مدیریت در فقه سیاسی: تفاوت میان نسخهها
←آفات مدیریت
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۵۷: | خط ۵۷: | ||
مدیریت توانی است که همه [[انسانها]] آن را دارند، ولی وقتی تناسب [[مسئولیت]] با [[توانایی]] از نظر [[تعهد]] و [[علم]] با هم تطبیق نکند، ناگزیر زمینه [[رشد]] آفتهای مدیریت فراهم میشود. اهم [[آفات مدیریت]] را بهطور اختصار بررسی میکنیم: | مدیریت توانی است که همه [[انسانها]] آن را دارند، ولی وقتی تناسب [[مسئولیت]] با [[توانایی]] از نظر [[تعهد]] و [[علم]] با هم تطبیق نکند، ناگزیر زمینه [[رشد]] آفتهای مدیریت فراهم میشود. اهم [[آفات مدیریت]] را بهطور اختصار بررسی میکنیم: | ||
# سستی ایمان: [[ایمان]] دارای سلسلهمراتب متفاوتی است. هرگاه آفت سستی ایمان در مدیریت ظاهر شود نهتنها باید در صلاحیت چنین مدیری تردید کرد، اصولاً از آنجا که انگیزههای عمل [[انسان]] بیایمان یا سست ایمان با انگیزه عمل انسان با ایمان یا قویالایمان متفاوت است و از نظر کمی و کیفی در نفس عمل اثرات متفاوتی دارند و نیز در [[میزان]] توانایی [[مدیر]]، اثر مستقیم دارد ناگزیر [[مدیریت اسلامی]] باید با آن به عنوان یک آفت [[مبارزه]] کند و به همین دلیل است که [[اسلام]] بر [[جهاد اکبر]]، [[خودسازی]]، [[تربیت معنوی]] و ارتقای ایمان تأکید کرده است. داخل کردن برنامههای [[تربیتی]] در کل [[برنامهریزی]] ضرورتی است که مدیریت و زیرمجموعه آن را در برابر این آفت آسیبناپذیر میکند؛ | # '''سستی ایمان:''' [[ایمان]] دارای سلسلهمراتب متفاوتی است. هرگاه آفت سستی ایمان در مدیریت ظاهر شود نهتنها باید در صلاحیت چنین مدیری تردید کرد، اصولاً از آنجا که انگیزههای عمل [[انسان]] بیایمان یا سست ایمان با انگیزه عمل انسان با ایمان یا قویالایمان متفاوت است و از نظر کمی و کیفی در نفس عمل اثرات متفاوتی دارند و نیز در [[میزان]] توانایی [[مدیر]]، اثر مستقیم دارد ناگزیر [[مدیریت اسلامی]] باید با آن به عنوان یک آفت [[مبارزه]] کند و به همین دلیل است که [[اسلام]] بر [[جهاد اکبر]]، [[خودسازی]]، [[تربیت معنوی]] و ارتقای ایمان تأکید کرده است. داخل کردن برنامههای [[تربیتی]] در کل [[برنامهریزی]] ضرورتی است که مدیریت و زیرمجموعه آن را در برابر این آفت آسیبناپذیر میکند؛ | ||
# ضعف [[بینش علمی]]: مدیریت هر [[سازمان]] به تناسب گستردگی و پیچیدگی سازمان خود باید به میزان علم، تخصص و [[تجربه]] بیفزاید و [[غفلت]] از این معیار [[اسلامی]] در [[گزینش]] [[مدیران]] موجب خسارتهای جبرانناپذیر خواهد بود، ولی حتی اگر در ابتدا، [[انتخاب]] مدیر بر اساس صلاحیت [[علمی]] در کنار تعهد [[ایمانی]] صورت گرفته باشد، نباید از آفت ضعف بینش علمی [[غافل]] بود؛ زیرا ممکن است به دلیل تحولات بعدی و گستردهتر شدن سازمان و پیچیدهتر شدن مدیریت، توان