←مقدمه
(←مقدمه) |
(←مقدمه) |
||
| خط ۵۲: | خط ۵۲: | ||
[[کنیه]] وی را [[ابودحداحه]] نیز گفتهاند<ref>ابن اثیر، ج۶، ص۹۳.</ref>. وی از [[تیره]] [[بَلیّ]] از [[قبیله قضاعه]]<ref>ابن سعد، ج۵، ص۲۰۰ و ج۴، ص۳۷۵.</ref> و همپیمان [[بنی عمرو بن عوف]] است<ref>ابن اثیر، ج۶، ص۹۳؛ ابن حجر، الاصابه، ج۷، ص۱۰۲.</ref>. ابن عبدالبر<ref>ابن عبدالبر، ج۴، ص۲۱۰.</ref> گفته است: از نام و [[نسب]] او اطلاعی در دست نیست، جز اینکه [[انصاری]] و همپیمان [[عمرو بن عوف]] است؛ در حالی که نام او را بیشتر [[ثابت بن دحداح بن نعیم بن غنم]]<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۵۰۳.</ref> و برخی نیز [[عمرو بن دحداح]] گفتهاند<ref> طبرسی، ج۲، ص۱۳۷؛ ابن اثیر، ج۶، ص۹۳؛ ابن حجر، الاصابه، ج۷، ص۱۰۲.</ref>. | [[کنیه]] وی را [[ابودحداحه]] نیز گفتهاند<ref>ابن اثیر، ج۶، ص۹۳.</ref>. وی از [[تیره]] [[بَلیّ]] از [[قبیله قضاعه]]<ref>ابن سعد، ج۵، ص۲۰۰ و ج۴، ص۳۷۵.</ref> و همپیمان [[بنی عمرو بن عوف]] است<ref>ابن اثیر، ج۶، ص۹۳؛ ابن حجر، الاصابه، ج۷، ص۱۰۲.</ref>. ابن عبدالبر<ref>ابن عبدالبر، ج۴، ص۲۱۰.</ref> گفته است: از نام و [[نسب]] او اطلاعی در دست نیست، جز اینکه [[انصاری]] و همپیمان [[عمرو بن عوف]] است؛ در حالی که نام او را بیشتر [[ثابت بن دحداح بن نعیم بن غنم]]<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۵۰۳.</ref> و برخی نیز [[عمرو بن دحداح]] گفتهاند<ref> طبرسی، ج۲، ص۱۳۷؛ ابن اثیر، ج۶، ص۹۳؛ ابن حجر، الاصابه، ج۷، ص۱۰۲.</ref>. | ||
برخی گفتهاند: [[امیمه | برخی گفتهاند: [[امیمه دختر بشر]] [[همسر]] [[ابودحداح]] بود. او در [[مکه]] [[مسلمان]] شد و با [[نزول آیه]] {{متن قرآن|إِذَا جَاءَكُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ}}<ref>«ای مؤمنان! چون زنان مؤمن هجرتکنان نزد شما بیایند، (ایمان) آنان را بیازمایید، خداوند به ایمان آنان داناتر است پس اگر آنان را مؤمن دانستید به سوی کافران بازنگردانید که ایشان برای آنان و آنان برای ایشان حلال نیستند و آنچه (آن کافران) هزینه کردهاند به آنه» سوره ممتحنه، آیه ۱۰.</ref>. بعد از [[صلح حدیبیه]] از مکه به [[مدینه]] گریخت و چون شوهرش [[کافر]] بود، [[رسول خدا]] {{صل}} او را نگهداشت و به [[عقد]] [[سهل بن حنیف]] درآورد و از [[سهل]] [[فرزندی]] به نام [[عبدالله]] به [[دنیا]] آمد<ref>طبرسی، ج۹، ص۴۵۳؛ طبری، ج۲۸، ص۹۲.</ref>. | ||
[[ابن اثیر]]<ref>ابن اثیر، ج۷، ص۲۳.</ref> نزول آیه بالا را درباره امیمه دختر بشر بعید دانسته و نوشته است: بنی عمرو بن عوف از [[انصار]] و ساکن مدینه هستند و [[آیه]] یاد شده، درباره [[مهاجرت]] [[زنان]] و بعد از [[حدیبیه]] - اواخر دوران مدینه - است. بنابراین، امیمه از انصار است و نمیتواند از [[مهاجران]] باشد تا آیه درباره او نازل شده باشد. از این رو، گفته شده همسر امیمه، [[حسان بن دحداح]]<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۸، ص۲۹.</ref> یا [[ثابت بن شمراخ]]<ref>قرطبی، الجامع، ج۱۸، ص۶۱.