بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
[[سنت الهی]] چنین است که [[خدای متعال]] هیچ مسئولیتی را به کسی جز بر اساس اختبار کامل وی نمیدهد. البته اختبار از جانب [[خداوند]] عبارت است از ظاهر و آشکارکردن چیزی از [[اسرار]] [[خلق]] خود که میداند<ref>الشریف علی بن محمد الجرجانی، التعریفات، ص۱۴.</ref>. همه پیامآوران الهی ابتدا اختبار شدهاند، آنگاه [[مسئولیت]] اداره خلق به آنان سپرده شده است. [[زید شحام]]<ref>او ابو اسامه زید بن یونس شحام از راویان توثیق شده و از اصحاب امام باقر و امام صادق{{عم}} است. این شهرآشوب او را از خواص اصحاب امام صادق{{ع}} شمرده است. ر.ک: رجال النجاشی، ص۱۲۵؛ رجال الکشی، صص، ۱۵۸، ۲۱۰، ۳۳۷ و ۴۰۳؛ رجال ابن داود، ص۱۰۰؛ ابوطالب التجلیل التبریزی، معجم الثقات و ترتیب الطبقات، الطبعة الثانیة، مؤسسة النشر الاسلامی، قم، ۱۴۰۴ ق. ص۵۷؛ محمد بن معجم علی الغروی الحائری الاردبیلی، جامع الرواة، دار الاضواء، بیروت، ۱۴۰۳ ق. ج۱، ص۳۴۴.</ref> گوید شنیدم [[امام صادق]]{{ع}} میفرمود: «[[خدای تبارک و تعالی]] ابراهیم را [[بنده]] خود گرفت پیش از آنکه پیامبرش کند، و او را به [[پیامبری]] برگزید پیش از آنکه رسولش کند، و [[رسول]] خود قرار داد پیش از آنکه خلیلش گرداند و خلیلش گرفت پیش از آنکه امامش قرار دهد. پس چون همه این مراتب و [[مقامات]] را برایش گرد آورد فرمود: همانا من تو را [[امام]] [[مردم]] قرار دادم»<ref>{{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى اتَّخَذَ إِبْرَاهِيمَ عَبْداً قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ نَبِيّاً وَ إِنَّ اللَّهَ اتَّخَذَهُ نَبِيّاً قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ رَسُولًا وَ إِنَّ اللَّهَ اتَّخَذَهُ رَسُولًا قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ خَلِيلًا وَ إِنَّ اللَّهَ اتَّخَذَهُ خَلِيلًا قَبْلَ أَنْ يَجْعَلَهُ إِمَاماً فَلَمَّا جَمَعَ لَهُ الْأَشْيَاءَ قَالَ {{متن قرآن|إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا}}}}؛ الکافی، ج۱، ص۱۷۵.</ref>. | [[سنت الهی]] چنین است که [[خدای متعال]] هیچ مسئولیتی را به کسی جز بر اساس اختبار کامل وی نمیدهد. البته اختبار از جانب [[خداوند]] عبارت است از ظاهر و آشکارکردن چیزی از [[اسرار]] [[خلق]] خود که میداند<ref>الشریف علی بن محمد الجرجانی، التعریفات، ص۱۴.</ref>. همه پیامآوران الهی ابتدا اختبار شدهاند، آنگاه [[مسئولیت]] اداره خلق به آنان سپرده شده است. [[زید شحام]]<ref>او ابو اسامه زید بن یونس شحام از راویان توثیق شده و از اصحاب امام باقر و امام صادق{{عم}} است. این شهرآشوب او را از خواص اصحاب امام صادق{{ع}} شمرده است. ر.ک: رجال النجاشی، ص۱۲۵؛ رجال الکشی، صص، ۱۵۸، ۲۱۰، ۳۳۷ و ۴۰۳؛ رجال ابن داود، ص۱۰۰؛ ابوطالب التجلیل التبریزی، معجم الثقات و ترتیب الطبقات، الطبعة الثانیة، مؤسسة النشر الاسلامی، قم، ۱۴۰۴ ق. ص۵۷؛ محمد بن معجم علی الغروی الحائری الاردبیلی، جامع الرواة، دار الاضواء، بیروت، ۱۴۰۳ ق. ج۱، ص۳۴۴.