پرش به محتوا

آزادی در فقه اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = آزادی| عنوان مدخل  = آزادی| مداخل مرتبط = [[آزادی در لغت]] - [[آزادی در قرآن]] - [[آزادی در کلام اسلامی]] - [[آزادی در نهج البلاغه]] - [[آزادی در فقه سیاسی]] - [[آزادی در فقه اسلامی]] - [[آزادی در معارف دعا و زیارات]] - [[آزادی در معارف و سیره نبوی]] - [[آزادی در معارف و سیره علوی]] - [[آزادی در معارف و سیره سجادی]] - [[آزادی در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] - [[آزادی در حقوق اسلامی]] - [[آزادی از دیدگاه برون‌دینی]] - [[آزادی در خانواده]]| پرسش مرتبط  = آزادی (پرسش)}}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = آزادی| عنوان مدخل  = آزادی| مداخل مرتبط = [[آزادی در لغت]] - [[آزادی در قرآن]] - [[آزادی در کلام اسلامی]] - [[آزادی در نهج البلاغه]] - [[آزادی در فقه سیاسی]] - [[آزادی در فقه اسلامی]] - [[آزادی در معارف دعا و زیارات]] - [[آزادی در معارف و سیره نبوی]] - [[آزادی در معارف و سیره علوی]] - [[آزادی در معارف و سیره سجادی]] - [[آزادی در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] - [[آزادی در حقوق اسلامی]] - [[آزادی از دیدگاه برون‌دینی]] - [[آزادی در خانواده]]| پرسش مرتبط  = آزادی (پرسش)}}


==مقدمه ==
== مقدمه ==
[[آزادی]] دارای دو معنا می‌باشد:
[[آزادی]] دارای دو معنا می‌باشد:
# [[رهایی]] [[انسان]] از [[سلطه]] دیگری: آزادی فرد یا ملّتی عبارت است از رهایی آن از یوغ بردگی دیگری و سلطه [[بیگانه]] و مستقلّ بودن در [[اراده]] و [[تصمیم‌گیری]] در عرصه‌های گوناگون [[اجتماعی]]، اعم از [[فرهنگی]]، [[سیاسی]]، [[اقتصادی]] و مانند آن. از این رو، [[آزادی]] و [[استقلال]] ملازم یکدیگرند؛ یعنی نبود یکی، نبود دیگری را همراه دارد.
# [[رهایی]] [[انسان]] از [[سلطه]] دیگری: آزادی فرد یا ملّتی عبارت است از رهایی آن از یوغ بردگی دیگری و سلطه [[بیگانه]] و مستقلّ بودن در [[اراده]] و تصمیم‌گیری در عرصه‌های گوناگون [[اجتماعی]]، اعم از [[فرهنگی]]، [[سیاسی]]، [[اقتصادی]] و مانند آن. از این رو، [[آزادی]] و [[استقلال]] ملازم یکدیگرند؛ یعنی نبود یکی، نبود دیگری را همراه دارد.
#رهایی از [[بردگی]].
# رهایی از [[بردگی]].


==اصل [[حرّیت]]==
== اصل [[حرّیت]] ==
از اصول و [[قواعد]] معروف فقهی، اصل حرّیت و [[آزاد]] بودن [[انسان‌ها]] در برابر یکدیگر است؛ یعنی هیچ [[انسانی]] از پیش خود بر دیگری [[ولایت]] و [[سلطنت]] ندارد. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در این باره می‌فرماید: «[[بنده]] دیگری مباش که [[خداوند]] تو را آزاد قرار داده است». <ref>نهج البلاغة، ص۳۴۴، نامه ۳۱</ref>
از اصول و قواعد معروف فقهی، اصل حرّیت و [[آزاد]] بودن [[انسان‌ها]] در برابر یکدیگر است؛ یعنی هیچ [[انسانی]] از پیش خود بر دیگری [[ولایت]] و [[سلطنت]] ندارد. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در این باره می‌فرماید: «[[بنده]] دیگری مباش که [[خداوند]] تو را آزاد قرار داده است»<ref>نهج البلاغة، ص۳۴۴، نامه ۳۱.</ref>.


