←چیستی دین
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
میل به [[دین]] در [[سرشت]] [[انسان]] نهفته است<ref>{{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ }}؛ سوره روم، آیه ۳۰.</ref>. تنها از گذر [[دین]] است که پرسشهای بنیادی [[انسان]] درباره هستی پاسخ میگیرند. بسیاری از دانشمندان بر این باورند که [[انسان]] از آغاز پیداییاش، همواره دیندار بوده است<ref>تاریخ تمدن، ۱/ ۷۰.</ref>. احساس نیاز انسان به [[دین]]، هیچگاه با تحول [[زندگی]] او از میان نرفته است. از این رو، بسیاری از [[جوامع انسانی]] به [[دلیل]] راه نیافتن به [[دین الهی]]، به [[خطا]] رفتهاند و به دینسازی دست زدهاند. دینپژوهی راهی است برای بازشناختن [[دین راستین الهی]]؛ [[دینی]] که ریشه در [[غیب]] دارد و بر آموزههای آسمانی بنا شده است<ref>فلسفه دین، ۱۱۷- ۱۲۶.</ref>. این [[دانش]] شاخههای متعددی دارد که یکی از آنها "[[فلسفه]] [[دین]]" است<ref>دینپژوهی، ۱/ ۹۱، ۹۲ و ۲۳۳.</ref>. [[فلسفه]] [[دین]] برآیند میل فطری [[انسان]] به [[تفکر]] جدی درباره موضوعات مهم [[دینی]] است و خداباوری و مسائل گوناگون درباره [[خدا]] را طرح و بررسی میکند. قلمرو [[فلسفه]] [[دین]] بسیار گسترده است و مسائل مختلفی را دربرمیگیرد. مهمترین آنها عبارتاند از چیستی [[دین]] و [[دینداری]]، [[جاودانگی]] [[انسان]] و بررسی و [[تفسیر]] کتب [[پیامبران الهی]]<ref>دینشناسی، ۲۱.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۶۳-۳۶۴.</ref> | میل به [[دین]] در [[سرشت]] [[انسان]] نهفته است<ref>{{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ }}؛ سوره روم، آیه ۳۰.</ref>. تنها از گذر [[دین]] است که پرسشهای بنیادی [[انسان]] درباره هستی پاسخ میگیرند. بسیاری از دانشمندان بر این باورند که [[انسان]] از آغاز پیداییاش، همواره دیندار بوده است<ref>تاریخ تمدن، ۱/ ۷۰.</ref>. احساس نیاز انسان به [[دین]]، هیچگاه با تحول [[زندگی]] او از میان نرفته است. از این رو، بسیاری از [[جوامع انسانی]] به [[دلیل]] راه نیافتن به [[دین الهی]]، به [[خطا]] رفتهاند و به دینسازی دست زدهاند. دینپژوهی راهی است برای بازشناختن [[دین راستین الهی]]؛ [[دینی]] که ریشه در [[غیب]] دارد و بر آموزههای آسمانی بنا شده است<ref>فلسفه دین، ۱۱۷- ۱۲۶.</ref>. این [[دانش]] شاخههای متعددی دارد که یکی از آنها "[[فلسفه]] [[دین]]" است<ref>دینپژوهی، ۱/ ۹۱، ۹۲ و ۲۳۳.</ref>. [[فلسفه]] [[دین]] برآیند میل فطری [[انسان]] به [[تفکر]] جدی درباره موضوعات مهم [[دینی]] است و خداباوری و مسائل گوناگون درباره [[خدا]] را طرح و بررسی میکند. قلمرو [[فلسفه]] [[دین]] بسیار گسترده است و مسائل مختلفی را دربرمیگیرد. مهمترین آنها عبارتاند از چیستی [[دین]] و [[دینداری]]، [[جاودانگی]] [[انسان]] و بررسی و [[تفسیر]] کتب [[پیامبران الهی]]<ref>دینشناسی، ۲۱.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۶۳-۳۶۴.</ref> | ||
== | == فلسفه دین == | ||
فلسفه دین از رشتههای [[دینپژوهی]] است که فرد در آن نگاهی [[آزاد]] و [[فلسفی]] به [[دین]] دارد. البته تعریف فلسفه دین کار مشکلی است؛ زیرا فهم مفهوم آن مبتنی بر [[شناخت]] اجزای این [[علم]] یعنی [[فلسفه]] و دین است. | |||
