شایسته‌سالاری: تفاوت میان نسخه‌ها

جز (جایگزینی متن - 'فروعات' به 'فروع')
خط ۶۰: خط ۶۰:
[[حدیث]] مورد اشاره دلیل روشنی بر [[ضرورت]] به کار گماری افراد شایسته بر [[مردم]] می‌باشد که حتی به کار گماشتن افراد با شایستگی کمتر [[خیانت]] تلقی شده است. به عبارتی، حدیث مذکور عدم شایسته‌سالاری را یک خیانت بزرگ معرفی می‌کند. به کار بردن لغت «خیانت» نشانه ضرورت مطلق شایسته‌سالاری در [[رهبری جامعه اسلامی]] می‎باشد. از تعبیر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} برمی‌آید که ایشان نه تنها قبول مسئولیتی را از سوی کسی که بداند شایسته‌تر از او وجود دارد، خیانت می‌داند؛ بلکه [[پیروی]] از افراد ناشایست را موجب تنزل [[انسانیت]] [[انسان]] می‌‎شمارد. با این اوصاف، پذیرفتن [[مسئولیت]] بدون شایستگی لازم ممکن است در این [[دنیا]] برای افراد منافعی کوتاه مدنی داشته باشد اما موجب عقاب [[اخروی]] [[انسان]] خواهد شد.
[[حدیث]] مورد اشاره دلیل روشنی بر [[ضرورت]] به کار گماری افراد شایسته بر [[مردم]] می‌باشد که حتی به کار گماشتن افراد با شایستگی کمتر [[خیانت]] تلقی شده است. به عبارتی، حدیث مذکور عدم شایسته‌سالاری را یک خیانت بزرگ معرفی می‌کند. به کار بردن لغت «خیانت» نشانه ضرورت مطلق شایسته‌سالاری در [[رهبری جامعه اسلامی]] می‎باشد. از تعبیر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} برمی‌آید که ایشان نه تنها قبول مسئولیتی را از سوی کسی که بداند شایسته‌تر از او وجود دارد، خیانت می‌داند؛ بلکه [[پیروی]] از افراد ناشایست را موجب تنزل [[انسانیت]] [[انسان]] می‌‎شمارد. با این اوصاف، پذیرفتن [[مسئولیت]] بدون شایستگی لازم ممکن است در این [[دنیا]] برای افراد منافعی کوتاه مدنی داشته باشد اما موجب عقاب [[اخروی]] [[انسان]] خواهد شد.


علاوه بر [[روایت]] مورد اشاره در [[آیات]] نیز، شایسته‌سالاری مورد توجه قرار گرفته است. در [[آیه]] ۱۰۵ [[سوره انبیاء]] آمده است: «[[بندگان]] شایسته‌ام [[وارث]] ([[حکومت]]) [[زمین]] خواهند شد!» گرچه [[مفسران]] منظور از بندگان شایسته را [[حضرت مهدی]]{{ع}} و [[یاران]] با وفایش می‌دانند<ref>قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، ج۲، ص۷۷، طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۳.</ref>، اما از این آیه می‌‌توان ضرورت و اهمیت شایسته‌سالاری را استخراج نمود. در شرح این آیه و ویژگی شایستگان و [[ضرورت حکومت]] آن‎ها چنین آمده است: «با توجه به اضافه شدن بندگان به خدا، مسئله [[ایمان]] و [[توحید]] آنها روشن می‌شود، و با توجه به کلمه صالحون که معنی گسترده و وسیعی دارد، همه شایستگی‎ها به ذهن می‌آید: شایستگی از نظر عمل و [[تقوا]]، شایستگی از نظر [[علم]] و [[آگاهی]]، شایستگی از نظر [[قدرت]] و قوت، و شایستگی از نظر [[تدبیر]] و [[نظم]] و [[درک]] [[اجتماعی]]. هنگامی که [[بندگان]] با [[ایمان]] این شایستگی‌‎ها را برای خود فراهم سازند، [[خداوند]] نیز کمک و [[یاری]] می‌کند تا آن‎ها بینی [[مستکبران]] را به خاک بمالند، دست‎های آلوده‎شان را از [[حکومت]] [[زمین]] کوتاه کنند، و [[وارث]] میراث‌‎های آن‎ها گردند<ref>مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۳، ص۱۹۳.</ref>.
علاوه بر [[روایت]] مورد اشاره در [[آیات]] نیز، شایسته‌سالاری مورد توجه قرار گرفته است. در [[آیه]] ۱۰۵ [[سوره انبیاء]] آمده است: «[[بندگان]] شایسته‌ام [[وارث]] ([[حکومت]]) [[زمین]] خواهند شد!» گرچه [[مفسران]] منظور از بندگان شایسته را [[حضرت مهدی]]{{ع}} و [[یاران]] با وفایش می‌دانند<ref>قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، ج۲، ص۷۷، طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۳.</ref>، اما از این آیه می‌‌توان ضرورت و اهمیت شایسته‌سالاری را استخراج نمود. در شرح این آیه و ویژگی شایستگان و [[ضرورت حکومت]] آن‎ها چنین آمده است: «با توجه به اضافه شدن بندگان به خدا، مسئله [[ایمان]] و [[توحید]] آنها روشن می‌شود، و با توجه به کلمه صالحون که معنی گسترده و وسیعی دارد، همه شایستگی‎ها به ذهن می‌آید: شایستگی از نظر عمل و [[تقوا]]، شایستگی از نظر [[علم]] و [[آگاهی]]، شایستگی از نظر [[قدرت]] و قوت، و شایستگی از نظر [[تدبیر]] و [[نظم]] و [[درک]] [[اجتماعی]]. هنگامی که [[بندگان]] با [[ایمان]] این شایستگی‌‎ها را برای خود فراهم سازند، [[خداوند]] نیز کمک و [[یاری]] می‌کند تا آن‎ها بینی [[مستکبران]] را به خاک بمالند، دست‎‌های آلوده‌‎شان را از [[حکومت]] [[زمین]] کوتاه کنند، و [[وارث]] میراث‌‎های آن‎ها گردند<ref>مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۳، ص۱۹۳.</ref>.


