اقرار در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۱ اکتبر ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۳۰: خط ۳۰:
اقرار به [[حق]] غیر یا [[نفی]] حقی از خود، در [[فقه اسلامی]] مطرح است و به آن "قاعده اقرار" نیز اطلاق می‌گردد<ref>القواعد الفقهیه، بجنوردی، ج ۳، ص۴۵؛ القواعد الفقهیه، مکارم، ج ۲، ص۴۰۱. </ref>. [[فقیهان]] [[اسلامی]] مباحث متعددی در رابطه با این موضوع مطرح کرده‌اند که برخی از این مباحث به شرح ذیل است:
اقرار به [[حق]] غیر یا [[نفی]] حقی از خود، در [[فقه اسلامی]] مطرح است و به آن "قاعده اقرار" نیز اطلاق می‌گردد<ref>القواعد الفقهیه، بجنوردی، ج ۳، ص۴۵؛ القواعد الفقهیه، مکارم، ج ۲، ص۴۰۱. </ref>. [[فقیهان]] [[اسلامی]] مباحث متعددی در رابطه با این موضوع مطرح کرده‌اند که برخی از این مباحث به شرح ذیل است:


== ارکان اقرار ==
=== ارکان اقرار ===
اقرار دارای ۴ رکن است که هریک از این ارکان دارای شرایطی است:
اقرار دارای ۴ رکن است که هریک از این ارکان دارای شرایطی است:
# مقر: یعنی کسی که به [[زیان]] خود یا نفع دیگری اقرار می‌کند. شرایط مقر عبارت است از: [[بلوغ]]، [[عقل]]، [[اختیار]]، حریّت، قصد و [[قدرت]] بر تصرف [[شرعی]] در آنچه بدان اقرار کرده است<ref>جواهرالکلام، ج ۳۵، ص۱۰۳؛ الموسوعة الفقهیه، ج ۴، ص۳۵۱، ۳۵۵. </ref>. بنابراین، اقرار طفل، مجنون، مُکْرَه، مفلس، [[محجور]] و [[سفیه]] در تمام یا برخی موارد نافذ نیست<ref>ارشاد الاذهان، ج ۲، ص۲۱۴؛ جواهرالکلام، ج ۳۵، ص۱۰۳، ۱۲۰. </ref>، ازاین‌رو [[قرآن]] در کتابت حق طلبکار که نوعی اقرار به شمار می‌رود<ref>فقه القرآن،، ج ۱، ص۳۲۱. </ref> به [[ولیّ]] افراد سفیه و [[ضعیف]] [[فرمان]] داده است که از طرف آنان بدهیشان را ثبت کنند: {{متن قرآن|فَإِنْ كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ}}<ref>«اگر وامدار، کم خرد یا ناتوان باشد یا نتواند املا کند باید سرپرست او دادگرانه املا کند» سوره بقره، آیه ۲۸۲.</ref> از جمله مصادیق سفیه و ضعیف و [[ناتوان]] از [[املا]] در این [[آیه]] طفل و مجنون‌اند<ref>مجمع‌البیان، ج ۲، ص۶۸۲؛ التفسیر الکبیر، ج ۷، ص۱۲۰؛ تفسیر قرطبی، ج ۳، ص۲۴۹. </ref>.
# مقر: یعنی کسی که به [[زیان]] خود یا نفع دیگری اقرار می‌کند. شرایط مقر عبارت است از: [[بلوغ]]، [[عقل]]، [[اختیار]]، حریّت، قصد و [[قدرت]] بر تصرف [[شرعی]] در آنچه بدان اقرار کرده است<ref>جواهرالکلام، ج ۳۵، ص۱۰۳؛ الموسوعة الفقهیه، ج ۴، ص۳۵۱، ۳۵۵. </ref>. بنابراین، اقرار طفل، مجنون، مُکْرَه، مفلس، [[محجور]] و [[سفیه]] در تمام یا برخی موارد نافذ نیست<ref>ارشاد الاذهان، ج ۲، ص۲۱۴؛ جواهرالکلام، ج ۳۵، ص۱۰۳، ۱۲۰. </ref>، ازاین‌رو [[قرآن]] در کتابت حق طلبکار که نوعی اقرار به شمار می‌رود<ref>فقه القرآن،، ج ۱، ص۳۲۱. </ref> به [[ولیّ]] افراد سفیه و [[ضعیف]] [[فرمان]] داده است که از طرف آنان بدهیشان را ثبت کنند: {{متن قرآن|فَإِنْ كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ}}<ref>«اگر وامدار، کم خرد یا ناتوان باشد یا نتواند املا کند باید سرپرست او دادگرانه املا کند» سوره بقره، آیه ۲۸۲.</ref> از جمله مصادیق سفیه و ضعیف و [[ناتوان]] از [[املا]] در این [[آیه]] طفل و مجنون‌اند<ref>مجمع‌البیان، ج ۲، ص۶۸۲؛ التفسیر الکبیر، ج ۷، ص۱۲۰؛ تفسیر قرطبی، ج ۳، ص۲۴۹. </ref>.