ولایت و سلطنت بر [[خلق]]، تنها از آنِ [[خدا]] است که خلق را [[آفریده]] است و بر آفریده، تنها [[اطاعت]] [[آفریدگار]] [[واجب]] است. البتّه [[منافع]] این اطاعت نیز به مخلوق باز می‌گردد؛ زیرا [[خالق]] [[متعال]]، [[بی‌نیاز]] مطلق است و این خلق است که هماره به او نیازمند و با اطاعت و [[بندگی]] خدای خویش، [[فقر]] و نیاز خود را بر طرف می‌کند.
ولایت و سلطنت بر [[خلق]]، تنها از آنِ خدااست که خلق را [[آفریده]] است و بر آفریده، تنها [[اطاعت]] [[آفریدگار]] [[واجب]] است. البتّه منافع این اطاعت نیز به مخلوق باز می‌گردد؛ زیرا [[خالق]] متعال، بی‌نیاز مطلق است و این خلق است که هماره به او نیازمند و با اطاعت و [[بندگی]] خدای خویش، [[فقر]] و نیاز خود را بر طرف می‌کند.


[[اطاعت خدا]] تنها با اطاعت [[برگزیدگان]] و فرستادگان او، یعنی کسانی که خدا امر به اطاعتشان کرده، تحقق می‌یابد؛ از این رو، [[اطاعت]] آنان بر خلق واجب است و این اطاعت برای [[مردم]] عین رهایی و [[آزادگی]] است؛ زیرا بندها و گره‌های وجود آنان را می‌گشاید و به [[هدف غایی خلقت]] رهنمونشان می‌سازد.
[[اطاعت خدا]] تنها با اطاعت [[برگزیدگان]] و فرستادگان او، یعنی کسانی که خدا امر به اطاعتشان کرده، تحقق می‌یابد؛ از این رو، [[اطاعت]] آنان بر خلق واجب است و این اطاعت برای [[مردم]] عین رهایی و [[آزادگی]] است؛ زیرا بندها و گره‌های وجود آنان را می‌گشاید و به هدف غایی خلقت رهنمونشان می‌سازد.


==[[حدود آزادی]]==
== حدود آزادی ==
آزادی افراد در برابر یکدیگر از [[حقوقی]] نیست که در ابتدا بتوان به دیگری داد یا از وی ستاند، جز درمواردی خاص، مانند به بردگی گرفتن [[اسیران جنگی]] با شرایطی خاص و یا [[آزاد کردن برده]] از سوی مولا.
آزادی افراد در برابر یکدیگر از [[حقوقی]] نیست که در ابتدا بتوان به دیگری داد یا از وی ستاند، جز درمواردی خاص، مانند به بردگی گرفتن [[اسیران جنگی]] با شرایطی خاص و یا آزاد کردن برده از سوی مولا.


تحقّق آزادی انسان‌ها در [[ارتباط]] باهم، نیازمند چارچوب و ضوابطی است که از افراط و تفریط جلوگیری کند و گرنه، به [[هرج و مرج]] و [[استبداد]] و [[دیکتاتوری]] و در نتیجه سلب [[آزادی]] افراد منجرّ می‌شود.
تحقّق آزادی انسان‌ها در ارتباط باهم، نیازمند چارچوب و ضوابطی است که از افراط و تفریط جلوگیری کند و گرنه، به [[هرج و مرج]] و [[استبداد]] و [[دیکتاتوری]] و در نتیجه سلب [[آزادی]] افراد منجرّ می‌شود.


[[اسلام]] با [[تشریع]] [[امر به معروف و نهی از منکر]] و تحت عناوین «معروف» و «منکر» چارچوب آزادی را تعیین کرده است؛ یعنی [[انسان‌ها]] تنها، در چار چوب «معروف» می‌توانند در زمینه‌های مختلف [[فرهنگی]]، [[اقتصادی]] و [[سیاسی]] فعّالیّت کنند و باید از انجام دادن هر فعّالیّتی که عنوان «منکر» بر آن صادق است بپرهیزند.
[[اسلام]] با [[تشریع]] [[امر به معروف و نهی از منکر]] و تحت عناوین «معروف» و «منکر» چارچوب آزادی را تعیین کرده است؛ یعنی [[انسان‌ها]] تنها، در چار چوب «معروف» می‌توانند در زمینه‌های مختلف [[فرهنگی]]، [[اقتصادی]] و [[سیاسی]] فعّالیّت کنند و باید از انجام دادن هر فعّالیّتی که عنوان «منکر» بر آن صادق است بپرهیزند.


