بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
در پی [[شکست]] [[کفار]] [[قریش]] از [[مسلمانان]] در [[جنگ بدر]] که به کشته شدن جمعی از اشراف [[قریش]]، منجر شد، باقی مانده [[قریشیان]] به [[مکه]] بازگشتند. [[ابوسفیان بن حرب]] نیز کاروان تجاری قریش را به [[مکه]] رسانده و در [[دارالندوه]] مستقر کرده بود. [[جبیر بن مطعم]]، [[عکرمة بن ابیجهل]] و [[صفوان بن امیه]] با چند نفر از سران [[قریش]] که هریک، زخمی از [[بدر]] به تن داشتند و پدر یا [[برادری]] را از دست داده بودند، نزد [[ابوسفیان]] آمدند و پیشنهاد کردند: "خوب است برای [[انتقام]] کشتهشدگان [[بدر]] و [[جنگ]] با [[محمد]] {{صل}}، [[اموال]] کاروان تجاری یا سود به دست آمده از آن را صرف تجهیزات [[جنگی]] کنیم. هر کس که در این [[اموال]] شرکت دارد از آن صرف نظر کند و همگی آن را به این کار اختصاص دهند و چیزی از آن را جز در [[جنگ]] با [[محمد]] {{صل}} صرف نکنند"<ref>عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۱۴۸-۱۴۹؛ احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۳۱۲؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۸؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۶۰؛ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۴۷؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۰۰؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۹۹-۲۰۰.</ref>. | در پی [[شکست]] [[کفار]] [[قریش]] از [[مسلمانان]] در [[جنگ بدر]] که به کشته شدن جمعی از اشراف [[قریش]]، منجر شد، باقی مانده [[قریشیان]] به [[مکه]] بازگشتند. [[ابوسفیان بن حرب]] نیز کاروان تجاری قریش را به [[مکه]] رسانده و در [[دارالندوه]] مستقر کرده بود. [[جبیر بن مطعم]]، [[عکرمة بن ابیجهل]] و [[صفوان بن امیه]] با چند نفر از سران [[قریش]] که هریک، زخمی از [[بدر]] به تن داشتند و پدر یا [[برادری]] را از دست داده بودند، نزد [[ابوسفیان]] آمدند و پیشنهاد کردند: "خوب است برای [[انتقام]] کشتهشدگان [[بدر]] و [[جنگ]] با [[محمد]] {{صل}}، [[اموال]] کاروان تجاری یا سود به دست آمده از آن را صرف تجهیزات [[جنگی]] کنیم. هر کس که در این [[اموال]] شرکت دارد از آن صرف نظر کند و همگی آن را به این کار اختصاص دهند و چیزی از آن را جز در [[جنگ]] با [[محمد]] {{صل}} صرف نکنند"<ref>عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۱۴۸-۱۴۹؛ احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۳۱۲؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۸؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۶۰؛ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۴۷؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۰۰؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۹۹-۲۰۰.</ref>. | ||
این پیشنهاد پذیرفته شد و کالای تجاری که بیشتر از پنجاه هزار [[دینار]] [[ارزش]] داشتند، برای خرید اسلحه و سایر تجهیزات [[جنگی]] هزینه شد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۸؛ احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۳۱۲؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۰۰.</ref>. پس [[قریش]] جمع شدند و برای [[خونخواهی]] کشتههایشان، خود را آماده ساختند و همپیمانان خود را از کنانه، ثقیف و احابیش به [[یاری]] فرا خواندند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۰۰-۲۰۱؛ احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۳۱۲؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۶۱؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۰۱.</ref> و سپس به سوی [[مدینه]] راه افتادند<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[غزوه احد (مقاله)|غزوه احد]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲]]، ص۱۱۶-۱۱۷؛ [[لطفالله خراسانی|خراسانی، لطفالله]]، [[احد غزوه (مقاله)|مقاله «احد»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]].