←شرط عدالت بالمعنی الأخص (عصمت)
(←منابع) |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۰۸: | خط ۱۰۸: | ||
=== شرط عدالت بالمعنی الأخص (عصمت) === | === شرط عدالت بالمعنی الأخص (عصمت) === | ||
ادلۀ روایی دال بر عصمت خلفای پیامبر{{صل}} در منابع روایی [[اتباع]] اهلبیت{{عم}} فراوان است، ما در اینجا به گزیدهای از آنها بسنده میکنیم و ابتدا به احادیثی اشاره میکنیم که نظیر آن در منابع [[اهلسنت]] آمده با این [[تذکر]] که در اینجا قصد استقصا نداریم و تنها به نمونهای از این [[احادیث]] اشاره میکنیم: | |||
==== [[حدیث ثقلین]] ==== | |||
حدیث ثقلین در منابع اتباع اهلبیت{{عم}} به طرق متعدد وارد شده است از جمله: [[کلینی]] در [[اصول کافی]] به سندش از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] میکند که در ضمن [[حدیثی]] فرمود: {{متن حدیث|وَ قَالَ{{صل}}: إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمْ أَمْرَيْنِ إِنْ أَخَذْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا: كِتَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَهْلَ بَيْتِي عِتْرَتِي، أَيُّهَا النَّاسُ اسْمَعُوا وَ قَدْ بَلَّغْتُ إِنَّكُمْ سَتَرِدُونَ عَلَيَّ الْحَوْضَ فَأَسْأَلُكُمْ عَمَّا فَعَلْتُمْ فِي الثَّقَلَيْنِ، وَ الثَّقَلَانِ كِتَابُ اللَّهِ جَلَّ ذِكْرُهُ وَ أَهْلُ بَيْتِي فَلَا تَسْبِقُوهُمْ فَتَهْلِكُوا وَ لَا تُعَلِّمُوهُمْ فَإِنَّهُمْ أَعْلَمُ مِنْكُمْ...}}<ref>کافی، ج۱، ص۲۹۴.</ref>؛ و ایشان{{صل}} فرمودند: به [[یقین]] در میان شما دو چیز میگذارم اگر آن دو را گرفتید هرگز [[گمراه]] نمیشوید: [[کتاب خدا]] و اهلبیت عترتم، ای [[مردم]] گوش کنید که به من خبر رسید به یقین شما بر [[حوض کوثر]] بر من وارد میشوید پس از شما میپرسم با [[ثقلین]] چه کردید، ثقلین همان کتاب خدا و اهلبیتم هستند از ایشان پیشی نگیرید که هلاک شوید و چیزی به ایشان نیاموزید که به یقین آنها از شما داناترند... . | |||
نیز کلینی به سندش از امام صادق{{ع}} روایت میکند - در ضمن حدیثی - که [[رسول اکرم]]{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|أُوصِيكُمْ بِكِتَابِ اللَّهِ وَ أَهْلِ بَيْتِي فَإِنِّي سَأَلْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ لَا يُفَرِّقَ بَيْنَهُمَا حَتَّى يُورِدَهُمَا عَلَيَّ الْحَوْضَ، فَأَعْطَانِي ذَلِكَ، وَ قَالَ: لَا تُعَلِّمُوهُمْ فَهُمْ أَعْلَمُ مِنْكُمْ وَ قَالَ: إِنَّهُمْ لَنْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ بَابِ هُدًى وَ لَنْ يُدْخِلُوكُمْ فِي بَابِ ضَلَالَةٍ...}}<ref>کافی، ج۱، ص۲۸۷.</ref>؛ شما را توصیه به [[کتاب خدا]] و اهلبیتم میکنم پس به [[یقین]] از [[خداوند]] خواستم که بین آن دو فاصله نیندازد تا بر [[حوض کوثر]] بر من واردشان کند، پس [[اجابت]] کرد، و فرمودند: چیزی به ایشان نیاموزید که آنها از شما داناترند. و فرمودند: به یقین آنها هرگز شما را از در [[هدایت]] بیرون نبرند و هرگز به در [[گمراهی]] وارد نکنند... . | |||