==انواع آزادی==
== انواع آزادی ==
آزادی به اعتبار فعّالیّت‌های گوناگون [[آدمی]] به انواع زیر تقسیم می‌شود:
آزادی به اعتبار فعّالیّت‌های گوناگون [[آدمی]] به انواع زیر تقسیم می‌شود:


۱. '''[[آزادی عقیده]]:''' [[انسان]] در [[اندیشیدن]] و [[اعتقاد]] [[آزاد]] است وکسی نمی‌تواند دیگری را به [[انتخاب]] [[دینی]] خاص مجبور کند؛ چنان که کسی بر باقی ماندن بر [[دین]] منتخب خود نیز مجبور نمی‌شود؛ ولی اگر کسی با آزادی، [[آیین اسلام]] را [[اختیار]] کرد، [[حق]] [[تغییر]] آن را ندارد.
۱. '''[[آزادی عقیده]]:''' [[انسان]] در [[اندیشیدن]] و [[اعتقاد]] [[آزاد]] است وکسی نمی‌تواند دیگری را به [[انتخاب]] [[دینی]] خاص مجبور کند؛ چنان که کسی بر باقی ماندن بر [[دین]] منتخب خود نیز مجبور نمی‌شود؛ ولی اگر کسی با آزادی، [[آیین اسلام]] را [[اختیار]] کرد، [[حق]] [[تغییر]] آن را ندارد.


کافرانی که در [[سرزمین اسلامی]] [[زندگی]] می‌کنند، بر اساس ضوابطی، در ابراز [[عقیده]] خود ـ بدون فراخواندن [[مسلمانان]] به آن ـ آزادند. همچنین در انجام دادن [[مراسم عبادی]] و نیز عمل بر طبق [[شریعت]] خود در [[ازدواج]]، [[ارث]] و [[معاملات]]، [[آزادی]] دارند؛ به شرط آنکه آنچه نزد مسلمانان منکر است، به طور علنی مرتکب نشوند.
کافرانی که در [[سرزمین اسلامی]] [[زندگی]] می‌کنند، بر اساس ضوابطی، در ابراز [[عقیده]] خود ـ بدون فراخواندن [[مسلمانان]] به آن ـ آزادند. همچنین در انجام دادن مراسم عبادی و نیز عمل بر طبق [[شریعت]] خود در [[ازدواج]]، [[ارث]] و معاملات، [[آزادی]] دارند؛ به شرط آنکه آنچه نزد مسلمانان منکر است، به طور علنی مرتکب نشوند.


آنان برای حلّ [[اختلافات]] خود می‌توانند نزد [[قاضی]] مسلمانان یا قاضی خودشان مراجعه کنند و [[دولت اسلامی]] تا جایی که به حال مسلمانان ضرر و بامصالح [[کشور اسلامی]] منافات نداشته باشد، نمی‌تواند در [[شئون]] آنان دخالت نماید.
آنان برای حلّ [[اختلافات]] خود می‌توانند نزد [[قاضی]] مسلمانان یا قاضی خودشان مراجعه کنند و [[دولت اسلامی]] تا جایی که به حال مسلمانان ضرر و بامصالح [[کشور اسلامی]] منافات نداشته باشد، نمی‌تواند در [[شئون]] آنان دخالت نماید.


'''۲. [[آزادی بیان]] و قلم:''' بر اساس اصل [[حرّیت]]، آدمی در ابراز [[اندیشه‌ها]] و [[افکار]] خود و نیز چاپ و نشر آنها آزاد است، امّا [[پرهیز]] از [[دروغ]]، نشر [[باطل]]، [[ترویج]] [[منکرات]]، [[اهانت]] به فرد یا [[جامعه]] و آنچه موجب [[تضعیف نظام]] و [[امّت اسلامی]] است، [[واجب]] و ارتکاب آنها [[حرام]] است؛ از این رو، چاپ و نشر محصولات فرهنگی و کتابهای [[منحرف]] جایز نیست و دولت اسلامی می‌تواند از آنها جلوگیری کند و یا در صورت نشر، آنها را جمع‌آوری نماید. [[دولت اسلامی]] همچنین در دوران [[جنگ]] می‌تواند از فعّالیّت مطبوعاتی که باعث [[تضعیف]] روحیّه [[رزمندگان]] [[اسلام]] می‌شوند یا [[اسرار]] را برای [[دشمن]] فاش می‌کنند، جلوگیری کند.
'''۲. [[آزادی بیان]] و قلم:''' بر اساس اصل [[حرّیت]]، آدمی در ابراز [[اندیشه‌ها]] و [[افکار]] خود و نیز چاپ و نشر آنها آزاد است، امّا پرهیز از [[دروغ]]، نشر [[باطل]]، ترویج منکرات، [[اهانت]] به فرد یا [[جامعه]] و آنچه موجب تضعیف نظام و [[امّت اسلامی]] است، [[واجب]] و ارتکاب آنها [[حرام]] است؛ از این رو، چاپ و نشر محصولات فرهنگی و کتابهای [[منحرف]] جایز نیست و دولت اسلامی می‌تواند از آنها جلوگیری کند و یا در صورت نشر، آنها را جمع‌آوری نماید. [[دولت اسلامی]] همچنین در دوران [[جنگ]] می‌تواند از فعّالیّت مطبوعاتی که باعث تضعیف روحیّه [[رزمندگان]] [[اسلام]] می‌شوند یا [[اسرار]] را برای [[دشمن]] فاش می‌کنند، جلوگیری کند.


