کاربر:Ali/صفحه تمرین۲: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = صحابه
| موضوع مرتبط = صحابه
| عنوان مدخل  = زرارة بن اوفی نخعی
| عنوان مدخل  = زرارة بن عمرو نخعى
| مداخل مرتبط = [[زرارة بن اوفی نخعی در تاریخ اسلامی]]
| مداخل مرتبط = [[زرارة بن عمرو نخعى در تاریخ اسلامی]]
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}
== آشنایی اجمالی ==
== آشنایی اجمالی ==
وی به [[قبیله نخع]]، از [[عرب]] جنوبی نسب می‌برد که در [[کوفه]] [[سکونت]] گزیدند<ref>سمعانی، الانساب، ج۵، ص۴۷۳.</ref>. [[ابن ابی‌حاتم]]<ref>ابن ابی‌حاتم، الجرح والتعدیل، ج۳، ص۶۰۳.</ref> به نقل از پدرش وی را [[صحابی]] دانسته است. [[ابن عبدالبر]]<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۹۴.</ref>، [[ابن اثیر]]<ref>ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۳۱۳.</ref> و [[ابن حجر]]<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۶۲.</ref> نیز تنها به همین خبر اشاره کرده‌اند. نمازی<ref>نمازی، مستدرکات علم رجال الحدیث، ص۴۲۵.</ref> وی را از مجاهیل [[صحابه]] دانسته و به [[روایت]] او از [[رسول خدا]]{{صل}} درباره فضل [[قرآن]] اشاره کرده است. البته ابن حجر<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۶۲.</ref> [[کنیه]] وی را «[[ابوعمرو]]» آورده و افزوده است که یک نفر دیگر به نام «[[زرارة بن اوفی]]» وجود دارد که [[قاضی بصره]] بوده و [[تابعی]] معروف و [[ثقه]] است. شاید براساس این نظر ابن حجر، تصور شود که این دو نفر می‌توانند یکی باشند، اما به چند دلیل چنین نیست؛ از جمله آنکه نسبت یکی حرشی و از بنی‌حریش بن کعب است<ref>ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۱۰۹.</ref> در حالی که این [[زراره]] [[نخعی]] است و درگذشت زراره حرشی را به [[اختلاف]] در سال ۷۳<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۱۱۰.</ref> یا ۱۰۶ یا ۱۰۸<ref>باجی، التعدیل والتجریح، ج۲، ص۶۳۱.</ref> گفته‌اند، ولی زراره نخعی در [[زمان عثمان]] درگذشته است<ref>ابن ابی‌حاتم، الجرح والتعدیل، ج۳، ص۶۰۳؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۹۴؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۳۱۳؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۶۲.</ref>.<ref>[[قاسم خانجانی|خانجانی، قاسم]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|مقاله «زرارة بن اوفی نخعی»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۳، ص۳۸۵.</ref>
وی به [[قبیله نخع]]، از [[عرب]] جنوبی نسب می‌برد که در [[کوفه]] [[سکونت]] گزیدند<ref>سمعانی، الانساب، ج۵، ص۴۷۳.</ref>. [[زراره]] را پدر «عمرو» دانسته و گفته‌اند در نیمه [[ماه رجب]] [[سال نهم هجرت|سال نهم]]<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۹۴؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۳۱۴.</ref> یا [[محرم]] [[سال دهم هجرت|سال دهم]]<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۶۳.</ref> یا [[سال یازدهم]] از [[یمن]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۶۰؛ ابن ابی‌حاتنم، الجرح والتعدیل، ج۳، ص۶۰۳.</ref> در وفد [[نخع]] نزد [[رسول خدا]]{{صل}} آمد<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۹۴؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۳۱۴؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۶۳.</ref>. به گفته [[ابن سعد]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۶۱.</ref>، در نیمه [[ماه محرم]] سال یازدهم وی به همراه دویست تن از [[نخعیان]] در وفد نخع نزد رسول خدا{{صل}} آمد و همه [[اسلام]] آوردند. آنان پیش از این در یمن با [[معاذ بن جبل]] عامل رسول خدا{{صل}}[[ بیعت]] کرده بودند.
 
