بحث:سمیه دختر خباط: تفاوت میان نسخه‌ها

۲٬۰۹۶ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۸ اکتبر ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۱: خط ۱:
==مقدمه==
==مقدمه==
* سميّه، دختر خباط [خياط] اوّل شهيد در اسلام، همسر ياسر و مادر عمّار و صحابى جليل القدر است كه بر اثر نيزه ابوجهل به شهادت رسيد. (پانویس:  الطّبقات، ج8، ص207؛ اسدالغابه، ج7، ص152؛ الاصابه، ج8، ص189) به نقلى آيه {{متن قرآن|مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ وَلَكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ}}<ref>«بر آن کسان که پس از ایمان به خداوند کفر ورزند- نه آن کسان که وادار (به اظهار کفر) شده‌اند و دلشان به ایمان گرم است بلکه آن کسان که دل به کفر دهند- خشمی از خداوند خواهد بود و عذابی سترگ خواهند داشت» سوره نحل، آیه 106.</ref> درباره وى و برخى ديگر از مسلمانان بى پناه نازل گرديد كه به رغم مجبور ساختن مشركان براى رويگردانى شان از اسلام در برابر آنان مقاومت كرده، بر دين خود ثابت قدم ماندند.(پانویس: مجمع البيان، ج5-6، ص597؛ تفسير نورالثقلين، ج3، ص90، ح242).
سميّه، دختر خباط [خياط] اوّل شهيد در اسلام، همسر ياسر و مادر عمّار و صحابى جليل القدر است كه بر اثر نيزه ابوجهل به شهادت رسيد. (پانویس:  الطّبقات، ج8، ص207؛ اسدالغابه، ج7، ص152؛ الاصابه، ج8، ص189) به نقلى آيه {{متن قرآن|مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ وَلَكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ}}<ref>«بر آن کسان که پس از ایمان به خداوند کفر ورزند- نه آن کسان که وادار (به اظهار کفر) شده‌اند و دلشان به ایمان گرم است بلکه آن کسان که دل به کفر دهند- خشمی از خداوند خواهد بود و عذابی سترگ خواهند داشت» سوره نحل، آیه 106.</ref> درباره وى و برخى ديگر از مسلمانان بى پناه نازل گرديد كه به رغم مجبور ساختن مشركان براى رويگردانى شان از اسلام در برابر آنان مقاومت كرده، بر دين خود ثابت قدم ماندند.(پانویس: مجمع البيان، ج5-6، ص597؛ تفسير نورالثقلين، ج3، ص90، ح242).
* برخى مفسّران، نزول آيه {{متن قرآن|أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ}}<ref>«آیا مردم پنداشته‌اند همان بگویند ایمان آورده‌ایم وانهاده می‌شوند و آنان را نمی‌آزمایند؟» سوره عنکبوت، آیه 2.</ref> را نيز در مورد سميّه و جمعى ديگر از مسلمانان دانسته اند كه پس از ايمان آوردن به پيامبر صلى الله عليه و آله سخت تحت شكنجه مشركان قرار گرفتند. با نزول اين آيه، اين گونه سختي ها در راه حفظ عقيده، آزمايشى الهى دانسته شد.(منبع: فرهنگ قرآن، جلد 16، صص 315-314)
* [[سمیه]] یکی از زنانی است که طبق [[روایت]] [[امام صادق]] {{ع}} جزو [[یاران]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} خواهد بود. [[مادر]] [[عمار یاسر]] بود. او هفتمین نفری بود که به [[اسلام]] گروید و به همین سبب بدترین شکنجه‌ها را بر او روا داشتند. گاهی که گذر [[پیامبر]] {{صل}} به [[عمّار]] و [[پدر]] و مادرش می‌افتاد و می‌دید که آنان در گرمای سوزان [[مکه]] روی زمین‌های داغ در حال [[شکنجه]] هستند، می‌فرمود: ای [[خاندان]] یاسر! [[صبر]] کنید؛ بدانید که وعده‌گاه شما [[بهشت]] است. سرانجام [[سمیه]] با نیزه دژخیمی خونخوار چون ابو [[جهل]]، به [[شهادت]] رسید و او نخستین [[زن]] [[شهید]] در [[اسلام]] است<ref>اسد الغابه، ج ۵، ص ۴۸۱.</ref><ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۴۰۹.</ref>.


