پرش به محتوا

سوده بنت زمعه: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۵: خط ۵:
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}
{{جعبه اطلاعات همسران پیامبر خاتم
{{جعبه اطلاعات همسران پیامبر خاتم
| نام = سوده بنت زمعه
| نام = سوده بنت زمعه
خط ۳۰: خط ۲۹:


== نسب ==
== نسب ==
[[سوده]]، دختر [[زمعه بن قیس بن عبدشمس بن عبدود]] است. نسب او با چند واسطه به [[لؤی بن غالب قرشی]] می‌رسد. مادرش نیز شموس ـ دختر [[قیس بن ثابت انصاری]] ـ نام داشت<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۰۷؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۴۲؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۶۴۸.</ref>.
سوده، دختر [[زمعه بن قیس بن عبدشمس بن عبدود]] است. نسب او با چند واسطه به [[لؤی بن غالب قرشی]] می‌رسد. مادرش نیز شموس ـ دختر [[قیس بن ثابت انصاری]] ـ نام داشت<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۰۷؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۴۲؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۶۴۸.</ref>.


سوده بنت زمعه، قبل از [[اسلام]] به [[ازدواج]] پسر عمویش [[سکران بن عمرو بن عبدشمس]] درآمد<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۰۷؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۶۰۰.</ref> و با [[ظهور اسلام]] از اولین کسانی بود که به [[پیغمبر]] [[خدا]] {{صل}}[[ایمان]] آورد و با حضرت<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۴۲.</ref> [[بیعت]] کرد. پس از او، همسرش [[سکران بن عمرو بن عبدشمس]] نیز [[مسلمان]] شد و با هم در جریان [[هجرت]] دوم [[مسلمانان]] به [[حبشه]] به این سرزمین هجرت کردند؛ اما بعد از مدتی به [[مکه]] بازگشتند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۴۲؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم والملوک، ج۱۱، ص۶۰۰؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۳۲۹.</ref>.
سوده بنت زمعه، قبل از [[اسلام]] به [[ازدواج]] پسر عمویش [[سکران بن عمرو بن عبدشمس]] درآمد<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۰۷؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۶۰۰.</ref> و با [[ظهور اسلام]] از اولین کسانی بود که به [[پیغمبر]] [[خدا]] {{صل}}[[ایمان]] آورد و با حضرت<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۴۲.</ref> [[بیعت]] کرد. پس از او، همسرش سکران بن عمرو بن عبدشمس نیز [[مسلمان]] شد و با هم در جریان [[هجرت]] دوم [[مسلمانان]] به [[حبشه]] به این سرزمین هجرت کردند؛ اما بعد از مدتی به [[مکه]] بازگشتند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۴۲؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم والملوک، ج۱۱، ص۶۰۰؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۳۲۹.</ref>.


[[نقل]] شده است که سوده بنت زمعه، شبی در [[خواب]] دید که [[رسول خدا]] {{صل}} شروع به راه رفتن کرد و بر گردنش پا نهاد. سوده بنت زمعه، شوهرش را از موضوع [[خواب]] [[آگاه]] کرد، [[سکران بن عمرو بن عبدشمس]] نیز متأثر شد و گفت: "اگر خوابت درست باشد، من می‌میرم و تو با [[محمد]] {{صل}} [[ازدواج]] می‌کنی"<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۷۹-۸۰؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۰۷؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۴۵؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۶۰۰.</ref>.
[[نقل]] شده است که سوده بنت زمعه، شبی در [[خواب]] دید که [[رسول خدا]] {{صل}} شروع به راه رفتن کرد و بر گردنش پا نهاد. سوده بنت زمعه، شوهرش را از موضوع [[خواب]] [[آگاه]] کرد، سکران بن عمرو بن عبدشمس نیز متأثر شد و گفت: "اگر خوابت درست باشد، من می‌میرم و تو با [[محمد]] {{صل}} [[ازدواج]] می‌کنی"<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۷۹-۸۰؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۰۷؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۴۵؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۶۰۰.</ref>.


