پرش به محتوا

نافع بن ازرق: تفاوت میان نسخه‌ها

۴ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۳ دسامبر ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
خط ۸: خط ۸:
==مقدمه==
==مقدمه==
پس از [[شکست]] [[مستورد بن علفه]] مدتها از سوی خوارج تحریکات مهمی صورت نگرفت و تنها گروه‌های کوچکی از آنان دست به شورشهای محدود می‌زدند و بلافاصله [[سرکوب]] می‌شدند تا اینکه نافع بن ازرق جمع کثیری از خوارج را در اطراف خود گرد آورد و فتنۀ بزرگی را ایجاد کرد که مدتها [[جامعۀ اسلامی]] درگیر آن بود.
پس از [[شکست]] [[مستورد بن علفه]] مدتها از سوی خوارج تحریکات مهمی صورت نگرفت و تنها گروه‌های کوچکی از آنان دست به شورشهای محدود می‌زدند و بلافاصله [[سرکوب]] می‌شدند تا اینکه نافع بن ازرق جمع کثیری از خوارج را در اطراف خود گرد آورد و فتنۀ بزرگی را ایجاد کرد که مدتها [[جامعۀ اسلامی]] درگیر آن بود.
نافع بن ازرق پس از جدایی از [[ابن زبیر]] به [[بصره]] آمد و از [[اختلافات]] داخلی که میان [[قبایل]] موجود در بصره پدید آمده بود [[سود]] برد و گروهی از خوارج تندرو را دور خود جمع کرد. او می‌خواست بصره را [[تصرف]] کند اما مسلم بن عبیس به کمک [[مردم بصره]] در مقابل او ایستادند و نافع بن ازرق را از بصره دور کردند. نافع بن ازرق با [[سپاه]] خود به دولاب در نزدیکی [[اهواز]] [[عقب‌نشینی]] کرد. مردم بصره سپاهی را برای [[جنگ]] با [[ابن ازرق]] آماده ساختند. این سپاه به [[فرماندهی]] مسلم بن عبیس به سوی دولاب رفت و در آنجا جنگ [[سختی]] درگرفت و در این جنگ، هم مسلم ابن عبیس [[فرمانده سپاه]] بصره و هم نافع بن ازرق [[رئیس]] [[خوارج]] کشته شدند<ref>تاریخ طبری، ج ۳، ص۴۲۵؛ ابن اثیر: الکامل، ج ۳، ص۳۴۹</ref>.
نافع بن ازرق پس از جدایی از [[ابن زبیر]] به [[بصره]] آمد و از [[اختلافات]] داخلی که میان [[قبایل]] موجود در بصره پدید آمده بود [[سود]] برد و گروهی از خوارج تندرو را دور خود جمع کرد. او می‌خواست بصره را [[تصرف]] کند اما [[مسلم بن عبیس]] به کمک [[مردم بصره]] در مقابل او ایستادند و نافع بن ازرق را از بصره دور کردند. نافع بن ازرق با [[سپاه]] خود به دولاب در نزدیکی [[اهواز]] [[عقب‌نشینی]] کرد. مردم بصره سپاهی را برای [[جنگ]] با [[ابن ازرق]] آماده ساختند. این سپاه به [[فرماندهی]] مسلم بن عبیس به سوی دولاب رفت و در آنجا جنگ [[سختی]] درگرفت و در این جنگ، هم مسلم ابن عبیس [[فرمانده سپاه]] بصره و هم نافع بن ازرق [[رئیس]] [[خوارج]] کشته شدند<ref>تاریخ طبری، ج ۳، ص۴۲۵؛ ابن اثیر: الکامل، ج ۳، ص۳۴۹</ref>.
[[طبری]] و [[ابن اثیر]] [[قیام]] نافع بن ازرق را به همین صورت نقل می‌کنند که به طور خلاصه آوردیم. اما دینوری با تفصیل بیشتر و به صورتی متفاوت از طبری آورده که به آن می‌پردازیم:
[[طبری]] و [[ابن اثیر]] [[قیام]] نافع بن ازرق را به همین صورت نقل می‌کنند که به طور خلاصه آوردیم. اما دینوری با تفصیل بیشتر و به صورتی متفاوت از طبری آورده که به آن می‌پردازیم:
خوارج [[ازرقی]] به [[رهبری]] نافع بن ازرق در [[عهد]] یزید خروج کردند.
خوارج [[ازرقی]] به [[رهبری]] نافع بن ازرق در [[عهد]] یزید خروج کردند.
خط ۱۵: خط ۱۵:


