آیه ولایت در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۳٬۰۹۴ بایت اضافه‌شده ،  دیروز در ‏۱۰:۵۷
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۷۲: خط ۷۲:
== روایات شأن نزول در منابع فریقین ==
== روایات شأن نزول در منابع فریقین ==
=== احادیث [[شیعه]] ===
=== احادیث [[شیعه]] ===
در میان علمای شیعه، [[اجماع]] بر آن است که این آیه در [[شأن]] امیرالمؤمنین علی {{ع}} نازل شده است. از آنجا که این آیه از نظر محتوا و به کار رفتن کلمه [[ولایت]] در آن، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است، [[ائمه]] {{عم}} در مناظره‌های خود به آن فراوان استناد نموده‌اند.  
در میان علمای شیعه، [[اجماع]] بر آن است که این آیه در [[شأن]] امیرالمؤمنین علی {{ع}} نازل شده است. از آنجا که این آیه از نظر محتوا و به کار رفتن کلمه [[ولایت]] در آن، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است، [[ائمه]] {{عم}} در مناظره‌های خود به آن فراوان استناد نموده‌اند. از این رو در منابع تفسیری، حدیثی و کلامی شیعه روایات متعددی از طرق مختلف در تفسیر آیه مذکور نقل شده که همگی شان نزول آیه را ولایت امیرالمومنین {{ع}} و یا محبت اهل بیت{{عم}} می‌دانند. در ادامه به ذکر چند نمونه از این روایات می‌پردازیم.


'''[[حدیث]] اول:'''
==== [[روایت]] [[ابن عباس]] ====
{{متن حدیث|ابن‌عباس: {{متن قرآن|إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ}}... قِیلَ: مَسْئُولُونَ عَنْ وَلَایَهًِْ عَلِیِّ بْنِ أَبِیطَالِبٍ}}<ref>برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت{{عم}}، ج۱۲، ص۵۸۶؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ج۷، ص۱۵۷؛ ابن شهر آشوب، المناقب، ج۲، ص۱۵۶</ref>.


از [[ابن‌عبّاس]] نقل شده که گفته است: {{متن قرآن|إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ}} درباره‌ [[ولایت]] علیّ‌ بن‌ ابیطالب است.
==== روایت [[پیامبر اکرم]]{{صل}} ====
{{متن حدیث| عن النبی{{صل}}: إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهًِْ أُوقَفُ أَنَا وَ عَلِیٌّ عَلَی الصِّرَاطِ، فَمَا یَمُرُّ بِنَا أَحَدٌ إِلَّا سَأَلْنَاهُ عَنْ وَلَایَهًِْ عَلِیٍّ. فَمَنْ کَانَتْ مَعَهُ وَ إِلَّا أَلْقَیْنَاهُ فِی النَّارِ، وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ: {{متن قرآن|إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ}}.}}<ref>برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت{{عم}}، ج۱۲، ص۵۸۶؛ مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، ج۳۹، ص۱۹۶ و ج۳۹، ص۲۰۲؛ اربلی، کشف الغمهًْ، ج۱، ص۳۹۷</ref>.