[[صدوق]] در [[امالی]] به سندش از [[زید بن ثابت]] [[روایت]] میکند: {{متن حدیث|قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ: كِتَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي أَلَا وَ هُمَا الْخَلِيفَتَانِ مِنْ بَعْدِي، وَ لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ}}<ref>امالی صدوق، مجلس ۶۴، ح۱۵؛ ترتیب الامالی، ج۳، ح۱۲۱۰.</ref>؛ گفت: [[پیامبر خدا]]{{صل}} فرمودند: به یقین من در میان شما [[ثقلین]] را میگذارم: کتاب خدا و [[اهلبیت]] عترتم، هان پس از من این دو جانشینند و هرگز از یکدیگر جدا نشوند تا بر حوض کوثر بر من وارد شوند. | |||
نیز صدوق در [[خصال]] به سندش از عطیۀ عوفی از [[ابیسعید خدری]] روایت میکند: {{متن حدیث|قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمْ أَمْرَيْنِ أَحَدُهُمَا أَطْوَلُ مِنَ الْآخَرِ كِتَابُ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ وَ عِتْرَتِي، أَلَا وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ، فَقُلْتُ لِأَبِي سَعِيدٍ: مَنْ عِتْرَتُهُ؟ قَالَ: أَهْلُ بَيْتِهِ}}<ref>خصال، ج۱، ص۶۵.</ref>؛ | |||
گفت: پیامبر خدا{{صل}} فرمودند: به یقین در میان شما دو چیز میگذارم یکی بلندتر بلند مرتبه از دیگری است کتاب خدا که ریسمانی است کشیده شده از [[آسمان]] به [[زمین]] و عترتم، هان که آن دو هرگز از یکدیگر جدا نشوند تا بر حوض کوثر بر من وارد شوند، پس به [[ابوسعید]] گفتم: عترتش کیانند؟ گفت: اهلبیتش. | |||
[[شیخ طوسی]] در امالی به سندش از ابیسعید خدری روایت میکند: {{متن حدیث|أَنَّهُ سَمِعَ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} يَقُولُ: إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ، أَلَا إِنَّ أَحَدَهُمَا أَكْبَرُ مِنَ الْآخَرِ: كِتَابَ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ، وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي، وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ...}}<ref>امالی شیخ طوسی، مجلس ۹، ح۵۳؛ ترتیب الامالی، ج۳، ح۱۲۱۴.</ref>؛ | |||
از [[رسول خدا]]{{صل}} شنید که میفرمودند: به [[یقین]] من در میان شما دو ثقل میگذارم؛ هان به یقین یکی بزرگتر از دیگری است [[کتاب خدا]] که ریسمانی است کشیده شده از آسمان به [[زمین]] و عترتم اهلبیتم، و به یقین آن دو هرگز از یکدیگر جدا نشوند تا بر [[حوض کوثر]] بر من وارد شوند... . | |||
این [[حدیث]] از طرق بسیار دیگری در منابع حدیث [[اهلبیت]] [[روایت]] شده که در اینجا به همین مقدار اکتفا میکنیم<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۵ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام ج۵]]، ص ۲۳۸.</ref>. | |||
==== [[حدیث سفینه]] ==== | |||
[[صدوق]] به سندش از [[ابن عباس]] روایت میکند: {{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} لِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ{{ع}}: مَثَلُكَ وَ مَثَلُ الْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِكَ بَعْدِي مَثَلُ سَفِينَةِ نُوحٍ مَنْ رَكِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ}}<ref>امالی صدوق، مجلس ۴۵، ح۱۹؛ ترتیب الامالی، ج۳، ح۱۲۰۰.</ref>؛ گفت: [[پیامبر خدا]]{{صل}} به [[علی بن ابیطالب]]{{ع}} فرمودند: تو و [[امامان]] از نسلت پس از من مانند کشتی نوحاید هرکس بر آن سوار شد، [[نجات]] یابد، و هرکس از آن باز ماند، غرق شود. | |||