این جریان باعث [[نگرانی]] شدید اهل بصره شد. این بار ده هزار تن را به فرماندهی عثمان بن معمر به جنگ خوارج فرستادند، ولی این بار نیز سپاه بصره شکست خورد و فرماندهش کشته شد.
این جریان باعث [[نگرانی]] شدید اهل بصره شد. این بار ده هزار تن را به فرماندهی عثمان بن معمر به جنگ خوارج فرستادند، ولی این بار نیز سپاه بصره شکست خورد و فرماندهش کشته شد.
اهل بصره به [[فکر]] چارۀ اساسی افتادند و به عبدالله بن [[زبیر]] که در [[مکه]] ادعای [[خلافت]] داشت [[نامه]] نوشتند و از او [[استمداد]] نمودند و به [[ابن زبیر]] پیشنهاد کردند که مهلب ابی صفره که آن [[روز]] [[والی خراسان]] بود مأمور جنگ با خوارج باشد این پیشنهاد مورد قبول قرار گرفت و ابن زبیر طی نامه‌ای به مهلب نوشت که در [[خراسان]] کسی را [[جانشین]] خود کند و فورا به بصره بیاید تا [[شورش خوارج]] [[ازرقی]] را [[سرکوب]] سازد<ref>در بعضی از روایتهای تاریخی آمده که این نامه را اهل بصره خودشان نوشتند منتها از زبان ابن زبیر (فرقة الازارقه، ص۹۷)</ref>. مهلب پس از دریافت این نامه از خراسان [[حرکت]] کرد و به بصره آمد. [[مردم]] دور مهلب جمع شدند و او طی سخنان کوتاهی گفت: ای مردم! [[دشمن]] نابکار به سراغ شما آمده و می‌خواهد [[خون]] شما را بریزد و اموالتان را [[غارت]] کند. من برای [[جنگ]] با این دشمن شرایطی دارم، اگر پذیرفتید اقدام خواهم کرد وگرنه کس دیگری را پیدا کنید. [[اهل بصره]] گفتند: شرایط تو چیست‌؟ مهلب گفت: من از میان شما طبقۀ متوسط را [[انتخاب]] خواهم کرد که نه بسیار [[ثروتمند]] باشد و نه بسیار [[فقیر]]، دیگر اینکه مناطق و زمینهایی را که فتح کردم از آن خود من باشد، و دیگر اینکه در جنگ هر تدبیری که من کردم مورد قبول همه باشد و هیچ‌کس با آن [[مخالفت]] نکند. [[مردم بصره]] شرایط مهلب را پذیرفتند و مهلب به جمع‌آوری نیرو پرداخت و بیست هزار سپاهی جمع کرد<ref>مبرد شمار سپاهیان مهلب را دوازده هزار تن ذکر می‌کند و می‌گوید که مهلب بودجۀ کافی در بیت‌المال نیافت و به ناچار از تجار بصره قرض کرد (الکامل فی الادب، ج ۳، ص۱۰۶)</ref>، آنگاه با [[سپاه]] خود به سوی [[خوارج]] رفت و در کنار [[نهر]] شوشتر با خوارج روبرو شد و به آنها [[حمله]] کرد. خوارج تاب [[مقاومت]] نیاوردند و [[شکست]] خوردند و به طرف [[اهواز]] [[عقب‌نشینی]] کردند. مهلب [[چهل روز]] در کنار پل اقامت نمود و سپس به تعقیب خوارج پرداخت و در محلی به نام سلّی در نزدیکیهای اهواز با نافع بن ازرق درگیر شد و [[آتش]] جنگ شعله‌ور گردید. در این درگیری ضربتی به صورت مهلب خورد که در اثر آن بیهوش شد و [[سپاهیان]] او [[خیال]] کردند که مهلب کشته شده است. ولی جنگ ادامه یافت تا اینکه عدۀ بسیاری از خوارج کشته شدند و حتی [[رئیس]] آنها نافع بن ازرق نیز به [[هلاکت]] رسید و بقیه تارومار شدند و به طرف فارس گریختند<ref>ابو حنیفۀ دینوری: الاخبار الطول، صص ۲۶۹-۲۷۳</ref>.<ref>[[یعقوب جعفری|جعفری، یعقوب]]، [[خوارج در تاریخ (کتاب)|خوارج در تاریخ]]، ص ۸۵.</ref>
