جز
جایگزینی متن - ' ؛' به '؛'
جز (جایگزینی متن - 'ابیطالب' به 'ابی طالب') |
جز (جایگزینی متن - ' ؛' به '؛') |
||
| خط ۴۶: | خط ۴۶: | ||
===معنای واژههای «اهل بیت»، «آل»، «عترت و امّت» از دیدگاه روایات=== | ===معنای واژههای «اهل بیت»، «آل»، «عترت و امّت» از دیدگاه روایات=== | ||
*در عباراتی که در مورد پیامبر اکرم{{صل}} و خاندان و اطرافیان و پیروانشان داریم گاهی واژه «آل» به کار رفته، گاهی «اهل»، گاهی «عترت»، و زمانی «امّت». از امام صادق{{ع}} پرسیدند: آل محمّد{{عم}} کیستند؟ فرمود: ذرّیّه و فرزندان اویند. پرسیده شد: اهل بیت او چه کسانیاند؟ فرمود: ائمه. باز پرسیدند: عترت وی چه کسانی هستند؟ - چون در خیلی از روایات هم عبارت «عترت» آورده شده است. فرمود: اصحاب عبا یعنی: اصحاب کسا به کسانی که زیر آن عبا رفتند در روزی که پیامبر{{صل}} در خانۀ امّ سلمه بود و فرمود: یک عبایی روی من بینداز. بعد امیرالمؤمنین{{ع}} آمدند و بعد حضرت زهرا۳ و بعد حسنین۸ و همه یک به یک زیر آن عبا رفتند. سپس حضرت رسول{{صل}} یک طرفِ آن عبا را گرفت و دعا کرد که: خدایا! اینان اهلبیت من هستند آنان را از پلیدی ها نگه دار. در آنجا آیۀ {{عربی|اندازه=125%|﴿{{متن قرآن|إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً}}﴾}}<ref>سوره احزاب:۳۳، آیه۳۳.</ref> نازل شد.<ref>{{عربی|"حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} مَنْ آلُ مُحَمَّدٍ{{صل}}؟ قَالَ: ذُرِّيَّتُهُ. فَقُلْتُ: من أَهْلُ بَيْتِهِ؟ قَالَ: الْأَئِمَّةُ الْأَوْصِيَاءُ. فَقُلْتُ: مَنْ عِتْرَتُهُ؟ قَالَ: أَصْحَابُ الْعَبَاءِ. فَقُلْتُ: مَنْ أُمَّتُهُ؟ قَال:َ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ صَدَقُوا بِمَا جَاءَ بِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الْمُتَمَسِّكُونَ بِالثَّقَلَيْنِ اللَّذَيْنِ أُمِرُوا بِالتَّمَسُّكِ بِهِمَا كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ عِتْرَتِهِ أَهْلِ بَيْتِهِ الَّذِينَ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَهُمْ تَطْهِيراً وَ هُمَا الْخَلِيفَتَانِ عَلَى الْأُمَّةِ بَعْدَه».، ابن بابویه، محمدبن علی، »معانی الأخبار» ج۱، ص۹۴. عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قُلْتُ لِلصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ{{ع}} مَنْ آلُ مُحَمَّدًٍ{{صل}}؟ قَالَ: ذُرِّيَّتُهُ. فَقُلْتُ: مَنْ أَهْلُ بَيْتِهِ{{عم}}؟ قَالَ: الْأَئِمَّةُ الْأَوْصِيَاءُ{{عم}}. فَقُلْتُ: مَنْ عِتْرَتُهُ؟ قَالَ: أَصْحَابُ الْعَبَاءِ. فَقُلْتُ: مَنْ أُمَّتُهُ؟ قَالَ: الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ صَدَّقُوا بِمَا جَاءَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الْمُتَمَسِّكُونَ [الْمُسْتَمْسِكُونَ] بِالثَّقَلَيْنِ الَّذِينَ أُمِرُوا بِالتَّمَسُّكِ بِهِمَا كِتَابِ اللَّهِ وَ عِتْرَتِهِ أَهْلِ بَيْتِهِ الَّذِينَ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَهُمْ تَطْهِيراً وَ هُمَا الْخَلِيفَتَانِ عَلَى الْأُمَّةِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}}"}}.»، ابن بابویه، محمد بن علی، «الامالی»، النص، ص۲۴۰.</ref> پس معنای «آل» و «اهل بیت» و «عترت» معلوم شد. | *در عباراتی که در مورد پیامبر اکرم{{صل}} و خاندان و اطرافیان و پیروانشان داریم گاهی واژه «آل» به کار رفته، گاهی «اهل»، گاهی «عترت»، و زمانی «امّت». از امام صادق{{ع}} پرسیدند: آل محمّد{{عم}} کیستند؟ فرمود: ذرّیّه و فرزندان اویند. پرسیده شد: اهل بیت او چه کسانیاند؟ فرمود: ائمه. باز پرسیدند: عترت وی چه کسانی هستند؟ - چون در خیلی از روایات هم عبارت «عترت» آورده شده است. فرمود: اصحاب عبا یعنی: اصحاب کسا به کسانی که زیر آن عبا رفتند در روزی که پیامبر{{صل}} در خانۀ امّ سلمه بود و فرمود: یک عبایی روی من بینداز. بعد امیرالمؤمنین{{ع}} آمدند و بعد حضرت زهرا۳ و بعد حسنین۸ و همه یک به یک زیر آن عبا رفتند. سپس حضرت رسول{{صل}} یک طرفِ آن عبا را گرفت و دعا کرد که: خدایا! اینان اهلبیت من هستند آنان را از پلیدی ها نگه دار. در آنجا آیۀ {{عربی|اندازه=125%|﴿{{متن قرآن|إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً}}﴾}}<ref>سوره احزاب:۳۳، آیه۳۳.</ref> نازل شد.