توحید در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - '{{عربی|اندازه=150%|' به '{{عربی|'
جز (جایگزینی متن - '{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن' به '{{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن')
جز (جایگزینی متن - '{{عربی|اندازه=150%|' به '{{عربی|')
خط ۱۳: خط ۱۳:
==واژه‌شناسی لغوی==
==واژه‌شناسی لغوی==
*واژه "توحید" مصدر باب تفعیل از ریشه "و ـ ح ـ د" و در لغت به معنای یکی ساختن چیزی و حکم به یکتایی آن<ref>المنجد، ص ۸۹۰؛ التعریفات، ص ۹۶، «التوحید».</ref> و در اصطلاح، خدا را به ربوبیت شناختن و به وحدانیتش اقرار داشتن و اضداد و امثال را از او نفی کردن است<ref>التعریفات، ص ۹۶.</ref>. عارفان توحید را اصل علوم، سرّ معارف، مایه دین، بنای مسلمانی و فارق دوست از دشمن می دانند و هر طاعتی را بدون توحید، بی‌ارزش و سرانجام آن را تاریکی می شمارند<ref>کشف الاسرار، ج ۲، ص ۵۰۶.</ref>. انسان با توحید، به بالاترین مرتبه کمال می‌رسد و درجات موحّدان در قرب و بعد، کمال و نقص، فضیلت و رذیلت و شرافت و خسّت، به تفاوت مراتب توحید است<ref>تفسیر صدرالمتالهین، ج ۴، ص ۵۴.</ref>، بنابراین مدار سعادت و شقاوت انسان، توحید و شرک است. ارواح موحدان در اوج اند و گناهان عارضی نمی‌تواند آن ها را به حضیضی فرو کشاند که ارواح مشرکان گرفتار آن‌اند. روح مشرک با توجه به عبادت و خضوعی که برای غیر خدا دارد ـ به رغم اعمال نیکش ـ پست و تاریک است و نمی‌تواند با اعمال خویش به مرتبه ارواح موحدان دست یابد، همان گونه که ارواح موحدان ـ به رغم گناهانی که گاه از آنان سر می‌زند ـ عزیز و بلندمرتبه است و خیرشان بر شر غلبه دارد و گناهان، آنان را احاطه نکرده و تاریکی حاصل از گناه سراسر وجودشان را نمی‌پوشاند<ref>المنار، ج ۵، ص ۱۴۹.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص:۷۲ - ۱۱۵.</ref>.
*واژه "توحید" مصدر باب تفعیل از ریشه "و ـ ح ـ د" و در لغت به معنای یکی ساختن چیزی و حکم به یکتایی آن<ref>المنجد، ص ۸۹۰؛ التعریفات، ص ۹۶، «التوحید».</ref> و در اصطلاح، خدا را به ربوبیت شناختن و به وحدانیتش اقرار داشتن و اضداد و امثال را از او نفی کردن است<ref>التعریفات، ص ۹۶.</ref>. عارفان توحید را اصل علوم، سرّ معارف، مایه دین، بنای مسلمانی و فارق دوست از دشمن می دانند و هر طاعتی را بدون توحید، بی‌ارزش و سرانجام آن را تاریکی می شمارند<ref>کشف الاسرار، ج ۲، ص ۵۰۶.</ref>. انسان با توحید، به بالاترین مرتبه کمال می‌رسد و درجات موحّدان در قرب و بعد، کمال و نقص، فضیلت و رذیلت و شرافت و خسّت، به تفاوت مراتب توحید است<ref>تفسیر صدرالمتالهین، ج ۴، ص ۵۴.</ref>، بنابراین مدار سعادت و شقاوت انسان، توحید و شرک است. ارواح موحدان در اوج اند و گناهان عارضی نمی‌تواند آن ها را به حضیضی فرو کشاند که ارواح مشرکان گرفتار آن‌اند. روح مشرک با توجه به عبادت و خضوعی که برای غیر خدا دارد ـ به رغم اعمال نیکش ـ پست و تاریک است و نمی‌تواند با اعمال خویش به مرتبه ارواح موحدان دست یابد، همان گونه که ارواح موحدان ـ به رغم گناهانی که گاه از آنان سر می‌زند ـ عزیز و بلندمرتبه است و خیرشان بر شر غلبه دارد و گناهان، آنان را احاطه نکرده و تاریکی حاصل از گناه سراسر وجودشان را نمی‌پوشاند<ref>المنار، ج ۵، ص ۱۴۹.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص:۷۲ - ۱۱۵.</ref>.