</ref>. | این پیشنهاد پذیرفته شد و کالای تجاری که بیشتر از پنجاه هزار [[دینار]] [[ارزش]] داشتند، برای خرید اسلحه و سایر تجهیزات [[جنگی]] هزینه شد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۸؛ احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۳۱۲؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۰۰.</ref>. پس [[قریش]] جمع شدند و برای [[خونخواهی]] کشتههایشان، خود را آماده ساختند و همپیمانان خود را از کنانه، ثقیف و احابیش به [[یاری]] فرا خواندند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۰۰-۲۰۱؛ احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۳۱۲؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۶۱؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۰۱.</ref> و سپس به سوی [[مدینه]] راه افتادند<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[غزوه احد (مقاله)|غزوه احد]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲]]، ص۱۱۶-۱۱۷؛ [[لطفالله خراسانی|خراسانی، لطفالله]]، [[احد غزوه (مقاله)|مقاله «احد»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]؛ [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۱۰-۳۲۰.</ref>. | ||
== [[همراهی]] [[زنان]] [[قریش]] == | == [[همراهی]] [[زنان]] [[قریش]] == | ||
[[قریشیان]] برای [[اطمینان]] بیشتر از [[پایداری]] [[رزمندگان]] خود، عدهای از [[زنان]] را با خود آوردند که مؤرخان تعدادشان را پانزده نفر برشمردهاند؛ از جمله این [[زنان]]، [[هند دختر عتبه]] [[همسر]] [[ابوسفیان]]، [[ام حکیم]] [[همسر]] [[عکرمة بن ابیجهل]]، [[فاطمه]] دختر [[ولید بن مغیره]] و [[همسر]] [[حارث بن هشام]]، ریطه [[همسر]] [[عمروعاص]]، سلافه دختر سعد و [[همسر]] [[طلحه بن ابیطلحه]] و... بودند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۰۱؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۶۲؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۸؛ احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۳۱۲-۳۱۳؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی ج۱، ص۲۰۲-۲۰۳.</ref>. | [[قریشیان]] برای [[اطمینان]] بیشتر از [[پایداری]] [[رزمندگان]] خود، عدهای از [[زنان]] را با خود آوردند که مؤرخان تعدادشان را پانزده نفر برشمردهاند؛ از جمله این [[زنان]]، [[هند دختر عتبه]] [[همسر]] [[ابوسفیان]]، [[ام حکیم]] [[همسر]] [[عکرمة بن ابیجهل]]، [[فاطمه]] دختر [[ولید بن مغیره]] و [[همسر]] [[حارث بن هشام]]، ریطه [[همسر]] [[عمروعاص]]، سلافه دختر سعد و [[همسر]] [[طلحه بن ابیطلحه]] و... بودند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۰۱؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۶۲؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۸؛ احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۳۱۲-۳۱۳؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی ج۱، ص۲۰۲-۲۰۳.</ref>. | ||
[[عباس]] عموی پیامبر {{صل}}، فوراً با نامه، [[رسول خدا]] {{صل}} را از حرکت [[قریش]] [[آگاه]] کرد. حضرت نیز این امر را به اطلاع عموم [[مسلمانان]] رساند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۸؛ احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۳۱۳؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۰۳-۲۰۴.</ref>. همین که خبر حرکت [[قریش]] در [[مدینه]] منتشر شد، [[منافقان]] و [[یهودیان]] [[مدینه]] به خبرسازی و تضعیف روحیه [[مسلمانان]] پرداختند و میگفتند: "برای [[محمد]] {{صل}} خبر [[خوشی]] نرسیده است"<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۰۴.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[غزوه احد (مقاله)|غزوه احد]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲]]، ص۱۱۷-۱۱۸؛ [[لطفالله خراسانی|خراسانی، لطفالله]]، [[احد غزوه (مقاله)|مقاله «احد»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]].