←معناشناسی لغوی
| خط ۹: | خط ۹: | ||
واژهپژوهان "[[شجاعت]]" را اسم مصدر از ریشه "ش - ج - ع" و به معنای [قوت قلب، [[دلیری]] و جرئت رویارویی با [[سختیها]] دانستهاند<ref>العین، ج۱، ص۲۱۲، «شجع»؛ المحکم و المحیط الاعظم، ج۱، ص۲۹۰؛ لغت نامه، ج۹، ص۱۲۴۹۲، «شجاعت».</ref>. به گفته برخی، دارنده این صفت از [[جنگ]] نمیهراسد و بیواهمه به آن اقدام میکند<ref>المصباح، ص۳۰۵، «شجع»؛ نیز نک: علم الاخلاق الی نیقوماخوس، ص۱۰، «مقدمه».</ref>. [[شجاعت]] به معنای [[احتیاط]] نکردن نیست، بلکه انجام دادن کاری است که از آن میترسیم، از این رو برخی آن را در برابر "جبن" قرار دادهاند که ترسی ویژه است و موجب تأثر شدید نفس میشود؛ به گونهای که [[قدرت]] [[تدبیر]] و [[تصمیمگیری]] را از [[انسان]] گرفته و موجب سردرگمی و [[شکست]] او میشود<ref>لسان العرب، ج۱۳، ص۸۴؛ التحقیق، ج۲، ص۵۹ - ۶۰، «جبن»؛ المیزان، ج۱۰، ص۳۲۲.</ref>؛ نه در برابر [[خوف]] (مطلق [[ترس]]) که به معنای واهمه انسان است از آنچه ناخوشایند اوست و او را به حرکت در جهت دفع آن وامیدارد<ref>المیزان، ج۱۰، ص۳۲۲؛ نیز نک: ج۱۴، ص۱۴۴.</ref>، چنانکه انسان بر اثر خوف [[تقیه]] میکند. | واژهپژوهان "[[شجاعت]]" را اسم مصدر از ریشه "ش - ج - ع" و به معنای [قوت قلب، [[دلیری]] و جرئت رویارویی با [[سختیها]] دانستهاند<ref>العین، ج۱، ص۲۱۲، «شجع»؛ المحکم و المحیط الاعظم، ج۱، ص۲۹۰؛ لغت نامه، ج۹، ص۱۲۴۹۲، «شجاعت».</ref>. به گفته برخی، دارنده این صفت از [[جنگ]] نمیهراسد و بیواهمه به آن اقدام میکند<ref>المصباح، ص۳۰۵، «شجع»؛ نیز نک: علم الاخلاق الی نیقوماخوس، ص۱۰، «مقدمه».</ref>. [[شجاعت]] به معنای [[احتیاط]] نکردن نیست، بلکه انجام دادن کاری است که از آن میترسیم، از این رو برخی آن را در برابر "جبن" قرار دادهاند که ترسی ویژه است و موجب تأثر شدید نفس میشود؛ به گونهای که [[قدرت]] [[تدبیر]] و [[تصمیمگیری]] را از [[انسان]] گرفته و موجب سردرگمی و [[شکست]] او میشود<ref>لسان العرب، ج۱۳، ص۸۴؛ التحقیق، ج۲، ص۵۹ - ۶۰، «جبن»؛ المیزان، ج۱۰، ص۳۲۲.</ref>؛ نه در برابر [[خوف]] (مطلق [[ترس]]) که به معنای واهمه انسان است از آنچه ناخوشایند اوست و او را به حرکت در جهت دفع آن وامیدارد<ref>المیزان، ج۱۰، ص۳۲۲؛ نیز نک: ج۱۴، ص۱۴۴.</ref>، چنانکه انسان بر اثر خوف [[تقیه]] میکند. | ||
شجاعت در اصطلاح [[اخلاق]]، کیفیتی [[نفسانی]] و از [[فضایل]] اخلاق است<ref>نک: تهذیب الاخلاق، ص۹۷؛ رسائل اخوان الصفاء، ج ۱، ص۴۰۹.</ref>. دانشمندان این رشته آن را منشعب از [[قوه غضبیه]] و حد [[اعتدال]] دو | شجاعت در اصطلاح [[اخلاق]]، کیفیتی [[نفسانی]] و از [[فضایل]] اخلاق است<ref>نک: تهذیب الاخلاق، ص۹۷؛ رسائل اخوان الصفاء، ج ۱، ص۴۰۹.</ref>. دانشمندان این رشته آن را منشعب از [[قوه غضبیه]] و حد [[اعتدال]] دو رذیله اخلاقی تَهوّر (بیباکی) در جهت [[افراط]] و جبن (ترس) در جهت تفریط دانسته<ref>تهذیب الاخلاق، ص۱۰۰، ۱۰۹؛ احیاء علوم الدین، ج۷، ص۲۹ - ۳۰.</ref> و در عین حال آن را به تهور نزدیکتر میدانند<ref>علم الاخلاق الی نیقوماخوس، ص۹، «مقدمه».</ref>. | ||
برخی نیز آن را به نیروی خشمی که انسان با آن بر [[دشمن]] [[برتری]] میجوید، تعریف کرده<ref>رسائل الشجرة الالهیه، ص۵۵۷؛ المباحث المشرقیه، ج۲، ص۴۱۵.</ref> و در تبیین آن گفتهاند شجاعت [[پیروی]] نیروی [[خشم]] و [[انتقام]] از نیروی [[خردمندی]] در اقدام به کارهای مهم و | برخی نیز آن را به نیروی خشمی که انسان با آن بر [[دشمن]] [[برتری]] میجوید، تعریف کرده<ref>رسائل الشجرة الالهیه، ص۵۵۷؛ المباحث المشرقیه، ج۲، ص۴۱۵.</ref> و در تبیین آن گفتهاند شجاعت [[پیروی]] نیروی [[خشم]] و [[انتقام]] از نیروی [[خردمندی]] در اقدام به کارهای مهم و تشویش نداشتن در انجام دادن کارهای هولناک است<ref>جامع السعادات، ج۱، ص۱۹۴.</ref>. | ||
این ویژگی [[اخلاقی]]، منشأ ویژگیهایی دیگر مانند [[عفّت]]، [[شهامت]]، [[بلندهمتی]]، [[حلم]]، [[آرامش]] و ثَبات، [[کظم غیظ]] ([[فرو خوردن خشم]]) و [[وقار]] است و در مقابل، تهور منشأ [[کبر]] و [[غرور]]؛ نیز جبن منشأ [[ذلت]]، خساست، [[ضعف]]، بیغیرتی و [[حمیت]] است<ref>اخلاق ناصری، ص۷۶، ۱۴۸؛ احیاء علوم الدین، ج۸، ص۹۹.</ref>. | این ویژگی [[اخلاقی]]، منشأ ویژگیهایی دیگر مانند [[عفّت]]، [[شهامت]]، [[بلندهمتی]]، [[حلم]]، [[آرامش]] و ثَبات، [[کظم غیظ]] ([[فرو خوردن خشم]]) و [[وقار]] است و در مقابل، تهور منشأ [[کبر]] و [[غرور]]؛ نیز جبن منشأ [[ذلت]]، خساست، [[ضعف]]، بیغیرتی و [[حمیت]] است<ref>اخلاق ناصری، ص۷۶، ۱۴۸؛ احیاء علوم الدین، ج۸، ص۹۹.</ref>. | ||