به گفته ابن سعد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۶۰.</ref>، [[هشام بن محمد کلبی]]، وی را [[زرارة بن قیس بن حارث بن عداء]] دانسته است که [[نصرانی]] بود. گفته‌اند وی در این [[ملاقات]] خوابی را که در راه دیده بود برای رسول خدا{{صل}} تعریف کرد و آن حضرت پس از [[تعبیر خواب]] او به اینکه از کنیزش برای او پسری به [[دنیا]] آمده است از او پرسید: آیا [[بیماری]] برص داری؟ و چون پاسخ آری داد، آن حضرت ادامه [[خواب]] او را چنین تعبیر کرد و فرمود: فتنه‌ای به وجود خواهد آمد که [[مردم]] [[امام]] خود را می‌کشند و چنان با هم [[مشاجره]] می‌کنند که [[خون]] [[مؤمن]] نزد مؤمن از [[آب]] خوردن حلال‌تر می‌شود و [[گناهکار]]، [[نیکوکار]] شمرده می‌شود. پس اگر تو درگذری این [[فتنه]] پسرت را خواهد گرفت و اگر تو زنده باشی تو را می‌گیرد سپس زراره گفت: [[دعا]] کن مرا نگیرد و آن حضرت برای او [[دعا]] کرد و ادامه خواب او را تعبیر فرمود. بعدها [[عمرو بن زراره]] نخستین کسی بود که عثمان را از [[خلافت]] خلع کرد<ref>ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۶۲؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۳۱۴؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۶۴.</ref>. به نظر می‌رسد، با توجه به [[منازعات]] [[سیاسی]] اواخر [[خلافت عثمان]]، این [[روایت]] در [[اثبات]] فضیلتی برای عثمان جعل شده باشد. بنا بر نقلی پسرش، عمرو، در [[کوفه]] عثمان را خلع کرد و با [[امام علی]]{{ع}}[[ بیعت]] کرد<ref>ابن کلبی، نسب معد والیمن الکبیر، ج۱، ص۲۸۸؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۶۴.</ref>. برخی منابع مطالب یادشده را برای [[زرارة بن قیس]] نقل کرده و او را در مدخلی مستقل معرفی کرده‌اند<ref>ر.ک: ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۹۵؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۳۱۴؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۶۴.</ref> اما به نظر می‌رسد با توجه به مشترک بودن اطلاعات مربوط به آن دو باید مصداق این دو نام را یکی دانست. چنان‌که [[ابن حجر]]<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۶۴.</ref>، نیز شرح حال «زرارة بن قیس» را به «[[زرارة بن عمرو]]» ارجاع داده است. [[ابن حبیب بغدادی]]<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۳۰۱.</ref>، نام «زرارة بن قیس» را در شمار بزرگانی که [[بیماری]] برص داشتند آورده است.<ref>[[قاسم خانجانی|خانجانی، قاسم]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|مقاله «زرارة بن عمرو نخعى»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۳، ص۳۸۶-۳۸۷.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
{{مدخل وابسته}}
{{مدخل وابسته}}
* [[نخع]] (قیبله)
* [[نخع]] (قیبله)
* [[قریش]] (قیبله)
* [[]] (قیبله)
* [[عمرو بن زراره نخعی]] (فرزند)
{{پایان مدخل وابسته}}
{{پایان مدخل وابسته}}


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:IM009659.jpg|22px]] [[قاسم خانجانی|خانجانی، قاسم]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|'''مقاله «زرارة بن اوفی نخعی»، دانشنامه سیره نبوی ج۳''']]
# [[پرونده:IM009659.jpg|22px]] [[قاسم خانجانی|خانجانی، قاسم]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|'''مقاله «زرارة بن عمرو نخعى»، دانشنامه سیره نبوی ج۳''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}



