←منابع
(صفحهای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = تاریخنگاری | عنوان مدخل = تاریخنگاری | مداخل مرتبط = تاریخنگاری در تاریخ اسلامی | پرسش مرتبط = }} ==منبعشناسی تاریخی با رویکرد تحول در دانش تاریخنگاری اسلامی== دهها سال است که علم منبعشناسی تاریخی، فارغ...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۶۴: | خط ۶۴: | ||
#سبک و [[سیاق]] [[تاریخ]] [[جاهلی]]، حماسی و گزارشی با گرایشهای قبیلهای و قومی و ثبت رویدادهای [[جنگی]]، چیزی که به آن [[ایام العرب]] گفته میشد. | #سبک و [[سیاق]] [[تاریخ]] [[جاهلی]]، حماسی و گزارشی با گرایشهای قبیلهای و قومی و ثبت رویدادهای [[جنگی]]، چیزی که به آن [[ایام العرب]] گفته میشد. | ||
#حدیثهایی با وجهه دینی، پیامبرشناسی، [[امام]] یا [[صحابهشناسی]]، [[اخبار]] و احادیثی که همزمان دو جنبه [[فقهی]] - تاریخی داشت. برای مثال وقتی روایتی در باب [[جهاد]] یا حکمی از [[احکام]] آن نقل میشد، هم [[فقه]] [[غنایم]] و جهاد بود و هم ماجرای یک [[نبرد]] را توضیح میداد. این [[حدیثها]]، در یک جهت دیگر هم تاریخی بود و آن فضائلنگاری بود. بسیاری از آنها درباره ویژگیهای افراد بود این که اینها آدمهای بزرگی هستند. اغلب این [[احادیث]]، با گرایشی که بعدها در [[تاریخنگاری]] باب شد، یعنی [[صحابهنگاری]] و شرححالنگاری پیوند خورد و تاریخ شد. [[مرز]] میان تاریخ و حدیث، بسیار بسیار نزدیک است.<ref>[[رسول جعفریان|جعفریان، رسول]]، [[منابع تاریخ اسلام (کتاب)|منابع تاریخ اسلام]]، ص ۵۷.</ref> | #حدیثهایی با وجهه دینی، پیامبرشناسی، [[امام]] یا [[صحابهشناسی]]، [[اخبار]] و احادیثی که همزمان دو جنبه [[فقهی]] - تاریخی داشت. برای مثال وقتی روایتی در باب [[جهاد]] یا حکمی از [[احکام]] آن نقل میشد، هم [[فقه]] [[غنایم]] و جهاد بود و هم ماجرای یک [[نبرد]] را توضیح میداد. این [[حدیثها]]، در یک جهت دیگر هم تاریخی بود و آن فضائلنگاری بود. بسیاری از آنها درباره ویژگیهای افراد بود این که اینها آدمهای بزرگی هستند. اغلب این [[احادیث]]، با گرایشی که بعدها در [[تاریخنگاری]] باب شد، یعنی [[صحابهنگاری]] و شرححالنگاری پیوند خورد و تاریخ شد. [[مرز]] میان تاریخ و حدیث، بسیار بسیار نزدیک است.<ref>[[رسول جعفریان|جعفریان، رسول]]، [[منابع تاریخ اسلام (کتاب)|منابع تاریخ اسلام]]، ص ۵۷.</ref> | ||
==مرز میان روایت تاریخی در مرحله اول و دوم== | |||
درباره مراحل [[تاریخنگاری]]، یک نکته قابل توجه این است که مرزبندی زمانی بین این مراحل و اینکه دقیقاً در چه دورهای رخ داده، دشوار است. با این حال میتوان گفت، از آن چهار مرحله، مرحله اول که ضبط «روایت تاریخی» است، نقطه آغازش میتوانسته از [[زمان]] [[حیات]] [[رسول]]{{صل}} باشد، اما به تدریج از زمانی پس از [[رحلت]] آغاز شده است. [[صحابه]] برای نسلهای بعدی خاطراتی را نقل میکردند. پدرها که پیر شدند به تدریج روایاتی درباره [[صدر اسلام]] و [[جنگها]] و [[غزوات]] نقل میکردند. هر قبیلهای در پی ثبت شورآفرینیهای خود در [[جنگهای صدر اسلام]] بود و [[اخبار]] آن را منعکس میکرد برخی هم میخواستند برخی انتقادات را نسبت به [[طایفه]] خود [[جواب]] بدهند و مسائل دیگر... بدینترتیب، به تدریج پس از گذشت [[نسل]] اول و پدید آمدن نسلهای بعدی [[ضرورت]] دانستن [[تاریخ]] اولیه [[اسلام]] مطرح شد و اخبار نخست شکل گرفت. | |||
در اینجا دو نکته در [[روایات]] مرحله اول قابل بررسی است که کما بیش روی آنها کارهایی هم شده است: | |||