علمی و تخصصی مدیر با شرایط کنونی که پس از گزینش او به وجود آمده است، وفق ندهد و از اینرو [[ضعف]] بیشتر موجب [[انحراف]] در [[تصمیمگیری]] در عملیات شود. بنابراین باید به تناسب [[پیشرفت]] [[سازمان]]، گستردگی و پیچیدگی آن، [[بینش]] و معلومات فنی و تخصصی [[مدیران]] افزایش یابد. برنامههای [[آموزشی]] ضمن خدمت میتواند تواناییهای مورد نیاز [[سازمان]] را فراهم آورد و [[میزان]] کفایت مدیران را به سطح مطلوب ارتقا بخشد؛ | # '''ضعف [[بینش علمی]]:''' مدیریت هر [[سازمان]] به تناسب گستردگی و پیچیدگی سازمان خود باید به میزان علم، تخصص و [[تجربه]] بیفزاید و [[غفلت]] از این معیار [[اسلامی]] در [[گزینش]] [[مدیران]] موجب خسارتهای جبرانناپذیر خواهد بود، ولی حتی اگر در ابتدا، [[انتخاب]] مدیر بر اساس صلاحیت [[علمی]] در کنار تعهد [[ایمانی]] صورت گرفته باشد، نباید از آفت ضعف بینش علمی [[غافل]] بود؛ زیرا ممکن است به دلیل تحولات بعدی و گستردهتر شدن سازمان و پیچیدهتر شدن مدیریت، توان علمی و تخصصی مدیر با شرایط کنونی که پس از گزینش او به وجود آمده است، وفق ندهد و از اینرو [[ضعف]] بیشتر موجب [[انحراف]] در [[تصمیمگیری]] در عملیات شود. بنابراین باید به تناسب [[پیشرفت]] [[سازمان]]، گستردگی و پیچیدگی آن، [[بینش]] و معلومات فنی و تخصصی [[مدیران]] افزایش یابد. برنامههای [[آموزشی]] ضمن خدمت میتواند تواناییهای مورد نیاز [[سازمان]] را فراهم آورد و [[میزان]] کفایت مدیران را به سطح مطلوب ارتقا بخشد؛ | ||
# عدم [[برنامهریزی]]: علی{{ع}} فرموده است: (در هر کاری نخست درنگ کن، [[فکر]] کن و ورود و خروج و برنامه کار را بشناس، آنگاه عمل را آغاز کن) تقدیر که در [[قرآن]] بارها به [[خداوند]] و [[آفرینش]] [[خدا]] نسبت داده شده به معنای اندازهگیری و برنامهریزی در آفرینش است که از معیارهای [[الهی]] آفرینش و [[حاکم]] بر [[خلقت جهان]] و [[انسان]] است. بیبرنامه بودن، [[مدیریت]] را از صلاحیت خارج میکند و سازمان را تباه، نیروها و امکانات را نابود میسازد؛ | # '''عدم [[برنامهریزی]]:''' علی{{ع}} فرموده است: (در هر کاری نخست درنگ کن، [[فکر]] کن و ورود و خروج و برنامه کار را بشناس، آنگاه عمل را آغاز کن) تقدیر که در [[قرآن]] بارها به [[خداوند]] و [[آفرینش]] [[خدا]] نسبت داده شده به معنای اندازهگیری و برنامهریزی در آفرینش است که از معیارهای [[الهی]] آفرینش و [[حاکم]] بر [[خلقت جهان]] و [[انسان]] است. بیبرنامه بودن، [[مدیریت]] را از صلاحیت خارج میکند و سازمان را تباه، نیروها و امکانات را نابود میسازد؛ | ||
# یکسونگری: یکسونگری [[مدیر]] را از وسعت نظر و سعه نظر بازمیدارد و او را در [[تصمیمگیری]] و عمل دچار [[اشتباه]] میکند. علی{{ع}} فرموده است: (کسی که به آرا و اندیشههای گوناگون ناآشنا باشد و فقط