کاربر:Ali/صفحه تمرین۲: تفاوت میان نسخه‌ها

۱٬۰۳۴ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۵ نوامبر ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = صحابه
| موضوع مرتبط = صحابه
| عنوان مدخل  = رفاعة بن زيد بن عامر
| عنوان مدخل  = رفاعة بن عبدالمنذر بن زنبر اوسی
| مداخل مرتبط = [[رفاعة بن زيد بن عامر در تاریخ اسلامی]]
| مداخل مرتبط = [[رفاعة بن عبدالمنذر بن زنبر اوسی در تاریخ اسلامی]]
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}
== آشنایی اجمالی ==
== آشنایی اجمالی ==
ادامه نسبش چنین آمده است: [[بن سواد بن كعب بن خزرج بن عمرو بن مالک بن اوس]]. وی عموى [[قتادة بن نعمان انصاری]] است<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۷۸-۷۹.</ref>. [[داستان]] معروف او را [[ابن هشام]]<ref>ابن هشام، السیره النبویه، ج۲، ص۱۷۱.</ref> و [[صحابه‌نگاران]]<ref>بنگرید: ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۷۹؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۲۸۱.</ref> به اختصار و تفصیل چنین آورده‌اند: خانواده‌ای از بنی‌ظفر به نام ابيرق<ref>نامش حارث بن عمرو ظفری، بنگرید: ابن ماکولا، الاکمال، ج۱، ص۱۰.</ref> سه پسر [[منافق]] داشت به نام‌های [[بشر]]، [[بشیر و مبشر]]. [[بشیر]]، منافقی بود که با اشعار خود [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} را هجو می‌کرد و برخی [[اعراب]] این اشعار را [[تکرار]] می‌کردند. این [[خانواده]] در [[زمان جاهلیت]] و [[اسلام]] [[تهیدست]] بودند. [[رفاعة]] بن زيد براى خانواده خود بار شتری از آرد که از [[شام]] آمده بود خریده و به همراه [[شمشیر]] و [[زره]] خود در مشربه خانه‌اش قرار داد، اما شبانه همه آنها دزدیده شد. چون [[رفاعه]] موضوع را به [[قتاده]] گفت و افزود که خبر به من رسیده که دیشب در [[خانه]] ابیرق [[آتش]] روشن بوده و مطمئن هستیم که این [[سرقت]] از سوی آنان بوده است. قتاده نزد [[رسول خدا]]{{صل}} رفت و از خانواده ابيرق [[شکایت]] کرد. از آن سو، ابیرقی‌ها، [[اسیر بن عروه]] را که مردی چرب زبان بود واسطه قرار داده و او به [[پیامبر]]{{صل}} عرض کرد که خانواده ابیرق خانواده‌ای خوب و محترم‌اند و قتاده بدون [[بینه]] [[تهمت]] زده است. [[اسیر]] ادعا کرد که این [[دزدی]] کار [[لبید]] بن سهل<ref>که مرد صالحی بود. بنگرید مدخل مربوط.</ref> بوده است. او آن‌قدر صحبت کرد تا رسول خدا{{صل}} قتاده و [[رفاعة بن زید]] را [[نکوهش]] کرد و این سبب [[ناراحتی]] شدید قتاده شد، اما رفاعه به او [[دلداری]] داد که [[خدا]] کمک کننده است. این داستان سبب [[نزول آیات]] ۱۰۵ تا ۱۱۳ [[سوره نساء]] شد که ابتدا می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّآ أَنزَلْنَآ إِلَيْكَ ٱلْكِتَـٰبَ بِٱلْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ ٱلنَّاسِ بِمَآ أَرَىٰكَ ٱللَّهُ وَلَا تَكُن لِّلْخَآئِنِينَ خَصِيمًۭا}}<ref>«ما این کتاب (آسمانی) را بر تو، به حق فرو فرستاده‌ایم تا در میان مردم بدانچه خداوند به تو نمایانده است داوری کنی و طرفدار خائنان مباش» سوره نسا، آیه ۱۰۵.</ref>
