←قلمرو فلسفه دین
| خط ۲۰: | خط ۲۰: | ||
پس، وظیفه این [[علم]] [[دفاع]] از [[آموزههای دینی]] نیست و در آن فقط سعی میشود با [[خرد]] بشری به نقد و بررسی آموزههای دینی پرداخته شود، همچنین [[فلسفه دین]]، ابزاری برای [[آموزش دین]] محسوب نمیشود<ref>هیک، جان، فلسفه دین، ترجمه بهزاد سالکی، ص۱۵.</ref> و کار فلسفه دین نگاه فیلسوفانه به بخش [[اعتقادی]] [[دین]] است؛ یعنی تنها آموزههایی در فلسفه دین بررسی میشوند که [[صدق]] و [[کذب]] بردارند<ref>پترسون، مایکل، و دیگران، عقل و اعتقاد دینی: درآمدی بر فلسفه دین، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، ص۲۱.</ref>. بنابراین، فلسفه دین، یکی از گونههای [[فلسفه]] مضاف است و در آن، دین به آن دلیل که یکی از [[حقایق]] است، بررسی میشود به همین خاطر، فلسفه دین [[دانش]] درجه اول به حساب میآید<ref>فنایی، ابوالقاسم، درآمدی بر فلسفه دین و کلام جدید، ص۷۳-۷۴.</ref>. همچنین، در فلسفه دین تنها از روش [[عقلی]] استفاده میکند و به همین خاطر از [[علوم]] تکروشی محسوب میشود<ref>فنایی، ابوالقاسم، درآمدی بر فلسفه دین و کلام جدید، ص۷۸.</ref>.<ref>[[محمد کاشیزاده|کاشیزاده، محمد]]، [[فلسفه دین (مقاله)|مقاله «فلسفه دین»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۵۱۴.</ref> | پس، وظیفه این [[علم]] [[دفاع]] از [[آموزههای دینی]] نیست و در آن فقط سعی میشود با [[خرد]] بشری به نقد و بررسی آموزههای دینی پرداخته شود، همچنین [[فلسفه دین]]، ابزاری برای [[آموزش دین]] محسوب نمیشود<ref>هیک، جان، فلسفه دین، ترجمه بهزاد سالکی، ص۱۵.</ref> و کار فلسفه دین نگاه فیلسوفانه به بخش [[اعتقادی]] [[دین]] است؛ یعنی تنها آموزههایی در فلسفه دین بررسی میشوند که [[صدق]] و [[کذب]] بردارند<ref>پترسون، مایکل، و دیگران، عقل و اعتقاد دینی: درآمدی بر فلسفه دین، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، ص۲۱.</ref>. بنابراین، فلسفه دین، یکی از گونههای [[فلسفه]] مضاف است و در آن، دین به آن دلیل که یکی از [[حقایق]] است، بررسی میشود به همین خاطر، فلسفه دین [[دانش]] درجه اول به حساب میآید<ref>فنایی، ابوالقاسم، درآمدی بر فلسفه دین و کلام جدید، ص۷۳-۷۴.</ref>. همچنین، در فلسفه دین تنها از روش [[عقلی]] استفاده میکند و به همین خاطر از [[علوم]] تکروشی محسوب میشود<ref>فنایی، ابوالقاسم، درآمدی بر فلسفه دین و کلام جدید، ص۷۸.</ref>.<ref>[[محمد کاشیزاده|کاشیزاده، محمد]]، [[فلسفه دین (مقاله)|مقاله «فلسفه دین»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۵۱۴.</ref> | ||
== تاریخچه فلسفه دین == | |||
گفته شده است، [[تاریخ]] کاربرد فلسفه دین به قرن پنجم قبل از میلاد برمیگردد و ژرفاندیشی بعضی از یونانیان درباره [[دینی]] که به آنها رسیده بود، مقدمه پیدایش چنین [[علمی]] شد و در تاریخ [[مسیحیت]] نیز ریشه فلسفه دین را در دوره آبای کلیسا جستجو میکنند<ref>پلانتینگا، الوین، فلسفه دین، ترجمه محمد سعیدیمهر، ص۲۹.</ref>. طبق دیدگاه دیگر، گرچه قدمت تأملات [[فلسفی]] درباره موضوعات دینی به قدمت خود فلسفه است، ولی اصطلاح فلسفه دین، اصطلاحی نسبتاً جدید بوده، از اواخر [[قرن]] هجدهم با کاربرد هگل رواج یافت و او در ساماندادن به فلسفههای مضاف، مثل فلسفه دین، تاریخ، هنر و ذهن سهم عمدهای داشت<ref>آلستون، ویلیام، پی، تاریخ فلسفه دین، (درباره دین)، ترجمه محمدمنصور هاشمی، ص۸.</ref>. | |||