نخست اینکه میباید روی این نکته [[تأمل]] کرد که انگیزههای [[نقل روایات]] اولیه تاریخی به چه صورت بوده و چه کسانی آنها را روایت کردهاند. در واقع [[هدف]] [[راویان]] اول از گزارش واقعه چه بوده است. ممکن است علت و چگونگی را در همه این موارد نشود روشن کرد، اما حتما امکان بررسی و رسیدن به برخی از نکات تازه هست. مثلاً وقتی [[خاندان]] زبیریها، اخبار [[سیره]] را نقل میکنند و دایماً به دلیل گرایشهای خود از افراد خاصی یاد میکنند، امکان بررسی انگیزههای آنها وجود دارد. در این باره کار شده و آقای هدایتپناه کتابی هم نوشته است. نقش [[عایشه]] در ثبت رویدادهای سیره با همین نگاه قابل بررسی است. افرادی که این نقلها را روایت میکردند، نوعی نسبت [[خانوادگی]] با صاحب اصلی رویداد داشتند. اینها نکاتی است که باید بدانیم و این دانستن مشروط به آن است که [[راویان]] را دقیقاً بشناسیم و به دیدن یک اسم اکتفا نکنیم. ما باید رابطه آنها را با متن [[روایت]] [[درک]] کنیم. هرچه باشد، واقعنمایی در این [[روایات]] [[تاریخی]] مهم است و ما در اصل باید به آن [[فکر]] کنیم. | |||
نکته دوم کار کردن روی نوع تدوین [[اخبار]] در همان مرحله اول است. آنها چگونه [[اخبار]] را گزارش کردهاند؟ این سؤال مهمی است که ما درباره «[[ادبیات]]» شکلگیری این نقلها داریم. این «چگونه» چند وجهی است. یکی از جنبه [[ادبی]] یعنی کاربرد لغات و ترکیبها در آن است، دیگر از نظر رویکرد [[تاریخی]] در این [[روایات]] است، سوم از نظر مواضع مذهبی و [[سیاسی]] [[حاکم]] بر آنهاست. یک متن تاریخی، در حد یک گزارش یک صفحهای یا دو صفحهای را در همه این جنبهها، میتوان مورد بحث قرار داد. هر کلمه آن، بوی خاصی میدهد. در واقع، با توجه به ویژگی زبانی اینها، میتوان تدوین آنها را بررسی کرد.<ref>[[رسول جعفریان|جعفریان، رسول]]، [[منابع تاریخ اسلام (کتاب)|منابع تاریخ اسلام]]، ص ۶۰.</ref> | |||
===مشخصه روایات تاریخی در دوره اول=== | |||
اما مقصود از این روایات در دوره اول چیست و اینها چه ویژگیهایی دارد. در اینجا سه ویژگی را برمیشمریم. | |||
#یک مشخصه اصلی آنها کوتاه بودن نقلهاست، یعنی سروته ماجرا یک رخداد ساده در یک [[نبرد]] یا یک ماجرای طولانی است. | |||
#مشخصه بعدی، غیر حرفهای بودن این روایات از نظر [[تاریخنگاری]] است. البته این احتمال را بدهیم که بسیاری از اینها، بعدها دستکاری شده، اما نمیتواند اساس آنها بهم ریخته باشد. به هر حال، با توجه به انگیزه نقل این روایات نوعی حالت غیر حرفهای در آنها هست. یک [[مورخ]]، تقریباً نمیتواند در نقلی که خودش تدوین میکند، دست نبرد، اما یک [[آدم]] غیر حرفهای خیلی حرفهایی را میگوید که شاید یک مورخ [[مصلحت]] نداند بگوید. | |||
#مشخصه سوم ذکر جزئیات و اسامی در آن نقلهاست. اساساً اینکه بسیاری از اسامی افراد صدر اول [[اسلام]] دست ما آمده، از آنروست که این قبیل روایات [[خرد]] اما محلی و [[خانوادگی]]، زیاد است و آنها نام اشخاص را هم ثبت کردهاند. گاهی این جزئیات به قدری ریز و دقیق است که آدم [[فکر]] میکند اسناد و مدارکی زیر دست این [[راویان]] بوده و اخبار را از روی آنها نوشتهاند. | |||
به نظر میرسد بررسی روایات اولیه، یک مرحله مهم است. با این توجه که افرادی هستند که میان دو مرحله از تدوین [[روایات]] [[تاریخی]] هستند. یعنی ابتدا، [[اهل]] [[نقل روایات]] کوتاه و بلند [[نسل]] اول هستند، اما به تدریج در این زمینه، متبحر شده، و از نظر [[علمی]]، روش بهتری را در تدوین و تجمیع در پیش میگیرند. این امری عادی در [[آموزش]] و [[پیشرفت علم]] است. به نظر میرسد برخی از چهرههای داخلی [[خاندان]] [[زبیری]] مثل [[عروة بن زبیر]] همینطور هستند. این شخص، از [[جوانی]] نزد خالهاش [[عائشه]] بود اما بهتدریج [[اخبار]] [[سیره]] را گرد آوری کرد؛ و میشود گفت او بین دو مرحله اول و دوم است. | |||