وی از تیره [[بنی‌امیة بن زید بن مالک]]، از [[اوس]]، از [[انصار]] و [[برادر]] [[ابولبابه انصاری]] بود<ref>ابن کلبی، نسب معد والیمن الکبیر، ج۲، ص۹-۱۰؛ ابن حزم، جمهره انساب العرب، ص۳۳۴.</ref>. کنیه‌اش را [[ابورافع]] گفته‌اند<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۷۹.</ref>. نام جدش را ذنبر<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۷۹.</ref>، [[زبیر]]<ref>ابن حبان، الثقات، ج۳، ص۱۲۴.</ref> زنبر<ref>ابن کثیر، البدایه النهایه، ج۳، ص۳۸۷.</ref> و دینار<ref>ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۲۸۳.</ref> هم آورده‌اند که [[تصحیف]] یا [[اشتباه]] بوده و [[ابن اثیر]]<ref>ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۲۸۴-۲۸۵.</ref> به تفصیل در این‌باره سخن رانده است. البته برخی منابع<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۴۸؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۰۹.</ref>، [[نسب]] وی را «[[رفاعة بن عبدالمنذر]] بن [[رفاعة بن زنبر]]» آورده‌اند و [[ابن جوزی]]<ref>ابن جوزی، تلقیح فهوم اهل الاثر، ص۱۹۱.</ref> نیز بدون اشاره به نسب وی، نام جدش را «[[رفاعه]]» آورده است، اما چون منابع دیگر، به ویژه کتاب‌های [[نسب‌شناسی]]، در نسب وی و برادرش، [[ابولبابه]]، نام جدشان را «رفاعه» نیاورده‌اند، به نظر می‌رسد در نسبی که این منابع آورده‌اند اشتباهی رخ داده و یک نام «رفاعه» دیگر اضافه شده باشد. افزون‌تر آنکه در چاپ جدید [[الاصابه]]<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۵۱۸.</ref> نام پدره «رفاعه»، «المنذر» آمده است و نام جدش در چاپ قدیم الاصابه<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۵۱۸.</ref> «زنبر بن زبیر» آمده که قطعاً اشتباه است و به احتمال، ناشی از اشتباه در چاپ است<ref>مقایسه کنید با: ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۵۱۸.</ref>. همچنین تنها [[ابن ماکولا]]<ref>ابن ماکولا، الاکمال، ج۴، ص۱۶۸.</ref> بدون هیچ مدرکی نام «رفاعة بن زنبر» را در شمار [[صحابه]] آورده است که یا همین «رفاعة بن عبدالمنذر» بوده که از باب انتساب به نام جدش نام پدرش را نیاورده است، با او [[صحابی]] دیگری است<ref>ر.ک: رفاعة بن زنبر.</ref>. از آنجا که برخی منابع نام برادرش، ابولبابه، را نیز «رفاعه» هم آورده‌اند<ref>ر.ک: ابن معین، التاریخ، ج۱، ص۱۰۸؛ بخاری، التاریخ الکبیر، ج۳، ص۳۲۲؛ ابن قتیبه، المعارف، ص۳۲۵؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۰۹.</ref>، چه بسا سبب شده است اشتباه‌هایی در انتساب برخی حوادث به آن دو پیش آید و حتی برخی منابع بدان سبب که وی را همان [[ابولبابه]] می‌دانند برای وی عنوان مستقلی قرار نداده‌اند<ref>ر.ک: [[ابن عبدالبر]]، [[الاستیعاب]]، ج۲، ص۷۹-۸۰؛ [[ابن اثیر]]، [[اسدالغابه]]، ج۲، ص۲۸۵.</ref>، اما با توجه به تصریح برخی منابع به اینکه وی [[برادر]] ابولبابه بود (که بدان اشاره شد) و نیز برخی حوادث که به وی نسبت داده‌اند، نمی‌توان او را با ابولبابه یکی دانست. به هر حال وی را در شمار شرکت‌کنندگان در [[بیعت عقبه دوم]]<ref>ابن کلبی، نسب معد والیمن الکبیر، ج۲، ص۱۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۴۸.</ref> و [[غزوه بدر]]<ref>واقدی، المغازی، ج، ص۱۵۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۴۸.</ref> و [[احد]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۴۸.</ref> آورده‌اند. گفته‌اند برخی [[مهاجران]] از جمله سعید بن [[زید بن عمرو بن نفیل]]، پس از [[هجرت به مدینه]] در [[خانه]] [[رفاعه]] اسکان یافتند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۹۲.