==سمیه در فرهنگنامه آخرالزمان==
برخى مفسّران، نزول آيه {{متن قرآن|أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ}}<ref>«آیا مردم پنداشته‌اند همان بگویند ایمان آورده‌ایم وانهاده می‌شوند و آنان را نمی‌آزمایند؟» سوره عنکبوت، آیه 2.</ref> را نيز در مورد سميّه و جمعى ديگر از مسلمانان دانسته اند كه پس از ايمان آوردن به پيامبر صلى الله عليه و آله سخت تحت شكنجه مشركان قرار گرفتند. با نزول اين آيه، اين گونه سختي ها در راه حفظ عقيده، آزمايشى الهى دانسته شد.(منبع: فرهنگ قرآن، جلد 16، صص 315-314)
*[[سمیه]] اولین زنی بود که [[بعد از ظهور]] [[اسلام]] به [[شهادت]] رسید. در [[مکه]] پس از اینکه‌ گروه اندکی به [[رسول خدا]]{{صل}} [[ایمان]] آوردند، [[مشرکین]] در پی [[مبارزه]] با [[دین اسلام]]، به‌ اذیت و [[آزار]] [[مسلمانان]] می‌‌پرداختند و این آزارها بیشتر متوجه اقشار پایین [[جامعه]] بود. [[خانواده]] یاسر که در [[جامعه]] آن روز از قبیله‌ای برخوردار نبودند که آنان را [[حمایت]] کنند‌ مورد [[هجوم]] [[مشرکین]] قرار گرفتند. [[سمیه]] را در زیر [[آفتاب]] به همراه شوهرش و فرزندش‌ [[عمار]] روزهای متمادی [[شکنجه]] می‌‌نمودند تا اینکه [[سمیه]] و یاسر در زیر [[شکنجه]] جان‌ باختند و به [[شهادت]] رسیدند و اولین [[شهیدان]] [[اسلام]] شدند. [[عمار]] نیز باقی ماند تا در‌ [[جنگ صفین]] در رکاب [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} به دست [[سپاهیان]] [[معاویه]] به [[شهادت]] رسید. [[سمیه]] جزو معدود بانوان پاک‌دامن و بلند مرتبه‌ای است که [[پس از ظهور]] حضرت‌ [[مهدی]]{{ع}} به [[دنیا]] باز می‌‌گردد و در زمره [[یاران]] ایشان خواهد بود<ref>ر.ک: زنان.</ref><ref>[[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|فرهنگنامه آخرالزمان]]، ص۳۶۸.</ref>.
 
[[سمیه]] یکی از زنانی است که طبق [[روایت]] [[امام صادق]] {{ع}} جزو [[یاران]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} خواهد بود. [[مادر]] [[عمار یاسر]] بود. او هفتمین نفری بود که به [[اسلام]] گروید و به همین سبب بدترین شکنجه‌ها را بر او روا داشتند. گاهی که گذر [[پیامبر]] {{صل}} به [[عمّار]] و [[پدر]] و مادرش می‌افتاد و می‌دید که آنان در گرمای سوزان [[مکه]] روی زمین‌های داغ در حال [[شکنجه]] هستند، می‌فرمود: ای [[خاندان]] یاسر! [[صبر]] کنید؛ بدانید که وعده‌گاه شما [[بهشت]] است. سرانجام [[سمیه]] با نیزه دژخیمی خونخوار چون ابو [[جهل]]، به [[شهادت]] رسید و او نخستین [[زن]] [[شهید]] در [[اسلام]] است<ref>اسد الغابه، ج ۵، ص ۴۸۱.</ref><ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۴۰۹.</ref>.


==[[مسلمان]] شدن [[خاندان]] [[یاسر]]==
==[[مسلمان]] شدن [[خاندان]] [[یاسر]]==
*[[خانواده]] [[یاسر]] از نخستین کسانی بودند که [[اسلام]] آوردند. سیره نویسان نوشته‌اند [[سال پنجم بعثت]]، [[خاندان]] [[یاسر]] در [[خانه]] ارقم به حضور [[پیامبر]]{{صل}} آمدند و [[مسلمان]] شدند. آنها سی و چندمین نفر از اسلام آورندگان بودند<ref>عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۶۷.</ref>.
[[خانواده]] [[یاسر]] از نخستین کسانی بودند که [[اسلام]] آوردند. سیره نویسان نوشته‌اند [[سال پنجم بعثت]]، [[خاندان]] [[یاسر]] در [[خانه]] ارقم به حضور [[پیامبر]]{{صل}} آمدند و [[مسلمان]] شدند. آنها سی و چندمین نفر از اسلام آورندگان بودند<ref>عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۶۷.</ref>.
*[[سید محسن امین]] می‌گوید: "به احتمال [[قوی]]، [[دعوت]] [[عمار]] باعث مسلمانشدن [[پدر]] و مادرش شد"<ref>سید محسن امین، اعیان الشیعه، ج۸، ص۲۷۲.</ref>. طبق برخی [[روایات]]، نخستین افرادی که [[اسلام]] خود را [[آشکار]] کردند، هفت نفرند که [[عمار]] ششمین و مادرش هفتمین آنها بود<ref>عز الدین ابن اثیر، اسدالغابه فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۱۵۲.</ref><ref>[[علی محمد تاج‌الدین|تاج‌الدین، علی محمد]]، [[یاسر و سمیه (مقاله)|یاسر و سمیه]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۴۰۰.</ref>.
 
