مقدمه

پس از شکست مستورد بن علفه مدتها از سوی خوارج تحریکات مهمی صورت نگرفت و تنها گروه‌های کوچکی از آنان دست به شورشهای محدود می‌زدند و بلافاصله سرکوب می‌شدند تا اینکه نافع بن ازرق جمع کثیری از خوارج را در اطراف خود گرد آورد و فتنۀ بزرگی را ایجاد کرد که مدتها جامعۀ اسلامی درگیر آن بود. نافع بن ازرق پس از جدایی از ابن زبیر به بصره آمد و از اختلافات داخلی که میان قبایل موجود در بصره پدید آمده بود سود برد و گروهی از خوارج تندرو را دور خود جمع کرد. او می‌خواست بصره را تصرف کند اما مسلم بن عبیس به کمک مردم بصره در مقابل او ایستادند و نافع بن ازرق را از بصره دور کردند. نافع بن ازرق با سپاه خود به دولاب در نزدیکی اهواز عقب‌نشینی کرد. مردم بصره سپاهی را برای جنگ با ابن ازرق آماده ساختند. این سپاه به فرماندهی مسلم بن عبیس به سوی دولاب رفت و در آنجا جنگ سختی درگرفت و در این جنگ، هم مسلم ابن عبیس فرمانده سپاه بصره و هم نافع بن ازرق رئیس خوارج کشته شدند[۱]. طبری و ابن اثیر قیام نافع بن ازرق را به همین صورت نقل می‌کنند که به طور خلاصه آوردیم. اما دینوری با تفصیل بیشتر و به صورتی متفاوت از طبری آورده که به آن می‌پردازیم: خوارج ازرقی به رهبری نافع بن ازرق در عهد یزید خروج کردند.

در آن زمان، عبید الله بن زیاد حاکم بصره بود. او اسلم بن ربیعه را همراه با دو هزار کس برای سرکوب خوارج فرستاد. دو سپاه در قریه‌ای به نام آسک در نزدیکی اهواز به هم رسیدند و درگیر شدند. در این جنگ پیروزی اولیه نصیب خوارج شد و سپاه اسلم شکست خورد و عقب‌نشینی کرد. ابن زیاد از این شکست سخت به خشم آمد و در بصره هرکسی را که متهم به رأی خوارج بود دستگیر کرد و سپس کشت. کار خوارج در نواحی اهواز بالا گرفت و از هرطرف هواداران خوارج به آنجا رفتند و بخصوص پس از مرگ یزید و فرار ابن زیاد از بصره و کوفه قدرت و شوکت زیادی کسب کردند. اهل بصره که از حملۀ خوارج بیمناک بودند گرد هم آمدند و پنج هزار تن از شجاعان بصره را به فرماندهی مسلم بن عبیس مأمور جنگ با خوارج ازرقی کردند. این سپاه در محلی به نام دولاب با خوارج روبرو شد. جنگ سختی درگرفت و مسلم بن عبیس کشته شد و سپاه بصره باز هم شکست خورد.