</ref> گوید شنیدم [[امام صادق]]{{ع}} میفرمود: «[[خدای تبارک و تعالی]] ابراهیم را [[بنده]] خود گرفت پیش از آنکه پیامبرش کند، و او را به [[پیامبری]] برگزید پیش از آنکه رسولش کند، و [[رسول]] خود قرار داد پیش از آنکه خلیلش گرداند و خلیلش گرفت پیش از آنکه امامش قرار دهد. پس چون همه این مراتب و [[مقامات]] را برایش گرد آورد فرمود: همانا من تو را [[امام]] [[مردم]] قرار دادم»<ref>{{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى اتَّخَذَ إِبْرَاهِيمَ عَبْداً قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ نَبِيّاً وَ إِنَّ اللَّهَ اتَّخَذَهُ نَبِيّاً قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ رَسُولًا وَ إِنَّ اللَّهَ اتَّخَذَهُ رَسُولًا قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ خَلِيلًا وَ إِنَّ اللَّهَ اتَّخَذَهُ خَلِيلًا قَبْلَ أَنْ يَجْعَلَهُ إِمَاماً فَلَمَّا جَمَعَ لَهُ الْأَشْيَاءَ قَالَ {{متن قرآن|إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا}}}}؛ الکافی، ج۱، ص۱۷۵.</ref>. | ||
[[حضرت ابراهیم]]{{ع}} پس از مراحل مختلف اختبار و رسیدن به مدارج و مقامات والا، به [[مقام امامت]] و [[پیشوایی]] خلق رسید. به مقامی که از [[حق]] دریابد و به خلق بفهماند و واسطه میان حق و خلق باشد. در ظاهر با خلق باشد و در | [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} پس از مراحل مختلف اختبار و رسیدن به مدارج و مقامات والا، به [[مقام امامت]] و [[پیشوایی]] خلق رسید. به مقامی که از [[حق]] دریابد و به خلق بفهماند و واسطه میان حق و خلق باشد. در ظاهر با خلق باشد و در تبلیغ رسالت کوتاهی ننمایند و در [[باطن]] حق را بیند و صفای وجودش دگرگون نشود و به خلق آنچه را گوید که حق بدو میگوید<ref>تفسیر ل طائف الاشارات، ج۱، ص۱۲۱.</ref>. و کسی به این مقامات کمالی دست نمییابد مگر آنکه شایستگی خود را برای آن به [[اثبات]] رساند. | ||
در یک [[نظام]] و [[سازمان]] کارا، اساس سپردن [[مسئولیت]]، [[شناخت]] [[توانایی]] افراد بر اساس [[اختبار]] آنان است؛ زیرا گوهر توانایی [[انسانها]] در معرکه آزمونها مشخص میشود. از [[امیرمؤمنان]]{{ع}} [[روایت]] شده است که فرمود: «[[مردمان]] جز با آزمودن شناخته نشوند»<ref>{{متن حدیث|لَا يُعْرَفُ النَّاسُ إِلَّا بِالاخْتِبَارِ}}؛ کمالالدین ابو سالم محمد بن طلحه النصیبی الشافعی، مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول، طبع حجری، طهران، ۱۲۸۷ ق، ص۵۶؛ بحارالانوار، ج۷۸ ص۱۰.</ref>. | در یک [[نظام]] و [[سازمان]] کارا، اساس سپردن [[مسئولیت]]، [[شناخت]] [[توانایی]] افراد بر اساس [[اختبار]] آنان است؛ زیرا گوهر توانایی [[انسانها]] در معرکه آزمونها مشخص میشود. از [[امیرمؤمنان]]{{ع}} [[روایت]] شده است که فرمود: «[[مردمان]] جز با آزمودن شناخته نشوند»<ref>{{متن حدیث|لَا يُعْرَفُ النَّاسُ إِلَّا بِالاخْتِبَارِ}}؛ کمالالدین ابو سالم محمد بن طلحه النصیبی الشافعی، مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول، طبع حجری، طهران، ۱۲۸۷ ق، ص۵۶؛ بحارالانوار، ج۷۸ ص۱۰.</ref>. | ||
