سیاست علوی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۲ بایت حذف‌شده ،  دیروز در ‏۰۹:۵۸
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۱۰: خط ۱۰:


== اهداف سیاست علوی ==
== اهداف سیاست علوی ==
سیاست به معنای [[کشورداری]] در نگاه [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} از ضروریات هر جامعه‌ای است و [[امام]] در [[نفی]] دیدگاه [[خوارج]]، که [[مبلغان]] [[هرج و مرج]] و نفی حکومت بودند می‌فرماید: {{متن حدیث|هَؤُلَاءِ يَقُولُونَ: لَا إِمْرَةَ إِلَّا لِلَّهِ وَ إِنَّهُ لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِيرٍ بَرٍّ أَوْ فَاجِرٍ}}<ref>نهج‌البلاغه، خطبه ۴۰.</ref>؛ «اینها می‌گویند: [[زمامداری]] مخصوص خداست با آن‌که [[مردم]] را حاکمی باید، نیکوکردار یا [[تبهکار]]». اما هدف امام بسیار فراتر از کشورداری و [[تأمین رفاه]] و [[امنیت]] مردم است؛ چراکه این امور از لوازم هر [[حکومتی]] است. [[هدف حکومت]] در نگاه علوی، برپایی [[فرمان]] خداست. به دیگر سخن: [[سیاست علوی]] ترکیبی از رابطه [[خدا]]، مردم و حکومت است و بدین‌سان رابطه دوسویه حکومت و مردم در نگاه آن حضرت، امری است که حتی [[فاجران]] و [[فاسقان]] نیز از عهده آن برمی‌آیند. امام فرماید: {{متن حدیث|لَيْسَ عَلَى الْإِمَامِ إِلَّا مَا حُمِّلَ مِنْ أَمْرِ رَبِّهِ الْإِبْلَاغُ فِي الْمَوْعِظَةِ وَ الِاجْتِهَادُ فِي النَّصِيحَةِ وَ الْإِحْيَاءُ لِلسُّنَّةِ وَ إِقَامَةُ الْحُدُودِ عَلَى مُسْتَحِقِّيهَا وَ إِصْدَارُ السُّهْمَانِ عَلَى أَهْلِهَا}}<ref>نهج‌البلاغه، خطبه ۱۰۵.</ref>؛ «همانا بر امام نیست جز آنچه از [[امر پروردگار]] به عهده او واگذار شده است: کوتاهی نکردن در موعظت و کوشیدن در [[نصیحت]] و زنده کردن سنت و جاری ساختن حدود بر مستحقان آن و رساندن سهم‌های [[بیت‌المال]] به درخور آن».
سیاست به معنای [[کشورداری]] در نگاه [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} از ضروریات هر جامعه‌ای است و [[امام]] در [[نفی]] دیدگاه [[خوارج]]، که [[مبلغان]] [[هرج و مرج]] و نفی حکومت بودند می‌فرماید: {{متن حدیث|هَؤُلَاءِ يَقُولُونَ: لَا إِمْرَةَ إِلَّا لِلَّهِ وَ إِنَّهُ لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِيرٍ بَرٍّ أَوْ فَاجِرٍ}}<ref>نهج‌البلاغه، خطبه ۴۰.</ref>؛ «اینها می‌گویند: [[زمامداری]] مخصوص خداست با آن‌که [[مردم]] را حاکمی باید، نیکوکردار یا [[تبهکار]]». اما هدف امام بسیار فراتر از کشورداری و [[تأمین رفاه]] و [[امنیت]] مردم است؛ چراکه این امور از لوازم هر [[حکومتی]] است. [[هدف حکومت]] در نگاه علوی، برپایی [[فرمان]] خداست. به دیگر سخن: سیاست علوی ترکیبی از رابطه [[خدا]]، مردم و حکومت است و بدین‌سان رابطه دوسویه حکومت و مردم در نگاه آن حضرت، امری است که حتی [[فاجران]] و [[فاسقان]] نیز از عهده آن برمی‌آیند. امام فرماید: {{متن حدیث|لَيْسَ عَلَى الْإِمَامِ إِلَّا مَا حُمِّلَ مِنْ أَمْرِ رَبِّهِ الْإِبْلَاغُ فِي الْمَوْعِظَةِ وَ الِاجْتِهَادُ فِي النَّصِيحَةِ وَ الْإِحْيَاءُ لِلسُّنَّةِ وَ إِقَامَةُ الْحُدُودِ عَلَى مُسْتَحِقِّيهَا وَ إِصْدَارُ السُّهْمَانِ عَلَى أَهْلِهَا}}<ref>نهج‌البلاغه، خطبه ۱۰۵.</ref>؛ «همانا بر امام نیست جز آنچه از [[امر پروردگار]] به عهده او واگذار شده است: کوتاهی نکردن در موعظت و کوشیدن در [[نصیحت]] و زنده کردن سنت و جاری ساختن حدود بر مستحقان آن و رساندن سهم‌های [[بیت‌المال]] به درخور آن».