از پیامبر اکرم{{صل}} نقل شده که وقتی [[روز قیامت]] و [[رستاخیز]] کبری فرا رسد من و علی بر [[صراط]] گماشته می‌شویم و هیچ‌ کس از کنار ما نمی‌گذرد مگر اینکه از [[ولایت علی]] از او می‌پرسیم، اگر با ولایت علی زیسته باشد، [[نجات]] یابد و خندان بگذرد و اگر ولایت علی را نداشته باشد او را در [[آتش]] می‌اندازیم و این همان فرمایش [[خداوند]] است که فرمود: {{متن قرآن|إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ}}
==== [[روایت]] اول [[ابوسعید خدری]] از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} ====
{{متن حدیث|عَنْ أَبِی‌سَعِیدٍ الْخُدْرِیِّ قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ‌اللَّهِ{{صل}} یَقُول: إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهًِْ أَمَرَ اللَّهُ مَلَکَیْنِ یَقْعُدَانِ عَلَی الصِّرَاطِ فَلَا یَجُوزُ أَحَدٌ إِلَّا بِبَرَاءَهًِْ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ‌ بْنِ‌ أَبِیطَالِبٍ وَ إِلَّا أَکَبَّهُ اللَّهُ عَلَی مِنْخَرِهِ فِی النَّارِ ذَلِکَ قَوْلُهُ تَعَالَی: {{متن قرآن|وقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ}} قُلْتُ: فِدَاکَ أَبِی وَ أُمِّی یَا رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} مَا تَعْنِی بَرَاءَهًَْ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ{{ع}} قَالَ: لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِیٌّ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ، وَصِیُّ رَسُولِ اللَّهِ}} <ref>برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت {{عم}، ج۱۲، ص۵۸۶؛ مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، ج۳۹، ص۲۰۱؛ سید بن طاووس، التحصین، ص۵۵۸، فیه: «شجره» بدل «منخرهًْ»، ص۳۶</ref>
ابوسعیدخُدری گوید: از [[رسول خدا]]{{صل}} شنیدم که فرمود: «چون [[روز قیامت]] فرا رسد، [[خداوند متعال]] به دو [[فرشته]] [[فرمان]] می‌دهد تا بر [پل] [[صراط]] بنشینند، پس هر کس جواز [[امیرالمؤمنین]] علی‌ بن‌ ابیطالب را همراه داشته باشد، از آن می‌گذرد و هر کس جواز [[امیر مؤمنان]] را نداشته باشد، [[خداوند]] او را با سر به‌ سوی [[آتش دوزخ]] واژگون می‌کند و این همان [[کلام]] خداوند متعال است که فرمود: {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ}} عرض‌کردم: «پدر و مادرم به فدایت، ای رسول خدا! جواز امیرالمؤمنین چیست»؟ فرمود: {{متن حدیث|لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ، عَلِیٌّ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ، وَصِیُّ رَسُولِ اللهِ}}
==== [[روایت]] دوم [[ابوسعید خدری]] از [[پیامبر]]{{صل}} ====
{{متن حدیث|أَخْرَجَ الدَّیْلَمِیُّ عَنْ أَبِی‌سَعِیدٍ الْخُدْرِیِّ أَنَّ النَّبِیَّ قَالَ: {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ}} أَیْ عَنْ وَلَایَهًِْ عَلِیٍّ (وَ أَهْلِ الْبَیْتِ لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَی أَمَرَ نَبِیَّهُ أَنْ یُعَرِّفَ الْخَلْقَ أَنَّهُ لَا یَسْأَلُ عَنْ تَبْلِیغِ الرِّسَالَهًِْ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّهًَْ فِی الْقُرْبی وَ الْمَعْنَی أَنَّهُمْ یُسْأَلُونَ هَلْ وَالَوْهُمْ حَقَّ الْمُوَالَاهًِْ کَمَا أَوْصَاهُمُ النَّبِیُّ أَمْ أَضَاعُوهَا وَ أَهْمَلُوهَا فَتَکُونَ عَلَیْهِمُ الْمُطَالَبَهًُْ وَ التَّبِعَهًُْ}} <ref>برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت{{عم}}، ج۱۲، ص۵۹۰؛ مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، ج۳۶، ص۷۸</ref>
دیلمی از ابوسعید خدری روایت کرده است که [[رسول اکرم]]{{صل}} فرمود: این [[آیه]] {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ}} یعنی در برابر [[ولایت علی]] و [[اهل بیت]] مسؤل هستند و این بدان جهت است که [[خدای تعالی]] به پیغمبرش دستور داد [[خطاب]] به [[مردم]] بفهماند: بابت [[تبلیغ رسالت]] پاداشی درخواست نمی‌کند مگر دل‌بستن به [[محبّت]] [[خویشاوندان]] آن حضرت و معنای این [[کلام]] آن است که از ایشان سؤال می‌شود آیا [[حق]] [[موالات]] را آن�گونه که پیامبر سفارش فرمود، درباره‌ آنان به جا آوردند یا اینکه آن را تباه ساخته و توجهی بدان ننمودند که در این صورت باید پاسخگو باشند و تبعات آن را بپذیرند.