| خط ۳۹: | خط ۳۹: | ||
چنین مراقبت و نظارتی لازمه [[حفظ]] [[سلامت]] هر نظام و کارگزارانش است. و [[سیره رسول خدا]]{{صل}} و [[امیرمؤمنان]]{{ع}} این بود که برای مراقبت و نظارت بر رفتار و عملکرد کارگزارانشان [[عیون]] (چشمهای مخفی) [[نصب]] میکردند تا رفتار و عملکرد آنان را مرتب گزارش کنند<ref>ر.ک: دراسات فی ولایة الفقیه و فقه الدولة الاسلامیة، ج۲، صص۵۵۰-۵۵۱.</ref>. در کتاب «قرب الاسناد» از زبان [[ریان بن صلت]]<ref>ابوعلی ریان بن صلت از اصحاب بزرگوار حضرت رضا و هادی{{عم}} است. او را از عالمان صدیق و امین و از راویان ثقه شمردهاند. وی صاحب کتابی برگرفته از کلام حضرت رضا{{ع}} بوده است. ر.ک: رجال النجاشی، ص۱۱۸؛ رجال الکشی، صص۵۴۶-۵۴۸؛ فهرست، الطوسی، ص۱۴۰؛ معجم رجال الحدیث، ج۷، صص۲۰۹-۲۱۲.</ref> [[روایت]] شده است که گفت شنیدم [[حضرت رضا]]{{ع}} میفرمود: «هرگاه [[رسول خدا]]{{صل}} سپاهی را برای مأموریت میفرستاد و [[فرماندهی]] برای آن تعیین میکرد، برخی از افراد موثّق و مورد اعتماد خود را مخفیانه بر او میگماشت تا رفتارش را زیر نظر بگیرد و برای [[پیامبر]] گزارش کند»<ref>{{متن حدیث|كَانَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} إِذَا وَجَّهَ جَيْشاً فَأَمَّهُمْ أَمِيرٌ، بَعَثَ مَعَهُ مِنْ ثِقَاتِهِ مَنْ يَتَجَسَّسُ لَهُ خَبَرَهُ}}؛ ابوالعباس عبدالله بن جعفر الحمیری القمی، قرب الاسناد، مکتبة نینوی الحدیثة، طهران، ص۱۴۸.</ref>.<ref>[[مصطفی دلشاد تهرانی|دلشاد تهرانی، مصطفی]]، [[سیره نبوی ج۳ (کتاب)|سیره نبوی ج۳]]، ص ۳۱۴.</ref> | چنین مراقبت و نظارتی لازمه [[حفظ]] [[سلامت]] هر نظام و کارگزارانش است. و [[سیره رسول خدا]]{{صل}} و [[امیرمؤمنان]]{{ع}} این بود که برای مراقبت و نظارت بر رفتار و عملکرد کارگزارانشان [[عیون]] (چشمهای مخفی) [[نصب]] میکردند تا رفتار و عملکرد آنان را مرتب گزارش کنند<ref>ر.ک: دراسات فی ولایة الفقیه و فقه الدولة الاسلامیة، ج۲، صص۵۵۰-۵۵۱.</ref>. در کتاب «قرب الاسناد» از زبان [[ریان بن صلت]]<ref>ابوعلی ریان بن صلت از اصحاب بزرگوار حضرت رضا و هادی{{عم}} است. او را از عالمان صدیق و امین و از راویان ثقه شمردهاند. وی صاحب کتابی برگرفته از کلام حضرت رضا{{ع}} بوده است. ر.ک: رجال النجاشی، ص۱۱۸؛ رجال الکشی، صص۵۴۶-۵۴۸؛ فهرست، الطوسی، ص۱۴۰؛ معجم رجال الحدیث، ج۷، صص۲۰۹-۲۱۲.</ref> [[روایت]] شده است که گفت شنیدم [[حضرت رضا]]{{ع}} میفرمود: «هرگاه [[رسول خدا]]{{صل}} سپاهی را برای مأموریت میفرستاد و [[فرماندهی]] برای آن تعیین میکرد، برخی از افراد موثّق و مورد اعتماد خود را مخفیانه بر او میگماشت تا رفتارش را زیر نظر بگیرد و برای [[پیامبر]] گزارش کند»<ref>{{متن حدیث|كَانَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} إِذَا وَجَّهَ جَيْشاً فَأَمَّهُمْ أَمِيرٌ، بَعَثَ مَعَهُ مِنْ ثِقَاتِهِ مَنْ يَتَجَسَّسُ لَهُ خَبَرَهُ}}؛ ابوالعباس عبدالله بن جعفر الحمیری القمی، قرب الاسناد، مکتبة نینوی الحدیثة، طهران، ص۱۴۸.</ref>.<ref>[[مصطفی دلشاد تهرانی|دلشاد تهرانی، مصطفی]]، [[سیره نبوی ج۳ (کتاب)|سیره نبوی ج۳]]، ص ۳۱۴.</ref> | ||
