←نقد و بررسی
| خط ۶۲۵: | خط ۶۲۵: | ||
اما منظور از «انفسنا» و «انفسکم» در آیه: {{متن قرآن|أَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ}}، یا مردانی است که در دین و نسب از جنس ما هستند و در مقابل، مردانی که از جنس شما هستند، و یا مقصود تنها تجانس در [[قرابت]] است؛ چراکه میفرماید: {{متن قرآن|أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ}}، از آن پس [[اولاد]]، [[زنان]] و مردانی را ذکر میکند که از این مطلب [[استنباط]] میشود که [[نزدیکان]] به ما، مردان، زنان، اولاد و بستگان را [[اراده]] کرده است و بر همین اساس حسن و حسین{{ع}} را از [[فرزندان]]، [[فاطمه]]{{س}} را از زنان و علی{{ع}} را از مردان فرا خواند و نزد [[پیامبر خدا]]{{صل}} در نسبت احدی نزدیکتر از این افراد نبود و آنان کسانی هستند که [[پیامبر]] [[کساء]] را بر سر آنان قرار داد و [[مباهله]]، با نزدیکانِ پیامبر حاصل میشود و در صورتی که با افرادی که از نظر نسب به ایشان دور هستند مباهله میکرد، مقصود حاصل نمیشد، هر چند که آن افراد نزد [[خداوند]] [[افضل]] میبودند. پس منظور فراخواندن نزدیکان خود بود، چنانکه پیامبر نزدیکترین افراد به خود را فرامیخوانَد و [[نفوس]] بر نزدیکان [[دلسوزی]] میکند به گونهای که برای غیر، دلسوزی نمیکند و [[نصرانیان]] میدانستند که [[حضرت محمد]]{{صل}} [[رسول]] خداست و میدانستند که اگر با او مباهله کنند، [[لعنت]] بر خود و نزدیکانشان نازل میشود، از اینرو آنها بر خود و نزدیکانشان ترسیدند و این [[خوف]] در امتناع آنها رساتر بود و الّا [[انسان]] حاضر است که خود را به ورطه [[هلاکت]] بیافکند تا فرزندش زنده بماند و از همین دست است که پیرمردی کهن سال مرگش را [[اختیار]] میکند تا نزدیکانش در [[نعمت]] و [[ثروت]] باقی بمانند که از این موارد فراوان اتفاق افتاده است. به همین جهت است که [[پیامبر]] از آنها خواست که با [[فرزندان]]، [[زنان]]، مردان و نزدیکانشان حاضر شده و [[مباهله]] کنند. | اما منظور از «انفسنا» و «انفسکم» در آیه: {{متن قرآن|أَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ}}، یا مردانی است که در دین و نسب از جنس ما هستند و در مقابل، مردانی که از جنس شما هستند، و یا مقصود تنها تجانس در [[قرابت]] است؛ چراکه میفرماید: {{متن قرآن|أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ}}، از آن پس [[اولاد]]، [[زنان]] و مردانی را ذکر میکند که از این مطلب [[استنباط]] میشود که [[نزدیکان]] به ما، مردان، زنان، اولاد و بستگان را [[اراده]] کرده است و بر همین اساس حسن و حسین{{ع}} را از [[فرزندان]]، [[فاطمه]]{{س}} را از زنان و علی{{ع}} را از مردان فرا خواند و نزد [[پیامبر خدا]]{{صل}} در نسبت احدی نزدیکتر از این افراد نبود و آنان کسانی هستند که [[پیامبر]] [[کساء]] را بر سر آنان قرار داد و [[مباهله]]، با نزدیکانِ پیامبر حاصل میشود و در صورتی که با افرادی که از نظر نسب به ایشان دور هستند مباهله میکرد، مقصود حاصل نمیشد، هر چند که آن افراد نزد [[خداوند]] [[افضل]] میبودند. پس منظور فراخواندن نزدیکان خود بود، چنانکه پیامبر نزدیکترین افراد به خود را فرامیخوانَد و [[نفوس]] بر نزدیکان [[دلسوزی]] میکند به گونهای که برای غیر، دلسوزی نمیکند و [[نصرانیان]] میدانستند که [[حضرت محمد]]{{صل}} [[رسول]] خداست و میدانستند که اگر با او مباهله کنند، [[لعنت]] بر خود و نزدیکانشان نازل میشود، از اینرو آنها بر خود و نزدیکانشان ترسیدند و این [[خوف]] در امتناع آنها رساتر بود و الّا [[انسان]] حاضر است که خود را به ورطه [[هلاکت]] بیافکند تا فرزندش زنده بماند و از همین دست است که پیرمردی کهن سال مرگش را [[اختیار]] میکند تا نزدیکانش در [[نعمت]] و [[ثروت]] باقی بمانند که از این موارد فراوان اتفاق افتاده است. به همین جهت است که [[پیامبر]] از آنها خواست که با [[فرزندان]]، [[زنان]]، مردان و نزدیکانشان حاضر شده و [[مباهله]] کنند. | ||