*احادیث نیز توحید را در جایگاهی بس رفیع قرار داده است، از باب نمونه تأکید کرده: هیچ بنده‌ای نیست کلمه {{عربی|اندازه=150%|" لَا إِلَهَ‏ إِلَّا اللَّه‏‏‏‏"}} را بر زبان جاری سازد و گناهانش همانند برگ درختان نریزد<ref>التوحید، صدوق، ص ۱۸ - ۳۰.</ref>، هرکس بمیرد و چیزی را شریک خدا نساخته باشد، به بهشت می رود؛ نیکوکار باشد یا بدکار<ref>التوحید، صدوق، ص ۱۸ - ۳۰.</ref>، خداوند پیکر موحّدان را بر آتش حرام ساخته است<ref>التوحید، صدوق، ص ۱۸ - ۳۰.</ref>، چیزی در ثواب و پاداش الهی به پایه شهادت به توحید نمی‌رسد<ref>التوحید، صدوق، ص ۱۸ - ۳۰.</ref>، اگر موجودات آسمان‌ها و زمین در یک کفّه ترازو جای گیرند و کلمه {{عربی|اندازه=150%|" لَا إِلَهَ‏ إِلَّا اللَّه‏‏‏‏"}} در کفه دیگر، کلمه {{عربی|اندازه=150%|" لَا إِلَهَ‏ إِلَّا اللَّه‏‏‏‏"}} سنگین‌تر است<ref>التوحید، صدوق، ص ۱۸ - ۳۰.</ref>، هرکس کلمه {{عربی|اندازه=150%|" لَا إِلَهَ‏ إِلَّا اللَّه‏‏‏‏"}} را با اخلاص ادا کند، به بهشت می‌رود و اخلاص به این است که توحید او را از محرّمات الهی باز دارد<ref>التوحید، صدوق، ص ۱۸ - ۳۰.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص:۷۲ - ۱۱۵.</ref>.
*احادیث نیز توحید را در جایگاهی بس رفیع قرار داده است، از باب نمونه تأکید کرده: هیچ بنده‌ای نیست کلمه {{عربی|" لَا إِلَهَ‏ إِلَّا اللَّه‏‏‏‏"}} را بر زبان جاری سازد و گناهانش همانند برگ درختان نریزد<ref>التوحید، صدوق، ص ۱۸ - ۳۰.</ref>، هرکس بمیرد و چیزی را شریک خدا نساخته باشد، به بهشت می رود؛ نیکوکار باشد یا بدکار<ref>التوحید، صدوق، ص ۱۸ - ۳۰.</ref>، خداوند پیکر موحّدان را بر آتش حرام ساخته است<ref>التوحید، صدوق، ص ۱۸ - ۳۰.</ref>، چیزی در ثواب و پاداش الهی به پایه شهادت به توحید نمی‌رسد<ref>التوحید، صدوق، ص ۱۸ - ۳۰.</ref>، اگر موجودات آسمان‌ها و زمین در یک کفّه ترازو جای گیرند و کلمه {{عربی|" لَا إِلَهَ‏ إِلَّا اللَّه‏‏‏‏"}} در کفه دیگر، کلمه {{عربی|" لَا إِلَهَ‏ إِلَّا اللَّه‏‏‏‏"}} سنگین‌تر است<ref>التوحید، صدوق، ص ۱۸ - ۳۰.</ref>، هرکس کلمه {{عربی|" لَا إِلَهَ‏ إِلَّا اللَّه‏‏‏‏"}} را با اخلاص ادا کند، به بهشت می‌رود و اخلاص به این است که توحید او را از محرّمات الهی باز دارد<ref>التوحید، صدوق، ص ۱۸ - ۳۰.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص:۷۲ - ۱۱۵.</ref>.
*دانشمندان ابتدا توحید را به دو قسم نظری و عملی و سپس توحید نظری را به سه قسم ذاتی، صفاتی و افعالی قسمت کرده‌اند<ref>تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۲۰۳، «توحید در قرآن»؛ مجموعه آثار مطهری، ج ۲، ص ۹۹ - ۱۰۴، «جهان بینی توحیدی».</ref>. برخی نیز در یک تقسیم، توحید را شامل ۴ قسم ذاتی، صفاتی، افعالی و عبادی دانسته‌اند<ref>صفات الله عندالمسلمین، ص ۳۷.</ref>. در توحید ذاتی گاه نظر به واحدیت خدا، یعنی یگانگی و شریک نداشتن<ref>شرح منظومه، سبزواری، ص ۱۴۸.</ref>، و گاه نظر به احدیت او، یعنی یکتایی و بساطت و جزء نداشتن است<ref>الالهیات، ج ۲، ص ۱۵۵.</ref> که از آن در صورت نخست به "توحید واحدی" و در صورت دوم به "توحید أحدی" تعبیر می‌کنند<ref>الالهیات، ج ۲، ص ۱۱.</ref>در توحید واحدی گاه نظر به وحدت عددی است که مستلزم محدودیت و تقابل خداوند با دیگر موجودات است ـ همان گونه که عموم متکلمان و خصوص حکیمان مشّائی تصوّر کرده‌اند ـ و گاه نظر به وحدت حقیقی "صمدی" است که با هر محدودیتی در تعارض و مستلزم احاطه وجودی خداوند بر همه کثرات و موجودات است، همان گونه که عموم عارفان و خصوص حکیمان صدرایی تصویر کرده‌اند<ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص:۷۲ - ۱۱۵.</ref>.