فلسفه دین در قرن بیستم به مرحله جدیدی وارد شد و در سالهای آغازین قرن بیستم، زمانی که نظامسازی فلسفی رایج بود، [[فلاسفه]] دین میکوشیدند ادعاهای مذهبی را در چارچوبی فراطبیعی بگنجانند. اما در اواسط این [[قرن]]، تمامی سعی [[فیلسوفان]] [[دین]]، بر این [[استوار]] شد تا به یورشهای منطقی پورتیویستها به امور فراطبیعی و دین پاسخ دهند. در پایان [[قرن]] بیستم دو [[گرایش]] در [[فلسفه دین]] شکل گرفت: در یک گرایش، فرد سعی داشت با کمکگرفتن از مکاتب مختلف [[فلسفی]] به بسط قلمرو فلسفه دین بپردازد و چشماندازی خداباورانه داشت. گرایش دوم، برای کسانی بود که بحثهای فلسفه دین را که تا آن [[زمان]] بیشتر درباره مسائل [[خداشناسی]] بود، به موضوعات صریحاً [[کلامی]] نیز پیوند دادند<ref>ویرنگا، ادوارد، فلسفه دین، ترجمه علی حقی، اندیشه حوزه، ص۱۰۳.</ref>. | |||
به هر حال، فعالیت فلسفه دین از نیمه دوم قرن بیستم به صورت جدیتری پیگیری شد و دامنه موضوعات دلخواه [[فلاسفه]] نیز گسترش یافت<ref>استامپ، [[النور]]، و دیگران، جستارهایی در فلسفه دین، [[ترجمه]] [[مرتضی]] فتحیزاده، ص۹؛ ویرنگا، ادوارد، فلسفه دین، ترجمه [[علی حقی]]، [[اندیشه]] حوزه، ص۹۵.</ref>. استقبال به فلسفه دین در قرن بیستم چنان فزاینده بود که این رشته را میتوان از خلاقترین و پویاترین رشتههای [[فلسفه]] دانست و [[فیلسوفان]] معاصر به کمتر رشتهای از رشتههای فلسفه تا بدین حد توجه کردهاند<ref>فرو، چارلز تالیا، فلسفه دین در قرن بیستم، ترجمه انشاءالله رحمتی، ص۱۱.</ref>.<ref>[[محمد کاشیزاده|کاشیزاده، محمد]]، [[فلسفه دین (مقاله)|مقاله «فلسفه دین»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۵۱۵.</ref> | |||
== جایگاه فلسفه دین در عرصه دینپژوهی == | |||
حوزه گسترده دینپژوهی دو عرصه متفاوت دارد: گستره نخست، شامل علومی میشود که ناظر به [[صدق]] و [[کذب]] گزارههای مختلف [[ادیان]] نیستند و در آنها از حیث دیگری دین بررسی میشود. نگاه این [[علوم]] یا ناظر به [[کارکرد دین]] است؛ مثل [[روانشناسی دین]]، [[جامعهشناسی دین]] و غیره و یا اینکه در آنها دین با روش دیگری مانند روش تاریخی و یا پدیدارشناسی، مورد بررسی قرار میدهند؛ مثل [[تاریخ]] ادیان و یا مطالعه تطبیقی ادیان و پدیدارشناسی دین. | |||
اما در سوی دیگر، علومی هستند که نگاهشان به دین ناظر به حیث صدق و کذب گزارهها و [[آموزههای دینی]] است و فلسفه دین از این گروه به حساب میآید<ref>خسروپناه، عبدالحسین، کلام جدید، ص۱۹.</ref>. اهمیت فلسفه دین را از همین جا میتوان دریافت؛ زیرا تمامی [[مناسک]] و [[اعمال]] [[دینی]]، زمانی معنی دارند که مبتنی بر مجموعهای از [[اعتقادات]] و [[آموزههای دینی]] باشند. در نتیجه، پایهایترین بخش [[دین]] اعتقادات است که در [[فلسفه دین]] تحلیل و بررسی [[انتقادی]] آنها صورت میگیرد<ref>پترسون، مایکل، و دیگران، عقل و اعتقاد دینی: درآمدی بر فلسفه دین، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، ص۲۷.</ref>.<ref>[[محمد کاشیزاده|کاشیزاده، محمد]]، [[فلسفه دین (مقاله)|مقاله «فلسفه دین»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۵۱۶.</ref> | |||
== [[هدف]] [[دین]] == | == [[هدف]] [[دین]] == | ||