خط ۳۹: خط ۳۹:
[[قرآن]] به برخی از الفاظ و روش‌های اقرار اشاره کرده است؛ از جمله واژه اقرار: {{متن قرآن|قَالُوا أَقْرَرْنَا}}<ref> سوره آل عمران، آیه ۸۱.</ref>، کلمه {{متن قرآن|بَلَى}}: {{متن قرآن| قَالُوا بَلَى}}<ref> سوره اعراف، آیه ۱۷۲.</ref> و [[شهادت]] دادن به [[زیان]] خود: {{متن قرآن|قَالُوا شَهِدْنَا عَلَى أَنْفُسِنَا}}<ref> سوره انعام، آیه ۱۳۰.</ref> و املای [[حق دیگران]]: {{متن قرآن|الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإِنْ كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ}}<ref>«آنکه وامدار است باید املا کند و از خداوند، پروردگار خویش، پروا بدارد و چیزی از آن کم ننهد و امّا اگر وامدار، کم خرد یا ناتوان باشد یا نتواند املا کند باید سرپرست او دادگرانه املا کند» سوره بقره، آیه ۲۸۲.</ref>.<ref>فقه القرآن، ج ۱، ص۳۲۱ ـ ۳۲۲؛ کنزالعرفان، ج ۲، ص۸۷.</ref>.<ref>[[حمیده عبداللهی|عبداللهی، حمیده]]، [[اقرار (مقاله)|مقاله «اقرار»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۴]]، ص۱۴۴-۱۴۵.</ref>
[[قرآن]] به برخی از الفاظ و روش‌های اقرار اشاره کرده است؛ از جمله واژه اقرار: {{متن قرآن|قَالُوا أَقْرَرْنَا}}<ref> سوره آل عمران، آیه ۸۱.</ref>، کلمه {{متن قرآن|بَلَى}}: {{متن قرآن| قَالُوا بَلَى}}<ref> سوره اعراف، آیه ۱۷۲.</ref> و [[شهادت]] دادن به [[زیان]] خود: {{متن قرآن|قَالُوا شَهِدْنَا عَلَى أَنْفُسِنَا}}<ref> سوره انعام، آیه ۱۳۰.</ref> و املای [[حق دیگران]]: {{متن قرآن|الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإِنْ كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ}}<ref>«آنکه وامدار است باید املا کند و از خداوند، پروردگار خویش، پروا بدارد و چیزی از آن کم ننهد و امّا اگر وامدار، کم خرد یا ناتوان باشد یا نتواند املا کند باید سرپرست او دادگرانه املا کند» سوره بقره، آیه ۲۸۲.</ref>.<ref>فقه القرآن، ج ۱، ص۳۲۱ ـ ۳۲۲؛ کنزالعرفان، ج ۲، ص۸۷.</ref>.<ref>[[حمیده عبداللهی|عبداللهی، حمیده]]، [[اقرار (مقاله)|مقاله «اقرار»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۴]]، ص۱۴۴-۱۴۵.</ref>


== [[احکام]] اقرار ==
=== [[احکام]] اقرار ===
=== [[حکم تکلیفی]] ===
==== [[حکم تکلیفی]] ====
با توجه به تفاوت مقرٌّبه که [[حق الناس]] است یا [[حق الله]] و نیز [[حق مالی]] است یا غیر [[مالی]]، اقرار دارای احکام متفاوتی است؛ از جمله:
با توجه به تفاوت مقرٌّبه که [[حق الناس]] است یا [[حق الله]] و نیز [[حق مالی]] است یا غیر [[مالی]]، اقرار دارای احکام متفاوتی است؛ از جمله:
# '''[[وجوب]]:''' اقرار در مورد حق الناس اعم از حق مالی یا غیرمالی، [[واجب]] است<ref>الموسوعة الفقهیه، ج ۴، ص۳۴؛ کنزالعرفان، ج ۲، ص۸۹؛ احکام القرآن، جصاص، ج ۲، ص۴۰۱. </ref>. برخی [[فقیهان]] [[وجوب]] این امر را از [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيرًا فَاللَّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَنْ تَعْدِلُوا وَإِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا}}<ref>«ای مؤمنان! به دادگری بپاخیزید و برای خداوند گواهی دهید هر چند به زیان خود یا پدر و مادر و یا نزدیکان (تان) باشد و اگر (هر یک از دو طرف دعوا) دارا باشد یا نادار، خداوند به (دستگیری از) هر دو سزاوارتر است، پس (در گواهی دادن) از هوا (ی نفس) پیروی نکنید که به یک سو‌گرایید و اگر (در گواهی دادن) زبان بگردانید یا (از آن) رو برتابید بی‌گمان خداوند از آنچه می‌کنید آگاه است» سوره نساء، آیه ۱۳۵.</ref> استفاده کرده‌اند<ref> احکام القرآن، جصاص، ج ۲، ص۴۰۰ ـ ۴۰۱؛ قلائدالدرر، ج ۲، ص۳۱۹؛ ج ۳، ص۴۴۰، ۴۴۳. </ref> که در آن مؤمنان به [[اقامه قسط]] و [[عدالت]] هرچند مستلزم [[شهادت]] دادن به زیان خود باشد [[مأمور]] گشته‌اند. همچنین از کلمات برخی [[فقیهان]] استفاده می‌شود که اگر [[خمس]] و [[زکات]] از سوی فردی که [[اطاعت]] او شرعا [[واجب]] است مطالبه شود [[اقرار]] به آن واجب خواهد بود<ref> جواهر الکلام، ج ۱۵، ص۴۲۱، ۴۲۳؛ ج ۱۶، ص۱۷۷، ۱۷۹؛ الموسوعة الفقهیه، ج ۴، ص۳۴۶. </ref>.
