←معناشناسی
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
در لغتنامه دهخدا آمده است: [[آزادی]]: [[عتق]]، [[حریت]]، [[اختیار]]، خلاف بندگی و رقیت و [[عبودیت]] و اسارت و اجبار، قدرت عمل و ترک عمل، قدرت انتخاب، رهایی و خلاص است<ref>لغتنامه دهخدا، ج۱، ماده آزادی، ص۷۷.</ref>. | در لغتنامه دهخدا آمده است: [[آزادی]]: [[عتق]]، [[حریت]]، [[اختیار]]، خلاف بندگی و رقیت و [[عبودیت]] و اسارت و اجبار، قدرت عمل و ترک عمل، قدرت انتخاب، رهایی و خلاص است<ref>لغتنامه دهخدا، ج۱، ماده آزادی، ص۷۷.</ref>. | ||
در لغتنامه کنسایس | در لغتنامه کنسایس آکسفورد دیکشنری در ذیل ماده "Free" آمده است: "آزادی: فارغ از اسارت دیگران، رها، نامحدود، خلاص یافته از قیود یا [[وظایف]]، بیمانع، نامقید در عمل، مجاز به مستقل بودن"<ref>موریس کرنستون، تحلیل نوین از آزادی، ص۴۴؛ در زبان انگلیسی، در واژه «Freedom» و «Liberty» معادل آزادی وجود دارد. اما برخی مانند سر هربرت رید معتقدند بین این دو تفاوت هست: اولی در آزادی برتر و فلسفی و دومی در آزادی فروتر مانند آزادی مطبوعات، اجتماعات و تجارت استعمال میشود و موریس کرنستون منکر تفاوت فوق است و تنها گرایش «Freedom» را در حوزههای فلسفی و عمومیتر و گرایش «Liberty» در حوزههای سیاسی و حقوقی را میپذیرد؛ البته امروزه برای تمییز معنای آزادی فلسفی (اراده آزاد) از معانی دیگر آن، از تعبیر Freedom of the will»» استفاده میشود. (ر. ک؛ موریس کرنستون، تحلیل نوین از آزادی، ص۴۸).</ref>. | ||
در لغت فرانسه معادل آزادی "Liberté" و معادل آلمانی آن "Freiheit" بهکار رفته است که معنای فوق در این دو لغت نیز آمده است. | در لغت فرانسه معادل آزادی "Liberté" و معادل آلمانی آن "Freiheit" بهکار رفته است که معنای فوق در این دو لغت نیز آمده است. | ||
در | در زبان عربی معادل واژه آزادی "اختیار"، "حریت" و "عتق" آمده است. هر چند در زمانهای گذشته به دلیل شیوع [[بردگی]]، حریت و عتق در مقابل بردگی به کار میرفت<ref>{{عربی|الاختيار: الاصطفاء و كذلك التَّخَيُّرُ}} (ابنمنظور، لسان العرب، ج۴، ص۲۶۶؛ جوهری، الصحاح، ج۲، ص۶۵۲ ماده خیر).</ref>. | ||
درباره تعریف آزادی باید گفت که تعریف آن، [[سهل]] و ممتنع است؛ از این رو ارائه تعریفی جامع و مانع از آن مشکل است، به طوری که آیزا برلین بیش از دویست تعریف از آزادی را گزارش میکند<ref>ر. ک: آیزا برلین، چهار مقاله درباره آزادی، ص۲۳۶.</ref>. | درباره تعریف آزادی باید گفت که تعریف آن، [[سهل]] و ممتنع است؛ از این رو ارائه تعریفی جامع و مانع از آن مشکل است، به طوری که آیزا برلین بیش از دویست تعریف از آزادی را گزارش میکند<ref>ر. ک: آیزا برلین، چهار مقاله درباره آزادی، ص۲۳۶.</ref>. | ||
یاسپرس، از متفکران معاصر، نیز [[معتقد]] است: "تعریف قانع کنندهای از [[آزادی]] امکان ندارد". وی تأکید میکند که | یاسپرس، از متفکران معاصر، نیز [[معتقد]] است: "تعریف قانع کنندهای از [[آزادی]] امکان ندارد". وی تأکید میکند که فهم معنای آزادی برای همیشه دور از تصور فهم باقی خواهد ماند<ref>اندیشه هستی، ص۹۳؛ پدیدارشناسی، ص۱۷۳.</ref>. [[شهید مطهری]] مسأله آزادی را از مسائل پیچیدهای معرفی میکند که [[فلاسفه]]، روانشناسان، علمای [[اخلاق]]، اصولیها و [[متکلمان]] از حل آن در ماندند<ref>اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج۲، پاورقی ص۴۶۴؛ مجموعه آثار، ج۱، ص۴۲۰.</ref>.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[آزادی در فقه و حدود آن (کتاب)|آزادی در فقه و حدود آن]]، ص ۲۱.</ref> | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||