*دانشمندان ابتدا توحید را به دو قسم نظری و عملی و سپس توحید نظری را به سه قسم ذاتی، صفاتی و افعالی قسمت کرده‌اند<ref>تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۲۰۳، «توحید در قرآن»؛ مجموعه آثار مطهری، ج ۲، ص ۹۹ - ۱۰۴، «جهان بینی توحیدی».</ref>. برخی نیز در یک تقسیم، توحید را شامل ۴ قسم ذاتی، صفاتی، افعالی و عبادی دانسته‌اند<ref>صفات الله عندالمسلمین، ص ۳۷.</ref>. در توحید ذاتی گاه نظر به واحدیت خدا، یعنی یگانگی و شریک نداشتن<ref>شرح منظومه، سبزواری، ص ۱۴۸.</ref>، و گاه نظر به احدیت او، یعنی یکتایی و بساطت و جزء نداشتن است<ref>الالهیات، ج ۲، ص ۱۵۵.</ref> که از آن در صورت نخست به "توحید واحدی" و در صورت دوم به "توحید أحدی" تعبیر می‌کنند<ref>الالهیات، ج ۲، ص ۱۱.</ref>در توحید واحدی گاه نظر به وحدت عددی است که مستلزم محدودیت و تقابل خداوند با دیگر موجودات است ـ همان گونه که عموم متکلمان و خصوص حکیمان مشّائی تصوّر کرده‌اند ـ و گاه نظر به وحدت حقیقی "صمدی" است که با هر محدودیتی در تعارض و مستلزم احاطه وجودی خداوند بر همه کثرات و موجودات است، همان گونه که عموم عارفان و خصوص حکیمان صدرایی تصویر کرده‌اند<ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص:۷۲ - ۱۱۵.</ref>.
*توحید صفاتی این است که صفات اثبات شده برای خدا، کثرت بردار نیست؛ بدین معنی که علم و قدرت و حیات و دیگر صفات خدا همه عبارت از ذات است<ref> المیزان، ج ۱، ص ۳۹۴.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص:۷۲ - ۱۱۵.</ref>
*توحید صفاتی این است که صفات اثبات شده برای خدا، کثرت بردار نیست؛ بدین معنی که علم و قدرت و حیات و دیگر صفات خدا همه عبارت از ذات است<ref> المیزان، ج ۱، ص ۳۹۴.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص:۷۲ - ۱۱۵.</ref>
*توحید افعالی نیز این است که عالم با همه دقایق و تفصیلاتش، اعم از أفعالی که مستقیم به خدا منسوب‌اند و أفعال و تأثیرات و حرکاتی که به طور معمول به دیگران نسبت داده می‌شوند، در حقیقت از خدا و اراده او صادر شده‌اند و بنابر قول مشهورِ {{عربی|اندازه=150%|" لا مؤثّر في‏ الوجود إلّا اللّه‏‏‏‏‏"}} در دایره هستی کسی جز خدا اثرگذار نیست<ref>مصطلحات التصوف، ص ۲۲۷ - ۲۲۹؛ جامع الاسرار، ص ۱۱۴؛ التوحید، دیباجی، ص ۱۱۵.</ref> که خود به صورت‌های گوناگون تجلّی می‌یابد و عمده آن‌ها عبارت‌اند از ۱. توحید در خالقیت؛ ۲. توحید در مالکیت؛ ۳. توحید در حاکمیت؛ ۴. توحید در ربوبیت؛ ۵. توحید در ولایت؛ ۶. توحید در رازقیت؛ ۷. توحید در شفاعت.
*توحید افعالی نیز این است که عالم با همه دقایق و تفصیلاتش، اعم از أفعالی که مستقیم به خدا منسوب‌اند و أفعال و تأثیرات و حرکاتی که به طور معمول به دیگران نسبت داده می‌شوند، در حقیقت از خدا و اراده او صادر شده‌اند و بنابر قول مشهورِ {{عربی|" لا مؤثّر في‏ الوجود إلّا اللّه‏‏‏‏‏"}} در دایره هستی کسی جز خدا اثرگذار نیست<ref>مصطلحات التصوف، ص ۲۲۷ - ۲۲۹؛ جامع الاسرار، ص ۱۱۴؛ التوحید، دیباجی، ص ۱۱۵.</ref> که خود به صورت‌های گوناگون تجلّی می‌یابد و عمده آن‌ها عبارت‌اند از ۱. توحید در خالقیت؛ ۲. توحید در مالکیت؛ ۳. توحید در حاکمیت؛ ۴. توحید در ربوبیت؛ ۵. توحید در ولایت؛ ۶. توحید در رازقیت؛ ۷. توحید در شفاعت.
*مراد از توحید عملی یا عبادی این است که انسان تنها خدا را مطاع و قبله روح و جهت حرکت و آرمان خویش کند و هر مطاع و جهت و قبله و آرمان دیگر را کنار نهد و در یک کلمه، توحید عملی، یگانه پرستی و یگانه شدن است<ref>مجموعه آثار مطهری، ج ۲، ص ۱۰۴ - ۱۰۶.</ref> بنابر قولی، مراد از توحید عملی آن است که همه اعمال انسان برای برخورداری از ثواب الهی و به یاد روز جزا باشد<ref>المیزان، ج ۲، ص ۳۶۲.</ref>
*مراد از توحید عملی یا عبادی این است که انسان تنها خدا را مطاع و قبله روح و جهت حرکت و آرمان خویش کند و هر مطاع و جهت و قبله و آرمان دیگر را کنار نهد و در یک کلمه، توحید عملی، یگانه پرستی و یگانه شدن است<ref>مجموعه آثار مطهری، ج ۲، ص ۱۰۴ - ۱۰۶.</ref> بنابر قولی، مراد از توحید عملی آن است که همه اعمال انسان برای برخورداری از ثواب الهی و به یاد روز جزا باشد<ref>المیزان، ج ۲، ص ۳۶۲.</ref>
*برخی، جلوه‌های توحید عملی را در سه مرتبه متجلّی دانسته اند: ۱. توحید در عبادت؛ ۲. توحید در حمد؛ ۳. توحید در دعا<ref>تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۵۱۶ - ۵۴۹، «توحید در قرآن».</ref>.
