←دشمنی با انصار و تحریف سیره
| خط ۴۱: | خط ۴۱: | ||
==دشمنی با انصار و تحریف سیره== | ==دشمنی با انصار و تحریف سیره== | ||
دشمنی [[امویان]] با انصار، در تحریف سیره، تاثیر کلی داشته است. هر چند کثرت [[راویان]] [[انصاری]] و همچنین عدم [[غلظت]] دشمنی با آنان، به مقدار زیادی موقعیت انصار را در [[سیره]] تثبیت کرد. در منابع، به هجو انصار توسط [[بنی امیه]] و [[شاعران]] وابسته به آنان تصریح شده<ref>الموفقیات، صص ۲۲۸ ۲۲۷</ref> و آمده است که معاوین و یزید، [[اخطل]] [[شاعر]] را بر هجو انصار تصریح میکردند<ref>العقد الفرید، ج۶، ص۱۷۰</ref> | دشمنی [[امویان]] با انصار، در تحریف سیره، تاثیر کلی داشته است. هر چند کثرت [[راویان]] [[انصاری]] و همچنین عدم [[غلظت]] دشمنی با آنان، به مقدار زیادی موقعیت انصار را در [[سیره]] تثبیت کرد. در منابع، به هجو انصار توسط [[بنی امیه]] و [[شاعران]] وابسته به آنان تصریح شده<ref>الموفقیات، صص ۲۲۸ ۲۲۷</ref> و آمده است که معاوین و یزید، [[اخطل]] [[شاعر]] را بر هجو انصار تصریح میکردند<ref>العقد الفرید، ج۶، ص۱۷۰</ref> | ||
برخورد معاویه با انصار تا آنجا بود که وی [[لقب]] انصار را برای آنان نمیپسندید. <ref>الاغانی. ج۱۶، صص ۴۸ ۴۲</ref> این دشمنی علاویه بر آنچه در [[عصر رسول الله]]{{صل}} میان [[قریش]] [[کافر]] با انصار روی داده بود به سبب کشته شدن خلیفه سوم در [[مدینه]] و عدم [[حمایت]] انصار از وی بود، حادثهای که بعدها امویان در [[واقعه حره]] (در سال ۶۳) آن را [[تلافی]] کردند. نتیجه این دشمنی در [[سیره نویسی]]، روایتی است ک [[زبیر بن بکار]] گزارش کرده است. | برخورد معاویه با انصار تا آنجا بود که وی [[لقب]] انصار را برای آنان نمیپسندید.<ref>الاغانی. ج۱۶، صص ۴۸ ۴۲</ref> این دشمنی علاویه بر آنچه در [[عصر رسول الله]]{{صل}} میان [[قریش]] [[کافر]] با انصار روی داده بود به سبب کشته شدن خلیفه سوم در [[مدینه]] و عدم [[حمایت]] انصار از وی بود، حادثهای که بعدها امویان در [[واقعه حره]] (در سال ۶۳) آن را [[تلافی]] کردند. نتیجه این دشمنی در [[سیره نویسی]]، روایتی است ک [[زبیر بن بکار]] گزارش کرده است. | ||
در این روایت آمده است که [[سلیمان بن عبدالملک]] در دوران [[ولایتعهدی]]، ضمن [[سفر حج]]، به مدینه آمد و از آثار [[اسلامی]] آنجا دیدار کرد. در این ضمن، وی اظهار علاقه کرد | در این روایت آمده است که [[سلیمان بن عبدالملک]] در دوران [[ولایتعهدی]]، ضمن [[سفر حج]]، به مدینه آمد و از آثار [[اسلامی]] آنجا دیدار کرد. در این ضمن، وی اظهار علاقه کرد تا سیره [[رسول خدا]]{{صل}} نگاشته شود. [[ابان بن عثمان]] سیرهای را که خود نوشته بود نزد وی آورد. وقتی که کتاب برای وی استنساخ شد و آن را ملاحظه کرد، دید نام انصار در جریان [[بیعت عقبه]] و [[جنگ بدر]] آمده است. سلیمان گفت: من چنین فضیلتی برای آنها سراغ نداشتم، یا [[خانواده]] من [[حقوق]] آنها را پایمال کردهاند یا آنان چنین نبودهاند، وبه دنبال این مطلب از آنان خواست تا آنچع استنساخ شده بود را در [[آتش]] بسوزانند و گفت نیازی به آن ندارد مگر بعد از آنکه با پدرش عبدلملک [[مشورت]] کند. در آن صورت استنساخ مجدد کتاب کار [[دشواری]] نخواهد بود. پس از مشورت با پدر، [[عبدالملک]] به وی گفت: کتابی ک در آن از [[برتری]] ما یاد نشده؛ چه نیازی دارید؟<ref>الاخبار الموفقیات، صص ۳۳۴۳۳۱</ref> بدین ترتیب چنین به دست میآید که [[خاندان اموی]] نه تنها [[تحمل]] [[فضائل اهل بیت]] [[رسول خدا]]{{صل}} را نداشتند بلکه از آنچه ضمن آن، تنها نام [[انصار]] در بیعت [[عقبه]] و یا [[جنگ بدر]] برده شده، بیزار بوده و آن را آتش زدهاند.<ref>[[رسول جعفریان|جعفریان، رسول]]، [[منابع تاریخ اسلام (کتاب)|منابع تاریخ اسلام]]، ص ۱۲.</ref> | ||
==نقش سیره نگاران در تحریف== | ==نقش سیره نگاران در تحریف== | ||