به یک نظر تکیه کند و نتواند جوانب کار را خوب بشناسد دچار حیلهها میگردد راهحل این آفت بازنگری در آراء مخالف و نقطهنظرهای مختلف میباشد)؛ | # '''یکسونگری:''' یکسونگری [[مدیر]] را از وسعت نظر و سعه نظر بازمیدارد و او را در [[تصمیمگیری]] و عمل دچار [[اشتباه]] میکند. علی{{ع}} فرموده است: (کسی که به آرا و اندیشههای گوناگون ناآشنا باشد و فقط به یک نظر تکیه کند و نتواند جوانب کار را خوب بشناسد دچار حیلهها میگردد راهحل این آفت بازنگری در آراء مخالف و نقطهنظرهای مختلف میباشد)؛ | ||
# سستی اراده: سستی اراده مدیر از دیگر [[آفات مدیریت]] به شمار میآید همچنانکه [[امام علی]]{{ع}} فرموده است: (سستی اراده موجب تأخیر و [[سهلانگاری]] در انجام [[وظایف]] میگردد و سرانجام به تضییع [[حقوق]] میانجامد). امام علی{{ع}} فرموده است: ([[قاطعیت]] لازمه ایمان است و [[تقویت ایمان]] راه علاج آفت سستی اراده است). | # '''سستی اراده:''' سستی اراده مدیر از دیگر [[آفات مدیریت]] به شمار میآید همچنانکه [[امام علی]]{{ع}} فرموده است: (سستی اراده موجب تأخیر و [[سهلانگاری]] در انجام [[وظایف]] میگردد و سرانجام به تضییع [[حقوق]] میانجامد). امام علی{{ع}} فرموده است: ([[قاطعیت]] لازمه ایمان است و [[تقویت ایمان]] راه علاج آفت سستی اراده است). | ||
# [[خودمحوری]]: خودمحوری آفت سهمگینی است که نهتنها اختلال در تصمیمگیری به وجود میآورد اصولاً پیامدهای آن سازمان را به [[تباهی]] میکشاند. امام علی{{ع}} فرمود: (خودمحوری نوعی [[استکبار]] درونی است که آثار شوم آن در عملکرد سازمانی به مثابه استکبار در عمل [[سیاسی]] و [[اقتصادی]] [[جامعه]] است اصولاً خودمحوری به تباهی میانجامد)؛ | # '''[[خودمحوری]]:''' خودمحوری آفت سهمگینی است که نهتنها اختلال در تصمیمگیری به وجود میآورد اصولاً پیامدهای آن سازمان را به [[تباهی]] میکشاند. امام علی{{ع}} فرمود: (خودمحوری نوعی [[استکبار]] درونی است که آثار شوم آن در عملکرد سازمانی به مثابه استکبار در عمل [[سیاسی]] و [[اقتصادی]] [[جامعه]] است اصولاً خودمحوری به تباهی میانجامد)؛ | ||
# [[خشونت]]: آفت خشونت خنثی کننده نقش مدیریت است؛ زیرا نیروها را از انسجام و یکپارچگی به دور و ارتباط آنها را با مدیریت قطع میکند و این درست برخلاف جهتی است که [[مدیریت]] باید در آن تلاشی مداوم داشته باشد. {{متن قرآن|وَلَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ}}<ref>«و اگر درشتخویی سنگدل میبودی از دورت میپراکندند؛ پس آنان را ببخشای و برای ایشان آمرزش بخواه» سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.