'''۳. [[آزادی اجتماعات]]:''' اساس اصل [[حرّیت]]، [[مردم]] از [[حق برپایی اجتماعات]] و گردهمایی برای [[مشورت]] و تبادل نظر در موضوعات مورد علاقه خود تحت عنوان [[حزب]]، اتّحادیه و مانند آن، برخوردارند و دولت اسلامی نمی‌تواند از آن ممانعت کند، مگر آنکه برای [[نظام]] و [[امّت اسلامی]] مضرّ باشد.
'''۳. [[آزادی اجتماعات]]:''' اساس اصل [[حرّیت]]، [[مردم]] از حق برپایی اجتماعات و گردهمایی برای [[مشورت]] و تبادل نظر در موضوعات مورد علاقه خود تحت عنوان [[حزب]]، اتّحادیه و مانند آن، برخوردارند و دولت اسلامی نمی‌تواند از آن ممانعت کند، مگر آنکه برای [[نظام]] و [[امّت اسلامی]] مضرّ باشد.


'''۴. [[آزادی انسانی]]:''' آزادی انسانی در عمل خود [[آزاد]] است و کسی نمی‌تواند او را به انجام دادن کاری مجبور کند. [[آدمی]] در [[انتخاب]] نوع، [[زمان]]، مکان، کمّیّت و کیفیّت [[کار آزاد]] است؛ هرچند در چارچوب مقرّر در [[شریعت اسلام]]، برخی [[کارها]]، مانند شراب‌سازی [[حرام]] شمرده شده است. همچنین می‌تواند این [[آزادی]] را با بستن [[عقد]] یا [[عهد]] با دیگری، از خود سلب کند، مانند اینکه کسی خود را به مدّت ده [[روز]] در مکانی مخصوص برای عملی خاص ـ مثلاً بنّایی ـ [[اجیر]] دیگری کند.
'''۴. آزادی انسانی:''' آزادی انسانی در عمل خود [[آزاد]] است و کسی نمی‌تواند او را به انجام دادن کاری مجبور کند. [[آدمی]] در [[انتخاب]] نوع، [[زمان]]، مکان، کمّیّت و کیفیّت کار آزاد است؛ هرچند در چارچوب مقرّر در [[شریعت اسلام]]، برخی [[کارها]]، مانند شراب‌سازی [[حرام]] شمرده شده است. همچنین می‌تواند این [[آزادی]] را با بستن [[عقد]] یا [[عهد]] با دیگری، از خود سلب کند، مانند اینکه کسی خود را به مدّت ده [[روز]] در مکانی مخصوص برای عملی خاص ـ مثلاً بنّایی ـ اجیر دیگری کند.


'''۵. [[آزادی تجارت]]:''' آدمی بر اساس اصل حرّیت، در انواع تجارتهای داخلی و خارجی به شرط [[حلال]] بودن کسب و به دور بودن از [[اجحاف]]، اضرار، [[احتکار]] و [[معاملات ربوی]]، آزاد است. در اسلام، فرد مالک آنچه از راه [[مشروع]] کسب کرده، می‌باشد؛ هرچند براساس ضوابطی باید [[خمس]]، [[زکات]] و [[خراج]] آن را بپردازد. بنابر این، دولت اسلامی[[حق]] جلوگیری از تجارتهای مشروع داخلی و خارجی و نیز [[مصادره اموال]] مشروع منقول و غیر منقول مردم را ندارد.
'''۵. [[آزادی تجارت]]:''' آدمی بر اساس اصل حرّیت، در انواع تجارتهای داخلی و خارجی به شرط [[حلال]] بودن کسب و به دور بودن از اجحاف، اضرار، [[احتکار]] و معاملات ربوی، آزاد است. در اسلام، فرد مالک آنچه از راه [[مشروع]] کسب کرده، می‌باشد؛ هرچند براساس ضوابطی باید [[خمس]]، [[زکات]] و [[خراج]] آن را بپردازد. بنابر این، دولت اسلامی[[حق]] جلوگیری از تجارتهای مشروع داخلی و خارجی و نیز مصادره اموال مشروع منقول و غیر منقول مردم را ندارد.