# '''[[وجوب]]:''' اقرار در مورد حق الناس اعم از حق مالی یا غیرمالی، [[واجب]] است<ref>الموسوعة الفقهیه، ج ۴، ص۳۴؛ کنزالعرفان، ج ۲، ص۸۹؛ احکام القرآن، جصاص، ج ۲، ص۴۰۱. </ref>. برخی [[فقیهان]] [[وجوب]] این امر را از [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيرًا فَاللَّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَنْ تَعْدِلُوا وَإِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا}}<ref>«ای مؤمنان! به دادگری بپاخیزید و برای خداوند گواهی دهید هر چند به زیان خود یا پدر و مادر و یا نزدیکان (تان) باشد و اگر (هر یک از دو طرف دعوا) دارا باشد یا نادار، خداوند به (دستگیری از) هر دو سزاوارتر است، پس (در گواهی دادن) از هوا (ی نفس) پیروی نکنید که به یک سو‌گرایید و اگر (در گواهی دادن) زبان بگردانید یا (از آن) رو برتابید بی‌گمان خداوند از آنچه می‌کنید آگاه است» سوره نساء، آیه ۱۳۵.</ref> استفاده کرده‌اند<ref> احکام القرآن، جصاص، ج ۲، ص۴۰۰ ـ ۴۰۱؛ قلائدالدرر، ج ۲، ص۳۱۹؛ ج ۳، ص۴۴۰، ۴۴۳. </ref> که در آن مؤمنان به [[اقامه قسط]] و [[عدالت]] هرچند مستلزم [[شهادت]] دادن به زیان خود باشد [[مأمور]] گشته‌اند. همچنین از کلمات برخی [[فقیهان]] استفاده می‌شود که اگر [[خمس]] و [[زکات]] از سوی فردی که [[اطاعت]] او شرعا [[واجب]] است مطالبه شود [[اقرار]] به آن واجب خواهد بود<ref> جواهر الکلام، ج ۱۵، ص۴۲۱، ۴۲۳؛ ج ۱۶، ص۱۷۷، ۱۷۹؛ الموسوعة الفقهیه، ج ۴، ص۳۴۶. </ref>.
خط ۴۶: خط ۴۶:
# '''[[استحباب]] ترک [[اقرار]]:''' اقرار اگر مربوط به [[حق الله]] و غیر [[مالی]] باشد [[مستحب]] است شخص اقرار نکرده و تنها در پیشگاه [[خداوند]] [[توبه]] کند<ref>وسائل الشیعه، ج ۲۸، ص۳۶؛ مستدرک الوسائل، ج ۱۸، ص۲۰؛ احکام القرآن، ابن عربی، ج ۱، ص۵۰۶. </ref>.<ref>[[حمیده عبداللهی|عبداللهی، حمیده]]، [[اقرار (مقاله)|مقاله «اقرار»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۴]]، ص۱۴۵.</ref>
# '''[[استحباب]] ترک [[اقرار]]:''' اقرار اگر مربوط به [[حق الله]] و غیر [[مالی]] باشد [[مستحب]] است شخص اقرار نکرده و تنها در پیشگاه [[خداوند]] [[توبه]] کند<ref>وسائل الشیعه، ج ۲۸، ص۳۶؛ مستدرک الوسائل، ج ۱۸، ص۲۰؛ احکام القرآن، ابن عربی، ج ۱، ص۵۰۶. </ref>.<ref>[[حمیده عبداللهی|عبداللهی، حمیده]]، [[اقرار (مقاله)|مقاله «اقرار»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۴]]، ص۱۴۵.</ref>


=== [[حکم وضعی]] ===
==== [[حکم وضعی]] ====
# به موجب [[فقه اسلامی]] اقرار شخص [[عاقل]] به [[زیان]] خود یا به نفع دیگری نافذ است<ref>جواهرالکلام، ج۳۵، ص۳؛ القواعدالفقهیه، بجنوردی، ج ۳، ص۴۵؛ عوائدالایام، ص۴۸۷ ـ ۴۸۸. </ref>. درباره حجیت این اقرار به ادلّه متعددی از جمله [[آیات قرآن]] استناد شده است؛ مانند: یک. آیاتی که در آن ماده اقرار به‌کار رفته و خداوند از [[انسان]] طلب اقرار کرده است<ref>احکام‌القرآن، ابن‌عربی، ج۴، ص۱۸۹۰؛ زبده‌البیان، ص۵۹۲؛ جواهرالکلام، ج ۳۵، ص۳. </ref>. طبق یک نظر، این [[آیات]] دلالت ضمنی بر حجیت اقرار دارد<ref>احکام قرآن، ص۶۶۸. </ref>، زیرا اگر اقرار [[حجّت]] نبود