[[شیخ طوسی]] به سندش از [[رافع]] مولای [[ابوذر]] روایت میکند: {{متن حدیث|قَالَ: صَعِدَ أَبُو ذَرٍّ (رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ) عَلَى دَرَجَةِ الْكَعْبَةِ حَتَّى أَخَذَ بِحَلْقَةِ الْبَابِ، ثُمَّ أَسْنَدَ ظَهْرَهُ إِلَيْهِ، فَقَالَ: أَيُّهَا النَّاسُ، مَنْ عَرَفَنِي فَقَدْ عَرَفَنِي وَ مَنْ أَنْكَرَنِي فَأَنَا أَبُو ذَرٍّ، سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} يَقُولُ: إِنَّمَا مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي فِي هَذِهِ الْأُمَّةِ كَمَثَلِ سَفِينَةِ نُوحٍ، مَنْ رَكِبَهَا نَجَا، وَ مَنْ تَرَكَهَا هَلَكَ، وَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} يَقُولُ: اجْعَلُوا أَهْلَ بَيْتِي مِنْكُمْ مَكَانَ الرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ، وَ مَكَانَ الْعَيْنَيْنِ مِنَ الرَّأْسِ، فَإِنَّ الْجَسَدَ لَا يَهْتَدِي إِلَّا بِالرَّأْسِ، وَ لَا يَهْتَدِي الرَّأْسُ إِلَّا بِالْعَيْنَيْنِ}}<ref>امالی طوسی، مجلس ۱۷، ح۲۴؛ ترتیب الامالی، ج۳، ص۱۵۲، ح۱۲۰۳.</ref>؛ گفت: ابوذر (رض) بر پله [[کعبه]] بالا رفت تا حلقۀ در را گرفت، سپس پشتش را بر آن تکیه داد و گفت: ای [[مردم]] هرکس مرا میشناسد که میشناسد و هرکس نمیشناسد بداند من ابوذرم، از [[پیامبر خدا]]{{صل}} شنیدم که میفرمودند: به [[یقین]] [[اهلبیت]] من در میان این [[امت]] مانند کشتی نوحاند، هرکس بر آن سوار شد، [[نجات]] یابد و هرکس آن را رها کرد هلاک شود، و شنیدم که پیامبر خدا{{صل}} میفرمودند: اهلبیتم را نسبت به خود همانند سر نسبت به بدن، و دو چشم نسبت به سر قرار دهید، پس به یقین بدن جز با سر راه نیابد، و سر جز با دو چشم راه نیابد. | |||
[[شیخ طوسی]] به سندش از [[حذیفة بن اسید]] [[روایت]] میکند: {{متن حدیث|قَالَ: رَأَيْتُ أَبَا ذَرٍّ (رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ) مُتَعَلِّقاً بِحَلْقَةِ بَابِ الْكَعْبَةِ، فَسَمِعْتُهُ يَقُولُ: أَنَا جُنْدَبٌ لِمَنْ عَرَفَنِي، وَ مَنْ لَمْ يَعْرِفْنِي فَأَنَا أَبُو ذَرٍّ، سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} يَقُولُ: مَنْ قَاتَلَنِي فِي الْأُولَى وَ قَاتَلَ أَهْلَ بَيْتِي فِي الثَّانِيَةِ، فَهُوَ مِنْ شِيعَةِ الدَّجَّالِ، إِنَّمَا مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي فِي أُمَّتِي كَمَثَلِ سَفِينَةِ نُوحٍ فِي لُجَّةِ الْبَحْرِ، مَنْ رَكِبَ فِيهَا نَجَا، وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ، أَلَا هَلْ بَلَّغْتُ؟ - قَالَهَا ثَلَاثاً -}}<ref>امالی طوسی، مجلس ۱۶، ح۳۲؛ ترتیب الامالی، ج۳، ح۱۲۰۴.</ref>؛ گفت: [[ابوذر]] (رض) را دیدم که دست در حلقۀ در [[کعبه]] آویخته، پس شنیدم که میگفت: من جندبم برای هرکس که میشناسدم، و هرکس نمیشناسدم من ابوذرم، از پیامبر خدا{{صل}} شنیدم که میفرمودند: هرکس نخستین بار با من بجنگد و دوم بار با اهلبیتم بجنگد، پس او از پیروان دجال است، تنها اهلبیت من در امتم مانند کشتی نوحاند در گرداب دریا، هرکس در آن سوار شد، نجات یابد و هرکس از آن باز ماند غرق شود، هان آیا رساندم؟ - این را سه بار تکرار فرمودند -<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۵ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام ج۵]]، ص ۲۴۰.</ref>. | |||