[[آیه]] مورد اشاره از جمله آیه‌‎هایی است که نه تنها ضرورت شایسته‌سالاری در آن نهفته است بلکه [[خداوند متعال]] وارث اصل [[زمین]] را شایستگان معرفی می‌نماید. یعنی زمانی که [[خلقت انسان]] به مرحله [[تکامل]] رسیده است شایستگان در [[مسند]] قدرت قرار می‎گیرند. [[سنت الهی]] بر این است که به هیچ‎کس جز بر اساس شایستگی‌های لازم، مسئولیتی نمی‌‎دهد. این مهم در واگذاری مقام خطیر [[نبوت]]، [[امامت]]، مقامات معنوی و رهبری‎ها و هدایت‎های اساسی کاملاً نمایان است. افرادی که از آزمون الهی [[پیروز]] بیرون آمدند، خداوند مسئولیت‌های مهم را به ایشان واگذار کرد. بر اساس [[آیه]] {{متن قرآن|وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم می‌گمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref> [[حضرت ابراهیم]] با [[موفقیت]] در عرصه‌های مختلف و سخت به [[مقام امامت]] رسید<ref>کلینی، محمد یعقوب، اصول الکافی، ج۱، ص۱۹۹.</ref>. مطابق آیه {{متن قرآن|وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا قَالُوا أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و پیامبرشان به آنان گفت: خداوند طالوت را به پادشاهی شما گمارده است، گفتند: چگونه او را بر ما پادشاهی تواند بود با آنکه ما از او به پادشاهی سزاوارتریم و در دارایی (هم) به او گشایشی نداده‌اند. گفت: خداوند او را بر شما برگزیده و بر گستره دانش و (نیروی) تن او افزوده است و خداوند پادشاهی خود را به هر که خواهد می‌دهد و خداوند نعمت‌گستری داناست» سوره بقره، آیه ۲۴۷.</ref>، [[طالوت]] به خاطر [[دانش]] و توانایی جسمی، به [[فرماندهی]] بنی ‎اسرائیل منصوب شد تا با [[جالوت]] بجنگد<ref>مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۱۳، ص۴۳۸؛ قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، ج۱، ص۸۰.</ref>. افزون بر این، [[قرآن کریم]] به طور کلی [[منصب امامت]] و اداره جامعه اسلامی را امانتی می‌داند که باید به اهلش سپرده شود<ref>{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا}} «خداوند به شما فرمان می‌دهد که امانت‌ها را به صاحب آنها باز گردانید و چون میان مردم داوری می‌کنید با دادگری داوری کنید؛ بی‌گمان خداوند به کاری نیک اندرزتان می‌دهد؛ به راستی خداوند شنوایی بیناست» سوره نساء، آیه ۵۸.</ref>. از نظر مبانی فقهی، شایستگی و شایسته‌سالاری یک مقام رفیعی است که دستیابی به آن کاری بسیار شاق و طاقت‎فرسا می‌باشد به‌طوری که اگر کسی به آن دست پیدا کند به بالاترین مقام و جایگاه دست یافته و بزرگ‎ترین افتخار را کسب کرده است<ref>[[امین معتضدیان|معتضدیان]]، [[غلام حسین مسعود|مسعود]] و [[محمد کاظم عمادزاده|عمادزاده]]، [[شایسته‌سالاری از منظر فقهی و تأثیر آن بر ارائه خدمات عمومی (مقاله)|مقاله «شایسته‌سالاری از منظر فقهی و تأثیر آن بر ارائه خدمات عمومی»]]، [[مطالعات فقه اقتصادی (نشریه)|فصلنامه مطالعات فقه اقتصادی]].</ref>.