</ref> | [[عباس]] عموی پیامبر {{صل}}، فوراً با نامه، [[رسول خدا]] {{صل}} را از حرکت [[قریش]] [[آگاه]] کرد. حضرت نیز این امر را به اطلاع عموم [[مسلمانان]] رساند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۸؛ احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۳۱۳؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۰۳-۲۰۴.</ref>. همین که خبر حرکت [[قریش]] در [[مدینه]] منتشر شد، [[منافقان]] و [[یهودیان]] [[مدینه]] به خبرسازی و تضعیف روحیه [[مسلمانان]] پرداختند و میگفتند: "برای [[محمد]] {{صل}} خبر [[خوشی]] نرسیده است"<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۰۴.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[غزوه احد (مقاله)|غزوه احد]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲]]، ص۱۱۷-۱۱۸؛ [[لطفالله خراسانی|خراسانی، لطفالله]]، [[احد غزوه (مقاله)|مقاله «احد»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]؛ [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۱۰-۳۲۰.</ref> | ||
== [[مشورت]] با [[مسلمانان]] در امر [[جنگ]] == | == [[مشورت]] با [[مسلمانان]] در امر [[جنگ]] == | ||
| خط ۳۰: | خط ۳۰: | ||
سپس [[طلحة بن ابیطلحه]]، [[پرچمدار]] [[قریش]] جلو آمد و مبارز طلبید. [[علی]] {{ع}} با او به [[مبارزه]] پرداخت و چنان ضربتی بر سر طلحة بن ابیطلحه زد که شمشیرش، فرق طلحة بن ابیطلحه را شکافت و به ریش او رسید<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۳۵-۲۲۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۳۱.</ref>. پس از کشته شدن طلحة بن ابیطلحه، برادرش [[عثمان]]، [[پرچم]] [[قریش]] را به دست گرفت و رجزخوان به میدان آمد. [[حمزه]] به او حمله کرد و با ضربتی او را کشت. بعد از [[عثمان]]، ابوسعد بن ابیطلحه به میدان آمد که او نیز با تیر [[سعد بن ابیوقاص]] کشته شد. پرچمداران [[قریش]]، یکی پس از دیگری به میدان آمدند و کشته شدند تا اینکه آخرین آنها، به نام صوأب جشمی، [[غلام]] بنی عبدالدار، به میدان آمد. او نیز به دست توانای [[علی]] {{ع}} کشته شد <ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۳۱؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۲۶-۲۲۸ به بعد.</ref>. با هلاکت پرچمداران [[سپاه]] [[کفر]]، هیمنه [[لشکر]] [[قریش]] در هم [[شکست]] و رو به هزیمت نهادند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۲۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۳۱؛ این سیدالناس، عیون الاثر، ج۱، ص۱۸-۱۹.</ref>. | سپس [[طلحة بن ابیطلحه]]، [[پرچمدار]] [[قریش]] جلو آمد و مبارز طلبید. [[علی]] {{ع}} با او به [[مبارزه]] پرداخت و چنان ضربتی بر سر طلحة بن ابیطلحه زد که شمشیرش، فرق طلحة بن ابیطلحه را شکافت و به ریش او رسید<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۳۵-۲۲۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۳۱.</ref>. پس از کشته شدن طلحة بن ابیطلحه، برادرش [[عثمان]]، [[پرچم]] [[قریش]] را به دست گرفت و رجزخوان به میدان آمد. [[حمزه]] به او حمله کرد و با ضربتی او را کشت. بعد از [[عثمان]]، ابوسعد بن ابیطلحه به میدان آمد که او نیز با تیر [[سعد بن ابیوقاص]] کشته شد. پرچمداران [[قریش]]، یکی پس از دیگری به میدان آمدند و کشته شدند تا اینکه آخرین آنها، به نام صوأب جشمی، [[غلام]] بنی عبدالدار، به میدان آمد. او نیز به دست توانای [[علی]] {{ع}} کشته شد <ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۳۱؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۲۶-۲۲۸ به بعد.</ref>. با هلاکت پرچمداران [[سپاه]] [[کفر]]، هیمنه [[لشکر]] [[قریش]] در هم [[شکست]] و رو به هزیمت نهادند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۲۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۳۱؛ این سیدالناس، عیون الاثر، ج۱، ص۱۸-۱۹.</ref>. | ||