'''نقد و بررسی''' | |||
ابن تیمیه دلالت حدیث مباهله را بر [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} رد میکند، اما در کلام وی [[اضطراب]] و تهافت وجود دارد. | ابن تیمیه دلالت حدیث مباهله را بر [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} رد میکند، اما در کلام وی [[اضطراب]] و تهافت وجود دارد. | ||
'''نخستین اشکال''' | '''نخستین اشکال''' | ||
در پاسخ به این اشکال که احدی با [[رسول خدا]]{{صل}} مساوی نیست، باید گفت که این سخن اشکالی [[علمی]] به [[حساب]] نمیآید و صرفاً جنبه جدلی دارد؛ زیرا منظور از [[مساوات]] امیرالمؤمنین{{ع}} با رسول خدا{{صل}} مقایسه آن دو [[بزرگوار]] با یکدیگر نیست، بلکه صرفاً بیان اشتراک ایشان در همه [[کمالات]] جز [[نبوت]] است. همه قبول دارند که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[برترین]] [[آفریده]] [[خداوند]] است و از نظر رتبه و [[مقام]] احدی با ایشان برابر نیست، اما سخن در رتبه پس از رسول خدا{{صل}} است. | |||
براساس [[روایت]] [[امام صادق]]{{ع}}، [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} در پاسخ یکی از [[عالمان یهودی]] که درباره [[نبی]] بودن حضرتش سؤال کرده بود فرمودند: | براساس [[روایت]] [[امام صادق]]{{ع}}، [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} در پاسخ یکی از [[عالمان یهودی]] که درباره [[نبی]] بودن حضرتش سؤال کرده بود فرمودند: | ||
{{متن حدیث|وَيْلَكَ، إِنَّمَا أَنَا عَبْدٌ مِنْ عَبِيدِ مُحَمَّدٍ{{صل}}}}<ref>الکافی، ج۱، ص۹۰، ح۵؛ الإحتجاج، ج۱، ص۳۱۳-۳۱۴.</ref>؛ | {{متن حدیث|وَيْلَكَ، إِنَّمَا أَنَا عَبْدٌ مِنْ عَبِيدِ مُحَمَّدٍ{{صل}}}}<ref>الکافی، ج۱، ص۹۰، ح۵؛ الإحتجاج، ج۱، ص۳۱۳-۳۱۴.</ref>؛ | ||
| خط ۶۵۱: | خط ۶۵۲: | ||
پس مساوی بودن [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} با [[رسول خدا]]{{صل}} در [[کمالات]] موضوعی است که [[آیات قرآن]] و [[روایات]] رسول خدا{{صل}} بر آن دلالت دارند. پس اگر [[خدا]] و رسولش چنین میگویند، آیا [[وظیفه]] ما غیر از [[اطاعت]] و [[پیروی]] است؟ | پس مساوی بودن [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} با [[رسول خدا]]{{صل}} در [[کمالات]] موضوعی است که [[آیات قرآن]] و [[روایات]] رسول خدا{{صل}} بر آن دلالت دارند. پس اگر [[خدا]] و رسولش چنین میگویند، آیا [[وظیفه]] ما غیر از [[اطاعت]] و [[پیروی]] است؟ | ||
'''اشکال دوم''' | '''اشکال دوم''': | ||
اما در پاسخ به این اشکال ابن تیمیه که با استناد به برخی آیات قرآن مدعی شده که براساس لغت [[عرب]]، واژه «نفس» بر [[مساوات]] دلالت ندارد و مراد از آن در [[آیه]] کسی است که به واسطه [[خویشاوندی]] با پیامبر ارتباط دارد، باید گفت: | |||
#اولا: باید از وی پرسید آیاتی که در آن [[آیات]]، «نفس» و «اقرباء» در مقابل هم به کار رفتهاند را چگونه معنا میکند؟! مثلا [[خدای تعالی]] میفرماید: {{متن قرآن|قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا}}<ref>«خود و خانواده خویش را از آتش بازدارید» سوره تحریم، آیه ۶.</ref> و در جای دیگر میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّ الْخَاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَأَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ}}<ref>«بیگمان زیانکاران آنانند که در روز رستخیز به خود و خانواده خویش زیان رساندهاند» سوره زمر، آیه ۱۵.