چندی بعد، [[سکران بن عمرو بن عبدشمس]] در [[مکه]] و به قولی در [[حبشه]] [[وفات]] کرد<ref>محمد بن یوسف صالحی دمشقی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۱۱، ص۱۹۸.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[سوده بنت زمعه (مقاله)|سوده بنت زمعه]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۵۶۸-۵۶۹.</ref>
چندی بعد، سکران بن عمرو بن عبدشمس در [[مکه]] و به قولی در [[حبشه]] [[وفات]] کرد<ref>محمد بن یوسف صالحی دمشقی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۱۱، ص۱۹۸.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[سوده بنت زمعه (مقاله)|سوده بنت زمعه]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱]]، ص۵۶۸-۵۶۹.</ref>


== [[ازدواج با رسول خدا]] {{صل}} ==
== [[ازدواج با رسول خدا]] {{صل}} ==
خط ۴۳: خط ۴۲:
مؤرخان [[نقل]] کرده‌اند که در روز عروسیِ سوده بنت زمعه، [[برادر]] مشرکش "[[عبد]]" از شدت [[ناراحتی]]، خاک بر سر می‌ریخت<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۱۶۳؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوة فی احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۴۱۲.</ref>. این [[ازدواج]] در [[رمضان]] [[سال دهم بعثت]] و قبل از [[ازدواج]] با [[عایشه]]، صورت گرفت<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۴۲؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم والملوک، ج۱۱، ص۶۰۰.</ref>. بدین ترتیب، سوده بنت زمعه اولین بانویی بود که [[خاتم انبیا]] {{صل}} پس از [[وفات خدیجه]] با او [[ازدواج]] کرد<ref>احمد بن یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۸۴؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۴۲؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم والملوک، ج۱، ص۶۰۰؛ طبرانی، معجم الکبیر، ج۲۴، ص۳۰.</ref>.
مؤرخان [[نقل]] کرده‌اند که در روز عروسیِ سوده بنت زمعه، [[برادر]] مشرکش "[[عبد]]" از شدت [[ناراحتی]]، خاک بر سر می‌ریخت<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۱۶۳؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوة فی احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۴۱۲.</ref>. این [[ازدواج]] در [[رمضان]] [[سال دهم بعثت]] و قبل از [[ازدواج]] با [[عایشه]]، صورت گرفت<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۴۲؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم والملوک، ج۱۱، ص۶۰۰.</ref>. بدین ترتیب، سوده بنت زمعه اولین بانویی بود که [[خاتم انبیا]] {{صل}} پس از [[وفات خدیجه]] با او [[ازدواج]] کرد<ref>احمد بن یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۸۴؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۴۲؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم والملوک، ج۱، ص۶۰۰؛ طبرانی، معجم الکبیر، ج۲۴، ص۳۰.</ref>.


[[پیامبر]] {{صل}} پس از [[هجرت به مدینه]]، [[زید بن حارثه]] و [[ابورافع]] را برای آوردن دختران و همسرش سوده بنت زمعه فرستاد تا آنها را از [[مکه]] به [[مدینه]] بیاورند<ref>ابوبکر بیهقی، دلائل النبوة فی احوال صاحب الشریعه، ج۳، ص۱۵؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم والملوک، ج۲، ص۴۰۰.</ref>. او و [[دختران پیامبر]] {{صل}} ـ [[فاطمه]] و [[ام کلثوم]] ـ به [[رسول خدا]] {{صل}} ملحق شد. سوده بنت زمعه نیز مانند اکثر [[زنان]] [[پیغمبر]] {{صل}} از ایشان، [[صاحب]] فرزندی نشد<ref>عزالدین ابن اثیر، اسدالغابه فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۱۵۸.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[سوده بنت زمعه (مقاله)|سوده بنت زمعه]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۵۶۹-۵۷۰.</ref>
[[پیامبر]] {{صل}} پس از [[هجرت به مدینه]]، [[زید بن حارثه]] و [[ابورافع]] را برای آوردن دختران و همسرش سوده بنت زمعه فرستاد تا آنها را از [[مکه]] به [[مدینه]] بیاورند<ref>ابوبکر بیهقی، دلائل النبوة فی احوال صاحب الشریعه، ج۳، ص۱۵؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم والملوک، ج۲، ص۴۰۰.</ref>. او و [[دختران پیامبر]] {{صل}} ـ [[فاطمه]] و [[ام کلثوم]] ـ به [[رسول خدا]] {{صل}} ملحق شد. سوده بنت زمعه نیز مانند اکثر [[زنان]] [[پیغمبر]] {{صل}} از ایشان، [[صاحب]] فرزندی نشد<ref>عزالدین ابن اثیر، اسدالغابه فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۱۵۸.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[سوده بنت زمعه (مقاله)|سوده بنت زمعه]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱]]، ص۵۶۹-۵۷۰.</ref>


