←مقدمه
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←مقدمه) |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
در اصل لغت «مساوات» که «سوی» باشد، [[استواری]] و [[میانهروی]] وجود دارد و «استواء» به معنای [[راستی]]، [[برابری]] و [[اعتدال]] است<ref>ر. ک: فرهنگ ابجدی عربی- فارسی، ص۶۹.</ref>. راغب اصفهانی میگوید، «مساوات»، به معنای برابری معتبر در اندازهگیری با متر و وزن است؛ همچنین یکی از معانی «استواء»، اعتدال در امر است و هنگامی که با «علی» متعدی شود، به معنای «استیلاء» و | تساوی در اصل لغت «مساوات» که «سوی» باشد، [[استواری]] و [[میانهروی]] وجود دارد و «استواء» به معنای [[راستی]]، [[برابری]] و [[اعتدال]] است<ref>ر. ک: فرهنگ ابجدی عربی- فارسی، ص۶۹.</ref>. راغب اصفهانی میگوید، «مساوات»، به معنای برابری معتبر در اندازهگیری با متر و وزن است؛ همچنین یکی از معانی «استواء»، اعتدال در امر است و هنگامی که با «علی» متعدی شود، به معنای «استیلاء» و چیرگی است<ref>راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص۴۳۹.</ref>؛ مانند قول [[خداوند]] که فرمود: {{متن قرآن|الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى}}<ref>«(خداوند) بخشنده بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا دارد» سوره طه، آیه ۵.</ref>. | ||
همچنین در [[قرآن کریم]]، «استواء» به معنای برابری<ref>سید علیاکبر قرشی، قاموس قرآن، ج۳، ص۳۵۷.</ref> نیز آمده است: {{متن قرآن|قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُمَاتُ وَالنُّورُ}}<ref>«بگو: آیا نابینا و بینا برابر است؟ یا تیرگیها با روشنایی برابرند؟» سوره رعد، آیه ۱۶.</ref>. | همچنین در [[قرآن کریم]]، «استواء» به معنای برابری<ref>سید علیاکبر قرشی، قاموس قرآن، ج۳، ص۳۵۷.</ref> نیز آمده است: {{متن قرآن|قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُمَاتُ وَالنُّورُ}}<ref>«بگو: آیا نابینا و بینا برابر است؟ یا تیرگیها با روشنایی برابرند؟» سوره رعد، آیه ۱۶.</ref>. | ||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
پس اصل در این لغت، میانهروی و اعتدال است. «سواء» اسم مصدر است که در آن میانهروی و اعتدال در نظر گرفته شده است، بدون آنکه به [[حدث]] و فعلی نسبت داده شود؛ مانند قول خداوند که: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ}}<ref>«بیگمان بر کافران برابر است، چه بیمشان دهی یا بیمشان ندهی، ایمان نمیآورند» سوره بقره، آیه ۶.</ref>. | پس اصل در این لغت، میانهروی و اعتدال است. «سواء» اسم مصدر است که در آن میانهروی و اعتدال در نظر گرفته شده است، بدون آنکه به [[حدث]] و فعلی نسبت داده شود؛ مانند قول خداوند که: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ}}<ref>«بیگمان بر کافران برابر است، چه بیمشان دهی یا بیمشان ندهی، ایمان نمیآورند» سوره بقره، آیه ۶.</ref>. | ||
اینکه در [[قرآن]] میخوانیم: {{متن قرآن|فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِيلِ}}<ref>«بیگمان راه میانه را گم کرده است» سوره مائده، آیه ۱۲.</ref>. | اینکه در [[قرآن]] میخوانیم: {{متن قرآن|فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِيلِ}}<ref>«بیگمان راه میانه را گم کرده است» سوره مائده، آیه ۱۲.</ref>. یا آمده است: {{متن قرآن|وَاهْدِنَا إِلَى سَوَاءِ الصِّرَاطِ}}<ref>«و ما را به راه میانه راهنما باش!» سوره ص، آیه ۲۲.</ref>. آن «سواء» و وسط [[معتدل]] در «طریق»، «صراط» و «سبیل»، جهتی است که از [[انحراف]] و [[گرایش]] به چپ و راست، [[گمراهی]] و [[تعدی]]، محفوظ و مصون است و اعتدال، استواری و راستی در راه را به همراه دارد. «استواء»، در موارد مختلف، گوناگون میشود و هر یک اقتضای مورد خود را دارد؛ برای نمونه اعتدال در [[آفرینش]]، از جهت [[نظم]]، کمال در [[خلق]] و [[تدبیر]] آن است، لذا فرمود: {{متن قرآن|فَخَلَقَ فَسَوَّى}}<ref>«سپس خون بستهای بود که (خداوندش) آفرید و استوار داشت» سوره قیامه، آیه ۳۸.</ref> یا «استواء»، و [[اعتدال]] در یک مکان که عبارت است از استقرار و [[آرامش]] کامل، بدون [[ضعف]]، [[شکست]] و دلهره؛ مانند آنجا که میفرماید: {{متن قرآن|فَإِذَا اسْتَوَيْتَ أَنْتَ وَمَنْ مَعَكَ عَلَى الْفُلْكِ...}}<ref>«و چون خود و هر که با توست، بر کشتی برنشستید.».. سوره مؤمنون، آیه ۲۸.</ref>. | ||