*برخی، جلوه‌های توحید عملی را در سه مرتبه متجلّی دانسته اند: ۱. توحید در عبادت؛ ۲. توحید در حمد؛ ۳. توحید در دعا<ref>تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۵۱۶ - ۵۴۹، «توحید در قرآن».</ref>.
*در آثار عرفانی نیز برای توحید انواع و مراتبی آمده است<ref>الفتوحات المکیه، ج ۵، ص ۱۲۱ - ۱۲۷؛ التجلیات الالهیه، ص ۳۵۳ - ۳۵۵ ، ۳۸۸.</ref> که شمار آن‌ها به بیش از ۳۰ مرتبه می‌رسد<ref> شرح اصطلاحات تصوف، ص ۲۸۲ - ۲۹۰.</ref>. بیشتر این مراتب فقط در عبارت با هم متفاوت‌اند و به یکدیگر باز می‌گردند؛ ولی به گونه خلاصه می‌توان گفت: عارفان به ۴ نوع توحید معتقدند: ۱. توحید منافقان که فقط اقرار زبانی به کلمه {{عربی|اندازه=150%|" لَا إِلَهَ‏ إِلَّا اللَّه‏‏‏‏"}} است؛ ۲. توحید عام که اقرار به زبان و دل است؛ ۳. توحید خاص که با کشف و شهود همراه است؛ ۴. توحید أخص که عبارت از فنای موحّد است<ref>احیاء العلوم، ج ۵، ص ۱۵۸؛ شرح اصطلاحات تصوف، ص ۲۹۴.</ref> و خود، سه صورت فعلی، صفاتی و ذاتی دارد. عارف در توحید فعلی، همه افعال را در فعل خدا و در توحید صفاتی همه صفات را در صفات وی و در توحید ذاتی جمیع ذوات را در ذات او متلاشی و فانی می‌بیند<ref> کشاف اصطلاحات الفنون، ج ۱، ص ۵۲۹.</ref>، چنان که برخی از آن‌ها گفته‌اند: توحید در لغت یکی کردن و در شریعت یکی گفتن و در طریقت یکی دانستن و در حقیقت یکی دیدن است <ref>کشف الحقایق، ص ۱۴۹.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص:۷۲ - ۱۱۵.</ref>.  
*در آثار عرفانی نیز برای توحید انواع و مراتبی آمده است<ref>الفتوحات المکیه، ج ۵، ص ۱۲۱ - ۱۲۷؛ التجلیات الالهیه، ص ۳۵۳ - ۳۵۵ ، ۳۸۸.</ref> که شمار آن‌ها به بیش از ۳۰ مرتبه می‌رسد<ref> شرح اصطلاحات تصوف، ص ۲۸۲ - ۲۹۰.</ref>. بیشتر این مراتب فقط در عبارت با هم متفاوت‌اند و به یکدیگر باز می‌گردند؛ ولی به گونه خلاصه می‌توان گفت: عارفان به ۴ نوع توحید معتقدند: ۱. توحید منافقان که فقط اقرار زبانی به کلمه {{عربی|" لَا إِلَهَ‏ إِلَّا اللَّه‏‏‏‏"}} است؛ ۲. توحید عام که اقرار به زبان و دل است؛ ۳. توحید خاص که با کشف و شهود همراه است؛ ۴. توحید أخص که عبارت از فنای موحّد است<ref>احیاء العلوم، ج ۵، ص ۱۵۸؛ شرح اصطلاحات تصوف، ص ۲۹۴.</ref> و خود، سه صورت فعلی، صفاتی و ذاتی دارد. عارف در توحید فعلی، همه افعال را در فعل خدا و در توحید صفاتی همه صفات را در صفات وی و در توحید ذاتی جمیع ذوات را در ذات او متلاشی و فانی می‌بیند<ref> کشاف اصطلاحات الفنون، ج ۱، ص ۵۲۹.</ref>، چنان که برخی از آن‌ها گفته‌اند: توحید در لغت یکی کردن و در شریعت یکی گفتن و در طریقت یکی دانستن و در حقیقت یکی دیدن است <ref>کشف الحقایق، ص ۱۴۹.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص:۷۲ - ۱۱۵.</ref>.  
*عارفان توحید را به دو قسمت کلّی تر تقسیم کرده‌اند: نخست، توحید الوهی است که توحید ظاهری و شرعی است و [[انبیا]] و رسل مأمور تبلیغ آن‌اند. دوم، توحید وجودی است که توحید حقیقی با نفی وجودهای مقید و اثبات وجود مطلق و مشاهده وجود واحد و نفی وجودهای کثیر است. این توحید از آن اولیای خداست و آنان مأمور تبلیغ آن‌اند<ref>شرح اصطلاحات تصوف، ص ۲۹۴ - ۲۹۵.</ref> البته [[انبیا]] و رسل از آن رو که دارای هر دو بعد [[ولایت]] و رسالت یا [[نبوت]]اند، انسان‌های معمولی را با توجه به مقام رسالت و [[نبوت]] به توحید ظاهری و الوهی راه می‌نمایند و خواص را با عنایت به مقام ولایت خویش به توحید حقیقی و وجودی دعوت می‌کنند<ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص:۷۲ - ۱۱۵.</ref>.