[[سید محسن امین]] می‌گوید: "به احتمال [[قوی]]، [[دعوت]] [[عمار]] باعث مسلمانشدن [[پدر]] و مادرش شد"<ref>سید محسن امین، اعیان الشیعه، ج۸، ص۲۷۲.</ref>. طبق برخی [[روایات]]، نخستین افرادی که [[اسلام]] خود را [[آشکار]] کردند، هفت نفرند که [[عمار]] ششمین و مادرش هفتمین آنها بود<ref>عز الدین ابن اثیر، اسدالغابه فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۱۵۲.</ref><ref>[[علی محمد تاج‌الدین|تاج‌الدین، علی محمد]]، [[یاسر و سمیه (مقاله)|یاسر و سمیه]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۴۰۰.</ref>.


==[[خاندان]] [[یاسر]] تحت سختترین شکنجه‌ها==
==[[خاندان]] [[یاسر]] تحت سختترین شکنجه‌ها==
*مسلمان شدن [[خانواده]] [[یاسر]] برای [[قبیله]] [[بنی‌مخزوم]] بسیار گران آمد؛ زیرا آنها از بردگانشان بودند. در این میان "[[ابوجهل]]" که برادرزاده [[ابوحذیفه]] و از [[دشمنان]] سرسخت [[اسلام]] بود، [[خانواده]] [[یاسر]] را به [[جرم]] مسلمانشدن با انواع شکنجه‌ها مجبور به ترک [[اسلام]] می‌کردند<ref>مطهر بن طاهر مقدسی، البدء و التاریخ، ج۵، ص۱۰۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۱۰۱؛ عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۶۷.</ref>.
مسلمان شدن [[خانواده]] [[یاسر]] برای [[قبیله]] [[بنی‌مخزوم]] بسیار گران آمد؛ زیرا آنها از بردگانشان بودند. در این میان "[[ابوجهل]]" که برادرزاده [[ابوحذیفه]] و از [[دشمنان]] سرسخت [[اسلام]] بود، [[خانواده]] [[یاسر]] را به [[جرم]] مسلمانشدن با انواع شکنجه‌ها مجبور به ترک [[اسلام]] می‌کردند<ref>مطهر بن طاهر مقدسی، البدء و التاریخ، ج۵، ص۱۰۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۱۰۱؛ عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۶۷.</ref>.
*[[یاسر]] و [[سمیه]] با وجود تمام مشقت‌های [[روحی]]، بدنی و [[ضعف]] جسمانی ناشی از [[پیری]]، با مقاومتی وصف ناپذیر، لحظه‌ای از آرمان‌های خود عقب‌نشینی نکردند. [[مشرکان]] [[مکه]] نیز با ابزارهای مختلف از جمله: تازیانه، [[شکنجه]] در میان آب‌های [[آلوده]]، بر تن کردن زره‌های فولادین و قرار دادن آنها در مقابل [[آفتاب]] سوزان، آن دو را [[شکنجه]] می‌کردند؛ به گونه‌ای که گاه، حلقه‌های [[زره]] بر [[بدن]] آنها فرو می‌رفت<ref>احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۱۵۸.</ref>.
 