== اوصاف اخلاقی سوده ==
== اوصاف اخلاقی سوده ==
در [[منابع اسلامی]] از [[سوده دختر زمعه]] به عنوان زنی [[روزه‌دار]]، [[شب]] زنده‌دار<ref>ابن کثیر، البدایه و النهایة، ج۷، ص۱۴۴.</ref>، [[عابد]]، با [[تقوا]] و [[زاهد]]<ref>ابن کثیر، البدایه و النهایة، ج۸، ص۷۰.</ref> یاد شده است. [[عایشه]] درباره او گفته است: "در روش و [[منش]]، زنی را به اندازه سوده بنت زمعه [[دوست]] نداشتم که مثلش باشم، جز اینکه در اخلاقش [[تندی]] بود که زود برطرف می‌شد"<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، ج۴، ص۱۸۷؛ محمد بن یوسف صالحی دمشقی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۱۱، ص۱۹۹؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸ ص۱۹۶.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[سوده بنت زمعه (مقاله)|سوده بنت زمعه]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۵۷۰.</ref>
در منابع اسلامی از [[سوده دختر زمعه]] به عنوان زنی [[روزه‌دار]]، شب زنده‌دار<ref>ابن کثیر، البدایه و النهایة، ج۷، ص۱۴۴.</ref>، [[عابد]]، با [[تقوا]] و [[زاهد]]<ref>ابن کثیر، البدایه و النهایة، ج۸، ص۷۰.</ref> یاد شده است. [[عایشه]] درباره او گفته است: "در روش و [[منش]]، زنی را به اندازه سوده بنت زمعه [[دوست]] نداشتم که مثلش باشم، جز اینکه در اخلاقش تندی بود که زود برطرف می‌شد"<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، ج۴، ص۱۸۷؛ محمد بن یوسف صالحی دمشقی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۱۱، ص۱۹۹؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸ ص۱۹۶.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[سوده بنت زمعه (مقاله)|سوده بنت زمعه]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱]]، ص۵۷۰.</ref>