خداوند از آنان طلب اقرار نمی‌کرد: {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُوا أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُوا وَأَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ}}<ref>«و آنگاه خداوند از پیامبران پیمان گرفت که چون به شما کتاب و حکمتی دادم سپس پیامبری نزدتان آمد که آن (کتاب) را که با شماست راست می‌شمارد، باید بدو ایمان آورید و باید او را یاوری کنید و (آنگاه) فرمود: آیا اقرار کردید و بر (پایه) آن پیمان مرا پذیرفتید؟ گفتند: اقرار کردیم؛ فرمود: پس گواه باشید و من نیز همراه شما از گواهانم» سوره آل عمران، آیه ۸۱.</ref>.<ref>الفقه الاسلامی، ج ۸، ص۶۰۹۰. </ref> اقرار مذکور در [[آیه]] اطلاق دارد و اقرار کننده در همه موارد [[متعهد]] به مفاد آن است<ref>دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی، ج۱، ص۲۷۲؛ کنزالعرفان، ج ۲، ص۸۶.</ref>. بر پایه قولی دیگر، [[آیه]] ارتباطی با حجیت [[اقرار]] ندارد؛ زیرا اقرار در آن به معنای پذیرش بیان‌های [[خداوند]] از [[مردم]] است مبنی بر اینکه [[ایمان]] بیاورند و پیامبرانش را [[یاری]] کنند. سپس خداوند بر این پذیرش آنها [[شاهد]] می‌گیرد، در نتیجه، این آیه به قاعده اقرار ارتباطی ندارد<ref>القواعد الفقهیه، بجنوردی، ج ۳، ص۴۹. </ref>. آیه {{متن قرآن|قُلْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ عَلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَالنَّبِيُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ}}<ref>«بگو به خداوند و به آنچه بر ما و بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و [[یعقوب]] و نبیرگان فرو فرستاده شده و به آنچه به [[موسی]] و [[عیسی]] و [[پیامبران]] از سوی پروردگارشان داده شده است ایمان داریم، میان هیچ‌یک از ایشان فرق نمی‌گذاریم و ما فرمانبردار اوییم» [[سوره آل عمران]]، آیه ۸۴.</ref> نیز همین مضمون را دارد.
# به موجب [[فقه اسلامی]] اقرار شخص [[عاقل]] به [[زیان]] خود یا به نفع دیگری نافذ است<ref>جواهرالکلام، ج۳۵، ص۳؛ القواعدالفقهیه، بجنوردی، ج ۳، ص۴۵؛ عوائدالایام، ص۴۸۷ ـ ۴۸۸. </ref>. درباره حجیت این اقرار به ادلّه متعددی از جمله [[آیات قرآن]] استناد شده است؛ مانند: یک. آیاتی که در آن ماده اقرار به‌کار رفته و خداوند از [[انسان]] طلب اقرار کرده است<ref>احکام‌القرآن، ابن‌عربی، ج۴، ص۱۸۹۰؛ زبده‌البیان، ص۵۹۲؛ جواهرالکلام، ج ۳۵، ص۳. </ref>. طبق یک نظر، این [[آیات]] دلالت ضمنی بر حجیت اقرار دارد<ref>احکام قرآن، ص۶۶۸. </ref>، زیرا اگر اقرار [[حجّت]] نبود خداوند از آنان طلب اقرار نمی‌کرد: {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُوا أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُوا وَأَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ}}<ref>«و آنگاه خداوند از پیامبران پیمان گرفت که چون به شما کتاب و حکمتی دادم سپس پیامبری نزدتان آمد که آن (کتاب) را که با شماست راست می‌شمارد، باید بدو ایمان آورید و باید او را یاوری کنید و (آنگاه) فرمود: آیا اقرار کردید و بر (پایه) آن پیمان مرا پذیرفتید؟ گفتند: اقرار کردیم؛ فرمود: پس گواه باشید و من نیز همراه شما از گواهانم» سوره آل عمران، آیه ۸۱.</ref>.<ref>الفقه الاسلامی، ج ۸، ص۶۰۹۰. </ref> اقرار مذکور در [[آیه]] اطلاق دارد و اقرار کننده در همه موارد [[متعهد]] به مفاد آن است<ref>دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی، ج۱، ص۲۷۲؛ کنزالعرفان، ج ۲، ص۸۶.</ref>. بر پایه قولی دیگر، [[آیه]] ارتباطی با حجیت [[اقرار]] ندارد؛ زیرا اقرار در آن به معنای پذیرش بیان‌های [[خداوند]] از [[مردم]] است مبنی بر اینکه [[ایمان]] بیاورند و پیامبرانش را [[یاری]] کنند. سپس خداوند بر این پذیرش آنها [[شاهد]] می‌گیرد، در نتیجه، این آیه به قاعده اقرار ارتباطی ندارد<ref>القواعد الفقهیه، بجنوردی، ج ۳، ص۴۹. </ref>. آیه {{متن قرآن|قُلْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ عَلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَالنَّبِيُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ}}<ref>«بگو به خداوند و به آنچه بر ما و بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و [[یعقوب]] و نبیرگان فرو فرستاده شده و به آنچه به [[موسی]] و [[عیسی]] و [[پیامبران]] از سوی پروردگارشان داده شده است ایمان داریم، میان هیچ‌یک از ایشان فرق نمی‌گذاریم و ما فرمانبردار اوییم» [[سوره آل عمران]]، آیه ۸۴.</ref> نیز همین مضمون را دارد.
# آیاتی که در آنها لفظ [[اعتراف]] آمده است<ref>احکام قرآن، ص۶۶۹؛ کنزالعرفان، ج ۲، ص۸۶؛ جواهرالکلام، ج ۳۵، ص۳. </ref>. به نظر برخی [[فقها]] و [[مفسران]]، این [[آیات]] بر حجیت اقرار دلالت می‌کند؛ زیرا مثلاً در آیه {{متن قرآن|فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ فَسُحْقًا لِأَصْحَابِ السَّعِيرِ}}<ref>«آری، گناه خود را می‌پذیرند پس لعنت بر دوزخیان باد!» سوره ملک، آیه ۱۱.</ref> دور بودن [[کافران]] از [[رحمت خدا]] بر اعتراف کردن و اقرار آنان به [[گناه]] مترتب شده است<ref>قلائد الدرر، ج۲، ص۳۱۹؛ کنزالعرفان، ج۲، ص۸۶؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۳۲۲. </ref>؛ ولی به نظر شماری دیگر هرچند آیه {{متن قرآن|وَآخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صَالِحًا وَآخَرَ سَيِّئًا عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و دیگرانی هستند که به گناه خویش اعتراف دارند؛ کردار پسندیده‌ای را با کار ناپسندی دیگر آمیخته‌اند باشد که خداوند از آنان در گذرد که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره توبه، آیه ۱۰۲.</ref>، ـ که مضمونی مشابه همین آیه دارد ـ به نوعی دربردارنده اعتراف [[گناهکاران]] به [[زیان]] خود است؛ ولی بر نافذ بودن [[اقرار]] فرد [[عاقل]] به [[زیان]] خود، دلالتی ندارد<ref> القواعد الفقهیه، بجنوردی، ج ۳، ص۴۹. </ref>. [[آیه]] {{متن قرآن|قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَى خُرُوجٍ مِنْ سَبِيلٍ}}<ref>«می‌گویند: پروردگارا! ما را دو بار میراندی و دو بار زنده گرداندی، اینک ما به گناهان خویش اعتراف کرده‌ایم، آیا راه بیرون شدی از اینجا هست؟» سوره غافر، آیه ۱۱.</ref> نیز همین مضمون را دارد.