==== [[حدیث]] {{متن حدیث|أَهْلُ بَيْتِي أَمَانٌ لِأُمَّتِي}} ==== | |||
این حدیث نیز در منابع حدیث اهلبیت از طرق فراوان و به الفاظ متقارب وارد شده است، از جمله: شیخ طوسی به سندش از [[ایاس بن سلمه]] روایت میکند: {{متن حدیث|عَنْ أَبِيهِ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: النُّجُومُ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ، وَ أَهْلُ بَيْتِي أَمَانٌ لِأُمَّتِي}}<ref>امالی شیخ طوسی، مجلس ۱۰، ح۸؛ ترتیب الامالی، ج۳، ص۱۶۶، ح۱۲۱۸.</ref>؛ از پدرش نقل کرد که گفت: [[پیامبر خدا]]{{صل}} فرمودند: [[ستارگان]] موجب [[ایمنی]] [[اهل]] آسمانند، و اهلبیتم موجب ایمنی امتم هستند. | |||
[[شیخ صدوق]] به سندش از [[امام]] [[جعفر صادق]]{{ع}} [[روایت]] میکند: {{متن حدیث|عَنْ أَبِيهِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ{{عم}} قَالَ: نَحْنُ أَئِمَّةُ الْمُسْلِمِينَ وَ حُجَجُ اللَّهِ عَلَى الْعَالَمِينَ، وَ سَادَةُ الْمُؤْمِنِينَ، وَ قَادَةُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِينَ، وَ مَوَالِي الْمُؤْمِنِينَ، وَ نَحْنُ أَمَانُ أَهْلِ الْأَرْضِ كَمَا أَنَّ النُّجُومَ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ}}<ref>امالی صدوق، مجلس ۳۴، ح۱۵؛ ترتیب الامالی، ح۱۲۱۶.</ref>؛ از پدرش [[امام باقر]] از پدرش [[امام سجاد]]{{عم}} نقل کرد که فرمود: ما [[امامان]] [[مسلمانان]]، [[حجتهای خدا]] بر جهانیان، سروران [[مؤمنان]]، [[رهبران]] سپیدرویان و اولیای مؤمنان هستیم، و ما موجب ایمنی اهل زمینیم چنانکه ستارگان موجب ایمنی اهل آسمانند. | |||
[[شیخ طوسی]] روایت میکند به سندش از [[جابر بن عبدالله انصاری]]، و [[ابوموسی اشعری]] و [[ابن عباس]]: {{متن حدیث|قَالُوا: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: النُّجُومُ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ، وَ أَهْلُ بَيْتِي أَمَانٌ لِأُمَّتِي، فَإِذَا ذَهَبَتِ النُّجُومُ ذَهَبَ أَهْلُ السَّمَاءِ، وَ إِذَا ذَهَبَ أَهْلُ بَيْتِي ذَهَبَ أَهْلُ الْأَرْضِ}}<ref>امالی شیخ طوسی، مجلس ۱۳، ح۶۳؛ ترتیب الامالی، ح۱۲۱۹.</ref>؛ گفتند: پیامبر خدا{{صل}} فرمودند: ستارگان موجب ایمنی اهل آسمانند، و اهلبیتم موجب ایمنی امتم هستند، پس هرگاه ستارگان رفتند آسمانیان نیز میروند، و هرگاه اهلبیتم رفتند زمینیان نیز میروند. | |||
در منابع [[حدیث]] [[اهلبیت]]{{عم}} [[روایات]] فراوانی با مضامین نزدیک به مضمون روایات فوقالذکر وارد شده که در اینجا به همین مقدار اکتفا میکنیم<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۵ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام ج۵]]، ص ۲۴۲.</ref>. | |||
==== حدیث {{متن حدیث|نَحْنُ مُطَهَّرُونَ مَعْصُومُونَ}} ==== | |||