== [[نقلی]] از یک [[لغزش]] ==
== [[نقلی]] از یک [[لغزش]] ==
مؤرخان و [[محدثان]] از قول سوده بنت زمعه، روایتی [[نقل]] کرده‌اند که می‌گفت: "پیش آل‌عفراء بودم که [[اسیران جنگ بدر]] را آوردند. من در [[خانه]] خویش رفتم و [[رسول خدا]] {{صل}} را آنجا یافتم. [[ابوزید سهیل بن عمرو]] را در گوشه اتاق دیدم؛ در حالی که دستانش به گردنش بسته بود. وقتی او را بدین حال دیدم، نتوانستم خودداری کنم و گفتم: ای [[ابوزید سهیل بن عمرو]]! [[تسلیم]] شدید؟ چرا دلیرانه نمردید؟ در این هنگام، صدای [[پیامبر]] {{صل}} مرا به خود آورد که گفت: ای سوده بنت زمعه! بر ضد [[خدا]] و [[پیغمبر]] او سخن می‌گویی؟ گفتم: ای [[رسول خدا]] {{صل}}! قسم به خدایی که تو را به [[حق]] برانگیخت، وقتی دستان [[ابوزید سهیل بن عمرو]] را بر گردنش بسته دیدم، نتوانستم خودداری کنم و این سخن را گفتم"<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم والملوک، ج۲، ص۴۶۰؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۱۸؛ ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۴، ص۳۹۷.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[سوده بنت زمعه (مقاله)|سوده بنت زمعه]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۵۷۰-۵۷۱.</ref>
مؤرخان و محدثان از قول سوده بنت زمعه، روایتی [[نقل]] کرده‌اند که می‌گفت: "پیش آل‌عفراء بودم که اسیران جنگ بدر را آوردند. من در [[خانه]] خویش رفتم و [[رسول خدا]] {{صل}} را آنجا یافتم. [[ابوزید سهیل بن عمرو]] را در گوشه اتاق دیدم؛ در حالی که دستانش به گردنش بسته بود. وقتی او را بدین حال دیدم، نتوانستم خودداری کنم و گفتم: ای ابوزید سهیل بن عمرو! [[تسلیم]] شدید؟ چرا دلیرانه نمردید؟ در این هنگام، صدای [[پیامبر]] {{صل}} مرا به خود آورد که گفت: ای سوده بنت زمعه! بر ضد [[خدا]] و [[پیغمبر]] او سخن می‌گویی؟ گفتم: ای [[رسول خدا]] {{صل}}! قسم به خدایی که تو را به [[حق]] برانگیخت، وقتی دستان ابوزید سهیل بن عمرو را بر گردنش بسته دیدم، نتوانستم خودداری کنم و این سخن را گفتم"<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم والملوک، ج۲، ص۴۶۰؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۱۸؛ ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۴، ص۳۹۷.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[سوده بنت زمعه (مقاله)|سوده بنت زمعه]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱]]، ص۵۷۰-۵۷۱.</ref>


== ماجرای [[طلاق]] سوده بنت زمعه از [[پیغمبر اکرم]] {{صل}} ==
== ماجرای [[طلاق]] سوده بنت زمعه از [[پیغمبر اکرم]] {{صل}} ==
از جمله مواردی که در کتب [[روایی]] و [[تاریخی]] در شرح حال سوده بنت زمعه ذکر شده است، موضوع [[طلاق]] سوده بنت زمعه از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} است. [[محدثان]] و مؤرخان در وقوع یا عدم وقوع آن، [[اختلاف]] نظر دارند که البته این امر با توجه به [[خلق]] کریمانه و مداراگر [[رسول خدا]] {{صل}}، آن هم به علت [[غریزه]] جنسی، بسیار بعید به نظر می‌رسد.
از جمله مواردی که در کتب [[روایی]] و [[تاریخی]] در شرح حال سوده بنت زمعه ذکر شده است، موضوع [[طلاق]] سوده بنت زمعه از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} است. محدثان و مؤرخان در وقوع یا عدم وقوع آن، [[اختلاف]] نظر دارند که البته این امر با توجه به [[خلق]] کریمانه و مداراگر [[رسول خدا]] {{صل}}، آن هم به علت غریزه جنسی، بسیار بعید به نظر می‌رسد.