# آیاتی که در آنها لفظ [[اعتراف]] آمده است<ref>احکام قرآن، ص۶۶۹؛ کنزالعرفان، ج ۲، ص۸۶؛ جواهرالکلام، ج ۳۵، ص۳. </ref>. به نظر برخی [[فقها]] و [[مفسران]]، این [[آیات]] بر حجیت اقرار دلالت می‌کند؛ زیرا مثلاً در آیه {{متن قرآن|فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ فَسُحْقًا لِأَصْحَابِ السَّعِيرِ}}<ref>«آری، گناه خود را می‌پذیرند پس لعنت بر دوزخیان باد!» سوره ملک، آیه ۱۱.</ref> دور بودن [[کافران]] از [[رحمت خدا]] بر اعتراف کردن و اقرار آنان به [[گناه]] مترتب شده است<ref>قلائد الدرر، ج۲، ص۳۱۹؛ کنزالعرفان، ج۲، ص۸۶؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۳۲۲. </ref>؛ ولی به نظر شماری دیگر هرچند آیه {{متن قرآن|وَآخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صَالِحًا وَآخَرَ سَيِّئًا عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و دیگرانی هستند که به گناه خویش اعتراف دارند؛ کردار پسندیده‌ای را با کار ناپسندی دیگر آمیخته‌اند باشد که خداوند از آنان در گذرد که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره توبه، آیه ۱۰۲.</ref>، ـ که مضمونی مشابه همین آیه دارد ـ به نوعی دربردارنده اعتراف [[گناهکاران]] به [[زیان]] خود است؛ ولی بر نافذ بودن [[اقرار]] فرد [[عاقل]] به [[زیان]] خود، دلالتی ندارد<ref> القواعد الفقهیه، بجنوردی، ج ۳، ص۴۹. </ref>. [[آیه]] {{متن قرآن|قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَى خُرُوجٍ مِنْ سَبِيلٍ}}<ref>«می‌گویند: پروردگارا! ما را دو بار میراندی و دو بار زنده گرداندی، اینک ما به گناهان خویش اعتراف کرده‌ایم، آیا راه بیرون شدی از اینجا هست؟» سوره غافر، آیه ۱۱.</ref> نیز همین مضمون را دارد.
خط ۵۶: خط ۵۶:
برای [[اثبات]] حجیت اقرار، افزون بر [[آیات قرآن]] به [[روایات]]، [[عقل]] و [[اجماع]] نیز [[استدلال]] شده است<ref>جواهرالکلام، ج ۳۵، ص۳؛ عوائدالایام، ص۴۸۷؛ القواعد الفقهیه، بجنوردی، ج ۳، ص۴۵، ۴۸.</ref>.<ref>[[حمیده عبداللهی|عبداللهی، حمیده]]، [[اقرار (مقاله)|مقاله «اقرار»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۴]]، ص۱۴۵-۱۴۷.</ref>
برای [[اثبات]] حجیت اقرار، افزون بر [[آیات قرآن]] به [[روایات]]، [[عقل]] و [[اجماع]] نیز [[استدلال]] شده است<ref>جواهرالکلام، ج ۳۵، ص۳؛ عوائدالایام، ص۴۸۷؛ القواعد الفقهیه، بجنوردی، ج ۳، ص۴۵، ۴۸.</ref>.<ref>[[حمیده عبداللهی|عبداللهی، حمیده]]، [[اقرار (مقاله)|مقاله «اقرار»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۴]]، ص۱۴۵-۱۴۷.</ref>


=== رجوع از اقرار ===
==== رجوع از اقرار ====
بازگشت از اقرار از دو جهت قابل بحث است:
بازگشت از اقرار از دو جهت قابل بحث است:


خط ۶۳: خط ۶۳:
جهت دوم آن است که آیا سخن اقرار کننده در صورت بازگشت نافذ و پذیرفته است یا نه؟ برخی از [[فقیهان]] با استناد به [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَوْ أَلْقَى مَعَاذِيرَهُ}}<ref>«هر چند بهانه‌هایش را پیش آورد» سوره قیامه، آیه ۱۵.</ref> آن را نافذ ندانسته‌اند<ref>احکام‌القرآن، ابن عربی، ج ۴، ص۱۸۹۲؛ البصائر، ج ۵۰، ص۵۷۷. </ref>. شماری دیگر از [[فقها]] با استناد به [[روایات]]، بازگشت از اقرار را در مواردی که اقرار موجب [[رجم]]<ref>الدروس، ج ۳، ص۱۳۱؛ النهایه، ص۷۰۳. </ref> یا کشته شدن<ref>جواهر الکلام، ج ۴۱، ص۲۹۲؛ تحریر الوسیله، ج ۲، ص۴۱۴. </ref> یا اجرای حدّ [[سرقت]] <ref>النهایه، طوسی، ص۷۱۸؛ مختلف‌الشیعه، ج ۹، ص۲۲۴؛ تحریر الوسیله، ج ۲، ص۴۴۰. </ref> می‌شود نافذ ندانسته و در سایر موارد آن را نافذ دانسته‌اند<ref>[[حمیده عبداللهی|عبداللهی، حمیده]]، [[اقرار (مقاله)|مقاله «اقرار»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۴]]، ص۱۴۷-۱۴۸.</ref>.