یک سؤال مهم در اینجا هست که ما را وارد جزئیات بیشتر این بحث میکند. وقتی ما در کتابی مانند «[[طبقات الکبری]]» یک سند با چند اسم میبینیم، و در نهایت به شخصی میرسیم که واقعهای را نقل کرده، چطور بفهمیم که این از کدام مرحله است. | |||
در این زمینه و در درجه اول باید توجه کنیم که این اسامی که ابتدای سند آمده، مربوط به محدوده زمانی میان مؤلف کتاب یعنی [[محمد بن سعد]] (حوالی ۲۳۰) است تا کسی که واقعه را از مشاهدات خود یا از کسی که [[شاهد]] بوده نقل کرده است. معدل [[سنی]] هر کدام را باید بین ۲۵ تا ۳۰ سال گرفت. اگر [[ابن سعد]]، کتابش را حوالی سال ۲۰۰ نوشته باشد، و اخبار سیره دوران [[مغازی]]، یعنی [[مدینه]]، سال مثلاً ۲ یا ۵ [[هجری]] باشد، [[طبیعی]] است که ما باید نام پنج تا شش نفر را داشته باشیم. در مواردی میتواند کمتر هم باشد و آن جایی است که سن یک یا دو نفر اینها زیاد باشد. | |||
اما درباره این افراد، باید گفت، غالباً نفر اول اگر خودش درگیر ماجرا بوده، یا عضوی از یک [[قبیله]] یا فرزند صاحب قصه است و رخداد را نقل میکند، او نمیتواند [[مورخ]] رسمی باشد. نفر بعدی هم از نسلی است که هنوز شکل تألیف رساله برای او جا نیفتاده و بنابراین این دو نفر را میتوان در دو سطح مختلف [[راوی]] دانست که دومی حرفهایتر است. به تدریج هرچه به سمت این سعد که مؤلف کتاب است جلوتر میآییم، با آدمهای حرفهایتر در [[تاریخنگاری]] و [[حدیث]] و گزارش روبرو میشویم. | |||
یادتان باشد که ابن سعد، یا استاد او که [[واقدی]] است، بسیاری از وقتها، همین سند را هم حذف میکنند، و مطلب را از قول خودشان میآورند. افراد دیگری هم هستند که این کار را میکنند. مثلاً در اواخر [[قرن اول]]، فردی اخباری از [[جنگ بدر]] نقل میکند، اما [[راوی]] اصل که شکل اولیه [[روایت]] از اوست، را ذکر نمیکند. بسیاری از وقتها، مطلبی به «[[ابن اسحاق]]» نسبت داده میشود، و تمام منابع او یعنی سند او تا ماجرا حذف میشود. حتی خود ابن اسحاق هم گاهی همین کار را کرده و مطالب زیادی را بدون سند نقل میکند در مواردی هم سند را ذکر میکند. بحث ما در جایی است که سند ذکر شده یا به نوعی میتوان به آن دسترسی پیدا کرد. | |||
سندهایی که در آغاز این [[اخبار]] میآید، [[قواعد]] خاصی را هم [[رعایت]] میکند. برخی از سندها، وقتی چند بار [[تکرار]] میشود، فقط در مرحله اول تمام وسایط میان مؤلف تا رسیدن به خبر ذکر میشود، اما در موارد بعدی، اغلب، فقط نام شخص اولی که گزارش را نقل کرده میآید. بنابراین اگر سندی در میان نقلها [[مشاهده]] شد که کوتاه است و مثلاً اسم یک نفر آمده، باید سطور و صفحات بالاتر را نگاه کرد و دید که آن سند شکل کاملش به چه صورت بوده است. | |||
مؤکدا باید توجه داشت که برخی از این افرادی که نامشان در میان سند آمده است، خودشان افراد حرفهای و [[مورخ]] هستند. نمونه واضحی که میشناسیم این است که مثلاً [[ابن سعد]]، از [[ابن اسحاق]] (که [[میانه]] [[قرن دوم]] بوده) نقل کند. [[طبیعی]] است که از کتاب او طبعاً با [[اجازه]] روایتی که دارد، نقل میکند. این افراد در بسیاری از موارد خودشان کتاب یا رسالههای [[تاریخی]] دارند و این رسالههایشان دست افراد بعدی رسیده و آنها بدون اینکه نام کتاب را ذکر کنند، به عنوان [[راوی]]، مثلاً از ابن اسحاق نقل میکنند، درحالیکه در اصل از کتاب ابن اسحاق یعنی همین [[سیره نبوی]] نقل شده است.<ref>[[رسول جعفریان|جعفریان، رسول]]، [[منابع تاریخ اسلام (کتاب)|منابع تاریخ اسلام]]، ص ۶۳.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||