*[[پیامبر]]{{صل}} گاهی از کنار آنها در بیابان سوزان عبور می‌کرد و می‌فرمود: {{متن حدیث|صَبْراً آلَ يَاسِرٍ مَوْعِدُكُمُ الْجَنَّةَ}}<ref>ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۶، ص۵۰۰؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۳۲۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۱۰۲.</ref>. و نیز می‌فرمود: "خدایا! [[خاندان]] [[یاسر]] را بیامرز که مشمول [[آمرزش]] تو هستند"<ref>شمس الدین محمد ذهبی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، ج۳، ص۵۷۲؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۱۰۴.</ref>.
[[یاسر]] و [[سمیه]] با وجود تمام مشقت‌های [[روحی]]، بدنی و [[ضعف]] جسمانی ناشی از [[پیری]]، با مقاومتی وصف ناپذیر، لحظه‌ای از آرمان‌های خود عقب‌نشینی نکردند. [[مشرکان]] [[مکه]] نیز با ابزارهای مختلف از جمله: تازیانه، [[شکنجه]] در میان آب‌های [[آلوده]]، بر تن کردن زره‌های فولادین و قرار دادن آنها در مقابل [[آفتاب]] سوزان، آن دو را [[شکنجه]] می‌کردند؛ به گونه‌ای که گاه، حلقه‌های [[زره]] بر [[بدن]] آنها فرو می‌رفت<ref>احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۱۵۸.</ref>.
*روزی [[مشرکان]]، [[عمار]] را در [[آتش]] افکندند و [[پیامبر]]{{صل}} نیز از آنجا عبور می‌کرد که آنها را در آن حال دید. ایشان خطاب به [[آتش]] فرمود: {{متن حدیث|يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى آل یاسر}} و به [[برکت]] [[دعای پیامبر]]{{صل}} [[آتش]] به او آسیب نرساند<ref>محمد بن عمر کشی، رجال الکشی، ص۳۰.</ref><ref>[[علی محمد تاج‌الدین|تاج‌الدین، علی محمد]]، [[یاسر و سمیه (مقاله)|یاسر و سمیه]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۴۰۰-۴۰۱.</ref>.
 
[[پیامبر]]{{صل}} گاهی از کنار آنها در بیابان سوزان عبور می‌کرد و می‌فرمود: {{متن حدیث|صَبْراً آلَ يَاسِرٍ مَوْعِدُكُمُ الْجَنَّةَ}}<ref>ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۶، ص۵۰۰؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۳۲۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۱۰۲.</ref>. و نیز می‌فرمود: "خدایا! [[خاندان]] [[یاسر]] را بیامرز که مشمول [[آمرزش]] تو هستند"<ref>شمس الدین محمد ذهبی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، ج۳، ص۵۷۲؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۱۰۴.</ref>.
 
روزی [[مشرکان]]، [[عمار]] را در [[آتش]] افکندند و [[پیامبر]]{{صل}} نیز از آنجا عبور می‌کرد که آنها را در آن حال دید. ایشان خطاب به [[آتش]] فرمود: {{متن حدیث|يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى آل یاسر}} و به [[برکت]] [[دعای پیامبر]]{{صل}} [[آتش]] به او آسیب نرساند<ref>محمد بن عمر کشی، رجال الکشی، ص۳۰.</ref><ref>[[علی محمد تاج‌الدین|تاج‌الدین، علی محمد]]، [[یاسر و سمیه (مقاله)|یاسر و سمیه]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۴۰۰-۴۰۱.</ref>.


==[[یاسر]] و [[سمیه]] دو [[شهید]] نخستین [[اسلام]]==
==[[یاسر]] و [[سمیه]] دو [[شهید]] نخستین [[اسلام]]==
*[[یاسر]] در [[پیری]]، تحت شدیدترین شکنجه‌ها [[مقاومت]] کرد و سرانجام بر اثر همین شکنجه‌ها به [[شهادت]] رسید. همسرش [[سمیه]] نیز در [[پیری]] [[مقاومت]] می‌کرد و پس از [[شهادت]] همسرش، همواره [[ابوجهل]] به او [[ناسزا]] می‌گفت. سرانجام کاسه [[صبر]] [[ابوجهل]] لبریز شد، با نیزه بر پهلوی او زد و بدین ترتیب این بانوی با [[صلابت]] را هم به [[شهادت]] رساند<ref>عزالدین ابن اثیر، اسدالغابه فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۱۵۲؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، جاه ص۲۰۷؛ عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۶۷.</ref>. این دو قهرمان، از نخستین افراد در [[تاریخ اسلام]] بودند که مدال [[شهادت]] را دریافت کردند<ref>[[علی محمد تاج‌الدین|تاج‌الدین، علی محمد]]، [[یاسر و سمیه (مقاله)|یاسر و سمیه]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۴۰۱.</ref>.
[[یاسر]] در [[پیری]]، تحت شدیدترین شکنجه‌ها [[مقاومت]] کرد و سرانجام بر اثر همین شکنجه‌ها به [[شهادت]] رسید. همسرش [[سمیه]] نیز در [[پیری]] [[مقاومت]] می‌کرد و پس از [[شهادت]] همسرش، همواره [[ابوجهل]] به او [[ناسزا]] می‌گفت. سرانجام کاسه [[صبر]] [[ابوجهل]] لبریز شد، با نیزه بر پهلوی او زد و بدین ترتیب این بانوی با [[صلابت]] را هم به [[شهادت]] رساند<ref>عزالدین ابن اثیر، اسدالغابه فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۱۵۲؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، جاه ص۲۰۷؛ عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۶۷.</ref>. این دو قهرمان، از نخستین افراد در [[تاریخ اسلام]] بودند که مدال [[شهادت]] را دریافت کردند<ref>[[علی محمد تاج‌الدین|تاج‌الدین، علی محمد]]، [[یاسر و سمیه (مقاله)|یاسر و سمیه]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۴۰۱.</ref>.
 