[[صدوق]] در [[عیون اخبار الرضا]] روایت میکند: {{متن حدیث|حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْوَرَّاقُ الرَّازِيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ، قَالَ: حَدَّثَنَا الْهَيْثَمُ بْنُ أَبِي مَسْرُوقٍ النَّهْدِيُّ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُلْوَانَ عَنْ عَمْرِو بْنِ خَالِدٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِيفٍ عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} يَقُولُ: أَنَا وَ عَلِيٌّ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ تِسْعَةٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ مُطَهَّرُونَ مَعْصُومُونَ}}<ref>عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۶۵.</ref>؛ [[علی بن عبداللّه وراق]] رازی برای ما [[روایت]] کرده و گفت: سعد بن عبداللّه برای ما روایت کرده و گفت: هیثم بن ابو مسروق نهدی از [[حسین بن علوان]] از عمرو بن خالد از [[سعد بن طریف]] از [[اصبغ بن نباته]] از [[عبداللّه بن عباس]] روایت کرده است که گفت: از [[رسول خدا]]{{صل}} شنیدم که میفرمودند: من، علی، حسن، حسین و نُه تن از [[فرزندان حسین]] [[پاکیزه]] و معصومیم. | |||
[[کلینی]] روایت میکند: به سندش از [[امام]] صادق{{ع}} که در ضمن [[حدیثی]] فرمود: {{متن حدیث|نَحْنُ خُزَّانُ عِلْمِ اللَّهِ، نَحْنُ تَرَاجِمَةُ أَمْرِ اللَّهِ، نَحْنُ قَوْمٌ مَعْصُومُونَ أَمَرَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بِطَاعَتِنَا وَ نَهَى عَنْ مَعْصِيَتِنَا، نَحْنُ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ عَلَى مَنْ دُونَ السَّمَاءِ وَ فَوْقَ الْأَرْضِ}}<ref>کافی، ج۱، ص۲۶۹ و ۲۷۰.</ref>؛ ما خزانهداران [[علم]] خداییم، ما ترجمان امر خداییم، ما گروهی معصومیم، [[خدای تبارک و تعالی]] امر به [[فرمانبرداری]] از ما فرموده و از [[نافرمانی]] ما [[نهی]] کرده، ما بر همۀ آنکه زیر [[آسمان]] و روی [[زمین]] است [[حجت]] رساییم. | |||
مراد از {{متن حدیث|نَحْنُ}} [[امامان دوازدهگانه]] اهلبیتاند چنانکه در [[روایات]] فراوان آمده است از جمله: کلینی به سند صحیح از [[امام باقر]]{{ع}} روایت میکند: {{متن حدیث|نَحْنُ اثْنَا عَشَرَ إِمَاماً مِنْهُمْ حَسَنٌ وَ حُسَيْنٌ ثُمَّ الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ{{عم}}}}<ref>کافی، ج۱، ص۵۳۳.</ref>؛ ما [[دوازده امام]] هستیم که حسن و حسین و سپس [[امامان]] از نسل حسین{{ع}} از آنان هستند. | |||
نیز کلینی به سند صحیح از ابوحمزۀ ثمالی روایت میکند: {{متن حدیث|قَالَ: سَمِعْتُ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ{{ع}} يَقُولُ: إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ مُحَمَّداً وَ عَلِيّاً وَ أَحَدَ عَشَرَ مِنْ وُلْدِهِ مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ فَأَقَامَهُمْ أَشْبَاحاً فِي ضِيَاءِ نُورِهِ يَعْبُدُونَهُ قَبْلَ خَلْقِ الْخَلْقِ يُسَبِّحُونَ اللَّهَ وَ يُقَدِّسُونَهُ، وَ هُمُ الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}}}}<ref>کافی، ج۱، ص۵۳۱.</ref>؛ گفت: از [[امام سجاد]]{{ع}} شنیدم که میفرمود: به [[یقین]] [[خدا]]، محمد، علی و یازده تن از فرزندانش را از [[نور]] عظمت خود آفرید و آنها را پرتویی در نور خود برپا داشت که پیش از [[آفرینش]] [[آفریدگان]] میپرستیدندش، و خدا را [[تسبیح]] و [[تقدیس]] میکردند و آنان همان [[امامان]] از [[فرزندان پیامبر]] خدا{{صل}} هستند<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۵ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام ج۵]]، ص ۲۴۴.</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||