آیه علم الکتاب در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۲۱: خط ۲۱:
رواياتي‌ كه در آنها [[اهل بيت]]{{عم}} مصداق آيه معرفي شده‌انـد، را بـه واسطه تفاوت رويكرد مي‌توان به دو دسته كلي تقسيم كرد:
رواياتي‌ كه در آنها [[اهل بيت]]{{عم}} مصداق آيه معرفي شده‌انـد، را بـه واسطه تفاوت رويكرد مي‌توان به دو دسته كلي تقسيم كرد:
# '''رويكرد تعييني:''' در اين دسته از روايات‌ صرفاً‌ مـصداق شـناسي‌ شـده و توضيح مؤثري نيامده است. در اين روايات گاه به شخص اميرالمؤمنين{{ع}} و گاه به مجموع [[ائمه]] اطهار‌{{عم}} اشـاره شـده است. براي نمونه [[امام باقر]]{{ع}} در‌ حديثي‌ جدشان اميرالمؤمنين{{ع}} را مصداق آيه بـرشمرده‌انـد: {{متن حدیث|قَالَ هُوَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ{ع}}» (صفار، ۱۴۰۴‌ق، ج۱، ص‌‌۲۱۳‌، ح۴</ref> و در فرمايش ديگري مصاديق آيه را تعميم داده و كل ائمه{{عم}} را مـشمول آن دانسته‌‌اند‌: {{متن حدیث|قَالَ إِيَّانَا عَنَى وَ عَلِيٌّ أَوَّلُنَا وَ أَفْضَلُنَا وَ خَيْرُنَا بَعْدَ النَّبِيِّ}} <ref>كلينـي، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۲۲۹، ح۶</ref>
# '''رويكرد تعييني:''' در اين دسته از روايات‌ صرفاً‌ مـصداق شـناسي‌ شـده و توضيح مؤثري نيامده است. در اين روايات گاه به شخص اميرالمؤمنين{{ع}} و گاه به مجموع [[ائمه]] اطهار‌{{عم}} اشـاره شـده است. براي نمونه [[امام باقر]]{{ع}} در‌ حديثي‌ جدشان اميرالمؤمنين{{ع}} را مصداق آيه بـرشمرده‌انـد: {{متن حدیث|قَالَ هُوَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ{ع}}» (صفار، ۱۴۰۴‌ق، ج۱، ص‌‌۲۱۳‌، ح۴</ref> و در فرمايش ديگري مصاديق آيه را تعميم داده و كل ائمه{{عم}} را مـشمول آن دانسته‌‌اند‌: {{متن حدیث|قَالَ إِيَّانَا عَنَى وَ عَلِيٌّ أَوَّلُنَا وَ أَفْضَلُنَا وَ خَيْرُنَا بَعْدَ النَّبِيِّ}} <ref>كلينـي، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۲۲۹، ح۶</ref>
# '''رويكرد تـفضيلي:''' اين‌ روايات اغلب آيه آخر [[سوره رعد]] را در مقايسه بـا آيه ۴۰ سـورة‌ نـمل بيان كرده‌اند‌. به‌ ديگر سخن در [[مقام]] بـيان افـضليتِ {{متن قرآن|من عنده علم الكتاب}} بر {{متن قرآن|من عنده علم من الكتاب}} بوده‌اند. طـبق اين آيه و در راسـتاي [[اجابت]] تقاضاي سليمان مبني بـر احـضار تخت بـلقيس‌ و پس از اعـلام آمـادگي عفريت [[جن]]، اين بار از ميان طايفه انـس كسـي اعلام آمادگي كرد كه پيش از چشم بر هم زدني تخت مورد نظر را حاضر مي‌كرد. طبق روايات اين فرد، شخصي غير از خود سليمان، و نـامش [[آصف]] بن برخيا بـوده اسـت <ref>طبرسي، ۱۳۷۲، ج۷، ص۲۲۳</ref> در اين آيه منشأ [[قدرت]] مشخص اسـت و خـداوند آن را «[[علم]] في الجمله به الكتاب‌» معرفي‌ مي‌كند؛ به گونه‌اي كه دارنده آن مى‌‏تواند