==== [[روایت]] [[عبدالله ابن عباس]] از [[پیامبر]] در [[معراج]] ====
{{متن حدیث|سُلَیْمَانُ‌ بْنُ‌ مِهْرَانَ قَالَ حَدَّثَنَا جَابِرٌ عَنْ مُجَاهِدٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ‌ بْنُ‌ عَبَّاسٍ قَالَ حَدَّثَنَا رَسُولُ اللَّهِ قَالَ: لَمَّا عُرِجَ بِی إِلَی السَّمَاءِ رَأَیْتُ عَلَی بَابِ الْجَنَّهًِْ مَکْتُوباً لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِیٌّ وَلِیُّ اللَّهِ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ سِبْطَا رَسُولِ اللَّهِ وَ فَاطِمَهًُْ الزَّهْرَاءُ صَفْوَهًُْ اللَّهِ وَ عَلَی نَاکِرِهِمْ وَ بَاغِضِهِمْ لَعْنَهًُْ اللَّهِ تَعَالَی. قِیلَ: إِنَ رَسُولَ اللَّهِ کَانَ جَالِساً ذَاتَ یَوْمٍ وَ عِنْدَهُ الْإِمَامُ عَلِیُّ‌ بْنُ‌ أَبِیطَالِبٍ إِذْ دَخَلَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ فَأَخَذَهُ النَّبِیُّ وَ أَجْلَسَهُ فِی حَجْرِهِ وَ قَبَّلَ بَیْنَ عَیْنَیْهِ وَ قَبَّلَ شَفَتَیْهِ وَ کَانَ لِلْحُسَیْنِ سِتُّ سِنِینَ، فَقَالَ عَلِیٌّ: یَا رَسُولَ اللَّهِ أَتُحِبُّ وَلَدِیَ الْحُسَیْنَ؟ قَالَ النَّبِیُّ: وَ کَیْفَ لَا أُحِبُّهُ وَ هُوَ عُضْوٌ مِنْ أَعْضَائِی! فَقَالَ عَلِیٌّ: یَا رَسُولَ اللَّهِ أَیُّمَا أَحَبُّ إِلَیْکَ أَنَا أَمِ الْحُسَیْنُ؟ فَقَالَ الْحُسَیْنُ: یَا أَبَتَا مَنْ کَانَ أَعْلَی شَرَفاً کَانَ أَحَبَّ إِلَی النَّبِیِّ{{صل}} وَ أَقْرَبَ إِلَیْهِ مَنْزِلَهًًْ قَالَ عَلِیٌّ لِوَلَدِهِ: أَتُفَاخِرُنِی یَا حُسَیْنُ؟ قَالَ: نَعَمْ یَا أَبَتَاهْ إِنْ شِئْتَ فَقَالَ لَهُ الْإِمَامُ عَلِیٌّ یَا حُسَیْنُ أَنَا أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ... أَنَا الَّذِی قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فِیَّ وَ فِی عَدُوِّی: {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ}} أَیْ عَنْ وَلَایَتِی یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ. أَنَا النَّبَأُ الْعَظِیمُ الَّذِی أَکْمَلَ اللَّهُ تَعَالَی بِهِ الدِّینَ یَوْمَ غَدِیرِ خُمٍّ وَ خَیْبَر}} <ref>برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت{{عم}}، ج۱۲، ص۵۹۰؛ الفضایل، ص۸۳</ref>
از ابن‌ عبّاس روایت شده است که پیامبر{{صل}} فرمود: هنگامی‌که به [[آسمان]] برده شدم دیدم که روی درب [[بهشت]] نوشته بود: «خدایی جز [[الله]] نیست و محمد، [[رسول خدا]] و علی، [[ولی خدا]] و حسن و حسین، نوه‌های رسول خدا و [[فاطمه زهرا]]، برگزیده‌ خداست. [[لعنت خدا]] بر منکرین و [[دشمنان]] آنها»! گفته شده روزی [[رسول خدا]] نشسته بود و [[امام]] علی‌ بن‌ ابیطالب نزد او حاضر بود که ناگهان حسین‌ بن‌ علی وارد شد. [[پیامبر]] او را گرفت و در دامنش نشاند و میان دو چشمش و لبهایش را بوسید و و حسین آن [[وقت]] شش سال داشت. علی گفت: «ای رسول خدا! آیا فرزندم حسین را [[دوست]] داری»؟ پیامبر فرمود: «چگونه او را دوست نداشته باشم!؟ و حال آنکه او عضوی از اعضای من است». علی گفت: «ای رسول خدا کدامیک نزد شما محبوبتریم. من یا حسین»؟ حسین گفت: «ای پدر من! آنکه شرافتش بیشتر است، نزد رسول خدا محبوبتر است و جایگاه نزدیکتری نسبت به او دارد». علی به فرزندش فرمود: «ای حسین آیا به من [[مفاخره]] می‌کنی؟ به اینکه هر یک از ما ویژگی‌های برجسته‌ خود را بیان‌کند»!؟ گفت: «بله پدر [[جان]] اگر بخواهی»! [[امام علی]] به او فرمود: «ای حسین من [[امیرالمؤمنین]] هستم... من همان کسی هستم که [[خداوند]] تبارک‌ و تعالی در [[شأن]] من و شأن [[دشمن]] من فرمود: {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ}} یعنی از [[ولایت]] من در [[روز قیامت]] [بازپرسی می‌شوند]. من آن خبر بزرگی هستم که [[خداوند تعالی]] در [[روز غدیر خم]] و [[خیبر]] دینش را با آن کامل کرد».