جهت دوم آن است که آیا سخن اقرار کننده در صورت بازگشت نافذ و پذیرفته است یا نه؟ برخی از [[فقیهان]] با استناد به [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَوْ أَلْقَى مَعَاذِيرَهُ}}<ref>«هر چند بهانه‌هایش را پیش آورد» سوره قیامه، آیه ۱۵.</ref> آن را نافذ ندانسته‌اند<ref>احکام‌القرآن، ابن عربی، ج ۴، ص۱۸۹۲؛ البصائر، ج ۵۰، ص۵۷۷. </ref>. شماری دیگر از [[فقها]] با استناد به [[روایات]]، بازگشت از اقرار را در مواردی که اقرار موجب [[رجم]]<ref>الدروس، ج ۳، ص۱۳۱؛ النهایه، ص۷۰۳. </ref> یا کشته شدن<ref>جواهر الکلام، ج ۴۱، ص۲۹۲؛ تحریر الوسیله، ج ۲، ص۴۱۴. </ref> یا اجرای حدّ [[سرقت]] <ref>النهایه، طوسی، ص۷۱۸؛ مختلف‌الشیعه، ج ۹، ص۲۲۴؛ تحریر الوسیله، ج ۲، ص۴۴۰. </ref> می‌شود نافذ ندانسته و در سایر موارد آن را نافذ دانسته‌اند<ref>[[حمیده عبداللهی|عبداللهی، حمیده]]، [[اقرار (مقاله)|مقاله «اقرار»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۴]]، ص۱۴۷-۱۴۸.</ref>.


=== اقرار کردن بر ضد غیر ===
==== اقرار کردن بر ضد غیر ====
اقرار کردن بر ضد غیر به طور عادی نافذ نیست؛<ref>مدارک‌الاحکام، ج۴، ص۳۳۴؛ مغنی‌المحتاج، ج ۲، ص۲۳۹؛ نهایة الافکار، ج ۴، ص۱۷۲. </ref> اما در پاره‌ای موارد این اقرار نافذ و حتی [[واجب]] است. در آیه {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَدَايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُبْ بَيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلَا يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإِنْ كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجَالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَى وَلَا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا وَلَا تَسْأَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَوْ كَبِيرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلَّا تَرْتَابُوا إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلَّا تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلَا يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلَا شَهِيدٌ وَإِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! چون وامی تا سرآمدی معیّن میان شما برقرار شد، آن را به نوشته آورید و باید نویسنده‌ای میان شما دادگرانه بنویسد و هیچ نویسنده‌ای نباید از نوشتن به گونه‌ای که خداوند بدو آموخته است سر، باز زند پس باید بنویسد و آنکه وامدار است باید املا کند و از خداوند، پروردگار خویش، پروا بدارد و چیزی از آن کم ننهد و امّا اگر وامدار، کم خرد یا ناتوان باشد یا نتواند املا کند باید سرپرست او دادگرانه املا کند و دو تن از مردانتان را نیز گواه بگیرید و اگر دو مرد نباشند یک مرد و دو زن از گواهان مورد پسند خود (گواه بگیرید) تا اگر یکی از آن دو زن از یاد برد دیگری به یاد او آورد و چون گواهان (برای گواهی) فرا خوانده شوند نباید سر، باز زنند و تن نزنید از اینکه آن (وام) را چه خرد و چه کلان به سر رسید آن بنویسید، این نزد خداوند دادگرانه‌تر و برای گواه‌گیری، استوارتر و به اینکه دچار تردید نگردید، نزدیک‌تر است؛ مگر داد و ستدی نقد باشد که (دست به دست) میان خود می‌گردانید پس گناهی بر شما نیست که آن را ننویسید و چون داد و ستد می‌کنید گواه بگیرید؛ و نویسنده و گواه نباید زیان بینند و اگر چنین کنید (نشان) نافرمانی شماست و از خداوند پروا کنید؛ و خداوند به شما آموزش می‌دهد؛ و خداوند به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۸۲.</ref> [[ولیّ]] طفل و مجنون و کسانی که [[توانایی]] کتابت دیون خود را ندارند [[مأمور]] شده‌اند که از طرف آنان بدهیشان را املا کنند. واژه "ولیّ" در [[آیه]] افزون بر [[ولیّ]] [[شرعی]]، [[قیم]]، [[وکیل]] و مترجم را نیز شامل می‌شود<ref>روح المعانی، مج ۳، ج ۳، ص۹۳. </ref>. به نظر برخی [[فقها]] آیه بر نفوذ [[اقرار]] [[وصی]] به [[زیان]] [[یتیم]] نیز دلالت دارد<ref> احکام‌القرآن، ابن عربی، ج ۱، ص۲۵۱. </ref>؛ همچنین [[خداوند]] در [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيرًا فَاللَّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَنْ تَعْدِلُوا وَإِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا}}<ref>«ای مؤمنان! به دادگری بپاخیزید و برای خداوند گواهی دهید هر چند به زیان خود یا پدر و مادر و یا نزدیکان (تان) باشد و اگر (هر یک از دو طرف دعوا) دارا باشد یا نادار، خداوند به (دستگیری از) هر دو سزاوارتر است، پس (در گواهی دادن) از هوا (ی نفس) پیروی نکنید که به یک سو‌گرایید و اگر (در گواهی دادن) زبان بگردانید یا (از آن) رو برتابید بی‌گمان خداوند از آنچه می‌کنید آگاه است» سوره نساء، آیه ۱۳۵.</ref> [[مؤمنان]] را به [[اقامه قسط]] و [[گواهی دادن]] به [[حق]]، هرچند بر ضد خود یا [[والدین]] یا خویشاوندانشان باشد [[فرمان]] داده است<ref>[[حمیده عبداللهی|عبداللهی، حمیده]]، [[اقرار (مقاله)|مقاله «اقرار»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۴]]، ص۱۴۸.</ref>.