== تفویض اختیار باید با «حسابرسی» و «حسابخواهی» همراه باشد == | |||
از عواملی که یک [[مدیریت]] را مستقیم و کارا میسازد، رسیدگی دقیق به [[مسئولیتها]] و حسابرسی کارگزاران و حسابخواهی از ایشان است. کافی نیست که افرادی درست بر سر کارها گمارده شوند و بر کار ایشان [[نظارت]] شود؛ بلکه این نظارت باید به حسابخواهی درست منجر شود و آنانکه در انجامدادن [[مسئولیت]] خود و [[امانتداری]] کوتاهی کردهاند، مورد «مؤاخذه» و | از عواملی که یک [[مدیریت]] را مستقیم و کارا میسازد، رسیدگی دقیق به [[مسئولیتها]] و حسابرسی کارگزاران و حسابخواهی از ایشان است. کافی نیست که افرادی درست بر سر کارها گمارده شوند و بر کار ایشان [[نظارت]] شود؛ بلکه این نظارت باید به حسابخواهی درست منجر شود و آنانکه در انجامدادن [[مسئولیت]] خود و [[امانتداری]] کوتاهی کردهاند، مورد «مؤاخذه» و «معاتبه» قرار گیرند و در صورت [[لزوم]] [[مجازات]] شوند. [[سیره رسول خدا]]{{صل}} چنین بود که کارگزاران خود را درباره مسئولیتی که به آنان سپرده بود مورد «[[محاسبه]]» قرار میداد، چنانکه در خبر فرستادن ابن أتبیه برای جمعآوری [[صدقات]] آمده است: {{متن حدیث|فَلَمَّا جَاءَ حَاسَبَهُ}} (پس هنگامی که از مأموریت بازگشت و خدمت [[پیامبر]] رسید، حضرت از او حسابخواهی کرد)<ref>صحیح مسلم، ج۱۲، صص۲۲۰-۲۲۱.</ref>. | ||
[[امیرمؤمنان]]{{ع}} نیز در مدیریت خود در پی نظارت بر عملکرد کارگزارانش، آنان را مورد حسابرسی و حسابخواهی قرار میداد. در نامهای که به [[عثمان بن حنیف]] نوشت، پس از یادآوری آنچه روی داده و برای وی گزارش شده بود، از او حساب خواست که آیا آنچه در آن مهمانی خورده است [[حلال]] بوده یا شبههناک: «به آنچه میخوری بنگر که آیا حلال است یا [[حرام]]. آنگاه آنچه حلال بودنش برای تو مشتبه بود از دهان بیفکن و آنچه را [[یقین]] به [[پاکیزگی]] و حلّیتش داری تناول کن»<ref>{{متن حدیث|فَانْظُرْ إِلَى مَا تَقْضَمُهُ مِنْ هَذَا الْمَقْضَمِ فَمَا اشْتَبَهَ عَلَيْكَ عِلْمُهُ فَالْفِظْهُ وَ مَا أَيْقَنْتَ بِطِيبِ وُجُوهِهِ فَنَلْ مِنْهُ}}؛ نهجالبلاغه، نامه ۴۵.</ref>. | [[امیرمؤمنان]]{{ع}} نیز در مدیریت خود در پی نظارت بر عملکرد کارگزارانش، آنان را مورد حسابرسی و حسابخواهی قرار میداد. در نامهای که به [[عثمان بن حنیف]] نوشت، پس از یادآوری آنچه روی داده و برای وی گزارش شده بود، از او حساب خواست که آیا آنچه در آن مهمانی خورده است [[حلال]] بوده یا شبههناک: «به آنچه میخوری بنگر که آیا حلال است یا [[حرام]]. آنگاه آنچه حلال بودنش برای تو مشتبه بود از دهان بیفکن و آنچه را [[یقین]] به [[پاکیزگی]] و حلّیتش داری تناول کن»<ref>{{متن حدیث|فَانْظُرْ إِلَى مَا تَقْضَمُهُ مِنْ هَذَا الْمَقْضَمِ فَمَا اشْتَبَهَ عَلَيْكَ عِلْمُهُ فَالْفِظْهُ وَ مَا أَيْقَنْتَ بِطِيبِ وُجُوهِهِ فَنَلْ مِنْهُ}}؛ نهجالبلاغه، نامه ۴۵.</ref>. | ||