'''۶. [[آزادی سیاسی]]:''' در حوزه [[ریاست]] و [[اداره جامعه]]، [[رهبر]] امّت اسلامی یا به [[نصب خاص]] از جانب [[خداوند]] تعیین می‌گردد، همچون [[نصب]] [[امیر مؤمنان]]{{ع}} به [[ولایت]] و [[امامت]] در [[غدیر خُم]] از سوی [[پیامبر]]{{صل}} و یا به [[نصب عام]]؛ به بیان صفات و ویژگی‌های لازم برای [[رهبری جامعه اسلامی]] در [[عصر غیبت]]، مانند نصب [[فقهای واجد شرایط]] [[رهبری]]. در نصب خاص، [[پذیرش رهبری]] و [[بیعت]] با پیشوای [[منصوب]] بر [[مردم]]، [[واجب]] و تخلّف از آن [[حرام]] است؛ لکن در [[نصب عام]]، بعضی گفته‌اند: در صورت تعدّد [[فقهای واجد شرایط]] [[رهبری]]، تعیین [[فقیه جامع شرایط]] از میان آنان، با [[رجوع]] به [[آرای مردم]] صورت می‌گیرد و اکثر مردم، هر فقیهی را که به عنوان [[رهبر]] پذیرفتند، وی عهده دار رهبری [[امّت]] خواهد شد. از مصادیق [[آزادی سیاسی]]، تشکیل [[احزاب]] و انجمن‌های [[سیاسی]] و برپایی اجتماعات است؛ با این شرط که مخلّ [[نظم عمومی]] و منافی [[مصالح مسلمانان]] نباشد.
'''۶. [[آزادی سیاسی]]:''' در حوزه [[ریاست]] و اداره جامعه، [[رهبر]] امّت اسلامی یا به [[نصب خاص]] از جانب [[خداوند]] تعیین می‌گردد، همچون [[نصب]] [[امیر مؤمنان]]{{ع}} به [[ولایت]] و [[امامت]] در [[غدیر خم]] از سوی [[پیامبر]]{{صل}} و یا به [[نصب عام]]؛ به بیان صفات و ویژگی‌های لازم برای [[رهبری جامعه اسلامی]] در [[عصر غیبت]]، مانند نصب [[فقهای واجد شرایط]] [[رهبری]]. در نصب خاص، [[پذیرش رهبری]] و [[بیعت]] با پیشوای [[منصوب]] بر [[مردم]]، [[واجب]] و تخلّف از آن [[حرام]] است؛ لکن در نصب عام، بعضی گفته‌اند: در صورت تعدّد فقهای واجد شرایط [[رهبری]]، تعیین [[فقیه جامع شرایط]] از میان آنان، با رجوع به آرای مردم صورت می‌گیرد و اکثر مردم، هر فقیهی را که به عنوان [[رهبر]] پذیرفتند، وی عهده دار رهبری [[امّت]] خواهد شد. از مصادیق [[آزادی سیاسی]]، تشکیل [[احزاب]] و انجمن‌های [[سیاسی]] و برپایی اجتماعات است؛ با این شرط که مخلّ [[نظم عمومی]] و منافی [[مصالح مسلمانان]] نباشد.


==[[قانون]] و [[آزادی]]==
== [[قانون]] و [[آزادی]] ==
اصل در هر [[انسانی]]، [[آزادی]] در تمامی [[شئون]] خود است، مگر آنکه برای خود فرد یا دیگران و یا [[جامعه]] [[ضرر]] [[دنیوی]] یا [[اخروی]] داشته باشد که در این صورت [[باطل]] و حرام است؛ از این رو، در [[قانونگذاری]] باید آزادی [[انسان‌ها]] درنظر گرفته شود و هر قانونی که آزادی افراد را در غیر موارد استثنا شده، محدود و مقیّد کند، [[باطل]] و وضع چنین قوانینی حرام است. <ref>البنک اللاربوی (خلافة الانسان)/ ۱۱۷ ـ ۱۳۰؛ الفقه ۱۰۰/ ۲۰ـ۲۱، ۱۰۵ و ۱۰۱/ ۲۷۳، ۲۸۲ ـ ۲۸۸ و ۱۰۶/ ۶۸ ـ ۷۷، ۹۰، ۱۱۷ ـ ۱۲۴، ۱۸۳ ـ ۱۸۵ و ۲۱۳ـ۲۴۰؛ مبسوط در ترمینولوژی حقوق ۱/ ۲۴ ـ ۳۳</ref>.
اصل در هر [[انسانی]]، [[آزادی]] در تمامی [[شئون]] خود است، مگر آنکه برای خود فرد یا دیگران و یا [[جامعه]] [[ضرر]] [[دنیوی]] یا [[اخروی]] داشته باشد که در این صورت [[باطل]] و حرام است؛ از این رو، در قانونگذاری باید آزادی [[انسان‌ها]] درنظر گرفته شود و هر قانونی که آزادی افراد را در غیر موارد استثنا شده، محدود و مقیّد کند، [[باطل]] و وضع چنین قوانینی حرام است<ref>البنک اللاربوی (خلافة الانسان)/ ۱۱۷ ـ ۱۳۰؛ الفقه ۱۰۰/ ۲۰ـ۲۱، ۱۰۵ و ۱۰۱/ ۲۷۳، ۲۸۲ ـ ۲۸۸ و ۱۰۶/ ۶۸ ـ ۷۷، ۹۰، ۱۱۷ ـ ۱۲۴، ۱۸۳ ـ ۱۸۵ و ۲۱۳ـ۲۴۰؛ مبسوط در ترمینولوژی حقوق ۱/ ۲۴ ـ ۳۳.</ref>.