برای فلسفه از حیث روش، غایت و موضوع؛ تعاریف مختلف و گوناگونی شده، ولی معنای عامی که تمامی مکاتب فلسفی را در بر بگیرد و همگان بر آن توافق داشته باشند، این است که بگوییم: فلسفه فعالیت [[عقلانی]] است<ref>محمدرضایی، محمد، چیستی فلسفه دین و مسائل آن، ص۳۶.</ref>. بعضی دیگر نیز فلسفه را بر اساس ویژگیهایش تعریف کردهاند؛ بر این اساس، فلسفه، [[علمی]] است که فرد در آن، [[گرایش]] به وضوح دارد، از رویکرد [[انتقادی]] بهره میبرد، علم او مبتنی بر [[برهان]] است و همچنین او میتواند بر اساس یک ساختار جامع پیشنهاد دهد<ref>پترسون، مایکل، و دیگران، عقل و اعتقاد دینی: درآمدی بر فلسفه دین، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، ص۲۴-۲۵؛ فنایی، ابوالقاسم، درآمدی بر فلسفه دین و کلام جدید، ص۷۵-۷۶.</ref>. | |||
در [[تعریف دین]] نیز این مشکل و تعاریف بسیار مختلف بیان شده که هرکدام ناظر به جنبهای از دین است، رسیدن به معنی واحد را مشکل کنند و بیان تعاریف کارکردگرا (در حوزه روانشناسی یا [[جامعهشناسی]])، غایتگرا و اخلاقگرا را با همین دلیل میتوان توجیه کرد<ref>ر.ک: جعفری، محمدتقی، فلسفه دین، ص۳۱.</ref>. | |||
نکته مهم این است که مراد از دین در این علم، دین نفسالامری واقعی است که نازل شده است و نه تدین و [[رفتار]] [[دینداران]]؛ زیرا در این صورت موضوع فلسفه دین، دین و مسائل آن نخواهد شد، بلکه علل و لوازم [[اعتقاد]] به دین موضوع فلسفه دین خواهد بود؛ چنانکه بسیاری از [[فیلسوفان]] دین به چنین خطایی دچار شدهاند<ref>رشاد، علی اکبر، فلسفه دین، ص۲۱.</ref>. | |||
بنابراین، تعریف دین در این علم باید تعریف درباره ماهیت و [[حقیقت]] آن باشد. با همین [[هدف]]، بعضی دین را چنین تعریف کردهاند: «[[دین]]، متشکل از مجموعهای [[اعتقادات]]، [[اعمال]] و [[احساسات]] (فردی و جمعی) است که حول مفهوم [[حقیقت]] غایی سامان یافته است»<ref>پترسون، مایکل، و دیگران، عقل و اعتقاد دینی: درآمدی بر فلسفه دین، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، ص۲۰.</ref>. مزیت چنین تعریفی آن است که تمامی پدیدههای [[فرهنگی]] که [[دین]] نامیده میشوند، در قالب چنین تعریفی میگنجند. | |||
پس از [[تعریف دین]] و [[فلسفه]]، تا حدودی تعریف [[فلسفه دین]] نیز مشخص میشود. فلسفه دین در دایرةالمعارف فلسفه راتلج چنین تعریف شده است: «فلسفه دین شامل هرگونه بحث [[فلسفی]] درباره پرسشهایی است که از دین برمیخیزد» فلسفه دین، اگر [[دفاع عقلانی از دین]] تعریف شود، با [[الهیات]] فلسفی هممعنا میشود و اگر به معنای مطلق [[تفکر]] فلسفی درباره دین دانسته شود، آن را باید [[علمی]] متفاوت از الهیات فلسفی دانست<ref>هیک، جان، فلسفه دین، ترجمه بهزاد سالکی، ص۱۵.</ref>. معنای اصطلاحی فلسفه دین معنای دوم است؛ فلسفه دین کوششی برای تحلیل و بررسی [[انتقادی]] [[اعتقادات دینی]] است<ref>پترسون، مایکل، و دیگران، عقل و اعتقاد دینی: درآمدی بر فلسفه دین، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، ص۲۷.</ref>.<ref>[[محمد کاشیزاده|کاشیزاده، محمد]]، [[فلسفه دین (مقاله)|مقاله «فلسفه دین»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۵۱۳.</ref> | |||
== قلمرو فلسفه دین == | == قلمرو فلسفه دین == | ||