==== روایت ابوذر غفاری ====
[[ابوذر غفاری]] می‌گوید: «از [[پیامبر خدا]]{{صل}} شنیدم که آن حضرت فرمود: «علی [[رهبر]] [[پرهیزکاران]] و کُشِنده [[کافران]] است. هر کس او را [[یاری]] کند، [[خداوند]] او را یاری می‌کند؛ و هر کس از او رَخ گرداند، خداوند او را نابود می‌سازد». [[ابوذر]] در ادامه می‌گوید: «روزی من با پیامبر خدا{{صل}} نماز ظهر خواندم. در میان [[نماز]]، فرد [[نیازمندی]] در [[مسجد]] چیزی خواست، اما کسی چیزی به او نداد. آن [[سائل]] دستش را به سوی [[آسمان]] بلند کرد و گفت: خدایا! [[گواه]] باش که من در [[مسجد پیامبر]] تو چیزی خواستم، اما کسی چیزی به من نداد! در همان حال، [[امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} در حال [[رکوع]] بود. او با کوچک‌ترین انگشت دست راستش که در آن خاتمی داشت، اشاره‌ای کرد. سائل روی آورد و خاتم را از انگشت او برداشت؛ و این همه در محضر [[پیامبر]]{{صل}} و در حالی که ایشان نماز می‌خواندند، رخ داد. وقتی پیامبر{{صل}} از نماز [[فراغت]] یافت، سرش را به سوی آسمان بلند کرد و فرمود: خدایا! برادرم [[موسی]] از تو چنین خواست: {{متن قرآن|رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي * وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي * وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي * يَفْقَهُوا قَوْلِي * وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي * هَارُونَ أَخِي * اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي * وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي}} پس تو، این [[آیات]] را بر او نازل فرمودی: {{متن قرآن|سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ وَنَجْعَلُ لَكُمَا سُلْطَانًا فَلَا يَصِلُونَ إِلَيْكُمَا بِآيَاتِنَا}} خدایا! من هم محمد هستم، پیامبر و [[دوست]] ویژه‌ات پس: {{متن قرآن|اشْرَحْ لِي صَدْرِي * وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي * وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي}} علی را {{متن قرآن|اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي}} در ادامه ابوذر می‌گوید: پیامبر خدا{{صل}} هنوز سخن خود را به پایان نرسانده بود که [[جبرئیل]] از سوی [[خداوند عزّ و جلّ]] نازل شد و فرمود: ای محمد! بخوان! پس خداوند بر او این آیات را نازل فرمود: {{متن قرآن|انما ولیکم الله...}}»<ref>{{متن حدیث|قَالَ أَبُو ذَرٍّ الْغِفَارِيُّ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ {{صل}} بِهَاتَيْنِ‏ وَ إِلَّا فَصَمَّتَا وَ رَأَيْتُهُ بِهَاتَيْنِ‏ وَ إِلَّا فَعَمِيَتَا يَقُولُ عَلِيٌّ قَائِدُ الْبَرَرَةِ وَ قَاتِلُ الْكَفَرَةِ مَنْصُورٌ مَنْ نَصَرَهُ مَخْذُولٌ مَنْ خَذَلَهُ أَمَا إِنِّي صَلَّيْتُ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ {{صل}} يَوْماً مِنَ الْأَيَّامِ الظُّهْرَ فَسَأَلَ سَائِلٌ فِي الْمَسْجِدِ فَلَمْ يُعْطِهِ أَحَدٌ شَيْئاً فَرَفَعَ السَّائِلُ يَدَهُ إِلَى السَّمَاءِ وَ قَالَ‏ اللَّهُمَّ اشْهَدْ أَنِّي سَأَلْتُ‏ فِي مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ فَلَمْ يُعْطِنِي أَحَدٌ شَيْئاً وَ كَانَ عَلِيٌّ {{ع}} فِي الصَّلَاةِ رَاكِعاً فَأَوْمَأَ إِلَيْهِ بِخِنْصِرِهِ الْيُمْنَى وَ كَانَ مُتَخَتِّماً فِيهَا فَأَقْبَلَ السَّائِلُ فَأَخَذَ الْخَاتَمَ مِنْ خِنْصِرِهِ وَ ذَلِكَ بِمَرْأًى مِنَ النَّبِيِّ {{صل}} وَ هُوَ يُصَلِّي‏ فَلَمَّا فَرَغَ النَّبِيُّ {{صل}} مِنْ صَلَاتِهِ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ وَ قَالَ اللَّهُمَّ إِنَّ أَخِي مُوسَى سَأَلَكَ فَقَالَ- {{متن قرآن|رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي هَارُونَ أَخِي اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي﴾}}(سوره طه، آیه ۲۵-۳۲)‏ فَأَنْزَلْتَ عَلَيْهِ قُرْآناً نَاطِقاً {{متن قرآن|سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ وَنَجْعَلُ لَكُمَا سُلْطَانًا فَلَا يَصِلُونَ إِلَيْكُمَا بِآيَاتِنَا}}(سوره قصص، آیه ۳۵.)اللَّهُمَّ وَ أَنَا مُحَمَّدٌ نَبِيُّكَ وَ صَفِيُّكَ اللَّهُمَّ فَ {{متن قرآن|رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي ... وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي}} علی را {{متن قرآن|اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي}}(سوره طه، آیه ۲۵-۳۲)‏  قَالَ أَبُو ذَرٍّ فَمَا اسْتَتَمَّ رَسُولُ اللَّهِ {{صل}} كَلَامَهُ‏ حَتَّى نَزَلَ جَبْرَئِيلُ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ اقْرَأْ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْهِ‏ {{متن قرآن|انما ولیکم الله ...}} کشف الغمة، اربلی، ج۱، ص۲۲۳.}}</ref>.
[[ابوذر غفاری]] می‌گوید: «از [[پیامبر خدا]]{{صل}} شنیدم که آن حضرت فرمود: «علی [[رهبر]] [[پرهیزکاران]] و کُشِنده [[کافران]] است. هر کس او را [[یاری]] کند، [[خداوند]] او را یاری می‌کند؛ و هر کس از او رَخ گرداند، خداوند او را نابود می‌سازد». [[ابوذر]] در ادامه می‌گوید: «روزی من با پیامبر خدا{{صل}} نماز ظهر خواندم. در میان [[نماز]]، فرد [[نیازمندی]] در [[مسجد]] چیزی خواست، اما کسی چیزی به او نداد. آن [[سائل]] دستش را به سوی [[آسمان]] بلند کرد و گفت: خدایا! [[گواه]] باش که من در [[مسجد پیامبر]] تو چیزی خواستم، اما کسی چیزی به من نداد! در همان حال، [[امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} در حال [[رکوع]] بود. او با کوچک‌ترین انگشت دست راستش که در آن خاتمی داشت، اشاره‌ای کرد. سائل روی آورد و خاتم را از انگشت او برداشت؛ و این همه در محضر [[پیامبر]]{{صل}} و در حالی که ایشان نماز می‌خواندند، رخ داد. وقتی پیامبر{{صل}} از نماز [[فراغت]] یافت، سرش را به سوی آسمان بلند کرد و فرمود: خدایا! برادرم [[موسی]] از تو چنین خواست: {{متن قرآن|رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي * وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي * وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي * يَفْقَهُوا قَوْلِي * وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي * هَارُونَ أَخِي * اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي * وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي}} پس