این جریان باعث نگرانی شدید اهل بصره شد. این بار ده هزار تن را به فرماندهی عثمان بن معمر به جنگ خوارج فرستادند، ولی این بار نیز سپاه بصره شکست خورد و فرماندهش کشته شد. اهل بصره به فکر چارۀ اساسی افتادند و به عبدالله بن زبیر که در مکه ادعای خلافت داشت نامه نوشتند و از او استمداد نمودند و به ابن زبیر پیشنهاد کردند که مهلب ابی صفره که آن روز والی خراسان بود مأمور جنگ با خوارج باشد این پیشنهاد مورد قبول قرار گرفت و ابن زبیر طی نامه‌ای به مهلب نوشت که در خراسان کسی را جانشین خود کند و فورا به بصره بیاید تا شورش خوارج ازرقی را سرکوب سازد[۲]. مهلب پس از دریافت این نامه از خراسان حرکت کرد و به بصره آمد. مردم دور مهلب جمع شدند و او طی سخنان کوتاهی گفت: ای مردم! دشمن نابکار به سراغ شما آمده و می‌خواهد خون شما را بریزد و اموالتان را غارت کند. من برای جنگ با این دشمن شرایطی دارم، اگر پذیرفتید اقدام خواهم کرد وگرنه کس دیگری را پیدا کنید. اهل بصره گفتند: شرایط تو چیست‌؟ مهلب گفت: من از میان شما طبقۀ متوسط را انتخاب خواهم کرد که نه بسیار ثروتمند باشد و نه بسیار فقیر، دیگر اینکه مناطق و زمینهایی را که فتح کردم از آن خود من باشد، و دیگر اینکه در جنگ هر تدبیری که من کردم مورد قبول همه باشد و هیچ‌کس با آن مخالفت نکند. مردم بصره شرایط مهلب را پذیرفتند و مهلب به جمع‌آوری نیرو پرداخت و بیست هزار سپاهی جمع کرد[۳]، آنگاه با سپاه خود به سوی خوارج رفت و در کنار نهر شوشتر با خوارج روبرو شد و به آنها حمله کرد. خوارج تاب مقاومت نیاوردند و شکست خوردند و به طرف اهواز عقب‌نشینی کردند. مهلب چهل روز در کنار پل اقامت نمود و سپس به تعقیب خوارج پرداخت و در محلی به نام سلّی در نزدیکیهای اهواز با نافع بن ازرق درگیر شد و آتش جنگ شعله‌ور گردید. در این درگیری ضربتی به صورت مهلب خورد که در اثر آن بیهوش شد و سپاهیان او خیال کردند که مهلب کشته شده است. ولی جنگ ادامه یافت تا اینکه عدۀ بسیاری از خوارج کشته شدند و حتی رئیس آنها نافع بن ازرق نیز به هلاکت رسید و بقیه تارومار شدند و به طرف فارس گریختند[۴].[۵]

او بنیانگذار فرقۀ ازارقه یکی از چهار فرقۀ اصلی خوارج و تندروترین آنها و از جملۀ کسانی بود که با ابن زبیر ائتلاف کرد و سپس همراه با چند تن دیگر از خوارج از وی جدا شد و به بصره آمد. نافع که از خوارج تندرو و افراطی بود از اختلافات داخلی که میان قبایل بصره به وجود آمده بود استفاده کرد و گروهی از خوارج را دور خود جمع نمود. او می‌خواست بصره را تصرف کند اما مسلم بن عبیس به کمک مردم بصره او را از آنجا دور کردند. او به نزدیکی‌های اهواز رفت و سپاه بصره تعقیبش کرد و سرانجام در جنگ سختی که درگرفت نافع بن ازرق کشته شد، ولی پیروان او راهش را دنبال کردند و سالها برای مسلمانان ایجاد زحمت نمودند به شرحی که در بخش قیام‌های خوارج آورده‌ایم.[۶]

منابع

پانویس

  1. تاریخ طبری، ج ۳، ص۴۲۵؛ ابن اثیر: الکامل، ج ۳، ص۳۴۹
  2. در بعضی از روایتهای تاریخی آمده که این نامه را اهل بصره خودشان نوشتند منتها از زبان ابن زبیر (فرقة الازارقه، ص۹۷)
  3. مبرد شمار سپاهیان مهلب را دوازده هزار تن ذکر می‌کند و می‌گوید که مهلب بودجۀ کافی در بیت‌المال نیافت و به ناچار از تجار بصره قرض کرد (الکامل فی الادب، ج ۳، ص۱۰۶)
  4. ابو حنیفۀ دینوری: الاخبار الطول، صص ۲۶۹-۲۷۳
  5. جعفری، یعقوب، خوارج در تاریخ، ص ۸۵.
  6. جعفری، یعقوب، خوارج در تاریخ، ص ۲۳۵.