بـه جـاى شنيدن صدا و ديدن تصوير، خود اشـيا و مـوجودات را جـابه جا كند. در اين آيه، آصـف بـن برخيا فعل‌ را‌ به خـودش مـستند كرد {{متن قرآن|آتيك}} و مهم‌تر آنكه فعل ادعايي محقق شد؛ به گونه‌اي كه سليمان آن تخت را ديد {{متن قرآن|فَلَمَّا رَآه مـُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ}}(نمل: ۴۱</ref> و شكرگزاري كرد‌ {{متن قرآن|هذا‌ مِنْ‌ فـَضْلِ رَبـِّي لِيَبْلُوَنِي أَ أَشـْكُرُ‌ أَم أَكْفـُرُ‌}} <ref>همان</ref> عبارت {{متن قرآن|هذا مـن فضل ربي}} خود [[گواه]] اين است كه در عين انتساب حقيقي و غير مجازي فعل به فاعل، اين قدرت‌ استقلالي‌ نـبوده‌ و بـه تبع [[اراده]] و [[فضل خدا]] شكل گرفته و لذا‌ هـيچ‌ مـنافاتي بـا تـوحيد افـعالي ندارد. در مقايسه اين دو آيه در نـگاه نـخست، به نظر مي‌رسد كه اين‌ افضليت‌ بيشتر‌ از حيث علمي مدنظر بوده است تا فعلي؛ يعني در‌ جـهت اثـبات افـضليت [[امامان معصوم]]{{عم}} اعلميت آنها بـرجسته و كانـون تـوجه بـوده اسـت تـا اقدر بودن آنها‌ در‌ تصرف‌ تكويني. ازهمين رو در بيان مصداق {{متن قرآن|من عنده علم الكتاب}} تصريح‌ كرده‌‌اند كه {{متن حدیث|نزلت في علي بن ابي طالب انه عالم هذه الامة بعد رسـول الله}} <ref>مجلسي‌، ۱۴۰۳‌ق، ج۳۵‌، ص۴۳۲، ح۱۱؛ صفار، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۲۱۶، ح۱۷و۱۸</ref> همچنين در برخي روايات در‌ ميان‌ قلمروهاي‌ مختلف [[دانش]]، علم غيب [[ائمه]]{{عم}} به طور خاص كانون توجه قرار گرفته است. در‌ روايتي‌ سليمان‌ بن سدير نقل مي كند كه [[امام صادق]]{{ع}} در مـجلسي عمومي فرمودند‌: «تعجب‌ است از قومي كه فكر مي‌كنند ما علم غيب مي‌دانيم و حال‌ آن‌ كه‌ علم غيب را تنها [[خدا]] مي‌داند. من قصد تنبيه كنيزم را كرده‌ام‌ اما‌ نـمي‌دانـم كجاست و در كدام يك از اتاق‌هاي [[منزل]] مخفي شده است‌». سليمان‌ مي‌‌گويد پس از اينكه حضرت از مجلس عمومي خارج، و وارد [[خانه]] شدند، به حضرت عرضه‌ داشتم‌ كه ما مـي‌دانـيم كه شما [[علم]] كثير مي‌دانـيد... حـضرت فرمودند‌: «اي‌ سليمان‌! آيا [[قرآن]] مي‌خواني؟» عرض كردم: آري، قرائت مي‌كنم. فرمودند: «آيا در ميان آياتي كه‌ قرائت‌ كرده‌‌اي آيه: {{متن قرآن|قالَ الذي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الكتاب أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ‌ أَن يَرْتـَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ»}} را هم خوانده‌اي؟». گـفتم: آري خـوانده‌ام. فرمودند: «آيا مي‌داني آن مرد‌ كه‌ بود و بهره او از [[علم]] الكتاب چقدر بود؟» حضرت ادامه دادند كه مقدار‌ علم‌ او از علم الكتاب به اندازه قطره‌‌اي‌ از‌ در درياي اخضر بوده است. گفتم: چه‌ بسيار‌ كم است اين اندازه؟ فرمودند: چه بـسيار اسـت كه خداي عزوجل او را منسوب‌ به‌ آن علمي كرده است كه‌ من‌ به تو‌ خبر‌ مي‌‌دهم؛ اي سدير آيا در آنچه‌ از‌ [[قرآن]] خواندي اين آيه را خواندي: {{متن قرآن|قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ‌ وَ مَنْ‌ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ‏ كُلُّهُ}} گـفتم: آن را خوانده‌ام. فـرمودند‌: «كسي‌ كه همه علم الكتاب را‌ دارد‌ با فهمتر است يا كسي كه جزئي از آن را دارد؟». گفتم: آنكه‌ علم‌ همه كتاب را دارد با فهم‌تـر‌ است‌. آنگاه با‌ دست‌ خود اشاره به سينه خود‌ كردند و فـرمودند: «بـه خـدا علم كتاب نزد ماست، به [[خدا]] همه‌اش نزد ماست‌» (صفار‌، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۲۱۳، ح۳؛ كليني، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۲۵۷، ح۳</ref>.<ref>[[صالح]]، [[سید محمد]] حسن، مقاله: ‌‌‌ارتـباط‌ مفهومِ علم الكتاب و ولايت تكويني اهل بيت{{عم}}، ممعرفت [[کلامی]]، پاییز و زمستان ۱۳۹۳، سال پنجم، ش۲، ص۱۰۱</ref>.
# '''رويكرد تـفضيلي:''' اين‌ روايات اغلب آيه آخر [[سوره رعد]] را در مقايسه بـا آيه ۴۰ سـوره نـمل بيان كرده‌اند‌. به‌ ديگر سخن در [[مقام]] بـيان افـضليتِ {{متن قرآن|من عنده علم الكتاب}} بر {{متن قرآن|من عنده علم من الكتاب}} بوده‌اند. طـبق اين آيه و در راسـتاي [[اجابت]] تقاضاي سليمان مبني بـر احـضار تخت بـلقيس‌ و پس از اعـلام آمـادگي عفريت [[جن]]، اين بار از ميان طايفه انـس كسـي اعلام آمادگي كرد كه پيش از چشم بر هم زدني تخت مورد نظر را حاضر مي‌كرد. طبق روايات اين فرد، شخصي غير از خود سليمان، و نـامش [[آصف]] بن برخيا بـوده اسـت <ref>طبرسي، ۱۳۷۲، ج۷، ص۲۲۳</ref> در اين آيه منشأ [[قدرت]] مشخص اسـت و خـداوند آن را «[[علم]] في الجمله به الكتاب‌» معرفي‌ مي‌كند؛ به گونه‌اي كه دارنده آن مى‌‏تواند بـه جـاى شنيدن صدا و ديدن تصوير، خود اشـيا و مـوجودات را جـابه جا كند. در اين آيه، آصـف بـن برخيا فعل‌ را‌ به خـودش مـستند كرد {{متن قرآن|آتيك}} و مهم‌تر آنكه فعل ادعايي محقق شد؛ به گونه‌اي كه سليمان آن تخت را ديد {{متن قرآن| فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ}}<ref>سوره نمل، آیه۴۱</ref> و شكرگزاري كرد‌ {{متن قرآن|هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ}} <ref>همان</ref> عبارت {{متن قرآن|هذا مـن فضل ربي}} خود [[گواه]] اين است كه در عين انتساب حقيقي و غير مجازي فعل به فاعل، اين قدرت‌ استقلالي‌ نـبوده‌ و بـه تبع [[اراده]] و [[فضل خدا]] شكل گرفته و لذا‌ هـيچ‌ مـنافاتي بـا تـوحيد افـعالي ندارد. در مقايسه اين دو آيه در نـگاه نـخست، به نظر مي‌رسد كه اين‌ افضليت‌ بيشتر‌ از حيث علمي مدنظر بوده است تا فعلي؛ يعني در‌ جـهت اثـبات افـضليت [[امامان معصوم]]{{عم}} اعلميت آنها بـرجسته و كانـون تـوجه بـوده اسـت تـا اقدر بودن آنها‌ در‌ تصرف‌ تكويني. ازهمين رو در بيان مصداق {{متن قرآن|من عنده علم الكتاب}} تصريح‌ كرده‌‌اند كه {{متن حدیث|نزلت في علي بن ابي طالب انه عالم هذه الامة بعد رسـول الله}} <ref>مجلسي‌، ۱۴۰۳‌ق، ج۳۵‌، ص۴۳۲، ح۱۱؛ صفار، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۲۱۶، ح۱۷و۱۸</ref> همچنين در برخي روايات در‌ ميان‌ قلمروهاي‌ مختلف [[دانش]]، علم غيب [[ائمه]]{{عم}} به طور خاص كانون توجه قرار گرفته است. در‌ روايتي‌ سليمان‌ بن سدير نقل مي كند كه [[امام صادق]]{{ع}} در مـجلسي عمومي فرمودند‌: «تعجب‌ است از قومي كه فكر مي‌كنند ما علم غيب مي‌دانيم و حال‌ آن‌ كه‌ علم غيب را تنها [[خدا]] مي‌داند. من قصد تنبيه كنيزم را كرده‌ام‌ اما‌ نـمي‌دانـم كجاست و در كدام يك از اتاق‌هاي [[منزل]] مخفي شده است‌». سليمان‌ مي‌‌گويد پس از اينكه حضرت از مجلس عمومي خارج، و وارد [[خانه]] شدند، به حضرت عرضه‌ داشتم‌ كه ما مـي‌دانـيم كه شما [[علم]] كثير مي‌دانـيد... حـضرت فرمودند‌: «اي‌ سليمان‌! آيا [[قرآن]] مي‌خواني؟» عرض كردم: آري، قرائت مي‌كنم. فرمودند: «آيا در ميان آياتي كه‌ قرائت‌ كرده‌‌اي آيه: {{متن قرآن|قالَ الذي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الكتاب أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ‌ أَن يَرْتـَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ»}} را هم خوانده‌اي؟». گـفتم: آري خـوانده‌ام. فرمودند: «آيا مي‌داني آن مرد‌ كه‌ بود و بهره او از [[علم]] الكتاب چقدر بود؟» حضرت ادامه دادند كه مقدار‌ علم‌ او از علم الكتاب به اندازه قطره‌‌اي‌ از‌ در درياي اخضر بوده است. گفتم: چه‌ بسيار‌ كم است اين اندازه؟ فرمودند: چه بـسيار اسـت كه خداي عزوجل او را منسوب‌ به‌ آن علمي كرده است كه‌ من‌ به تو‌ خبر‌ مي‌‌دهم؛ اي سدير آيا در آنچه‌ از‌ [[قرآن]] خواندي اين آيه را خواندي: {{متن قرآن|قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ‌ وَ مَنْ‌ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ‏ كُلُّهُ}} گـفتم: آن را خوانده‌ام. فـرمودند‌: «كسي‌ كه همه علم الكتاب را‌ دارد‌ با فهمتر است يا كسي كه جزئي از آن را دارد؟». گفتم: آنكه‌ علم‌ همه كتاب را دارد با فهم‌تـر‌ است‌. آنگاه با‌ دست‌ خود اشاره به سينه خود‌ كردند و فـرمودند: «بـه خـدا علم كتاب نزد ماست، به [[خدا]] همه‌اش نزد ماست‌» (صفار‌، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۲۱۳، ح۳؛ كليني، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۲۵۷، ح۳</ref>.<ref>[[صالح]]، [[سید محمد]] حسن، مقاله: ‌‌‌ارتـباط‌ مفهومِ علم الكتاب و ولايت تكويني اهل بيت{{عم}}، ممعرفت [[کلامی]]، پاییز و زمستان ۱۳۹۳، سال پنجم، ش۲، ص۱۰۱</ref>.


== دلالت [[آیه]] ==
== دلالت [[آیه]] ==
۱۵٬۳۱۷

ویرایش