== سمیه ==
«سمیه»<ref>سمیه بنت حباط، مادر عمار یاسر، کنیز ابوحذیفه بن المغیره المخزومی بود که با یاسر ازدواج کرد و سپس ابوحذیفه او را آزاد نمود.</ref> کنیز [[بزرگواری]] بود. وی با یاسر [[ازدواج]] کرد و ثمره این ازدواج [[فرزندی]] بود به نام عمار. سمیه و یاسر، اول [[شهید]] راه اسلام‌اند. آنها از [[پیشگامان]] [[اسلام]] و از کسانی هستند که زمانی که مرکز [[تبلیغاتی]] [[رسول خدا]]{{صل}} [[خانه]] «[[ارقم بن ابی ارقم]]» بود، اسلام آوردند. روزی که [[مشرکان]] از [[ایمان]] آنها [[آگاه]] شدند در [[آزار]] و [[شکنجه]] آنها کوتاهی ننمودند<ref>فروغ ابدیت، ج۱، ص۲۷۸.</ref>. [[ابوجهل]] آنان را گرفت و مجبور کرد تا به [[رسول خدا]]{{صل}} [[دشنام]] دهند، اما موفق نشد. ابوجهل زره آهن به آنها پوشانید و در [[آفتاب]] گرم آنها را نگاه داشت و رسول خدا{{صل}} را از کنار آنان عبور داد. [[پیامبر]]{{صل}} به آنها فرمود: {{متن حدیث|صبرا يا آل ياسر فإن موعدكم الجنة}}<ref>ریاحین الشریعه، ج۴، ص۳۵۳.</ref>.
 
[[سمیه]] ناظر [[شهادت]] دردناک [[همسر]] مظلومش [[یاسر]] بود، او می‌دید که یاسر را آن قدر تازیانه زدند تا [[جان]] داد. یاسر با [[مقاومت]] و [[بردباری]] از عهده [[آزمایش]] بزرگ [[الهی]] سرفراز بیرون آمد و عنوان زیبای «اولین [[شهید]] در [[اسلام]]» برای او رقم خورد.
 
[[مشرکین]] پس از شهادت یاسر، به سراغ سمیه آمدند، آنان نخست سمیه را [[تهدید]] کردند که اگر به اسلام [[وفادار]] بماند و [[بت‌پرست]] نشود هر یک از پاهایش را به یک شتر خواهند بست و آن دو شتر را در دو جهت مخالف خواهند راند تا او دو شقه شود. اما سمیه [[شجاع‌تر]] از آن بود که با تهدیدهای [[مشرکان مکه]] هراسی به خود راه دهد.
 
«سمیه بنت حباط» مادر عمار، کسی است که برای جلب [[رضایت خداوند]]، شکنجه‌های سخت را پذیرفت و اولین شهید [[زن]] در اسلام گردید و [[دشمن خدا]]، ابوجهل [[ملعون]]، وی را به شهادت رساند.
 
بنابراین [[عمار یاسر]] که هم شهید است و هم فرزند [[شهید]]، آن هم نه یک شهید که پدر و مادرش، هر دو زیر فجیع‌ترین و شرم‌آورترین [[شکنجه‌ها]]، تنها به [[جرم]] [[مسلمان]] شدن به شهادت رسیدند و بدین گونه او و پدر و مادرش، [[خانواده]] نمونه اسلام را تشکیل دادند. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در مورد [[عمار یاسر]] چنین [[پیشگویی]] فرمودند: {{متن حدیث|تَقْتُلُكَ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ}}؛ گروه [[سرکش]] و فسادگستر تو را به شهادت می‌رسانند. و معاویه در [[جنگ صفین]] او را شهید کرد و همین دلیل محکمی شد تا [[لشکریان علی]]{{ع}} حقانیت [[جبهه]] خود را [[باور]] کنند و این پیشگویی محقق گردید<ref> [[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص۵۷۸.</ref>.


==پانویس==
==پانویس==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
۱۲۹٬۸۰۱

ویرایش