تو، این [[آیات]] را بر او نازل فرمودی: {{متن قرآن|سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ وَنَجْعَلُ لَكُمَا سُلْطَانًا فَلَا يَصِلُونَ إِلَيْكُمَا بِآيَاتِنَا}} خدایا! من هم محمد هستم، پیامبر و [[دوست]] ویژه‌ات پس: {{متن قرآن|اشْرَحْ لِي صَدْرِي * وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي * وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي}} علی را {{متن قرآن|اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي}} در ادامه ابوذر می‌گوید: پیامبر خدا{{صل}} هنوز سخن خود را به پایان نرسانده بود که [[جبرئیل]] از سوی [[خداوند عزّ و جلّ]] نازل شد و فرمود: ای محمد! بخوان! پس خداوند بر او این آیات را نازل فرمود: {{متن قرآن|انما ولیکم الله...}}»<ref>{{متن حدیث|قَالَ أَبُو ذَرٍّ الْغِفَارِيُّ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ {{صل}} بِهَاتَيْنِ‏ وَ إِلَّا فَصَمَّتَا وَ رَأَيْتُهُ بِهَاتَيْنِ‏ وَ إِلَّا فَعَمِيَتَا يَقُولُ عَلِيٌّ قَائِدُ الْبَرَرَةِ وَ قَاتِلُ الْكَفَرَةِ مَنْصُورٌ مَنْ نَصَرَهُ مَخْذُولٌ مَنْ خَذَلَهُ أَمَا إِنِّي صَلَّيْتُ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ {{صل}} يَوْماً مِنَ الْأَيَّامِ الظُّهْرَ فَسَأَلَ سَائِلٌ فِي الْمَسْجِدِ فَلَمْ يُعْطِهِ أَحَدٌ شَيْئاً فَرَفَعَ السَّائِلُ يَدَهُ إِلَى السَّمَاءِ وَ قَالَ‏ اللَّهُمَّ اشْهَدْ أَنِّي سَأَلْتُ‏ فِي مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ فَلَمْ يُعْطِنِي أَحَدٌ شَيْئاً وَ كَانَ عَلِيٌّ {{ع}} فِي الصَّلَاةِ رَاكِعاً فَأَوْمَأَ إِلَيْهِ بِخِنْصِرِهِ الْيُمْنَى وَ كَانَ مُتَخَتِّماً فِيهَا فَأَقْبَلَ السَّائِلُ فَأَخَذَ الْخَاتَمَ مِنْ خِنْصِرِهِ وَ ذَلِكَ بِمَرْأًى مِنَ النَّبِيِّ {{صل}} وَ هُوَ يُصَلِّي‏ فَلَمَّا فَرَغَ النَّبِيُّ {{صل}} مِنْ صَلَاتِهِ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ وَ قَالَ اللَّهُمَّ إِنَّ أَخِي مُوسَى سَأَلَكَ فَقَالَ- {{متن قرآن|رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي هَارُونَ أَخِي اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي﴾}}(سوره طه، آیه ۲۵-۳۲)‏ فَأَنْزَلْتَ عَلَيْهِ قُرْآناً نَاطِقاً {{متن قرآن|سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ وَنَجْعَلُ لَكُمَا سُلْطَانًا فَلَا يَصِلُونَ إِلَيْكُمَا بِآيَاتِنَا}}(سوره قصص، آیه ۳۵.)اللَّهُمَّ وَ أَنَا مُحَمَّدٌ نَبِيُّكَ وَ صَفِيُّكَ اللَّهُمَّ فَ {{متن قرآن|رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي ... وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي}} علی را {{متن قرآن|اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي}}(سوره طه، آیه ۲۵-۳۲)‏  قَالَ أَبُو ذَرٍّ فَمَا اسْتَتَمَّ رَسُولُ اللَّهِ {{صل}} كَلَامَهُ‏ حَتَّى نَزَلَ جَبْرَئِيلُ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ اقْرَأْ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْهِ‏ {{متن قرآن|انما ولیکم الله ...}} کشف الغمة، اربلی، ج۱، ص۲۲۳.}}</ref>.