طبق [[نقل]] [[ابن کثیر]]، سوده بنت زمعه، پنج یا شش دختر از شوهر پیشین خود داشت<ref>ابن کثیر، البدایه و النهایة، ج۳، ص۱۳۳؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۶۰۱؛ عزالدین ابن اثیر، اسدالغابه فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۱۵۹.</ref> و از سویی به علت کهولت سن<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۴۳؛ نویری، نهایة الأرب فی فنون الأدب، ج۱۸، ص۱۸۳.</ref> [[بیماری]] و مشغله‌های دیگر، میل او به مردان کم شده بود؛ از این‌رو نوبت مخصوص خود را به [[عایشه]] داد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۴۳؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۰۷.</ref>. چنان‌که در [[روایات]] [[تاریخی]] آمده است او زنی سنگین وزن<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۴۵؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، ج۴، ص۱۸۶۷.</ref> و کم‌شنوا<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۰۷.</ref> بود. شاید مجموع این عوامل، باعث شده بود که سوده بنت زمعه نتواند آن چنان که سزاوار است، [[وظایف]] همسری خود را به جای آورد؛ از این‌رو خواستار کناره‌گیری از حضرت شد؛ به شرطی که همچنان در زمره [[همسران پیامبر اکرم]] {{صل}} باقی بماند. او شبی بر سر راه [[پیامبر]] {{صل}} نشست و پس از [[دیدار]] با آن حضرت، به ایشان گفت: "به [[خدا]] مرا مانند [[زنان]]، حرصی به شوهر نیست؛ ولی مشتاقم که هر روز به چهره‌ات نگاه کنم و [[دوست]] می‌دارم که [[خداوند]] به [[روز قیامت]] مرا در زمره همسرانت [[مبعوث]] فرماید"<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ج۸۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۴۳؛ نویری، نهایة الأرب فی فنون الأدب، ج۱۸، ۱۷۳؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۰۷.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[سوده بنت زمعه (مقاله)|سوده بنت زمعه]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۵۷۱.</ref>
طبق [[نقل]] [[ابن کثیر]]، سوده بنت زمعه، پنج یا شش دختر از شوهر پیشین خود داشت<ref>ابن کثیر، البدایه و النهایة، ج۳، ص۱۳۳؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۶۰۱؛ عزالدین ابن اثیر، اسدالغابه فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۱۵۹.</ref> و از سویی به علت کهولت سن<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۴۳؛ نویری، نهایة الأرب فی فنون الأدب، ج۱۸، ص۱۸۳.</ref> [[بیماری]] و مشغله‌های دیگر، میل او به مردان کم شده بود؛ از این‌رو نوبت مخصوص خود را به [[عایشه]] داد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۴۳؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۰۷.</ref>. چنان‌که در [[روایات]] [[تاریخی]] آمده است او زنی سنگین وزن<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۴۵؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، ج۴، ص۱۸۶۷.</ref> و کم‌شنوا<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۰۷.</ref> بود. شاید مجموع این عوامل، باعث شده بود که سوده بنت زمعه نتواند آن چنان که سزاوار است، [[وظایف]] همسری خود را به جای آورد؛ از این‌رو خواستار کناره‌گیری از حضرت شد؛ به شرطی که همچنان در زمره [[همسران پیامبر اکرم]] {{صل}} باقی بماند. او شبی بر سر راه [[پیامبر]] {{صل}} نشست و پس از دیدار با آن حضرت، به ایشان گفت: "به [[خدا]] مرا مانند [[زنان]]، حرصی به شوهر نیست؛ ولی مشتاقم که هر روز به چهره‌ات نگاه کنم و [[دوست]] می‌دارم که [[خداوند]] به [[روز قیامت]] مرا در زمره همسرانت [[مبعوث]] فرماید"<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ج۸۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۴۳؛ نویری، نهایة الأرب فی فنون الأدب، ج۱۸، ۱۷۳؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۰۷.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[سوده بنت زمعه (مقاله)|سوده بنت زمعه]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱]]، ص۵۷۱.</ref>


