۳۳٬۷۵۱
ویرایش
(صفحهای تازه حاوی «{{خرد}} {{امامت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; fo...» ایجاد کرد) |
جز (جایگزینی متن - '{{عربی|اندازه=155%|' به '{{عربی|') |
||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
*این تعبیر را بارها عمر برفراز منبر دربارۀ [[خلافت ابوبکر]] و [[بیعت]] مردم با او در [[سقیفه]] به کار برد: {{عربی | *این تعبیر را بارها عمر برفراز منبر دربارۀ [[خلافت ابوبکر]] و [[بیعت]] مردم با او در [[سقیفه]] به کار برد: {{عربی|کانت بیعة أبی بکر فلتة وقی اللّه شرّها}}<ref>بحار الأنوار، ج ۹۰ ص ۱۲۴، کفایة الخصام، ج ۳ ص ۳۷۲، مصادر نهج البلاغه و اسانیده، ج ۲ ص ۳۰۲، نقل دیگر: کانت بیعة الناس لأبی بکر فلتة من فلتات الجاهلیّه، وقی اللّه المسلمین شرّها، فمن عاد الیه فاقتلوه (مواقف الشیعه، احمدی میانجی، ج ۳ ص ۹۹)</ref> بیعت مردم با ابی بکر، کار شتابزده و حساب نشدهای بود که خداوند مردم را از شرّ آن حفظ کرد. در برخی نقلها هم به جای بیعت، [[امامت]] و زمامداری [[ابوبکر]] آمده است.<ref>بحار الأنوار، ج ۱۰ ص ۳۴۸</ref> آنچه در [[سقیفه]] و به صورت غوغاسالاری و بدون حضور چهرههای برجستۀ اصحاب و [[اهل بیت]] [[پیامبر]] به نام "بیعت اهل حلّ و عقد" صورت گرفت و ابوبکر به خلافت رسید، کاری شتابزده و دور از تدبّر بود که خلیفۀ دوم هم از این لغزش یاد میکرد. ابن ابی الحدید، پس از نقل این سخن و پیامدهای پذیرش آن، در بحثی مفصّل کوشیده تا پاسخی به آن بدهد و اشکالاتش را برطرف سازد. در پایان هم میافزاید: بدان که [[شیعه]]، این سخن عمر را که [[بیعت]] با ابوبکر، به صورت فلته و بیحساب و تدبّر بود، قبول ندارد و ابیاتی از شاعران عرب میآورد که آنان، حادثۀ سقیفه را چیزی از پیش تعیین شده و با برنامهریزی قبلی دانستهاند،(...) امری بود که میان خودشان ابرام و طرحریزی شده بود و اگر گروهی گفتهاند که بیعت با ابوبکر "فلته" بود، سخنی نادرست است. و حق همین است و اصحاب سقیفه با توطئهای حسابشده، بنا داشتند [[خلافت]] را از [[اهل بیت]] منع کنند و خود گفته بودند که [[نبوت]] و خلافت نباید در بنی هاشم جمع شود!<ref>نظریة عدالة الصحابه، ص ۹۳</ref> هرچند اگر بیعت و خلافت ابوبکر، به همانصورت هم که عمر ادعا کرده باشد، باز هم شیوهای غلط و حادثهای شوم است که در مقابل نصّ خدا و رسول انجام گرفته و شرّ آن دامن امّت محمّدی را تا [[قیامت]] گرفته است. اگر فعل و انفعالاتی که در سقیفه انجام میگیرد درست است، چرا عمر آن را فلته خواند؟ و چرا ابوبکر کار را به وصیت بدون پرسش از اجماع برگزار نمود؟ و چرا عمر بدون مشورت با اجماع انتخابات را به شورای شش نفری محوّل داشت، با طرح نقشهای که علی در آن کشته شود؟ و من نویسنده، به همین مناسبت همیشه این شورا را شورای شمشیری میگویم. و آیا روش انتخاب ابابکر درست است، یا عمر، یا عثمان؟<ref>شهید پاکنژاد در «مظلومی گمشده در سقیفه» ، ص ۲۷</ref> مرحوم [[سید عبدالحسین شرف الدین عاملی]] پس از نقل ماجرای فلته و سخن ابوبکر که گفت: خدا مسلمانان را از شرّ آن نگه داشت و حفظ کرد، میگوید: این حفظکردن به دست [[امام علی|علی]]{{ع}} بود، با صبری که بر آن آزارها کرد و پلک چشمانش را بر آن خارها بست و از حق خود برای حیات [[اسلام]] گذشت.<ref>النصّ و الاجتهاد، ص ۹۲. دربارۀ بیبرنامه نبودن بیعت با ابوبکر از جمله ر. ک: «سیاهترین هفتۀ تاریخ» علی محدّث، ص ۳۷۰. عبد الفتاح عبد المقصود هم غصب خلافت و سقیفه را امری از پیش طرّاحی شده میداند (ر. ک: «خاستگاه خلافت»، ترجمه سیّد حسن افتخارزاده، ص ۲۸۱)</ref> اگر آن صبر بر مظلومیّت و درایت و مصلحتاندیشی نبود، اگر مردم سر به شورش میزدند و اگر تیغها بر سر این مسأله از نیام کشیده میشد و جنگی داخلی پدید میآمد، شرّی بدتر و بزرگتر از خلافت بدون اجماع و مشورت و رأی عمومی مردم پیش میآمد، و آن هدم اسلام و نابود شدن زحمات [[پیامبر خاتم|حضرت رسول]]{{صل}} بود<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص:۴۷۲.</ref>. | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||