اقرار کردن بر ضد غیر به طور عادی نافذ نیست؛<ref>مدارک‌الاحکام، ج۴، ص۳۳۴؛ مغنی‌المحتاج، ج ۲، ص۲۳۹؛ نهایة الافکار، ج ۴، ص۱۷۲. </ref> اما در پاره‌ای موارد این اقرار نافذ و حتی [[واجب]] است. در آیه {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَدَايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُبْ بَيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلَا يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإِنْ كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجَالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَى وَلَا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا وَلَا تَسْأَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَوْ كَبِيرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلَّا تَرْتَابُوا إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلَّا تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلَا يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلَا شَهِيدٌ وَإِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! چون وامی تا سرآمدی معیّن میان شما برقرار شد، آن را به نوشته آورید و باید نویسنده‌ای میان شما دادگرانه بنویسد و هیچ نویسنده‌ای نباید از نوشتن به گونه‌ای که خداوند بدو آموخته است سر، باز زند پس باید بنویسد و آنکه وامدار است باید املا کند و از خداوند، پروردگار خویش، پروا بدارد و چیزی از آن کم ننهد و امّا اگر وامدار، کم خرد یا ناتوان باشد یا نتواند املا کند باید سرپرست او دادگرانه املا کند و دو تن از مردانتان را نیز گواه بگیرید و اگر دو مرد نباشند یک مرد و دو زن از گواهان مورد پسند خود (گواه بگیرید) تا اگر یکی از آن دو زن از یاد برد دیگری به یاد او آورد و چون گواهان (برای گواهی) فرا خوانده شوند نباید سر، باز زنند و تن نزنید از اینکه آن (وام) را چه خرد و چه کلان به سر رسید آن بنویسید، این نزد خداوند دادگرانه‌تر و برای گواه‌گیری، استوارتر و به اینکه دچار تردید نگردید، نزدیک‌تر است؛ مگر داد و ستدی نقد باشد که (دست به دست) میان خود می‌گردانید پس گناهی بر شما نیست که آن را ننویسید و چون داد و ستد می‌کنید گواه بگیرید؛ و نویسنده و گواه نباید زیان بینند و اگر چنین کنید (نشان) نافرمانی شماست و از خداوند پروا کنید؛ و خداوند به شما آموزش می‌دهد؛ و خداوند به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۸۲.</ref> [[ولیّ]] طفل و مجنون و کسانی که [[توانایی]] کتابت دیون خود را ندارند [[مأمور]] شده‌اند که از طرف آنان بدهیشان را املا کنند. واژه "ولیّ" در [[آیه]] افزون بر [[ولیّ]] [[شرعی]]، [[قیم]]، [[وکیل]] و مترجم را نیز شامل می‌شود<ref>روح المعانی، مج ۳، ج ۳، ص۹۳. </ref>. به نظر برخی [[فقها]] آیه بر نفوذ [[اقرار]] [[وصی]] به [[زیان]] [[یتیم]] نیز دلالت دارد<ref> احکام‌القرآن، ابن عربی، ج ۱، ص۲۵۱. </ref>؛ همچنین [[خداوند]] در [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيرًا فَاللَّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَنْ تَعْدِلُوا وَإِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا}}<ref>«ای مؤمنان! به دادگری بپاخیزید و برای خداوند گواهی دهید هر چند به زیان خود یا پدر و مادر و یا نزدیکان (تان) باشد و اگر (هر یک از دو طرف دعوا) دارا باشد یا نادار، خداوند به (دستگیری از) هر دو سزاوارتر است، پس (در گواهی دادن) از هوا (ی نفس) پیروی نکنید که به یک سو‌گرایید و اگر (در گواهی دادن) زبان بگردانید یا (از آن) رو برتابید بی‌گمان خداوند از آنچه می‌کنید آگاه است» سوره نساء، آیه ۱۳۵.</ref> [[مؤمنان]] را به [[اقامه قسط]] و [[گواهی دادن]] به [[حق]]، هرچند بر ضد خود یا [[والدین]] یا خویشاوندانشان باشد [[فرمان]] داده است<ref>[[حمیده عبداللهی|عبداللهی، حمیده]]، [[اقرار (مقاله)|مقاله «اقرار»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۴]]، ص۱۴۸.</ref>.


۱۲۹٬۷۲۱

ویرایش