یا آمده است: {{متن قرآن|وَاهْدِنَا إِلَى سَوَاءِ الصِّرَاطِ}}<ref>«و ما را به راه میانه راهنما باش!» سوره ص، آیه ۲۲.</ref>. | |||
آن «سواء» و وسط [[معتدل]] در «طریق»، «صراط» و «سبیل»، جهتی است که از [[انحراف]] و [[گرایش]] به | |||
از همین باب است: {{متن قرآن|الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى}}<ref>«(خداوند) بخشنده بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا دارد» سوره طه، آیه ۵.</ref> که منظور استقرار کامل همراه با [[اطمینان]] است. اعتدال به معنای اتمام [[خلق]] و تکمیل [[تدبیر]] در آن است، «تسویه» نیز به معنای قراردادن امری در اعتدال است، این اعتدال همراه با عمل، [[نظم]]، تدبیر و کمال است، مانند این قول [[خداوند]] که فرمود: {{متن قرآن|الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ}}<ref>«همان که تو را آفرید، پس استوار کرد و بهنجار داشت» سوره انفطار، آیه ۷.</ref>. | از همین باب است: {{متن قرآن|الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى}}<ref>«(خداوند) بخشنده بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا دارد» سوره طه، آیه ۵.</ref> که منظور استقرار کامل همراه با [[اطمینان]] است. اعتدال به معنای اتمام [[خلق]] و تکمیل [[تدبیر]] در آن است، «تسویه» نیز به معنای قراردادن امری در اعتدال است، این اعتدال همراه با عمل، [[نظم]]، تدبیر و کمال است، مانند این قول [[خداوند]] که فرمود: {{متن قرآن|الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ}}<ref>«همان که تو را آفرید، پس استوار کرد و بهنجار داشت» سوره انفطار، آیه ۷.</ref>. | ||
| خط ۲۳: | خط ۱۹: | ||
و این [[آیه]] که درباره [[ذوالقرنین]] است: {{متن قرآن|حَتَّى إِذَا سَاوَى بَيْنَ الصَّدَفَيْنِ}}<ref>«تا هنگامی که میان دو کوه را (پر و) برابر کرد» سوره کهف، آیه ۹۶.</ref>. | و این [[آیه]] که درباره [[ذوالقرنین]] است: {{متن قرآن|حَتَّى إِذَا سَاوَى بَيْنَ الصَّدَفَيْنِ}}<ref>«تا هنگامی که میان دو کوه را (پر و) برابر کرد» سوره کهف، آیه ۹۶.</ref>. | ||
(ساوی) صیغه مفاعله است که بر تکرار و استمرار امر دلالت دارد؛ یعنی او بین دو [[کوه]] را [[تعادل]] و [[برابری]] برقرار کرد؛ یعنی سد را از حیث کمی و کیفی، در حد و اندازه اعتدال، به دور از [[افراط]] و | (ساوی) صیغه مفاعله است که بر تکرار و استمرار امر دلالت دارد؛ یعنی او بین دو [[کوه]] را [[تعادل]] و [[برابری]] برقرار کرد؛ یعنی سد را از حیث کمی و کیفی، در حد و اندازه اعتدال، به دور از [[افراط]] و تفریط قرار داد<ref>حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۵، ص۲۷۸.</ref>. | ||
وقتی که به دقت در همه این معانی و ترکیبها مینگریم، نوعی [[میانهروی]]، برابری سنجیده و تعادل دیده میشود که به نحوی با [[عدالت]] | وقتی که به دقت در همه این معانی و ترکیبها مینگریم، نوعی [[میانهروی]]، برابری سنجیده و تعادل دیده میشود که به نحوی با [[عدالت]] ارتباط مییابند و این مفاهیم، هنگامی که با [[سیاست]]، پیوند مییابد، با [[تساوی]] در برابر [[قانون الهی]] و فرصتهای یکسان، معنادار میشود و در عرصه کاربردی، به [[احقاق حق]] صاحبان [[حقوق]] میانجامد. از نگاهی دیگر، معانی و دالهای این مفاهیم آنگاه رنگ عملیاتی و عینی به خود میگیرند که [[حق]] و ایفای آن در [[جامعه]]، [[ظهور]] و جلوه یابد<ref>[[سید کاظم سیدباقری|سیدباقری، سید کاظم]]، [[عدالت سیاسی در قرآن کریم (کتاب)|عدالت سیاسی در قرآن کریم]]، ص ۵۳؛ [[احمد رضوانفر|رضوانفر، احمد]]، [[برابری و نفی تبعیض از دیدگاه پیامبر اعظم (کتاب)|برابری و نفی تبعیض از دیدگاه پیامبر اعظم]] ص ۱۹.</ref>. | ||
== تساوی == | == تساوی == | ||