</ref>. | # '''[[خشونت]]:''' آفت خشونت خنثی کننده نقش مدیریت است؛ زیرا نیروها را از انسجام و یکپارچگی به دور و ارتباط آنها را با مدیریت قطع میکند و این درست برخلاف جهتی است که [[مدیریت]] باید در آن تلاشی مداوم داشته باشد. {{متن قرآن|وَلَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ}}<ref>«و اگر درشتخویی سنگدل میبودی از دورت میپراکندند؛ پس آنان را ببخشای و برای ایشان آمرزش بخواه» سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.</ref>. | ||
# دخالت مستقیم در کارها: [[مراقبت]]، [[نظارت]] و اطلاع یافتن از مجاری امور در [[سازمان]] نباید [[مدیریت]] را به دخالت مستقیم در مسئولیتهای سازمان بکشاند؛ زیرا این عمل اعتماد نیروها را از میان میبرد و [[میزان]] کارآیی آنها را کاهش میدهد و آنها را به سردی و بیتفاوتی و سرخوردگی وامیدارد؛ | # '''دخالت مستقیم در کارها:''' [[مراقبت]]، [[نظارت]] و اطلاع یافتن از مجاری امور در [[سازمان]] نباید [[مدیریت]] را به دخالت مستقیم در مسئولیتهای سازمان بکشاند؛ زیرا این عمل اعتماد نیروها را از میان میبرد و [[میزان]] کارآیی آنها را کاهش میدهد و آنها را به سردی و بیتفاوتی و سرخوردگی وامیدارد؛ | ||
# [[استتار]] و [[حاجب]] گرفتن: جدایی مدیریت از ارباب [[حاجت]] و استتار نسبت به نیروهای سازمان تحت [[مدیریتی]]، [[مدیر]] را از واقعیتها دور میکند و [[ارتباطات]] سازمان را مختل کرده و نظارت وی را [[ضعیف]] میگرداند {{متن حدیث|وَ اجْعَلْ لِذَوِی الْحَاجَاتِ مِنْکَ قِسْماً تُفَرِّغُ لَهُمْ فِیهِ شَخْصَکَ وَ تَجْلِسُ لَهُمْ مَجْلِساً عَامّاً}}<ref>نهجالبلاغه، نامه ۵۳. </ref>؛ در [[عهدنامه مالک اشتر]]، [[امام]]{{ع}}، حاجب و [[دربان]] گرفتن [[مدیران]] را مورد نکوهش قرار داده و آن را موجب بروز تنگناها شمرده است و {{متن حدیث|فَإِنَّ احْتِجَابَ الْوُلَاةِ عَنِ الرَّعِیَّةِ شُعْبَةٌ مِنَ الضِّیقِ}}<ref>نهجالبلاغه، نامه ۵۳.</ref>؛ | # '''[[استتار]] و [[حاجب]] گرفتن:''' جدایی مدیریت از ارباب [[حاجت]] و استتار نسبت به نیروهای سازمان تحت [[مدیریتی]]، [[مدیر]] را از واقعیتها دور میکند و [[ارتباطات]] سازمان را مختل کرده و نظارت وی را [[ضعیف]] میگرداند {{متن حدیث|وَ اجْعَلْ لِذَوِی الْحَاجَاتِ مِنْکَ قِسْماً تُفَرِّغُ لَهُمْ فِیهِ شَخْصَکَ وَ تَجْلِسُ لَهُمْ مَجْلِساً عَامّاً}}<ref>نهجالبلاغه، نامه ۵۳. </ref>؛ در [[عهدنامه مالک اشتر]]، [[امام]]{{ع}}، حاجب و [[دربان]] گرفتن [[مدیران]] را مورد نکوهش قرار داده و آن را موجب بروز تنگناها شمرده است و {{متن حدیث|فَإِنَّ احْتِجَابَ الْوُلَاةِ عَنِ الرَّعِیَّةِ شُعْبَةٌ مِنَ الضِّیقِ}}<ref>نهجالبلاغه، نامه ۵۳.</ref>؛ | ||
# [[ناسپاسی]]: ناسپاسی و کفور بودن، خصلتی نکوهیده برای هر [[انسان]] است، ولی در مدیریت میتواند در حد یک آفت زیانبخش، مورد توجه قرار گیرد {{متن قرآن|إِنَّ الْإِنْسَانَ لَکَفُورٌ}}<ref>«به راستی آدمی ناسپاس است» سوره حج، آیه ۶۶.