*عارفان توحید را به دو قسمت کلّی تر تقسیم کرده‌اند: نخست، توحید الوهی است که توحید ظاهری و شرعی است و [[انبیا]] و رسل مأمور تبلیغ آن‌اند. دوم، توحید وجودی است که توحید حقیقی با نفی وجودهای مقید و اثبات وجود مطلق و مشاهده وجود واحد و نفی وجودهای کثیر است. این توحید از آن اولیای خداست و آنان مأمور تبلیغ آن‌اند<ref>شرح اصطلاحات تصوف، ص ۲۹۴ - ۲۹۵.</ref> البته [[انبیا]] و رسل از آن رو که دارای هر دو بعد [[ولایت]] و رسالت یا [[نبوت]]اند، انسان‌های معمولی را با توجه به مقام رسالت و [[نبوت]] به توحید ظاهری و الوهی راه می‌نمایند و خواص را با عنایت به مقام ولایت خویش به توحید حقیقی و وجودی دعوت می‌کنند<ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص:۷۲ - ۱۱۵.</ref>.


خط ۵۸: خط ۵۸:
#'''فرشتگان:''' فرشتگان موجودات با شعور و درّاکی هستند که به سبب قرب به مقام ربوبی و انکشاف حقایق بر ایشان<ref>اطیب البیان، ج ۳، ص ۱۳۹.</ref>، معبود بودن و عدالت خدا را درک می‌کنند<ref>احسن الحدیث، ج ۲، ص ۳۵.</ref> و یکسره به حمد و تسبیح او مشغول‌اند: {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ مِن فَوْقِهِنَّ وَالْمَلائِكَةُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِمَن فِي الأَرْضِ أَلا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ }}﴾}}<ref> نزدیک است که آسمان‌ها بر فراز سرشان بشکافند و فرشتگان با سپاس پروردگارشان را به پاکی می‌ستایند و برای هر کس که در زمین است آمرزش می‌خواهند؛ آگاه باشید که بی‌گمان خداوند است که آمرزنده بخشاینده است؛ سوره شوری، آیه:۵.</ref> آن‌ها با مشاهده عجایب و قدرت خدا<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص ۲۵۷؛ منهج الصادقین، ج ۲، ص ۱۹۰.</ref> به وحدانیت و یگانگی‌اش گواهی می‌دهند: {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلائِكَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}}﴾}}<ref> خداوند- که به دادگری ایستاده است- و فرشتگان و دانشوران گواهی می‌دهند که: هیچ خدایی نیست جز او که پیروزمند فرزانه است؛ سوره آل عمران، آیه:۱۸.</ref> و این گواهی معتبر است، زیرا فرشتگان بندگان محترم خدایند و هرچه می‌کنند، به امر اوست: {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|لَوْ أَرَدْنَا أَن نَّتَّخِذَ لَهْوًا لّاتَّخَذْنَاهُ مِن لَّدُنَّا إِن كُنَّا فَاعِلِينَ بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ وَلَكُمُ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُونَ}}﴾}}<ref>  اگر می‌خواستیم سرگرمی‌یی برگزینیم- چنانچه کننده (ی این کار) می‌بودیم- آن را از نزد خود می‌گزیدیم.بلکه، راستی را بر ناراستی می‌افکنیم که آن را درهم می‌شکند؛ و خود ناگهان از میان می‌رود و وای بر شما! از آنچه (در چگونگی خداوند) وصف می‌کنید؛ سوره انبیاء، آیه: ۱۷- ۱۸.</ref> به گفته‌ای شهادت فرشتگان بر توحید امری است پنهان که خداوند از آن پرده برداشته و اگر اِخبار او نبود انسان‌ها به آن راهی نداشتند<ref>احسن الحدیث، ج ۲، ص ۳۵.</ref>. گواهی فرشتگان بر توحید افزون بر اینکه قولی است، عملی نیز هست، زیرا آن‌ها او را می‌پرستند و در برابر معبود دیگری سر تعظیم فرود نمی‌آورند<ref>نمونه، ج ۲، ص ۴۶۷.</ref>. برخی این شهادت را اقرار معنا کرده و آن را نسبت به قومی، ذاتی و نسبت به قومی دیگر فعلی و نسبت به قوم سوم قولی دانسته‌اند<ref>الجوهر الثمین، ج ۱، ص ۳۰۳.</ref> برخی دیگر معتقدند از آن رو که فرشتگان در عوالم آسمان‌ها و زمین حضور دارند، آگاهی آن‌ها بر مصنوعات الهی و بدایع صنع او از همه موجودات بیشتر است و بدیهی است که شهادت آن‌ها در مقایسه با شهادت دیگران به واقع نزدیک‌تر است و از این رو خداوند پس از گواهی خود بر توحید، از خصوص شهادت آن‌ها با صراحت یاد کرده است<ref>المنیر، ج ۳، ص ۱۷۸.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص:۷۲ - ۱۱۵.</ref>.