'''حدیث دوم:'''
==== احتجاج اول امام علی{{ع}} ====
 
در احتجاجات امیرالمؤمنین [[علی]] {{ع}} با [[عمر]] و [[ابوبکر]]، [[روایت]] شده که ایشان ([[امیرالمؤمنین]] {{ع}}) موارد متعددی از [[فضائل]] خود را بر می‌شمارند و از آن دو درباره‌اش [[اقرار]] می‌گیرند. آن حضرت در این [[احتجاجات]] به [[آیه ولایت]] چنین [[استدلال]] کرده است: «به [[خدا]] [[سوگند]] یاد می‌کنم، آیا من کسی هستم که پاسخگوی فراخوان [[پیامبر خدا]]{{صل}} بودم، پیش از آنکه دیگر [[مسلمانان]] پاسخ دهند، یا تو؟»
در احتجاجات امیرالمؤمنین [[علی]] {{ع}} با [[عمر]] و [[ابوبکر]]، [[روایت]] شده که ایشان ([[امیرالمؤمنین]] {{ع}}) موارد متعددی از [[فضائل]] خود را بر می‌شمارند و از آن دو درباره‌اش [[اقرار]] می‌گیرند. آن حضرت در این [[احتجاجات]] به [[آیه ولایت]] چنین [[استدلال]] کرده است: «به [[خدا]] [[سوگند]] یاد می‌کنم، آیا من کسی هستم که پاسخگوی فراخوان [[پیامبر خدا]]{{صل}} بودم، پیش از آنکه دیگر [[مسلمانان]] پاسخ دهند، یا تو؟»


خط ۸۶: خط ۱۰۹:
او گفت: «بله، تو بودی». فرمود: «به خدا سوگند یاد می‌کنم، آیا امر [[ولایتی]] که خدا برای من در آیه‌ [[زکات]] خاتم (هنگام [[رکوع]]) همراه با [[ولایت پیامبر]] خود تعیین کرد، به من تعلّق دارد، یا به تو؟» او گفت: «بله، به تو تعلّق دارد». فرمود: «به خدا سوگند یاد می‌کنم، آیا من کسی هستم که خودِ [[سرور]] و مولای تو و همه‌ مسلمانانم، بر اساس سخن پیامبر{{صل}} در [[روز غدیر]] خُم بودم، یا تو؟» او گفت: «بله، تو بودی»<ref>{{متن حدیث|قَالَ عَلِیٌّ {{ع}}: أَنْشُدُكَ بِاللَّهِ أَنَا الْمُجِيبُ لِرَسُولِ اللَّهِ {{صل}} قَبْلَ ذُكْرَانِ الْمُسْلِمِينَ أَمْ أَنْتَ قَالَ بَلْ أَنْتَ قَالَ فَأَنْشُدُكَ بِاللَّهِ أَنَا الْأَذَانُ‏ لِأَهْلِ‏ الْمَوْسِمِ‏ وَ لِجَمِيعِ الْأُمَّةِ بِسُورَةِ بَرَاءَةَ أَمْ أَنْتَ قَالَ بَلْ أَنْتَ قَالَ فَأَنْشُدُكَ بِاللَّهِ أَنَا وَقَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ {{صل}} بِنَفْسِي يَوْمَ الْغَارِ أَمْ أَنْتَ قَالَ بَلْ أَنْتَ قَالَ أَنْشُدُكَ بِاللَّهِ أَ لِيَ الْوَلَايَةُ مِنَ اللَّهِ مَعَ وَلَايَةِ رَسُولِ اللَّهِ فِي آيَةِ زَكَاةِ الْخَاتَمِ أَمْ لَكَ قَالَبَلْ لَكَ قَالَ أَنْشُدُكَ بِاللَّهِ أَنَا الْمَوْلَى لَكَ وَ لِكُلِّ مُسْلِمٍ بِحَدِيثِ النَّبِيِّ {{صل}} يَوْمَ الْغَدِيرِ أَمْ أَنْتَ قَالَ بَلْ أَنْتَ}}، حلیة الأبرار فی أحوال محمد و آله الأطهار {{عم}} (ط. مؤسسة المعارف الإسلامیة، ۱۴۱۱ ﻫ.ق)، ج۲، ص۳۰۸ به نقل از: خصال (شیخ صدوق) (ط. جامعه مدرسین، ۱۳۶۲ ه. ش.)، ج۲، ص۱۴۸، ح۳۰ و الإحتجاج علی أهل اللجاج (ط. مرتضی، ۱۴۰۳ﻫ.ق)، ج۱، ص۱۱۵.</ref>.