</ref> | # '''[[ناسپاسی]]:''' ناسپاسی و کفور بودن، خصلتی نکوهیده برای هر [[انسان]] است، ولی در مدیریت میتواند در حد یک آفت زیانبخش، مورد توجه قرار گیرد {{متن قرآن|إِنَّ الْإِنْسَانَ لَکَفُورٌ}}<ref>«به راستی آدمی ناسپاس است» سوره حج، آیه ۶۶.</ref> | ||
# تکبر و طغیانگری: هر [[انسانی]] ممکن است به تکبر و طغیانگری دچار گردد. {{متن قرآن|کَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَیَطْغَی * أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَی}}<ref>«حاشا؛ انسان سرکشی میورزد * چون خود را بینیاز بیند» سوره علق، آیه ۶-۷.</ref> ولی خطر وقتی صدچندان میشود که این آفت به مدیریت سرایت کند. | # '''تکبر و طغیانگری:''' هر [[انسانی]] ممکن است به تکبر و طغیانگری دچار گردد. {{متن قرآن|کَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَیَطْغَی * أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَی}}<ref>«حاشا؛ انسان سرکشی میورزد * چون خود را بینیاز بیند» سوره علق، آیه ۶-۷.</ref> ولی خطر وقتی صدچندان میشود که این آفت به مدیریت سرایت کند. | ||
# شتابزدگی: [[قرآن]] انسان را بالطبع [[عجول]] و شتابزده معرفی کرده است {{متن قرآن|وَکَانَ الْإِنْسَانُ عَجُولًا}}<ref>«و آدمی شتابگر است» سوره اسراء، آیه ۱۱.</ref> ولی به عنوان یک خصلت نکوهیده و خطرناک در مدیریت، خطر شتابزدگی بیش از میزان خطری است که انسان در کارهای فردی و عادی خود با شتابزدگی به استقبال آن میشتابد؛ | # '''شتابزدگی:''' [[قرآن]] انسان را بالطبع [[عجول]] و شتابزده معرفی کرده است {{متن قرآن|وَکَانَ الْإِنْسَانُ عَجُولًا}}<ref>«و آدمی شتابگر است» سوره اسراء، آیه ۱۱.</ref> ولی به عنوان یک خصلت نکوهیده و خطرناک در مدیریت، خطر شتابزدگی بیش از میزان خطری است که انسان در کارهای فردی و عادی خود با شتابزدگی به استقبال آن میشتابد؛ | ||
# [[لجاجت]] و خشکسری: منطقی بودن و هیچ سخنی را بدون دلیل نپذیرفتن و در برابر [[باطل]] ایستادن غیر از لجاجت و خشکسری است. این خصلت در [[انسان]] موجب [[تباهی]] [[مدیریت]] هم هست، [[مدیر]] شایسته باید با حسن نیت و اعتماد به منطق، [[استدلال]] و [[احترام]] به آرای دیگران، این خصلت را در خود بمیراند؛ زیرا که {{متن قرآن|وَکَانَ الْإِنْسَانُ أَکْثَرَ شَیْءٍ جَدَلًا}}<ref>«و آدمی از هر چیزی پرخاشگرتر است» سوره کهف، آیه ۵۴.</ref>. | # '''[[لجاجت]] و خشکسری:''' منطقی بودن و هیچ سخنی را بدون دلیل نپذیرفتن و در برابر [[باطل]] ایستادن غیر از لجاجت و خشکسری است. این خصلت در [[انسان]] موجب [[تباهی]] [[مدیریت]] هم هست، [[مدیر]] شایسته باید با حسن نیت و اعتماد به منطق، [[استدلال]] و [[احترام]] به آرای دیگران، این خصلت را در خود بمیراند؛ زیرا که {{متن قرآن|وَکَانَ الْإِنْسَانُ أَکْثَرَ شَیْءٍ جَدَلًا}}<ref>«و آدمی از هر چیزی پرخاشگرتر است» سوره کهف، آیه ۵۴.