←نسب قریش
جز (جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن') |
|||
| خط ۴: | خط ۴: | ||
*بدین ترتیب [[مکه]] در [[اختیار]] قصی قرار گرفت و او [[ریاست]] کامل [[کعبه]] را به دست گرفت<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم والملوک، ج۲، ص۲۵۸؛ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۲۳۸؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۵۷.</ref>. قصی، [[قبایل]] متفرق [[قریش]] را گرد آورد و در [[مکه]] جای داد و امور رفادت (مهمانداری [[زائران]] [[کعبه]])، حجابت (دربانی و کلیدداری)، سدانت (خادمی و پردهداری)، لواء (پرچمداری) و سقایت را به عهده گرفت<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۲۵.</ref>. او [[کعبه]] را از نو ساخت و [[دار الندوه]] را برای انجام مشورتها و اتخاذ تصمیمات عمده [[قریش]] تأسیس کرد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۵۸.</ref>. پس از قصی، [[مناصب]] [[قریش]] بین بنیعبدمناف و بنیعبدالدار تقسیم شد<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۳۲؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۶۳؛ عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۲۲.</ref>. [[قریشیان]] رفته رفته از [[دین]] آبا و اجدادی خود فاصله گرفتند و [[بتپرستی]] را پیشه خود ساختند؛ طوری که [[کعبه]]، پر شده بود از بتهای [[قریش]] و دیگر [[قبایل]]. آنان در [[دین]] [[بدعت]] ورزیدند (به ویژه پس از حادثه [[اصحاب فیل]]) تا اینکه [[اسلام]] [[ظهور]] کرد و همه این [[بدعتها]] را از بین برد. | *بدین ترتیب [[مکه]] در [[اختیار]] قصی قرار گرفت و او [[ریاست]] کامل [[کعبه]] را به دست گرفت<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم والملوک، ج۲، ص۲۵۸؛ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۲۳۸؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۵۷.</ref>. قصی، [[قبایل]] متفرق [[قریش]] را گرد آورد و در [[مکه]] جای داد و امور رفادت (مهمانداری [[زائران]] [[کعبه]])، حجابت (دربانی و کلیدداری)، سدانت (خادمی و پردهداری)، لواء (پرچمداری) و سقایت را به عهده گرفت<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۲۵.</ref>. او [[کعبه]] را از نو ساخت و [[دار الندوه]] را برای انجام مشورتها و اتخاذ تصمیمات عمده [[قریش]] تأسیس کرد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۵۸.</ref>. پس از قصی، [[مناصب]] [[قریش]] بین بنیعبدمناف و بنیعبدالدار تقسیم شد<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۳۲؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۶۳؛ عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۲۲.</ref>. [[قریشیان]] رفته رفته از [[دین]] آبا و اجدادی خود فاصله گرفتند و [[بتپرستی]] را پیشه خود ساختند؛ طوری که [[کعبه]]، پر شده بود از بتهای [[قریش]] و دیگر [[قبایل]]. آنان در [[دین]] [[بدعت]] ورزیدند (به ویژه پس از حادثه [[اصحاب فیل]]) تا اینکه [[اسلام]] [[ظهور]] کرد و همه این [[بدعتها]] را از بین برد. | ||
*[[قریش]] برای خود، راههای تجاری را به [[شام]]، [[حبشه]]، [[یمن]] و [[عراق]] گشودند و در [[مکه]]، اجتماعات و بازارگاههایی چون [[عکاظ]] بر پا کردند که بسیاری از [[قبایل]] نجد در آن شرکت میکردند<ref>زکریا بن محمد قزوینی، آثار البلاد و اخبار العباد، ص۸۵؛ محمد عبدالله ازرقی، اخبار مکه، ص۱۲۲۹.</ref>. [[مکه]] پس از [[بعثت پیامبر]]{{صل}} عرصه خشونتهای بسیار سران و بعضی از [[مردم]] [[قریش]] علیه آن [[حضرت]] و [[اصحاب]] و یارانش شد. پس از [[هجرت]] [[رسول خدا]]{{صل}} به [[مدینه]] نیز جنگهای بسیاری علیه ایشان بر پا کردند؛ تا اینکه سرانجام در [[سال هشتم هجری]]، [[مکه]] به دست [[مسلمانان]] [[فتح]] شد و همه قریش [[اسلام]] [[اختیار]] کردند <ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[قبایل عرب مکه (مقاله)|قبایل عرب مکه]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۲۲۲-۲۲۴.</ref>. | *[[قریش]] برای خود، راههای تجاری را به [[شام]]، [[حبشه]]، [[یمن]] و [[عراق]] گشودند و در [[مکه]]، اجتماعات و بازارگاههایی چون [[عکاظ]] بر پا کردند که بسیاری از [[قبایل]] نجد در آن شرکت میکردند<ref>زکریا بن محمد قزوینی، آثار البلاد و اخبار العباد، ص۸۵؛ محمد عبدالله ازرقی، اخبار مکه، ص۱۲۲۹.</ref>. [[مکه]] پس از [[بعثت پیامبر]]{{صل}} عرصه خشونتهای بسیار سران و بعضی از [[مردم]] [[قریش]] علیه آن [[حضرت]] و [[اصحاب]] و یارانش شد. پس از [[هجرت]] [[رسول خدا]]{{صل}} به [[مدینه]] نیز جنگهای بسیاری علیه ایشان بر پا کردند؛ تا اینکه سرانجام در [[سال هشتم هجری]]، [[مکه]] به دست [[مسلمانان]] [[فتح]] شد و همه قریش [[اسلام]] [[اختیار]] کردند <ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[قبایل عرب مکه (مقاله)|قبایل عرب مکه]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۲۲۲-۲۲۴.</ref>. | ||
==وجه تسمیه [[قریش]]== | ==وجه تسمیه [[قریش]]== | ||
*در اینکه چرا به [[قریش]]، [[قریش]] گفتهاند نیز در میان علمای فن، [[اختلاف]] است. عدهای گفتهاند که [[قریش]] از کلمه "القرش" گرفته شده است که به معنای کسب و جمع است<ref>ابن منظور، لسان العرب، ج۶، ص۳۳۴؛ احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱۱، ص۸۰؛ خلیل بن احمد فراهیدی کتاب العین، ج۵، ص۳۹؛ عبدالرحمن سهیلی، الروض الأنف فی شرح السیرة النبویه، ج۲، ص۴۲؛ این هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۲۵.</ref>. | *در اینکه چرا به [[قریش]]، [[قریش]] گفتهاند نیز در میان علمای فن، [[اختلاف]] است. عدهای گفتهاند که [[قریش]] از کلمه "القرش" گرفته شده است که به معنای کسب و جمع است<ref>ابن منظور، لسان العرب، ج۶، ص۳۳۴؛ احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱۱، ص۸۰؛ خلیل بن احمد فراهیدی کتاب العین، ج۵، ص۳۹؛ عبدالرحمن سهیلی، الروض الأنف فی شرح السیرة النبویه، ج۲، ص۴۲؛ این هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۲۵.</ref>. | ||