اهل بصره به [[فکر]] چارۀ اساسی افتادند و به [[عبدالله بن زبیر]] که در [[مکه]] ادعای [[خلافت]] داشت [[نامه]] نوشتند و از او [[استمداد]] نمودند و به [[ابن زبیر]] پیشنهاد کردند که مهلب ابی صفره که آن [[روز]] [[والی خراسان]] بود مأمور جنگ با خوارج باشد این پیشنهاد مورد قبول قرار گرفت و ابن زبیر طی نامه‌ای به مهلب نوشت که در [[خراسان]] کسی را [[جانشین]] خود کند و فورا به بصره بیاید تا [[شورش خوارج]] [[ازرقی]] را [[سرکوب]] سازد<ref>در بعضی از روایتهای تاریخی آمده که این نامه را اهل بصره خودشان نوشتند منتها از زبان ابن زبیر (فرقة الازارقه، ص۹۷)</ref>. مهلب پس از دریافت این نامه از خراسان [[حرکت]] کرد و به بصره آمد. [[مردم]] دور مهلب جمع شدند و او طی سخنان کوتاهی گفت: ای مردم! [[دشمن]] نابکار به سراغ شما آمده و می‌خواهد [[خون]] شما را بریزد و اموالتان را [[غارت]] کند. من برای [[جنگ]] با این دشمن شرایطی دارم، اگر پذیرفتید اقدام خواهم کرد وگرنه کس دیگری را پیدا کنید. [[اهل بصره]] گفتند: شرایط تو چیست‌؟ مهلب گفت: من از میان شما طبقۀ متوسط را [[انتخاب]] خواهم کرد که نه بسیار [[ثروتمند]] باشد و نه بسیار [[فقیر]]، دیگر اینکه مناطق و زمینهایی را که فتح کردم از آن خود من باشد، و دیگر اینکه در جنگ هر تدبیری که من کردم مورد قبول همه باشد و هیچ‌کس با آن [[مخالفت]] نکند. [[مردم بصره]] شرایط مهلب را پذیرفتند و مهلب به جمع‌آوری نیرو پرداخت و بیست هزار سپاهی جمع کرد<ref>مبرد شمار سپاهیان مهلب را دوازده هزار تن ذکر می‌کند و می‌گوید که مهلب بودجۀ کافی در بیت‌المال نیافت و به ناچار از تجار بصره قرض کرد (الکامل فی الادب، ج ۳، ص۱۰۶)</ref>، آنگاه با [[سپاه]] خود به سوی [[خوارج]] رفت و در کنار [[نهر]] شوشتر با خوارج روبرو شد و به آنها [[حمله]] کرد. خوارج تاب [[مقاومت]] نیاوردند و [[شکست]] خوردند و به طرف [[اهواز]] [[عقب‌نشینی]] کردند. مهلب [[چهل روز]] در کنار پل اقامت نمود و سپس به تعقیب خوارج پرداخت و در محلی به نام سلّی در نزدیکیهای اهواز با نافع بن ازرق درگیر شد و [[آتش]] جنگ شعله‌ور گردید. در این درگیری ضربتی به صورت مهلب خورد که در اثر آن بیهوش شد و [[سپاهیان]] او [[خیال]] کردند که مهلب کشته شده است. ولی جنگ ادامه یافت تا اینکه عدۀ بسیاری از خوارج کشته شدند و حتی [[رئیس]] آنها نافع بن ازرق نیز به [[هلاکت]] رسید و بقیه تارومار شدند و به طرف فارس گریختند<ref>ابو حنیفۀ دینوری: الاخبار الطول، صص ۲۶۹-۲۷۳</ref>.<ref>[[یعقوب جعفری|جعفری، یعقوب]]، [[خوارج در تاریخ (کتاب)|خوارج در تاریخ]]، ص ۸۵.</ref>


او بنیانگذار فرقۀ [[ازارقه]] یکی از چهار فرقۀ اصلی خوارج و تندروترین آنها و از جملۀ کسانی بود که با [[ابن زبیر]] [[ائتلاف]] کرد و سپس همراه با چند تن دیگر از خوارج از وی جدا شد و به [[بصره]] آمد.
او بنیانگذار فرقۀ [[ازارقه]] یکی از چهار فرقۀ اصلی خوارج و تندروترین آنها و از جملۀ کسانی بود که با [[ابن زبیر]] [[ائتلاف]] کرد و سپس همراه با چند تن دیگر از خوارج از وی جدا شد و به [[بصره]] آمد.
۸۰٬۱۵۳

ویرایش