</ref> است؛ چنان که قول مشهور نیز در [[شأن نزول]] [[آیه]] بالا، درباره [[مهاجرت]] [[ام کلثوم دختر عقبة بن ابی معیط]] دانسته شده است<ref>ابن ابی عاصم، ج۱، ص۴۳۳؛ ابن جوزی، زاد المسیر، ج۸، ص۷؛ قرطبی، ج۱۸، ص۴۹؛ ابن کثیر، ج۴، ص۳۷۴؛ سیوطی، ج۶، ص۲۰۶؛ ابن اثیر، ج۷، ص۳۷۷.</ref>. [[ابن حجر]]<ref>الاصابه، ج۸، ص۲۹.</ref>، اشکال [[ابن اثیر]] را بدینسان توجیه کرده است که شاید [[همسر]] [[امیمه]]، غیر [[انصاری]] بوده که امیمه را از [[مدینه]] به [[مکه]] برده است و او دوباره از مکه به مدینه آمده و [[حکم]] [[مهاجر]] پیدا کرده است. این در حالی است که نام همسر امیمه را ابن اثیر، [[ثابت بن دحداح]] و ابن حجر، [[حسان بن دحداح]] دانسته است. ابن حجر<ref>الاصابه، ج۷، ص۱۰۱ و ج۱، ص۵۰۳.</ref> ثابت بن دحداح را که [[کنیه]] [[ابودحداح]] دارد، غیر از [[ابودحداح انصاری]] میداند و برای هر کدام شرح حال جداگانهای آورده است. به همین دلیل، بر ابن عبدالبر که هردو را یکی دانسته، [[اعتراض]] کرده است؛ البته به نظر او، این هر دو انصاری و هم [[پیمان]] [[بنی عمرو بن عوف]] [[انصار]] هستند. دلیل ابن حجر بر دو نفر بودن ثابت بن دحداح -که کنیه ابودحداح دارد - و ابودحداح انصاری این است که: نقل شده ابودحداح انصاری به [[معاویه]] گفت: از [[رسول خدا]] {{صل}} شنیدم که میفرمود: «هر کس عهدهدار کاری (از کارهای [[مسلمانان]] شود و در به روی مسلمانان) حاجتمند ببندد، [[خداوند متعال]] در [[بهشت]] را به روی او میبندد و هرکس همه اهتمامش [[دنیا]] باشد، خداوند - در [[آخرت]] - [[همنشینی]] من را بر او [[حرام]] خواهد کرد. به [[درستی]] که من برای خراب کردن دنیا (کوچک شمردن آن) [[مبعوث]] گشتهام نه برای [[آبادانی]] آن»<ref>{{متن حدیث | من ولی عملا فحجب بابه عن ذی حاجة المسلمین حجبه الله أن یلج باب الجنة و من کانت الدنیا همه حرم الله علیه جواری، فانی بعثت بخراب الدنیا و لم أبعث بعمارتها}}؛ طبرانی، ج۲۲، ص۳۰۲؛ میثمی، ج۵، ص۲۱۰.</ref>. اما این دلیل [[ابن حجر]]، بر دو نفر بودن این دو نام دلالت ندارد. چون اولاً ابن حجر گفته است: این [[روایت]] از طریق [[فضیل بن عیاض]] نقل شده است که [[سند]] این روایت به فضیل بن عیاض درست نیست و طریقی بهتر از این را [[طبرانی]] از [[جیرون بن عیسی]] نقل کرده و جیرون نیز واهی الحدیث است<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۷، ص۱۰۲.</ref>. دیگر اینکه گفته شده این روایت را [[أبو جحیفه]] برای [[معاویه]] خواند<ref>کحلانی، ج۴، ص۱۲۴.</ref>. وانگهی، تمام کسانی که شرح حال [[ابودحداح]] را آوردهاند، میان ابودحداح و [[ثابت بن عمرو]] تفکیکی قائل نشدهاند و اطلاعاتی را که ابن حجر جداگانه برای آن دو آورده است، تنها برای [[ابودحداح انصاری]] آوردهاند. | [[ابن اثیر]]<ref>ابن اثیر، ج۷، ص۲۳.</ref> نزول آیه بالا را درباره امیمه دختر بشر بعید دانسته و نوشته است: بنی عمرو بن عوف از [[انصار]] و ساکن مدینه هستند و [[آیه]] یاد شده، درباره [[مهاجرت]] [[زنان]] و بعد از [[حدیبیه]] - اواخر دوران مدینه - است. بنابراین، امیمه از انصار است و نمیتواند از [[مهاجران]] باشد تا آیه درباره او نازل شده باشد. از این رو، گفته شده همسر امیمه، [[حسان بن دحداح]]<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۸، ص۲۹.