#'''فرشتگان:''' فرشتگان موجودات با شعور و درّاکی هستند که به سبب قرب به مقام ربوبی و انکشاف حقایق بر ایشان<ref>اطیب البیان، ج ۳، ص ۱۳۹.</ref>، معبود بودن و عدالت خدا را درک می‌کنند<ref>احسن الحدیث، ج ۲، ص ۳۵.</ref> و یکسره به حمد و تسبیح او مشغول‌اند: {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ مِن فَوْقِهِنَّ وَالْمَلائِكَةُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِمَن فِي الأَرْضِ أَلا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ }}﴾}}<ref> نزدیک است که آسمان‌ها بر فراز سرشان بشکافند و فرشتگان با سپاس پروردگارشان را به پاکی می‌ستایند و برای هر کس که در زمین است آمرزش می‌خواهند؛ آگاه باشید که بی‌گمان خداوند است که آمرزنده بخشاینده است؛ سوره شوری، آیه:۵.</ref> آن‌ها با مشاهده عجایب و قدرت خدا<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص ۲۵۷؛ منهج الصادقین، ج ۲، ص ۱۹۰.</ref> به وحدانیت و یگانگی‌اش گواهی می‌دهند: {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلائِكَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}}﴾}}<ref> خداوند- که به دادگری ایستاده است- و فرشتگان و دانشوران گواهی می‌دهند که: هیچ خدایی نیست جز او که پیروزمند فرزانه است؛ سوره آل عمران، آیه:۱۸.</ref> و این گواهی معتبر است، زیرا فرشتگان بندگان محترم خدایند و هرچه می‌کنند، به امر اوست: {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|لَوْ أَرَدْنَا أَن نَّتَّخِذَ لَهْوًا لّاتَّخَذْنَاهُ مِن لَّدُنَّا إِن كُنَّا فَاعِلِينَ بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ وَلَكُمُ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُونَ}}﴾}}<ref>  اگر می‌خواستیم سرگرمی‌یی برگزینیم- چنانچه کننده (ی این کار) می‌بودیم- آن را از نزد خود می‌گزیدیم.بلکه، راستی را بر ناراستی می‌افکنیم که آن را درهم می‌شکند؛ و خود ناگهان از میان می‌رود و وای بر شما! از آنچه (در چگونگی خداوند) وصف می‌کنید؛ سوره انبیاء، آیه: ۱۷- ۱۸.</ref> به گفته‌ای شهادت فرشتگان بر توحید امری است پنهان که خداوند از آن پرده برداشته و اگر اِخبار او نبود انسان‌ها به آن راهی نداشتند<ref>احسن الحدیث، ج ۲، ص ۳۵.</ref>. گواهی فرشتگان بر توحید افزون بر اینکه قولی است، عملی نیز هست، زیرا آن‌ها او را می‌پرستند و در برابر معبود دیگری سر تعظیم فرود نمی‌آورند<ref>نمونه، ج ۲، ص ۴۶۷.</ref>. برخی این شهادت را اقرار معنا کرده و آن را نسبت به قومی، ذاتی و نسبت به قومی دیگر فعلی و نسبت به قوم سوم قولی دانسته‌اند<ref>الجوهر الثمین، ج ۱، ص ۳۰۳.</ref> برخی دیگر معتقدند از آن رو که فرشتگان در عوالم آسمان‌ها و زمین حضور دارند، آگاهی آن‌ها بر مصنوعات الهی و بدایع صنع او از همه موجودات بیشتر است و بدیهی است که شهادت آن‌ها در مقایسه با شهادت دیگران به واقع نزدیک‌تر است و از این رو خداوند پس از گواهی خود بر توحید، از خصوص شهادت آن‌ها با صراحت یاد کرده است<ref>المنیر، ج ۳، ص ۱۷۸.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص:۷۲ - ۱۱۵.</ref>.