==[[آزاد]] بودن==
== [[آزاد]] بودن ==
اصل در [[انسان]] آزاد بودن است.<ref>جواهر الکلام، ج ۲۴، ص۱۳۶</ref> فرزند در آزاد یا برده بودن، تابع پدر و مادر خویش است، و به نظر مشهور، حتّی اگر مادر به [[تنهایی]] آزاد باشد، فرزند نیز آزاد محسوب می‌گردد.<ref>جواهر الکلام، ج ۳۰، ص۲۱۱</ref>
اصل در [[انسان]] آزاد بودن است<ref>جواهر الکلام، ج ۲۴، ص۱۳۶.</ref>. فرزند در آزاد یا برده بودن، تابع پدر و مادر خویش است، و به نظر مشهور، حتّی اگر مادر به تنهایی آزاد باشد، فرزند نیز آزاد محسوب می‌گردد<ref>جواهر الکلام، ج ۳۰، ص۲۱۱.</ref>.


از شرایط وصیّت کننده،<ref>جواهر الکلام، ج ۲۸، ص۲۷۰</ref> [[وصیّ]]،<ref>جواهر الکلام، ج ۲۸، ص۳۹۷</ref> واقف، <ref>العروة الوثقی [تکملة]، ج۲، ص۲۰۷</ref> موقوف‌علیه،<ref>جواهر الکلام، ج ۲۸، ص۳۰</ref> موکّل،<ref>العروة الوثقی [تکملة]، ج ۲، ص۱۳۴</ref> [[وکیل]]،<ref>جواهر الکلام، ج ۲۷، ص۳۹۵</ref> [[اقرار]] کننده،<ref>جواهر الکلام، ج ۴۱، ص۵۲۳</ref> [[ولیّ]]<ref>العروة الوثقی، ج ۲، ص۸۶۹</ref> و یابنده گمشده (ملتقِط)،<ref>جواهر الکلام، ج ۳۸، ص۱۵۸</ref> [[آزاد]] بودن است. همچنین [[وجوب]] [[نماز جمعه]]،<ref>جواهر الکلام، ج ۱۱، ص۲۵۹</ref>[[زکات]]،<ref>جواهر الکلام، ج ۱۵، ص۱۴</ref> [[حج]]،<ref>جواهر الکلام، ج ۱۷، ص۲۴۱</ref> [[نذر]]<ref>جواهر الکلام، ج ۱۷، ص۳۳۶</ref> و [[جهاد]]<ref>جواهر الکلام، ج ۵، ص۲۱</ref> بر مکلّف، مشروط به آن است.
از شرایط وصیّت کننده<ref>جواهر الکلام، ج ۲۸، ص۲۷۰.</ref>، [[وصیّ]]<ref>جواهر الکلام، ج ۲۸، ص۳۹۷.</ref>، واقف<ref>العروة الوثقی [تکملة]، ج۲، ص۲۰۷.</ref>، موقوف‌علیه<ref>جواهر الکلام، ج ۲۸، ص۳۰.</ref>، موکّل<ref>العروة الوثقی [تکملة]، ج ۲، ص۱۳۴.</ref>، [[وکیل]]<ref>جواهر الکلام، ج ۲۷، ص۳۹۵.</ref>، [[اقرار]] کننده<ref>جواهر الکلام، ج ۴۱، ص۵۲۳.</ref>، [[ولیّ]]<ref>العروة الوثقی، ج ۲، ص۸۶۹.</ref> و یابنده گمشده (ملتقِط)<ref>جواهر الکلام، ج ۳۸، ص۱۵۸.</ref>، [[آزاد]] بودن است. همچنین [[وجوب]] [[نماز جمعه]]<ref>جواهر الکلام، ج ۱۱، ص۲۵۹.</ref>، [[زکات]]<ref>جواهر الکلام، ج ۱۵، ص۱۴.</ref>، [[حج]]<ref>جواهر الکلام، ج ۱۷، ص۲۴۱.</ref>، [[نذر]]<ref>جواهر الکلام، ج ۱۷، ص۳۳۶.</ref> و [[جهاد]]<ref>جواهر الکلام، ج ۵، ص۲۱.</ref> بر مکلّف، مشروط به آن است.