او گفت: «بله، تو بودی». فرمود: «به خدا سوگند یاد می‌کنم، آیا امر [[ولایتی]] که خدا برای من در آیه‌ [[زکات]] خاتم (هنگام [[رکوع]]) همراه با [[ولایت پیامبر]] خود تعیین کرد، به من تعلّق دارد، یا به تو؟» او گفت: «بله، به تو تعلّق دارد». فرمود: «به خدا سوگند یاد می‌کنم، آیا من کسی هستم که خودِ [[سرور]] و مولای تو و همه‌ مسلمانانم، بر اساس سخن پیامبر{{صل}} در [[روز غدیر]] خُم بودم، یا تو؟» او گفت: «بله، تو بودی»<ref>{{متن حدیث|قَالَ عَلِیٌّ {{ع}}: أَنْشُدُكَ بِاللَّهِ أَنَا الْمُجِيبُ لِرَسُولِ اللَّهِ {{صل}} قَبْلَ ذُكْرَانِ الْمُسْلِمِينَ أَمْ أَنْتَ قَالَ بَلْ أَنْتَ قَالَ فَأَنْشُدُكَ بِاللَّهِ أَنَا الْأَذَانُ‏ لِأَهْلِ‏ الْمَوْسِمِ‏ وَ لِجَمِيعِ الْأُمَّةِ بِسُورَةِ بَرَاءَةَ أَمْ أَنْتَ قَالَ بَلْ أَنْتَ قَالَ فَأَنْشُدُكَ بِاللَّهِ أَنَا وَقَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ {{صل}} بِنَفْسِي يَوْمَ الْغَارِ أَمْ أَنْتَ قَالَ بَلْ أَنْتَ قَالَ أَنْشُدُكَ بِاللَّهِ أَ لِيَ الْوَلَايَةُ مِنَ اللَّهِ مَعَ وَلَايَةِ رَسُولِ اللَّهِ فِي آيَةِ زَكَاةِ الْخَاتَمِ أَمْ لَكَ قَالَبَلْ لَكَ قَالَ أَنْشُدُكَ بِاللَّهِ أَنَا الْمَوْلَى لَكَ وَ لِكُلِّ مُسْلِمٍ بِحَدِيثِ النَّبِيِّ {{صل}} يَوْمَ الْغَدِيرِ أَمْ أَنْتَ قَالَ بَلْ أَنْتَ}}، حلیة الأبرار فی أحوال محمد و آله الأطهار {{عم}} (ط. مؤسسة المعارف الإسلامیة، ۱۴۱۱ ﻫ.ق)، ج۲، ص۳۰۸ به نقل از: خصال (شیخ صدوق) (ط. جامعه مدرسین، ۱۳۶۲ ه. ش.)، ج۲، ص۱۴۸، ح۳۰ و الإحتجاج علی أهل اللجاج (ط. مرتضی، ۱۴۰۳ﻫ.ق)، ج۱، ص۱۱۵.</ref>.


'''حدیث سوم:'''
==== احتجاج دوم امام علی{{ع}} ====
 
در [[احتجاجات]] مبسوطی که [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} بعد از مرگ عمر با افراد [[شورای شش نفره]] می‌نمایند نیز به این [[آیه]] استناد کرده و می‌فرمایند: «آیا غیر از من کسی در میان شما هست که در حال نماز زکات دهد و سپس آیه {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}} درباره‌اش نازل شود؟ گفتند: خیر.» <ref>{{متن حدیث|قَالَ {{ع}}: فَهَلْ فِيكُمْ أَحَدٌ آتَى الزَّكَاةَ وَ هُوَ رَاكِعٌ‏ وَ نَزَلَتْ‏ فِيهِ‏ {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}} غَيْرِي قَالُوا: لَا}}امالی (للطوسی) (ط. دارالثقافة، ۱۴۲۲ ﻫ.ق)، ص۵۴۹.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴]]، ص ۷۱.</ref>
در [[احتجاجات]] مبسوطی که [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} بعد از مرگ عمر با افراد [[شورای شش نفره]] می‌نمایند نیز به این [[آیه]] استناد کرده و می‌فرمایند: «آیا غیر از من کسی در میان شما هست که در حال نماز زکات دهد و سپس آیه {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}} درباره‌اش نازل شود؟ گفتند: خیر.» <ref>{{متن حدیث|قَالَ {{ع}}: فَهَلْ فِيكُمْ أَحَدٌ آتَى الزَّكَاةَ وَ هُوَ رَاكِعٌ‏ وَ نَزَلَتْ‏ فِيهِ‏ {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}} غَيْرِي قَالُوا: لَا}}امالی (للطوسی) (ط. دارالثقافة، ۱۴۲۲ ﻫ.ق)، ص۵۴۹.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴]]، ص ۷۱.</ref>


۱۳٬۸۳۱

ویرایش