در این زمان، خبر [[شهادت]] [[حمزة بن عبدالمطلب]] عموی پیامبر{{صل}} به دست وحشی ـ [[غلام]] [[جبیر بن مطعم]] ـ به گوش همگان رسید<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۱۷؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۷۲.</ref>. [[شهادت]] [[حمزه]]، [[مسلمانان]] را به خروش آورد و بر شدت حملاتشان افزود. با حملات [[مسلمانان]]، [[لشکر]] [[قریش]] رو به فرار گذاشتند و متفرق شدند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۲۹؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۷۸.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[غزوه احد (مقاله)|غزوه احد]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲]]، ص۱۲۲؛ [[لطفالله خراسانی|خراسانی، لطفالله]]، [[احد غزوه (مقاله)|مقاله «احد»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]].</ref> | در این زمان، خبر [[شهادت]] [[حمزة بن عبدالمطلب]] عموی پیامبر{{صل}} به دست وحشی ـ [[غلام]] [[جبیر بن مطعم]] ـ به گوش همگان رسید<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۱۷؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۷۲.</ref>. [[شهادت]] [[حمزه]]، [[مسلمانان]] را به خروش آورد و بر شدت حملاتشان افزود. با حملات [[مسلمانان]]، [[لشکر]] [[قریش]] رو به فرار گذاشتند و متفرق شدند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۲۹؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۷۸.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[غزوه احد (مقاله)|غزوه احد]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲]]، ص۱۲۲؛ [[لطفالله خراسانی|خراسانی، لطفالله]]، [[احد غزوه (مقاله)|مقاله «احد»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]؛ [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۱۰-۳۲۰.</ref> | ||
== سرپیچی از دستور [[پیامبر]] {{صل}} == | == سرپیچی از دستور [[پیامبر]] {{صل}} == | ||
تیراندازانی که [[رسول خدا]] {{صل}} آنان را [[مأمور]] محافظت از شکاف کوه [[احد]] کرده بود توصیههای [[پیامبر اکرم]] {{صل}} را ندیده گرفتند و محل خدمت خود را ترک کردند. آنها [[عبدالله بن جبیر]] را با کمتر از ده نفر در جای خود، تنها گذاشتند<ref>ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه فی احوال صاحب الشریعه، ج۳، ص۲۹۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۳۲؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۳۰.</ref> و به هوای جمعآوری [[غنیمت]]، به وسط میدان آمدند. در این زمان، سوارهنظام [[دشمن]]، به [[فرماندهی]] [[خالد بن ولید]] که چشم به این نقطه داشت با کشتن بقیه محافظان، از پشت سر به [[مسلمانان]] حملهور شدند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۳۲؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۷۷-۷۸؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۱۰؛ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۴۷؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۲۹.</ref>. صفوف [[مسلمانان]] به هم ریخت و [[جنگ]] به نفع [[مشرکان]] شد<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[غزوه احد (مقاله)|غزوه احد]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲]]، ص۱۲۲-۱۲۳؛ [[لطفالله خراسانی|خراسانی، لطفالله]]، [[احد غزوه (مقاله)|مقاله «احد»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]].</ref>. | تیراندازانی که [[رسول خدا]] {{صل}} آنان را [[مأمور]] محافظت از شکاف کوه [[احد]] کرده بود توصیههای [[پیامبر اکرم]] {{صل}} را ندیده گرفتند و محل خدمت خود را ترک کردند. آنها [[عبدالله بن جبیر]] را با کمتر از ده نفر در جای خود، تنها گذاشتند<ref>ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه فی احوال صاحب الشریعه، ج۳، ص۲۹۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۳۲؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۳۰.