</ref>. در این دو آیه، «نفس» در مقابل «[[أهل]]» به کار رفته است، پس نمیتوان گفت مراد از «نفس» [[خانواده]] و [[خویشاوندان]] نزدیک فرد است. البته «نفس» در این آیات به معنای [[حقیقی]] آن استعمال شده است، اما در [[آیه مباهله]] بر وجه مجاز درباره کسی به کار رفته که به منزله خود پیامبر است و گفتیم در مجاز، أقرب المجازات مقدم است و آن مساوات میباشد، در نتیجه علی{{ع}} نفس پیامبر{{صل}} است و در کمالات با ایشان مساوی است.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام]]، ج۳، ص ۳۵۴.</ref> | #اولا: باید از وی پرسید آیاتی که در آن [[آیات]]، «نفس» و «اقرباء» در مقابل هم به کار رفتهاند را چگونه معنا میکند؟! مثلا [[خدای تعالی]] میفرماید: {{متن قرآن|قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا}}<ref>«خود و خانواده خویش را از آتش بازدارید» سوره تحریم، آیه ۶.</ref> و در جای دیگر میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّ الْخَاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَأَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ}}<ref>«بیگمان زیانکاران آنانند که در روز رستخیز به خود و خانواده خویش زیان رساندهاند» سوره زمر، آیه ۱۵.</ref>. در این دو آیه، «نفس» در مقابل «[[أهل]]» به کار رفته است، پس نمیتوان گفت مراد از «نفس» [[خانواده]] و [[خویشاوندان]] نزدیک فرد است. البته «نفس» در این آیات به معنای [[حقیقی]] آن استعمال شده است، اما در [[آیه مباهله]] بر وجه مجاز درباره کسی به کار رفته که به منزله خود پیامبر است و گفتیم در مجاز، أقرب المجازات مقدم است و آن مساوات میباشد، در نتیجه علی{{ع}} نفس پیامبر{{صل}} است و در کمالات با ایشان مساوی است.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام]]، ج۳، ص ۳۵۴.</ref> | ||
# ثانیا: کلمه "نفس" در لغت دو معنای اصلی دارد: یکی به معنای [[روح]] و دیگری به معنای ذات و [[حقیقت]] یک چیز است. وقتی گفته میشود: نفس فلانی از بدنش خارج شد، مقصود، معنای اول است و هنگامی که گفته میشود: فلانی نفس خود را هلاک کرد، معنای دوم مراد است<ref>لسان العرب، ج۱۴، ص۳۱۹؛ اقرب الموارد، ج۲، ص۱۳۲۹.</ref>. واژه نفس در آیاتی که ذکر شد به معنای ذات و [[هویت]] [[انسانی]] است، ولی با قرینه معلوم است که خود افراد مراد نیستند، بلکه افراد دیگری مرادند، مضافاً بر اینکه [[خویشاوندی]] و همآیینی به علی{{ع}} اختصاص نداشت. بنابراین، اختصاص او در شرکت دادن در [[مباهله]] جز به دلیل [[شخصیت]] برجسته، ممتاز و تعیینن کنندهاش نبوده است<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[براهین و نصوص امامت (کتاب)|براهین و نصوص امامت]]، ص۳۱.</ref>. | # ثانیا: کلمه "نفس" در لغت دو معنای اصلی دارد: یکی به معنای [[روح]] و دیگری به معنای ذات و [[حقیقت]] یک چیز است. وقتی گفته میشود: نفس فلانی از بدنش خارج شد، مقصود، معنای اول است و هنگامی که گفته میشود: فلانی نفس خود را هلاک کرد، معنای دوم مراد است<ref>لسان العرب، ج۱۴، ص۳۱۹؛ اقرب الموارد، ج۲، ص۱۳۲۹.</ref>. واژه نفس در آیاتی که ذکر شد به معنای ذات و [[هویت]] [[انسانی]] است، ولی با قرینه معلوم است که خود افراد مراد نیستند، بلکه افراد دیگری مرادند، مضافاً بر اینکه [[خویشاوندی]] و همآیینی به علی{{ع}} اختصاص نداشت. بنابراین، اختصاص او در شرکت دادن در [[مباهله]] جز به دلیل [[شخصیت]] برجسته، ممتاز و تعیینن کنندهاش نبوده است<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[براهین و نصوص امامت (کتاب)|براهین و نصوص امامت]]، ص۳۱.</ref>. | ||