== زندگانی پس از [[وفات پیامبر]] {{صل}} ==
== زندگانی پس از [[وفات پیامبر]] {{صل}} ==
گفته شده است که او بعد از [[هجرت به مدینه]]، جز چند مورد که همراه [[پیغمبر اکرم]] {{صل}} بود، از [[مدینه]] خارج نشد. [[روایت]] شده است که او و [[زینب بنت جحش]]، تنها [[زنان پیامبر]] {{صل}} بودند که در [[حجة‌الوداع]] شرکت نکردند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸ ص۴۴؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۶۵.</ref>. او پس از [[وفات پیامبر]] {{صل}}، [[خانه‌نشین]] شد و [[حج]] نرفت تا اینکه [[وفات]] کرد<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۰۸؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۴۴.</ref>. او می‌گفت [[حج]] و [[عمره]] من در منزل است<ref>دائرة المعارف تشیع، ج۹، ص۳۲۲.</ref>. از سوده بنت زمعه و احوال او پس از [[وفات پیامبر]] {{صل}}، خبر چندانی به دست ما نرسیده است جز یک مورد، آن هم اینکه [[عمر بن خطاب]] در زمان خلافتش، یک کیسه درهم نزد او فرستاد و او آن را میان [[مستمندان]] تقسیم کرد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۴۵.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[سوده بنت زمعه (مقاله)|سوده بنت زمعه]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۵۷۲.</ref>
گفته شده است که او بعد از [[هجرت به مدینه]]، جز چند مورد که همراه [[پیغمبر اکرم]] {{صل}} بود، از [[مدینه]] خارج نشد. [[روایت]] شده است که او و [[زینب بنت جحش]]، تنها [[زنان پیامبر]] {{صل}} بودند که در [[حجة‌الوداع]] شرکت نکردند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸ ص۴۴؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۶۵.</ref>. او پس از [[وفات پیامبر]] {{صل}}، خانه‌نشین شد و [[حج]] نرفت تا اینکه [[وفات]] کرد<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۰۸؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۴۴.</ref>. او می‌گفت [[حج]] و [[عمره]] من در منزل است<ref>دائرة المعارف تشیع، ج۹، ص۳۲۲.</ref>. از سوده بنت زمعه و احوال او پس از [[وفات پیامبر]] {{صل}}، خبر چندانی به دست ما نرسیده است جز یک مورد، آن هم اینکه [[عمر بن خطاب]] در زمان خلافتش، یک کیسه درهم نزد او فرستاد و او آن را میان [[مستمندان]] تقسیم کرد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۴۵.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[سوده بنت زمعه (مقاله)|سوده بنت زمعه]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱]]، ص۵۷۲.</ref>


== [[وفات]] ==
== [[وفات]] ==
در سال [[وفات]] ایشان [[اختلاف]] است. برخی گفته‌اند که سال ۲۳ [[هجری]] ـ در اواخر [[خلافت]] [[عمر بن خطاب]] ـ [[وفات]] کرد و [[عمر بن خطاب]] بر او [[نماز]] خواند<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۰۷؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، ج۴، ص۱۸۶۷؛ عزالدین ابن اثیر، اسدالغابه فی معرفه الصحابه، ج۶، ص۱۵۸.</ref>. عده‌ای دیگر، این واقعه را در زمان [[خلافت عثمان]] دانسته و متذکر شده‌اند که سوده بنت زمعه در سن ۸۰ سالگی از [[دنیا]] رفت<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۰۸.</ref>؛ اما [[ابن سعد]] [[معتقد]] است که ایشان تا روزگار [[حکومت معاویه]] زنده بود و در [[شوال]] ۵۴ [[هجری]] در [[مدینه]] فوت کرده است<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۴۴؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۱۱، ص۶۰۰؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۱۹۷.</ref>. از نظر واقدی نیز این قول به واقع، نزدیک‌تر است<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۴۴؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۱۹۷.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[سوده بنت زمعه (مقاله)|سوده بنت زمعه]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۵۷۲.</ref>
در سال [[وفات]] ایشان [[اختلاف]] است. برخی گفته‌اند که سال ۲۳ هجری ـ در اواخر [[خلافت]] [[عمر بن خطاب]] ـ [[وفات]] کرد و [[عمر بن خطاب]] بر او [[نماز]] خواند<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۰۷؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، ج۴، ص۱۸۶۷؛ عزالدین ابن اثیر، اسدالغابه فی معرفه الصحابه، ج۶، ص۱۵۸.</ref>. عده‌ای دیگر، این واقعه را در زمان [[خلافت عثمان]] دانسته و متذکر شده‌اند که سوده بنت زمعه در سن ۸۰ سالگی از [[دنیا]] رفت<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۰۸.</ref>؛ اما [[ابن سعد]] [[معتقد]] است که ایشان تا روزگار [[حکومت معاویه]] زنده بود و در [[شوال]] ۵۴ هجری در [[مدینه]] فوت کرده است<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۴۴؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۱۱، ص۶۰۰؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۱۹۷.</ref>. از نظر واقدی نیز این قول به واقع، نزدیک‌تر است<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۴۴؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۱۹۷.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[سوده بنت زمعه (مقاله)|سوده بنت زمعه]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱]]، ص۵۷۲.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۲۹٬۵۷۲

ویرایش