| خط ۴۹: | خط ۴۹: | ||
تفویض اختیار در [[مدیریت]] به معنای رفع مسئولیت نیست، بلکه روشی برای اداره بهتر امور است؛ و در نهایت مسئولیت کلیه امور به [[تفویض]] کننده بازگشت میکند و چنین نیست که [[رهبران]] و [[مدیران]] ارشد با تفویض امور به کارگزاران، خود را غیرمسئول قلمداد کنند و چنانچه اشتباهی روی دهد مسئولیت آن را بر عهده نگیرند. | تفویض اختیار در [[مدیریت]] به معنای رفع مسئولیت نیست، بلکه روشی برای اداره بهتر امور است؛ و در نهایت مسئولیت کلیه امور به [[تفویض]] کننده بازگشت میکند و چنین نیست که [[رهبران]] و [[مدیران]] ارشد با تفویض امور به کارگزاران، خود را غیرمسئول قلمداد کنند و چنانچه اشتباهی روی دهد مسئولیت آن را بر عهده نگیرند. | ||
[[رسول خدا]]{{صل}} هنگامی که مسئولیتی را به کسی میسپرد، درعینحال که بر کار او نظارت میکرد و از او مسئولیت میخواست اما در نهایت خود را [[مسئول]] همه امور میدانست و چنانچه اشتباهی - از سر [[قصور]] یا تقصیر - روی میداد و حدّی از [[حدود الهی]] زیر پای گذارده میشد، سخت بر میآشفت و با جدیت رسیدگی و جبران میکرد. آن حضرت به کارگزاران خود نیز این [[حقیقت]] را گوشزد میکرد که آنان در نهایت، مسئولیت همه رفتار و [[کردار]] مأموران خود را بر عهده دارند. آنگاه که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[معاذ بن جبل]] را بهعنوان | [[رسول خدا]]{{صل}} هنگامی که مسئولیتی را به کسی میسپرد، درعینحال که بر کار او نظارت میکرد و از او مسئولیت میخواست اما در نهایت خود را [[مسئول]] همه امور میدانست و چنانچه اشتباهی - از سر [[قصور]] یا تقصیر - روی میداد و حدّی از [[حدود الهی]] زیر پای گذارده میشد، سخت بر میآشفت و با جدیت رسیدگی و جبران میکرد. آن حضرت به کارگزاران خود نیز این [[حقیقت]] را گوشزد میکرد که آنان در نهایت، مسئولیت همه رفتار و [[کردار]] مأموران خود را بر عهده دارند. آنگاه که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[معاذ بن جبل]] را بهعنوان فرماندار به [[یمن]] میفرستاد در [[وصیت]] و دستورالعملی به وی چنین یادآور شد: «و از رفتار و کردار کارگزارانت در هر مورد که ممکن است از ناحیه آن به تو عیبی وارد شود، پوزش طلب تا [[مردم]] پوزش تو را بپذیرند»<ref>{{متن حدیث|وَ اعْتَذِرْ إِلَى أَهْلِ عَمَلِكَ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ خَشِيتَ أَنْ يَقَعَ إِلَيْكَ مِنْهُ عَيْبٌ حَتَّى يَعْذِرُوكَ...}}؛ تحفالعقول، ص۱۹.</ref>. | ||
[[احساس مسئولیت]] پیشوایان حق و [[عدل]] در [[اداره امور]] و آنچه در حوزه [[مدیریت]] آنان پیش میآمد، چنین بود. | [[احساس مسئولیت]] پیشوایان حق و [[عدل]] در [[اداره امور]] و آنچه در حوزه [[مدیریت]] آنان پیش میآمد، چنین بود. | ||