</ref>. | ||
# [[فخر فروشی]] و امتیازطلبی: از خود [[راضی]] بودن و به دیگران فخر فروختن و خود را از دیگران ممتاز شمردن، آفتی است که میتواند تمامی تلاشهای یک مدیر کاردان و لایق را خنثی و [[موفقیت]] او را ناچیز گرداند. انسان اگر به حال خود رها شود دچار این آفت نکبتبار میشود {{متن قرآن|إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ}}<ref>«او سخت شادمان و خویشتنستای است» سوره هود، آیه ۱۰.</ref>[[تواضع]] در [[مدیران]] میتواند در متوقف کردن [[رشد]] این خصلت منفی در درون [[آدمی]] و ریشهکن کردن آن مؤثر باشد. | # '''[[فخر فروشی]] و امتیازطلبی:''' از خود [[راضی]] بودن و به دیگران فخر فروختن و خود را از دیگران ممتاز شمردن، آفتی است که میتواند تمامی تلاشهای یک مدیر کاردان و لایق را خنثی و [[موفقیت]] او را ناچیز گرداند. انسان اگر به حال خود رها شود دچار این آفت نکبتبار میشود {{متن قرآن|إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ}}<ref>«او سخت شادمان و خویشتنستای است» سوره هود، آیه ۱۰.</ref>[[تواضع]] در [[مدیران]] میتواند در متوقف کردن [[رشد]] این خصلت منفی در درون [[آدمی]] و ریشهکن کردن آن مؤثر باشد. | ||
#عدم پویایی: حرکت خصیصه هر موجود زنده است، [[سازمان]] و مدیریت آن وقتی زنده است که پویا و پیشرو باشد. ایستایی در مدیریت و ایجاد وقفه در روند سازمان به معنای [[مرگ]] مدیریت است؛ | # '''عدم پویایی:''' حرکت خصیصه هر موجود زنده است، [[سازمان]] و مدیریت آن وقتی زنده است که پویا و پیشرو باشد. ایستایی در مدیریت و ایجاد وقفه در روند سازمان به معنای [[مرگ]] مدیریت است؛ | ||
# تسویف: کار امروز به فردا واگذار کردن (تسویف) نمودار فرار مدیر از [[مشکلات]] روزمره است و اگر این کار تکرار شود، آفت خطرناکی مدیریت را به تباهی میکشاند. [[امام صادق]]{{ع}} آن را به دریایی [[تشبیه]] کرده که غریق را به کام خویش میگیرد {{متن حدیث|إِیَّاکَ وَ التَّسْوِیفَ فَإِنَّهُ بَحْرٌ یَغْرَقُ فِیهِ الْهَلْکَی}}<ref>فقه سیاسی، ج۶، ص۱۴۶ – ۱۴۲. </ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص۴۹۷.</ref> | # '''تسویف:''' کار امروز به فردا واگذار کردن (تسویف) نمودار فرار مدیر از [[مشکلات]] روزمره است و اگر این کار تکرار شود، آفت خطرناکی مدیریت را به تباهی میکشاند. [[امام صادق]]{{ع}} آن را به دریایی [[تشبیه]] کرده که غریق را به کام خویش میگیرد {{متن حدیث|إِیَّاکَ وَ التَّسْوِیفَ فَإِنَّهُ بَحْرٌ یَغْرَقُ فِیهِ الْهَلْکَی}}<ref>فقه سیاسی، ج۶، ص۱۴۶ – ۱۴۲. </ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص۴۹۷.</ref> | ||
== دخالت مستقیم در کارها == | == دخالت مستقیم در کارها == | ||