←مقدمه
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←مقدمه) |
||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
ماده «ن، ف، ق» در لغت [[عرب]] برای چند معنا به کار رفته است؛ مانند «تمام و فنا شدن» و «فرو رفتن و برآمدن». از معنای نخست، استعمالهای {{متن حدیث|نَفَقَتِ الدَّابَّةُ}} به معنای تمام شدن [[عمر]] چهارپا و {{عربی|نَفِقَتْ نفقةُ القوم}} به معنای تمام شدن زاد و توشه است. در معنای دوم، واژههای «نفق» به معنای تونل و راه زیرزمینی و {{عربی|نافقاء}} در برابر {{عربی|قاصعاء}} به معنای یکی از دو سوراخ لانه موش صحرایی به کار رفتهاند<ref>فراهیدی، خلیل بن احمد، العین، ج۵، ص۱۷۷؛ محمد بن ابیبکر بن عبدالقادر، مختار الصحاح، ج۴، ص۱۵۶۰؛ فیروزآبادی، محمد بن یعقوب، القاموس المحیط، ج۳، ص۲۸۶؛ زبیدی، محب الدین، تاج العروس، ج۱۳، ص۴۶۳.</ref>. برخی نیز احتمال دادهاند که این معانی، به یکدیگر بازگشته، یک ریشه دارند<ref>ابوحسین احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغه، ج۵، ص۴۵۴ و ۴۵۵.</ref>. | ماده «ن، ف، ق» در لغت [[عرب]] برای چند معنا به کار رفته است؛ مانند «تمام و فنا شدن» و «فرو رفتن و برآمدن». از معنای نخست، استعمالهای {{متن حدیث|نَفَقَتِ الدَّابَّةُ}} به معنای تمام شدن [[عمر]] چهارپا و {{عربی|نَفِقَتْ نفقةُ القوم}} به معنای تمام شدن زاد و توشه است. در معنای دوم، واژههای «نفق» به معنای تونل و راه زیرزمینی و {{عربی|نافقاء}} در برابر {{عربی|قاصعاء}} به معنای یکی از دو سوراخ لانه موش صحرایی به کار رفتهاند<ref>فراهیدی، خلیل بن احمد، العین، ج۵، ص۱۷۷؛ محمد بن ابیبکر بن عبدالقادر، مختار الصحاح، ج۴، ص۱۵۶۰؛ فیروزآبادی، محمد بن یعقوب، القاموس المحیط، ج۳، ص۲۸۶؛ زبیدی، محب الدین، تاج العروس، ج۱۳، ص۴۶۳.</ref>. برخی نیز احتمال دادهاند که این معانی، به یکدیگر بازگشته، یک ریشه دارند<ref>ابوحسین احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغه، ج۵، ص۴۵۴ و ۴۵۵.</ref>. | ||
به گفته [[ابن اثیر]] در النهایه و ابن منظور در لسان العرب، عرب ماده و هیئتهای گوناگون «نفق» را در معنای مورد نظر ما به کار نمیبرد<ref>ابن اثیر جزری، النهایة فی غریب الحدیث، ج۵، ص۹۸؛ ابن منظور، لسان العرب، ج۱۰ ص۳۵۹.</ref> و تنها پس از کاربرد [[قرآنی]] آن، معنای این واژه در زبان عرب توسعه یافت. [[قرآن]] با [[استخدام]] این لفظ برای کسی که [[کفر]] خود را پوشیده میدارد و | به گفته [[ابن اثیر]] در النهایه و ابن منظور در لسان العرب، عرب ماده و هیئتهای گوناگون «نفق» را در معنای مورد نظر ما به کار نمیبرد<ref>ابن اثیر جزری، النهایة فی غریب الحدیث، ج۵، ص۹۸؛ ابن منظور، لسان العرب، ج۱۰ ص۳۵۹.</ref> و تنها پس از کاربرد [[قرآنی]] آن، معنای این واژه در زبان عرب توسعه یافت. [[قرآن]] با [[استخدام]] این لفظ برای کسی که [[کفر]] خود را پوشیده میدارد و اظهار ایمان مینماید<ref>علامه طباطبایی میگوید: نفاق در عرف قرآن، اظهار ایمان و ابطان کفر است. (تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۲۷۸).</ref>، به یکی از وجوه پنهان [[روح]] و بیماریهای [[نهان]] [[انسان]] اشاره کرده است. | ||
به گفته بسیاری از لغویان و مؤلفان | به گفته بسیاری از لغویان و مؤلفان غریب الحدیث، این استخدام با معنای لغوی [[نفاق]] تناسب دارد و بر اساس این [[تشبیه]] ساخته شده است که [[منافق]] نیز داخل «نفق» یا «نافقاء» میشود تا خود را پنهان بدارد و اگر بتواند بگریزد<ref>بنگرید به گفته ابوعبید و ابن انباری در: لسان العرب، ج۱۰، ص۳۵۹؛ تاج العروس، ج۱۳، ص۴۶۳.</ref>. [[پیامبر]] و [[مسلمانان]] صدر اسلام با فهم همین معنا، این واژه و مفهوم [[قرآنی]] را بر کسی تطبیق میکردند که به ظاهر، ادعای [[مسلمانی]] و در [[باطن]] با [[کافران]] سر و سری داشت و در درون و [[نهان]] شکاک و مردد و گاه [[کافر]] مطلق بود و در برون [[مسلمان]] مینمود. با رواج این استعمال و کاربرد آن در دیگر مصداقها، همچون [[انسان]] [[خیانتکار]]، [[ریاکار]] و کسی که حضور و غیبتش یکی نیست، توسعه معنایی [[نفاق]] افزونتر گشت؛ تا آنجا که بر حسب نظر برخی، قابلیت تقسیم به دو دسته کلی، یعنی نفاق اکبر و اصغر یافت که ما در اینجا آن را نفاق [[سیاسی]] و نفاق [[اجتماعی]] و یا نفاق [[اعتقادی]] در برابر نفاق عملی مینامیم. توجه به این گستره معنایی، در [[سیر]] بحث و فهم [[احادیث]] و نیز در جای خود دیدن و نهادن [[دستورات]] گوناگون [[دینی]] در برخورد با [[منافقان]]، تأثیری بسزا دارد<ref>[[هادی مسعودی|مسعودی، هادی]]، [[نفاق (مقاله)| مقاله «نفاق»]]، [[دانشنامه امام علی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۴]]، ص ۳۹۴.</ref>. | ||
== منابع == | == منابع == | ||