←مخالفت با مشروعیت حکومت خلفا
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۴۶: | خط ۴۶: | ||
امام هادی{{ع}} به شکلهای مختلف مشروعیت حکومت و [[حاکمان عباسی]] را به چالش میکشید. برای نمونه، هنگامی که در ضمن گفتگویی، [[متوکّل عباسی]] از آن حضرت پرسید: فرزند پدر تو، (یعنی خود امام هادی{{ع}}) درباره [[عباس بن عبدالمطلب]] چه میگوید؟ [[امام]] فرمود: ای [[امیر مؤمنان]]! فرزند پدر من چه میگوید درباره مردی (یعنی خود امام هادی{{ع}}) که [[خدا]] [[اطاعت]] از [[فرزندان]] او را بر [[خلق]] خود [[واجب]] کرد و [[اطاعت]] از او (یعنی خود [[امام هادی]]{{ع}}) را بر فرزندانش (یعنی [[فرزندان]] عباس) واجب کرد. [[متوکّل]] (با این [[گمان]] که حضرت به خواسته او مهر [[تأیید]] زده و اطاعت از فرزندان عباس را واجب شمرده خوشحال شد) و دستور داد ۱۰۰ هزار درهم به آن حضرت بدهند. | امام هادی{{ع}} به شکلهای مختلف مشروعیت حکومت و [[حاکمان عباسی]] را به چالش میکشید. برای نمونه، هنگامی که در ضمن گفتگویی، [[متوکّل عباسی]] از آن حضرت پرسید: فرزند پدر تو، (یعنی خود امام هادی{{ع}}) درباره [[عباس بن عبدالمطلب]] چه میگوید؟ [[امام]] فرمود: ای [[امیر مؤمنان]]! فرزند پدر من چه میگوید درباره مردی (یعنی خود امام هادی{{ع}}) که [[خدا]] [[اطاعت]] از [[فرزندان]] او را بر [[خلق]] خود [[واجب]] کرد و [[اطاعت]] از او (یعنی خود [[امام هادی]]{{ع}}) را بر فرزندانش (یعنی [[فرزندان]] عباس) واجب کرد. [[متوکّل]] (با این [[گمان]] که حضرت به خواسته او مهر [[تأیید]] زده و اطاعت از فرزندان عباس را واجب شمرده خوشحال شد) و دستور داد ۱۰۰ هزار درهم به آن حضرت بدهند. | ||
در موردی دیگر، هنگامی که متوکّل شنید آن حضرت [[آیه]] {{متن قرآن|يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى يَدَيْهِ}}<ref>«و روزی که ستم پیشه، دست خویش (به دندان) میگزد» سوره فرقان، آیه ۲۷.</ref><ref>مجلسی، بحارالانوار، ج۵۰، ص۲۱۴.</ref> را درباره [[خلیفه اول]] و دوم میداند، [[مشورت]] کرد که چگونه با آن حضرت [[رفتار]] کند و آنان گفتند او را احضار و در مقابل [[مردم]] درباره [[تفسیر]] این آیه از آن حضرت سؤال کن؛ اگر به همینگونه تفسیر کرد مردم با او مقابله خواهند کرد و اگر بر خلاف آن تفسیر کرد نزد [[اصحاب]] و [[یاران]] خود [[رسوا]] میشود؛ متوکّل نیز قاضیان، [[بنیهاشم]] و بزرگان را [[دعوت]] کرد و در حضور آنان درباره این آیه پرسید؛ امام هادی{{ع}} در پاسخ فرمود: منظور از این آیه دو نفری هستند که [[خداوند]] با کنایه از آنان یاد کرده و بر آنان | در موردی دیگر، هنگامی که متوکّل شنید آن حضرت [[آیه]] {{متن قرآن|يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى يَدَيْهِ}}<ref>«و روزی که ستم پیشه، دست خویش (به دندان) میگزد» سوره فرقان، آیه ۲۷.</ref><ref>مجلسی، بحارالانوار، ج۵۰، ص۲۱۴.</ref> را درباره [[خلیفه اول]] و دوم میداند، [[مشورت]] کرد که چگونه با آن حضرت [[رفتار]] کند و آنان گفتند او را احضار و در مقابل [[مردم]] درباره [[تفسیر]] این آیه از آن حضرت سؤال کن؛ اگر به همینگونه تفسیر کرد مردم با او مقابله خواهند کرد و اگر بر خلاف آن تفسیر کرد نزد [[اصحاب]] و [[یاران]] خود [[رسوا]] میشود؛ متوکّل نیز قاضیان، [[بنیهاشم]] و بزرگان را [[دعوت]] کرد و در حضور آنان درباره این آیه پرسید؛ امام هادی{{ع}} در پاسخ فرمود: منظور از این آیه دو نفری هستند که [[خداوند]] با کنایه از آنان یاد کرده و بر آنان منّت گذاشته و نامشان را پوشیده داشته است؛ آیا [[امیرالمؤمنین]] (یعنی متوکّل) مایل است از آنچه خداوند پوشیده داشته است پرده بردارد؟ متوکّل گفت: نه [[دوست]] ندارم<ref>از یاران امام هادی{{ع}} و از چهرههای برجسته قم که از جانب سلطان در قم امیر بوده و او را محمد بن علی بن عیسی اشعری قمی معرفی کردهاند، وی از امام هادی{{ع}} پرسشهایی داشته است، برای آگاهی بیشتر، ر.ک: تستری، قاموس الرجال، ج۹، ص۴۵۲ - ۴۵۳.</ref>. بدین وسیله بدخواهان باز هم در [[دشمنی]] خود ناکام ماندند و نتوانستند به مقصود خود برسند و زمینه را برای محدودیت بیشتر امام هادی{{ع}} فراهم کنند<ref>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش دوم ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش دوم ج۲]]، ص۱۸۵.</ref>. | ||
=== [[نهی]] از [[یاری رساندن]] به [[حکومت]] === | === [[نهی]] از [[یاری رساندن]] به [[حکومت]] === | ||