به قول مشهور، مادر در صورت آزاد بودن، تا هفت سال [[حق]] حضانت دخترش را دارد.<ref>جواهر الکلام، ج ۳۱، ص۲۸۶</ref> آزاد بودن [[زن]] موجب [[اختلاف]] عدّه او با [[کنیز]]<ref>جواهر الکلام، ج ۳۲، ص۲۳۰ و ۲۷۴</ref> و نیز تعداد شب‌هایی که برای آن دو حق همخوابگی با شوهر است، می‌شود<ref>جواهر الکلام، ج ۳۱، ص۱۶۵</ref>.
به قول مشهور، مادر در صورت آزاد بودن، تا هفت سال [[حق]] حضانت دخترش را دارد<ref>جواهر الکلام، ج ۳۱، ص۲۸۶.</ref>. آزاد بودن [[زن]] موجب [[اختلاف]] عدّه او با کنیز<ref>جواهر الکلام، ج ۳۲، ص۲۳۰ و ۲۷۴.</ref> و نیز تعداد شب‌هایی که برای آن دو حق همخوابگی با شوهر است، می‌شود<ref>جواهر الکلام، ج ۳۱، ص۱۶۵.</ref>.


==آزاد==
== آزاد ==
[[انسان]] آزاد، [[مال]] محسوب نمی‌شود؛ از این رو، کسی نمی‌تواند از راه خریدن و مانند آن مالک وی گردد، <ref>جواهر الکلام، ج ۲۲، ص۳۴۳</ref> و چنانچه کسی او را [[غصب]] کند، از جهت غصب ضامن نیست؛<ref>جواهر الکلام، ج ۳۷، ص۳۶</ref> چنان‌که دزدیدن انسان آزاد موجب ثبوت حدّ [[سرقت]] نمی‌شود، مگر آنکه او را بفروشد<ref>جواهر الکلام، ج ۴۱، ص۵۱۰</ref>.
[[انسان]] آزاد، [[مال]] محسوب نمی‌شود؛ از این رو، کسی نمی‌تواند از راه خریدن و مانند آن مالک وی گردد<ref>جواهر الکلام، ج ۲۲، ص۳۴۳.</ref>، و چنانچه کسی او را [[غصب]] کند، از جهت غصب ضامن نیست<ref>جواهر الکلام، ج ۳۷، ص۳۶.</ref>؛ چنان‌که دزدیدن انسان آزاد موجب ثبوت حدّ [[سرقت]] نمی‌شود، مگر آنکه او را بفروشد<ref>جواهر الکلام، ج ۴۱، ص۵۱۰.</ref>.


انسان آزاد، مالک [[منافع]] و کار خویش است و می‌تواند با اجیرشدن، آن را به کسی [[اجاره]] دهد<ref>جواهر الکلام، ج ۲۲، ص۳۷</ref> و چنانچه کسی منافع و عمل او را غصب کند ـ مانند آنکه به [[ستم]]، او را به کار بگیرد ـ ضامن مزد او است.<ref>جواهر الکلام، ج ۳۷، ص۳۸</ref>
انسان آزاد، مالک منافع و کار خویش است و می‌تواند با اجیرشدن، آن را به کسی [[اجاره]] دهد<ref>جواهر الکلام، ج ۲۲، ص۳۷.</ref> و چنانچه کسی منافع و عمل او را غصب کند ـ مانند آنکه به [[ستم]]، او را به کار بگیرد ـ ضامن مزد او است<ref>جواهر الکلام، ج ۳۷، ص۳۸.</ref>.