</ref>. بنا بر یک نقل هنگامی که ابولبابه، پس از خیانتی که کرد، خود را در [[مسجد]] بسته بود، از برادرش رفاعه خواست نزدیک بیاید تا با او سخنی بگوید، اما رفاعه گفت: به [[خدا]] [[سوگند]] تا خدا و رسولش از تو [[راضی]] نشوند هرگز با تو سخن نمی‌گویم<ref>ابن اثیر، اسدالغابه، ج۷، ص۲۴۷.</ref>. رفاعه در [[خیبر]]<ref>ابن کلبی، نسب معد والیمن الکبیر، ج۲، ص۹-۱۰؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۰۹.</ref> به [[شهادت]] رسید و از او نسلی باقی نماند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۴۸.</ref>. البته برخی نقل‌ها شهادت وی را در احد گفته‌اند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۴۸.</ref> که با توجه به [[خیانت]] ابولبابه در سال پنجم و عملکرد رفاعه با او، نمی‌توان سال سوم ([[جنگ احد]]) را [[زمان]] شهادت رفاعه دانست.<ref>[[قاسم خانجانی|خانجانی، قاسم]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|مقاله «رفاعة بن عبدالمنذر بن زنبر اوسی»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۳، ص۳۵۰-۳۵۱.</ref>
 
[[مفسران شیعه]]، از جمله [[علی بن ابراهیم قمی]]<ref>علی بن ابراهیم قمی، تفسیر، ج۱، ص۱۵۰.</ref> و دیگران<ref>طوسی، التبیان فی تفسیر القران، ج۳، ص۳۱۵؛ طبرسی، ج۳، ص۱۸۲.</ref> این [[داستان]] و [[آیات]] مربوط به آن را در [[دفاع]] از [[عصمت انبیا]] بحث کرده‌اند. در ادامه این داستان آمده است که چون آیات نازل شد و [[اتهام]] [[بشیر]] مسلم شد، وی به [[کفار]] [[مکه]] [[پناهنده]] شد و [[رسول خدا]]{{صل}} [[شمشیر]] [[رفاعه]] را به [[قتاده]] داد. قتاده می‌گوید: تصور من این بود که چون عمویم رفاعه در [[جاهلیت]] [[کهنسال]] شده بود، [[اسلام]] او از باب [[تبعیت]] بوده نه [[حقیقی]]، اما همین که شمشیر را به او دادم، گفت: ای برادرزاده این شمشیر در [[راه خدا]] باشد؛ اسلام او را [[واقعی]] و صحیح شناختم<ref>ترمذی، سنن، ج۴، ص۳۱۳؛ طبری، جامع البیان، ج۵، ص۳۶۰؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲ ص۴۰۷.</ref>. [[سیوطی]]<ref>سیوطی، لباب النقول، ص۸۲.</ref> این داستان و [[نزول]] این آیات را در ماه ربیع (بدون تعیین اول با دوم) [[سال چهارم هجرت]] گفته است.<ref>[[محمد رضا هدایت‌پناه|هدایت‌پناه، محمدرضا]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|مقاله «رفاعة بن زيد بن عامر»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۳، ص۳۴۸.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
{{مدخل وابسته}}
{{مدخل وابسته}}
* [[بنی‌کعب]] (قیبله)
* [[اوس]] (قیبله)
* [[اوس]] (قیبله)
* [[قتادة بن نعمان انصاری]] (برادرزاده)
{{پایان مدخل وابسته}}
{{پایان مدخل وابسته}}


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:IM009659.jpg|22px]] [[محمد رضا هدایت‌پناه|هدایت‌پناه، محمدرضا]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|'''مقاله «رفاعة بن زيد بن عامر»، دانشنامه سیره نبوی ج۳''']]
# [[پرونده:IM009659.jpg|22px]] [[قاسم خانجانی|خانجانی، قاسم]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|'''مقاله «رفاعة بن عبدالمنذر بن زنبر اوسی»، دانشنامه سیره نبوی ج۳''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۲۶٬۶۷۵

ویرایش