#'''صاحبان علم:''' صاحبان علم با حجّت‌های روشن و برهان‌های قطعی<ref>منهج الصادقین، ج ۲، ص ۱۹۰.</ref> و آشنایی با شگفتی‌های جهان آفرینش<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص ۲۵۸.</ref> به توحید پی‌برده، بر یگانگی و وحدانیت پروردگار عالم گواهی می‌دهند: {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلائِكَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}}﴾}}<ref> خداوند- که به دادگری ایستاده است- و فرشتگان و دانشوران گواهی می‌دهند که: هیچ خدایی نیست جز او که پیروزمند فرزانه است؛ سوره آل عمران، آیه:۱۸.</ref> تقارن شهادت صاحبان علم با شهادت خدا و گواهی فرشتگان در این آیه، بر عظمت و شرافت آنان دلالت دارد و از درجه بالای آن‌ها در کمال حکایت می‌کند<ref>تفسیر اثنی عشری، ج ۲، ص ۱۴۰.</ref>. مصداق کامل "صاحبان علم"، پیامبران و اوصیای آنان و اولیای معصوم{{عم}} است<ref>تفسیر فرات الکوفی، ص ۷۸؛ الاصفی، ج ۱، ص ۱۴۷؛ تفسیر آسان، ج ۲، ص ۲۲۴.</ref> که خداوند معرفت خویش را به گونه کامل بدانان ارزانی داشته است. برخی گفته اند: تنها این بزرگواران هستند که شایسته عنوان "[[اولواالعلمِ]]" در آیه یاد شده‌اند، زیرا آنان‌اند که بنیاد دانش و خداپرستی را در جهان پی ریخته‌اند؛ ولی علم و معرفت دیگر عالمان درباره توحید و [[قرآن]]، اکتسابی و مقرون به اموری خطاپذیر یا آغشته به جهل است<ref>انوار درخشان، ج ۳، ص ۳۰.</ref>؛ امّا این سخن را نمی‌توان پذیرفت، زیرا کلمه "[[اولواالعلمِ]]" قید و شرطی ندارد و ثانیاً غیر از [[انبیا]] و اوصیای الهی، عالمان بسیاری با ادلّه و برهان‌های شایان اعتماد "برهان صدّیقین، برهان نظم، برهان تمانع و برهان محبت مدخل‌های مربوط" به توحید علم یافته‌اند<ref>تفسیر آسان، ج ۲، ص ۲۲۴.</ref> و بر اساس آن ها بر حقانیت توحید گواهی می‌دهند، با این حال، می‌توان پذیرفت که مراد از علم در عبارت "[[اولواالعلمِ]]" ، علم توحید و علوم دینی است نه هر گونه علمی، زیرا آیه درصدد بیان یکتایی خداست<ref>تفسیر آسان، ج ۲، ص ۲۲۵.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص:۷۲ - ۱۱۵.</ref>
#'''صاحبان علم:''' صاحبان علم با حجّت‌های روشن و برهان‌های قطعی<ref>منهج الصادقین، ج ۲، ص ۱۹۰.</ref> و آشنایی با شگفتی‌های جهان آفرینش<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص ۲۵۸.</ref> به توحید پی‌برده، بر یگانگی و وحدانیت پروردگار عالم گواهی می‌دهند: {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلائِكَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}}﴾}}<ref> خداوند- که به دادگری ایستاده است- و فرشتگان و دانشوران گواهی می‌دهند که: هیچ خدایی نیست جز او که پیروزمند فرزانه است؛ سوره آل عمران، آیه:۱۸.</ref> تقارن شهادت صاحبان علم با شهادت خدا و گواهی فرشتگان در این آیه، بر عظمت و شرافت آنان دلالت دارد و از درجه بالای آن‌ها در کمال حکایت می‌کند<ref>تفسیر اثنی عشری، ج ۲، ص ۱۴۰.</ref>. مصداق کامل "صاحبان علم"، پیامبران و اوصیای آنان و اولیای معصوم{{عم}} است<ref>تفسیر فرات الکوفی، ص ۷۸؛ الاصفی، ج ۱، ص ۱۴۷؛ تفسیر آسان، ج ۲، ص ۲۲۴.</ref> که خداوند معرفت خویش را به گونه کامل بدانان ارزانی داشته است. برخی گفته اند: تنها این بزرگواران هستند که شایسته عنوان "[[اولواالعلمِ]]" در آیه یاد شده‌اند، زیرا آنان‌اند که بنیاد دانش و خداپرستی را در جهان پی ریخته‌اند؛ ولی علم و معرفت دیگر عالمان درباره توحید و [[قرآن]]، اکتسابی و مقرون به اموری خطاپذیر یا آغشته به جهل است<ref>انوار درخشان، ج ۳، ص ۳۰.</ref>؛ امّا این سخن را نمی‌توان پذیرفت، زیرا کلمه "[[اولواالعلمِ]]" قید و شرطی ندارد و ثانیاً غیر از [[انبیا]] و اوصیای الهی، عالمان بسیاری با ادلّه و برهان‌های شایان اعتماد "برهان صدّیقین، برهان نظم، برهان تمانع و برهان محبت مدخل‌های مربوط" به توحید علم یافته‌اند<ref>تفسیر آسان، ج ۲، ص ۲۲۴.</ref> و بر اساس آن ها بر حقانیت توحید گواهی می‌دهند، با این حال، می‌توان پذیرفت که مراد از علم در عبارت "[[اولواالعلمِ]]" ، علم توحید و علوم دینی است نه هر گونه علمی، زیرا آیه درصدد بیان یکتایی خداست<ref>تفسیر آسان، ج ۲، ص ۲۲۵.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص:۷۲ - ۱۱۵.</ref>
*گفتنی است که در این آیه جمله {{عربی|اندازه=150%|" لا إِلهَ‏ إِلَّا هُوَ ‏‏‏‏‏‏‏‏"}} تکرار شده است. این تکرار چنان که در برخی روایات آمده<ref>روض الجنان، ج ۴، ص ۲۳۴ - ۲۳۵.</ref>، برای آن است که در آغاز آیه شهادت خداوند و فرشتگان و صاحبان علم به توحید گزارش شده و در پایان آیه تعلیم داده شده است که هرکس این گواهی را درمی یابد، لازم است با آن گواهان همصدا گردد و بر وحدت و یگانگی معبود گواهی دهد<ref>تفسیر عاملی، ج ۲، ص ۳۷.</ref>. برخی سرّ تکرار را تأکید و بیان اهتمام قرآن به توحید دانسته‌اند<ref>کنز الدقائق، ج ۳، ص ۵۵؛ الجوهر الثمین، ج ۱، ص ۳۰۴.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص:۷۲ - ۱۱۵.</ref>.