</ref> و به هوای جمعآوری [[غنیمت]]، به وسط میدان آمدند. در این زمان، سوارهنظام [[دشمن]]، به [[فرماندهی]] [[خالد بن ولید]] که چشم به این نقطه داشت با کشتن بقیه محافظان، از پشت سر به [[مسلمانان]] حملهور شدند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۳۲؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۷۷-۷۸؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۱۰؛ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۴۷؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۲۹.</ref>. صفوف [[مسلمانان]] به هم ریخت و [[جنگ]] به نفع [[مشرکان]] شد<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[غزوه احد (مقاله)|غزوه احد]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲]]، ص۱۲۲-۱۲۳؛ [[لطفالله خراسانی|خراسانی، لطفالله]]، [[احد غزوه (مقاله)|مقاله «احد»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]؛ [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۱۰-۳۲۰.</ref>. | ||
== [[رشادتهای علی]] {{ع}} در [[احد]] == | == [[رشادتهای علی]] {{ع}} در [[احد]] == | ||
| خط ۴۸: | خط ۴۸: | ||
== جنایت هولناک [[قریش]] == | == جنایت هولناک [[قریش]] == | ||
پس از پایان درگیری و فرو نشستن [[آتش]] [[جنگ]]، هند ـ [[همسر]] [[ابوسفیان]] ـ با دیگر زنانی که همراه وی بودند، فرصت را مغتنم شمردند و بر بالای کشتههای [[مسلمانان]] از جمله [[حمزه]] [[سیدالشهداء]] رفتند. هند، شکم [[حمزه]] را درید و جگرش را بیرون کشید<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۲۴-۲۵۲؛ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۴۷؛ این هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۹۱.</ref>. سپس همراه دیگر [[زنان]] به سراغ سایر [[شهدا]] رفت و همه را مثله کردند و گوش و بینی آنها را بریدند. هند از گوش و بینی بریدههای [[شهدا]] برای خود، دستبند و گلوبند ساخت؛ سپس بر بالای سنگی رفت و اشعاری درباره کشته شدن [[حمزه]] و [[سپاسگزاری]] از وحشی سرود<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۹۱.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[غزوه احد (مقاله)|غزوه احد]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲]]، ص۱۲۸؛ [[لطفالله خراسانی|خراسانی، لطفالله]]، [[احد غزوه (مقاله)|مقاله «احد»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]].</ref> | پس از پایان درگیری و فرو نشستن [[آتش]] [[جنگ]]، هند ـ [[همسر]] [[ابوسفیان]] ـ با دیگر زنانی که همراه وی بودند، فرصت را مغتنم شمردند و بر بالای کشتههای [[مسلمانان]] از جمله [[حمزه]] [[سیدالشهداء]] رفتند. هند، شکم [[حمزه]] را درید و جگرش را بیرون کشید<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۲۴-۲۵۲؛ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۴۷؛ این هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۹۱.</ref>. سپس همراه دیگر [[زنان]] به سراغ سایر [[شهدا]] رفت و همه را مثله کردند و گوش و بینی آنها را بریدند. هند از گوش و بینی بریدههای [[شهدا]] برای خود، دستبند و گلوبند ساخت؛ سپس بر بالای سنگی رفت و اشعاری درباره کشته شدن [[حمزه]] و [[سپاسگزاری]] از وحشی سرود<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۹۱.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[غزوه احد (مقاله)|غزوه احد]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲]]، ص۱۲۸؛ [[لطفالله خراسانی|خراسانی، لطفالله]]، [[احد غزوه (مقاله)|مقاله «احد»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]؛ [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۱۰-۳۲۰.</ref> | ||
== پیامدهای [[شکست]] [[احد]] == | == پیامدهای [[شکست]] [[احد]] == | ||