[[آیه]] مورد اشاره از جمله آیه‌‎هایی است که نه تنها ضرورت شایسته‌سالاری در آن نهفته است بلکه [[خداوند متعال]] وارث اصل [[زمین]] را شایستگان معرفی می‌نماید. یعنی زمانی که [[خلقت انسان]] به مرحله [[تکامل]] رسیده است شایستگان در مسند قدرت قرار می‎گیرند. [[سنت الهی]] بر این است که به هیچ‎کس جز بر اساس شایستگی‌های لازم، مسئولیتی نمی‌‎دهد. این مهم در واگذاری مقام خطیر [[نبوت]]، [[امامت]]، مقامات معنوی و رهبری‎ها و هدایت‎های اساسی کاملاً نمایان است. افرادی که از آزمون الهی [[پیروز]] بیرون آمدند، خداوند مسئولیت‌های مهم را به ایشان واگذار کرد. بر اساس [[آیه]] {{متن قرآن|وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم می‌گمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref> [[حضرت ابراهیم]] با [[موفقیت]] در عرصه‌های مختلف و سخت به [[مقام امامت]] رسید<ref>کلینی، محمد یعقوب، اصول الکافی، ج۱، ص۱۹۹.</ref>. مطابق آیه {{متن قرآن|وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا قَالُوا أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و پیامبرشان به آنان گفت: خداوند طالوت را به پادشاهی شما گمارده است، گفتند: چگونه او را بر ما پادشاهی تواند بود با آنکه ما از او به پادشاهی سزاوارتریم و در دارایی (هم) به او گشایشی نداده‌اند. گفت: خداوند او را بر شما برگزیده و بر گستره دانش و (نیروی) تن او افزوده است و خداوند پادشاهی خود را به هر که خواهد می‌دهد و خداوند نعمت‌گستری داناست» سوره بقره، آیه ۲۴۷.</ref>، [[طالوت]] به خاطر [[دانش]] و توانایی جسمی، به [[فرماندهی]] بنی ‎اسرائیل منصوب شد تا با [[جالوت]] بجنگد<ref>مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۱۳، ص۴۳۸؛ قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، ج۱، ص۸۰.</ref>. افزون بر این، [[قرآن کریم]] به طور کلی [[منصب امامت]] و اداره جامعه اسلامی را امانتی می‌داند که باید به اهلش سپرده شود<ref>{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا}} «خداوند به شما فرمان می‌دهد که امانت‌ها را به صاحب آنها باز گردانید و چون میان مردم داوری می‌کنید با دادگری داوری کنید؛ بی‌گمان خداوند به کاری نیک اندرزتان می‌دهد؛ به راستی خداوند شنوایی بیناست» سوره نساء، آیه ۵۸.</ref>. از نظر مبانی فقهی، شایستگی و شایسته‌سالاری یک مقام رفیعی است که دستیابی به آن کاری بسیار شاق و طاقت‎فرسا می‌باشد به‌طوری که اگر کسی به آن دست پیدا کند به بالاترین مقام و جایگاه دست یافته و بزرگ‎ترین افتخار را کسب کرده است<ref>[[امین معتضدیان|معتضدیان]]، [[غلام حسین مسعود|مسعود]] و [[محمد کاظم عمادزاده|عمادزاده]]، [[شایسته‌سالاری از منظر فقهی و تأثیر آن بر ارائه خدمات عمومی (مقاله)|مقاله «شایسته‌سالاری از منظر فقهی و تأثیر آن بر ارائه خدمات عمومی»]]، [[مطالعات فقه اقتصادی (نشریه)|فصلنامه مطالعات فقه اقتصادی]].</ref>.


==عناصر و مؤلفه‌ها==
==عناصر و مؤلفه‌ها==
۱۲۹٬۷۴۳

ویرایش