نسخهٔ ‏۷ دسامبر ۲۰۲۵، ساعت ۲۰:۳۴

آشنایی اجمالی

وی به قبیله نخع، از عرب جنوبی نسب می‌برد که در کوفه سکونت گزیدند[۱]. زراره را پدر «عمرو» دانسته و گفته‌اند در نیمه ماه رجب سال نهم[۲] یا محرم سال دهم[۳] یا سال یازدهم از یمن[۴] در وفد نخع نزد رسول خدا(ص) آمد[۵]. به گفته ابن سعد[۶]، در نیمه ماه محرم سال یازدهم وی به همراه دویست تن از نخعیان در وفد نخع نزد رسول خدا(ص) آمد و همه اسلام آوردند. آنان پیش از این در یمن با معاذ بن جبل عامل رسول خدا(ص)بیعت کرده بودند.

به گفته ابن سعد[۷]، هشام بن محمد کلبی، وی را زرارة بن قیس بن حارث بن عداء دانسته است که نصرانی بود. گفته‌اند وی در این ملاقات خوابی را که در راه دیده بود برای رسول خدا(ص) تعریف کرد و آن حضرت پس از تعبیر خواب او به اینکه از کنیزش برای او پسری به دنیا آمده است از او پرسید: آیا بیماری برص داری؟ و چون پاسخ آری داد، آن حضرت ادامه خواب او را چنین تعبیر کرد و فرمود: فتنه‌ای به وجود خواهد آمد که مردم امام خود را می‌کشند و چنان با هم مشاجره می‌کنند که خون مؤمن نزد مؤمن از آب خوردن حلال‌تر می‌شود و گناهکار، نیکوکار شمرده می‌شود. پس اگر تو درگذری این فتنه پسرت را خواهد گرفت و اگر تو زنده باشی تو را می‌گیرد سپس زراره گفت: دعا کن مرا نگیرد و آن حضرت برای او دعا کرد و ادامه خواب او را تعبیر فرمود. بعدها عمرو بن زراره نخستین کسی بود که عثمان را از خلافت خلع کرد[۸]. به نظر می‌رسد، با توجه به منازعات سیاسی اواخر خلافت عثمان، این روایت در اثبات فضیلتی برای عثمان جعل شده باشد. بنا بر نقلی پسرش، عمرو، در کوفه عثمان را خلع کرد و با امام علی(ع)بیعت کرد[۹]. برخی منابع مطالب یادشده را برای زرارة بن قیس نقل کرده و او را در مدخلی مستقل معرفی کرده‌اند[۱۰] اما به نظر می‌رسد با توجه به مشترک بودن اطلاعات مربوط به آن دو باید مصداق این دو نام را یکی دانست. چنان‌که ابن حجر[۱۱]، نیز شرح حال «زرارة بن قیس» را به «زرارة بن عمرو» ارجاع داده است. ابن حبیب بغدادی[۱۲]، نام «زرارة بن قیس» را در شمار بزرگانی که بیماری برص داشتند آورده است.[۱۳]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. سمعانی، الانساب، ج۵، ص۴۷۳.
  2. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۹۴؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۳۱۴.
  3. ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۶۳.
  4. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۶۰؛ ابن ابی‌حاتنم، الجرح والتعدیل، ج۳، ص۶۰۳.
  5. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۹۴؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۳۱۴؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۶۳.
  6. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۶۱.
  7. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۶۰.
  8. ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۶۲؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۳۱۴؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۶۴.
  9. ابن کلبی، نسب معد والیمن الکبیر، ج۱، ص۲۸۸؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۶۴.
  10. ر.ک: ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۹۵؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۳۱۴؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۶۴.
  11. ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۶۴.
  12. ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۳۰۱.
  13. خانجانی، قاسم، مقاله «زرارة بن عمرو نخعى»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۳۸۶-۳۸۷.