</ref> یا [[ثابت بن شمراخ]]<ref>قرطبی، الجامع، ج۱۸، ص۶۱.</ref> است؛ چنان که قول مشهور نیز در [[شأن نزول]] [[آیه]] بالا، درباره [[مهاجرت]] [[ام کلثوم دختر عقبة بن ابی معیط]] دانسته شده است<ref>ابن ابی عاصم، ج۱، ص۴۳۳؛ ابن جوزی، زاد المسیر، ج۸، ص۷؛ قرطبی، ج۱۸، ص۴۹؛ ابن کثیر، ج۴، ص۳۷۴؛ سیوطی، ج۶، ص۲۰۶؛ ابن اثیر، ج۷، ص۳۷۷.</ref>. [[ابن حجر]]<ref>الاصابه، ج۸، ص۲۹.</ref>، اشکال [[ابن اثیر]] را بدینسان توجیه کرده است که شاید [[همسر]] [[امیمه]]، غیر [[انصاری]] بوده که امیمه را از [[مدینه]] به [[مکه]] برده است و او دوباره از مکه به مدینه آمده و [[حکم]] [[مهاجر]] پیدا کرده است. این در حالی است که نام همسر امیمه را ابن اثیر، [[ثابت بن دحداح]] و ابن حجر، [[حسان بن دحداح]] دانسته است. ابن حجر<ref>الاصابه، ج۷، ص۱۰۱ و ج۱، ص۵۰۳.</ref> ثابت بن دحداح را که [[کنیه]] [[ابودحداح]] دارد، غیر از [[ابودحداح انصاری]] میداند و برای هر کدام شرح حال جداگانهای آورده است. به همین دلیل، بر ابن عبدالبر که هردو را یکی دانسته، [[اعتراض]] کرده است؛ البته به نظر او، این هر دو انصاری و هم [[پیمان]] [[بنی عمرو بن عوف]] [[انصار]] هستند. دلیل ابن حجر بر دو نفر بودن ثابت بن دحداح -که کنیه ابودحداح دارد - و ابودحداح انصاری این است که: نقل شده ابودحداح انصاری به [[معاویه]] گفت: از [[رسول خدا]] {{صل}} شنیدم که میفرمود: «هر کس عهدهدار کاری (از کارهای [[مسلمانان]] شود و در به روی مسلمانان) حاجتمند ببندد، [[خداوند متعال]] در [[بهشت]] را به روی او میبندد و هرکس همه اهتمامش [[دنیا]] باشد، خداوند - در [[آخرت]] - [[همنشینی]] من را بر او [[حرام]] خواهد کرد. به [[درستی]] که من برای خراب کردن دنیا (کوچک شمردن آن) [[مبعوث]] گشتهام نه برای [[آبادانی]] آن»<ref>{{متن حدیث | من ولی عملا فحجب بابه عن ذی حاجة المسلمین حجبه الله أن یلج باب الجنة و من کانت الدنیا همه حرم الله علیه جواری، فانی بعثت بخراب الدنیا و لم أبعث بعمارتها}}؛ طبرانی، ج۲۲، ص۳۰۲؛ میثمی، ج۵، ص۲۱۰.</ref>. اما این دلیل [[ابن حجر]]، بر دو نفر بودن این دو نام دلالت ندارد. چون اولاً ابن حجر گفته است: این [[روایت]] از طریق [[فضیل بن عیاض]] نقل شده است که [[سند]] این روایت به فضیل بن عیاض درست نیست و طریقی بهتر از این را [[طبرانی]] از [[جیرون بن عیسی]] نقل کرده و جیرون نیز واهی الحدیث است<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۷، ص۱۰۲.</ref>. دیگر اینکه گفته شده این روایت را [[أبو جحیفه]] برای [[معاویه]] خواند<ref>کحلانی، ج۴، ص۱۲۴.</ref>. وانگهی، تمام کسانی که شرح حال [[ابودحداح]] را آوردهاند، میان ابودحداح و [[ثابت بن عمرو]] تفکیکی قائل نشدهاند و اطلاعاتی را که ابن حجر جداگانه برای آن دو آورده است، تنها برای [[ابودحداح انصاری]] آوردهاند. | ||