*گفتنی است که در این آیه جمله {{عربی|" لا إِلهَ‏ إِلَّا هُوَ ‏‏‏‏‏‏‏‏"}} تکرار شده است. این تکرار چنان که در برخی روایات آمده<ref>روض الجنان، ج ۴، ص ۲۳۴ - ۲۳۵.</ref>، برای آن است که در آغاز آیه شهادت خداوند و فرشتگان و صاحبان علم به توحید گزارش شده و در پایان آیه تعلیم داده شده است که هرکس این گواهی را درمی یابد، لازم است با آن گواهان همصدا گردد و بر وحدت و یگانگی معبود گواهی دهد<ref>تفسیر عاملی، ج ۲، ص ۳۷.</ref>. برخی سرّ تکرار را تأکید و بیان اهتمام قرآن به توحید دانسته‌اند<ref>کنز الدقائق، ج ۳، ص ۵۵؛ الجوهر الثمین، ج ۱، ص ۳۰۴.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص:۷۲ - ۱۱۵.</ref>.
*نقل است که دو عالم مسیحی از [[پیامبر]]{{صل}} پرسیدند: مهم‌ترین شهادت در کتاب خدا کدام شهادت و چگونه شهادتی است؟ در این حال آیه یاد شده نازل شد <ref>روض الجنان، ج ۴، ص ۲۲۴ - ۲۲۵.</ref> و از آن پس همواره در کانون توجه [[پیامبر خدا]]{{صل}} بود و آن حضرت بارها در مواقع مختلف آیه را بر زبان می‌آورد<ref>انوار العرفان، ج ۵، ص ۱۹۵.</ref>؛ از جمله آنکه زبیر بن عوام گوید: شب عرفه در خدمت رسول اللّه صلی الله علیه و آله بودم و شنیدم آن حضرت این آیه را به صورت مکرّر تلاوت می‌کرد<ref>نمونه، ج ۲، ص ۴۶۹؛ انوار العرفان، ج ۵، ص ۱۹۵.</ref> برخی صاحب نظران که فقط انبیا و اوصیا{{عم}} را مصداق "[[اولواالعلمِ]]" می‌دانند و معتقدند که اهل توحید به لسان قال و جمیع موجودات به لسان حال بر حقانیت توحید شهادت می‌دهند، در بیان ادله نظریه خویش گفته‌اند: اولاً شهادت خدا و فرشتگان و [[انبیا]] و اوصیا به واسطه [[عصمت]] آنان، در معرض شبهه و اشکال نیست، برخلاف شهادت غیر معصوم که در معرض شک و تردید است. ثانیا شهادت غیر آنان از آنان اخذ شده و فرع بر آن است و ثالثا گویی قرآن فرموده است: توحید مسئله‌ای است که چنین شاهدان معصومی دارد و ازاین رو احدی نباید آن را ردّ کند، همان گونه که در برابر کسی که منکر مطلبی است، دلیل می‌آورند که این مطلب را فلان عالم یا متدین گواهی داده است و از این رو نباید کسی آن را انکار کند<ref>اطیب البیان، ج ۳، ص ۱۴۲.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص:۷۲ - ۱۱۵.</ref>.
*نقل است که دو عالم مسیحی از [[پیامبر]]{{صل}} پرسیدند: مهم‌ترین شهادت در کتاب خدا کدام شهادت و چگونه شهادتی است؟ در این حال آیه یاد شده نازل شد <ref>روض الجنان، ج ۴، ص ۲۲۴ - ۲۲۵.</ref> و از آن پس همواره در کانون توجه [[پیامبر خدا]]{{صل}} بود و آن حضرت بارها در مواقع مختلف آیه را بر زبان می‌آورد<ref>انوار العرفان، ج ۵، ص ۱۹۵.</ref>؛ از جمله آنکه زبیر بن عوام گوید: شب عرفه در خدمت رسول اللّه صلی الله علیه و آله بودم و شنیدم آن حضرت این آیه را به صورت مکرّر تلاوت می‌کرد<ref>نمونه، ج ۲، ص ۴۶۹؛ انوار العرفان، ج ۵، ص ۱۹۵.</ref> برخی صاحب نظران که فقط انبیا و اوصیا{{عم}} را مصداق "[[اولواالعلمِ]]" می‌دانند و معتقدند که اهل توحید به لسان قال و جمیع موجودات به لسان حال بر حقانیت توحید شهادت می‌دهند، در بیان ادله نظریه خویش گفته‌اند: اولاً شهادت خدا و فرشتگان و [[انبیا]] و اوصیا به واسطه [[عصمت]] آنان، در معرض شبهه و اشکال نیست، برخلاف شهادت غیر معصوم که در معرض شک و تردید است. ثانیا شهادت غیر آنان از آنان اخذ شده و فرع بر آن است و ثالثا گویی قرآن فرموده است: توحید مسئله‌ای است که چنین شاهدان معصومی دارد و ازاین رو احدی نباید آن را ردّ کند، همان گونه که در برابر کسی که منکر مطلبی است، دلیل می‌آورند که این مطلب را فلان عالم یا متدین گواهی داده است و از این رو نباید کسی آن را انکار کند<ref>اطیب البیان، ج ۳، ص ۱۴۲.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص:۷۲ - ۱۱۵.</ref>.