بنابراین «زنده کردن سنت» از [[اهداف حکومت]] [[الهی]] است<ref>ر.ک: دانش‌نامه امام علی{{ع}}، «اهداف و آرمان‌های حکومت»، محمد سروش، ج۶، ص۴۵.</ref>؛ و کوشش در نصیحت، تنها [[پند و اندرز]] نیست؛ چراکه پند و اندرز [[وظیفه]] هر [[مسلمانی]] است، بلکه بنا بر سیاست علوی، [[مدیران]] [[جامعه اسلامی]] باید وسایل [[خیرخواهی]] مردم را فراهم آورند و تمامی برنامه‌های [[دولت اسلامی]] را بر پایه [[خیر و خوبی]] مردم سامان دهند.
بنابراین «زنده کردن سنت» از [[اهداف حکومت]] [[الهی]] است<ref>ر.ک: دانش‌نامه امام علی{{ع}}، «اهداف و آرمان‌های حکومت»، محمد سروش، ج۶، ص۴۵.</ref>؛ و کوشش در نصیحت، تنها [[پند و اندرز]] نیست؛ چراکه پند و اندرز [[وظیفه]] هر [[مسلمانی]] است، بلکه بنا بر سیاست علوی، [[مدیران]] [[جامعه اسلامی]] باید وسایل [[خیرخواهی]] مردم را فراهم آورند و تمامی برنامه‌های [[دولت اسلامی]] را بر پایه [[خیر و خوبی]] مردم سامان دهند.
خط ۱۹: خط ۱۹:


== مبانی سیاست علوی ==
== مبانی سیاست علوی ==
مبانی، جمع مبنا به معنای بنیان، شالوده و اساس هر چیزی است<ref>فرهنگ فارسی، محمد معین، ج۳، ص۳۷۷۷.</ref>. [[سیاست علوی]] نیز بر پایه‌هایی [[استوار]] است که در سراسر کلمات امام مشهود است. سفارش‌نامه [[مالک اشتر]]<ref>نهج‌البلاغه، نامه ۵۳.</ref>، اگرچه بسیار پربار است؛ اما تمام سیاست‌های [[علوی]] را در بر نمی‌گیرد و بسیاری از [[سیاست‌های اداری]]، [[فرهنگی]]، [[اقتصادی]]، [[اجتماعی]] آن حضرت را باید در متون دیگر جستجو کرد<ref>برای اطلاع بیشتر، ر.ک: سیاست‌نامه امام علی{{ع}}، ص۳۵-۹۱.</ref>.
مبانی، جمع مبنا به معنای بنیان، شالوده و اساس هر چیزی است<ref>فرهنگ فارسی، محمد معین، ج۳، ص۳۷۷۷.</ref>. سیاست علوی نیز بر پایه‌هایی [[استوار]] است که در سراسر کلمات امام مشهود است. سفارش‌نامه [[مالک اشتر]]<ref>نهج‌البلاغه، نامه ۵۳.</ref>، اگرچه بسیار پربار است؛ اما تمام سیاست‌های [[علوی]] را در بر نمی‌گیرد و بسیاری از [[سیاست‌های اداری]]، [[فرهنگی]]، [[اقتصادی]]، [[اجتماعی]] آن حضرت را باید در متون دیگر جستجو کرد<ref>برای اطلاع بیشتر، ر.ک: سیاست‌نامه امام علی{{ع}}، ص۳۵-۹۱.</ref>.
اکنون به واکاوی برخی مبانی سیاست علوی می‌پردازیم:
اکنون به واکاوی برخی مبانی سیاست علوی می‌پردازیم:


خط ۴۵: خط ۴۵:
امام شتاب پیش از [[توانایی]] و درنگ پس از فراهم آمدن فرصت را ابلهی می‌داند<ref>نهج‌البلاغه، حکمت ۳۶۳.</ref> و در آخرین اندرزهایش در بستر [[شهادت]]، [[فرزندان]] خویش را به رعایت نظم [[دعوت]] می‌کند<ref>نهج‌البلاغه، نامه ۴۷.</ref>.
امام شتاب پیش از [[توانایی]] و درنگ پس از فراهم آمدن فرصت را ابلهی می‌داند<ref>نهج‌البلاغه، حکمت ۳۶۳.</ref> و در آخرین اندرزهایش در بستر [[شهادت]]، [[فرزندان]] خویش را به رعایت نظم [[دعوت]] می‌کند<ref>نهج‌البلاغه، نامه ۴۷.</ref>.
[[امیر]]{{ع}} نظم را از آغاز تا انجام [[نیکو]] می‌شمرد و ضابطه و قانون در نزد او فراتر از هر نسبتی است. یکی از بستگان امام از جایگاه خویش [[سوء استفاده]] کرد. آن حضرت او را به شدت نکوهش کرد و [[میزان]] پایبندی خود را به قانون چنین نگاشت: «اگر حسن و حسین چنان می‌کردند که تو انجام دادی (از من [[روی خوش]] نمی‌دیدند) روابط ما قطع می‌شد و بر [[فکر]] من اثر نمی‌گذاشتند»<ref>نهج‌البلاغه، نامه ۴۵.</ref>.
[[امیر]]{{ع}} نظم را از آغاز تا انجام [[نیکو]] می‌شمرد و ضابطه و قانون در نزد او فراتر از هر نسبتی است. یکی از بستگان امام از جایگاه خویش [[سوء استفاده]] کرد. آن حضرت او را به شدت نکوهش کرد و [[میزان]] پایبندی خود را به قانون چنین نگاشت: «اگر حسن و حسین چنان می‌کردند که تو انجام دادی (از من [[روی خوش]] نمی‌دیدند) روابط ما قطع می‌شد و بر [[فکر]] من اثر نمی‌گذاشتند»<ref>نهج‌البلاغه، نامه ۴۵.</ref>.
اکنون با [[اعتراف]] به [[ناتوان]] ی خویش در استخراج مبانی [[سیاست علوی]] به همین مقدار بسنده می‌کنیم و در ادامه بحث به فرایند [[مدیریت]] در [[نهج‌البلاغه]] می‌پردازیم<ref>[[احمد غلامعلی|غلامعلی، احمد]]، [[شناخت‌نامه نهج البلاغه (کتاب)|شناخت‌نامه نهج البلاغه]]، ص ۲۴۷.</ref>.
اکنون با [[اعتراف]] به [[ناتوان]] ی خویش در استخراج مبانی سیاست علوی به همین مقدار بسنده می‌کنیم و در ادامه بحث به فرایند [[مدیریت]] در [[نهج‌البلاغه]] می‌پردازیم<ref>[[احمد غلامعلی|غلامعلی، احمد]]، [[شناخت‌نامه نهج البلاغه (کتاب)|شناخت‌نامه نهج البلاغه]]، ص ۲۴۷.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۱۳۵٬۵۸۷

ویرایش