برده از آزاد و آزاد از برده [[ارث]] نمی‌برد.<ref>جواهر الکلام، ج ۳۹، ص۴۸</ref> [[مرد]] آزاد بیش از دو کنیز و برده بیش از دو زن آزاد نمی‌تواند به همسری برگزیند.<ref>جواهر الکلام، ج ۵، ص۳۰</ref> آزاد در برابر برده [[قصاص]] نمی‌شود.<ref>جواهر الکلام، ج ۴۲، ص۸۱ - ۸۳</ref> به قول مشهور، [[عزل]] از [[همسر]] آزاد در صورت [[رضایت]] نداشتن وی [[مکروه]] است.<ref>جواهر الکلام، ج ۲۹، ص۱۱۱ ـ ۱۱۴</ref>(۳۰)
برده از آزاد و آزاد از برده [[ارث]] نمی‌برد<ref>جواهر الکلام، ج ۳۹، ص۴۸.</ref>. [[مرد]] آزاد بیش از دو کنیز و برده بیش از دو زن آزاد نمی‌تواند به همسری برگزیند<ref>جواهر الکلام، ج ۵، ص۳۰.</ref>. آزاد در برابر برده [[قصاص]] نمی‌شود<ref>جواهر الکلام، ج ۴۲، ص۸۱ - ۸۳.</ref>. به قول مشهور، عزل از [[همسر]] آزاد در صورت [[رضایت]] نداشتن وی [[مکروه]] است<ref>جواهر الکلام، ج ۲۹، ص۱۱۱ ـ ۱۱۴.</ref>.


==اسباب [[آزادی]]==
== اسباب [[آزادی]] ==
[[اسلام]] برای [[آزادی برده]] اسباب ذیل را قرار داده است:
[[اسلام]] برای آزادی برده اسباب ذیل را قرار داده است:
#اسباب اختیاری:
# اسباب اختیاری:
##[[عتق]]:که از مستحبّات مؤکّد درباره برده [[مؤمن]] است.
## [[عتق]]:که از مستحبّات مؤکّد درباره برده [[مؤمن]] است.
##[[تدبیر]]:
## [[تدبیر]]:
##مکاتبه:.
## مکاتبه:.
#اسباب قهری:
# اسباب قهری:
##ملکیّت: تملّک پدر یا مادر و جدّ یا جدّه و هرچه بالا رود و نیز تملّک [[فرزندان]] و [[نوادگان]] و هرچه پایین آید، سبب قهری آزادی آنان است.<ref>جواهر الکلام، ج۳۴، ص۱۸۵</ref>
## ملکیّت: تملّک پدر یا مادر و جدّ یا جدّه و هرچه بالا رود و نیز تملّک [[فرزندان]] و نوادگان و هرچه پایین آید، سبب قهری آزادی آنان است<ref>جواهر الکلام، ج۳۴، ص۱۸۵.</ref>.
##سرایت:به قول مشهور هرگاه مولا بخشی ـ هرچند کم ـ از برده خود را [[آزاد]] کند، [[آزادی]] به همه برده سرایت می‌کند و آزاد می‌شود.<ref>جواهر الکلام، ج۳۴، ص۱۵۲</ref>
## سرایت:به قول مشهور هرگاه مولا بخشی ـ هرچند کم ـ از برده خود را [[آزاد]] کند، [[آزادی]] به همه برده سرایت می‌کند و آزاد می‌شود<ref>جواهر الکلام، ج۳۴، ص۱۵۲.</ref>.
##تَنْکیل: به قول مشهور، بریدن گوش، بینی و دیگر اعضای مملوک توسّط مولا، سبب آزادی وی می‌گردد.
## تَنْکیل: به قول مشهور، بریدن گوش، بینی و دیگر اعضای مملوک توسّط مولا، سبب آزادی وی می‌گردد.
##اسلام: چنانچه برده پیش از مولای خود اسلام آورد و از قلمرو [[کفر]] به [[قلمرو اسلام]] درآید، آزاد می‌شود.<ref>جواهر الکلام، ج۳۴، ص۱۹۰ ـ ۱۹۱</ref>
## اسلام: چنانچه برده پیش از مولای خود اسلام آورد و از قلمرو [[کفر]] به [[قلمرو اسلام]] درآید، آزاد می‌شود<ref>جواهر الکلام، ج۳۴، ص۱۹۰ ـ ۱۹۱.</ref>.
##[[بیماری]]: ابتلای برده به [[کوری]]، خوره و بیماری[[زمین]] گیر، سبب آزادی او می‌گردد.<ref>جواهر الکلام، ج۳۴، ص۱۸۹.</ref>.<ref>[[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت]] ج۱، صفحه ۱۳۱ - ۱۳۶.</ref>
## [[بیماری]]: ابتلای برده به کوری، خوره و بیماری [[زمین]] گیر، سبب آزادی او می‌گردد<ref>جواهر الکلام، ج۳۴، ص۱۸۹.</ref>.<ref>[[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۱ (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۱]]، ص۱۳۱ ـ ۱۳۶.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۲۹٬۸۰۱

ویرایش