<ref>{{عربی|"حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} مَنْ آلُ مُحَمَّدٍ{{صل}}؟ قَالَ: ذُرِّيَّتُهُ. فَقُلْتُ: من أَهْلُ بَيْتِهِ؟ قَالَ: الْأَئِمَّةُ الْأَوْصِيَاءُ. فَقُلْتُ: مَنْ عِتْرَتُهُ؟ قَالَ: أَصْحَابُ الْعَبَاءِ. فَقُلْتُ: مَنْ أُمَّتُهُ؟ قَال:َ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ صَدَقُوا بِمَا جَاءَ بِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الْمُتَمَسِّكُونَ بِالثَّقَلَيْنِ اللَّذَيْنِ أُمِرُوا بِالتَّمَسُّكِ بِهِمَا كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ عِتْرَتِهِ أَهْلِ بَيْتِهِ الَّذِينَ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَهُمْ تَطْهِيراً وَ هُمَا الْخَلِيفَتَانِ عَلَى الْأُمَّةِ بَعْدَه».، ابن بابویه، محمدبن علی، »معانی الأخبار» ج۱، ص۹۴. عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قُلْتُ لِلصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ{{ع}} مَنْ آلُ مُحَمَّدًٍ{{صل}}؟ قَالَ: ذُرِّيَّتُهُ. فَقُلْتُ: مَنْ أَهْلُ بَيْتِهِ{{عم}}؟ قَالَ: الْأَئِمَّةُ الْأَوْصِيَاءُ{{عم}}. فَقُلْتُ: مَنْ عِتْرَتُهُ؟ قَالَ: أَصْحَابُ الْعَبَاءِ. فَقُلْتُ: مَنْ أُمَّتُهُ؟ قَالَ: الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ صَدَّقُوا بِمَا جَاءَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الْمُتَمَسِّكُونَ [الْمُسْتَمْسِكُونَ] بِالثَّقَلَيْنِ الَّذِينَ أُمِرُوا بِالتَّمَسُّكِ بِهِمَا كِتَابِ اللَّهِ وَ عِتْرَتِهِ أَهْلِ بَيْتِهِ الَّذِينَ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَهُمْ تَطْهِيراً وَ هُمَا الْخَلِيفَتَانِ عَلَى الْأُمَّةِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}}"}}.»، ابن بابویه، محمد بن علی، «الامالی»، النص، ص۲۴۰.</ref> پس معنای «آل» و «اهل بیت» و «عترت» معلوم شد. | ||
*در مقام صلوات، {{عربی|"اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ"}} گفته میشود: اصل کلمۀ «آل» از «اهل» آمده است.<ref>ر.ک: ابن منظور محمد بن مکرم، «لسان العرب»، ج۱۱ | *در مقام صلوات، {{عربی|"اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ"}} گفته میشود: اصل کلمۀ «آل» از «اهل» آمده است.<ref>ر.ک: ابن منظور محمد بن مکرم، «لسان العرب»، ج۱۱ ص۳۰؛ فیروزآبادی محمد بن یعقوب، «القاموس المحیط»، ج۳ ص۴۵۳؛ مرتضی زبیدی، محمد بن محمد، «تاج العروس»، ج۱۴ ص۳۷.</ref> امّا در اصطلاح «آل» در درجۀ اوّل - و بر طبق روایت گذشته - به ذرّیّۀ پیغمبر{{صل}} و در درجه بعد به کسانی گفته میشود که از پیغمبر{{صل}} تبعیّت کنند و به ایشان باشند. قرآن میفرماید: {{عربی|﴿{{متن قرآن|إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهيمَ لَلَّذينَ اتَّبَعُوهُ}}﴾}}.<ref>«البته نزدیکترین مردم به ابراهیم (از نظر اصول و فروع شریعت) کسانی هستند که از او (در عصر شریعتش) پیروی کردند...»، سوره آلعمران:۳، آیه ۶۸.</ref> [[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: همانا شایستهترین افراد به آل بودن و اهل بودن برای ابراهیم{{ع}} کسانی هستند که از او تبعیّت میکنند و به خدا سوگند! که شما شیعیان، آل محمّد{{عم}} هستید.<ref>تفسیر قمی: ۱/ ۱۰۵.</ref> شیعیان به اهلبیت نبوّت و موضع رسالت منسوبند. همۀ شیعیان خالص، آل پیامبر{{صل}} محسوب میشوند از آن جهت که هم در کردار، رفتار و اعتقادات از ایشان پیروی میکنند و هم روایت فوق این انتساب را تشدید میکند.<ref>[[سید مجتبی حسینی|حسینی، سید مجتبی]]، [[مقامات اولیا (کتاب)|مقامات اولیاء]]، ج۱، ص۲۷ و ۲۹ با تصرّف.</ref> اگر دلهای ما به اهل بیت{{عم}} ملحق شود و به ایشان پیوند بخورد از هر صلواتی که هر روزه فرستاده میشود، بهرهمند و در آن سهیم میشویم. اگر انسان در پی این باشد که جزء «آل پیامبر» باشد. - هرچند سید نباشد- راه برای او بسته نیست. اگر در طریق رعایت تقوای الهی و پرهیز از محرّمات، سیر کند و عمر را جز در مسیر اهلبیت به سر نبرد مآلاً به آنها بازگشت میکند و مانند سلمان جزء ایشان میگردد.<ref>«ما در دیار لوط، جز بیتی مسلمان نیافتیم.» سوره ذاریات:۵۱، آیه۳۶.</ref> | ||
====دیدگاهی درباره معنای لغوی «أهل بیت» و نقد آن==== | ====دیدگاهی درباره معنای لغوی «أهل بیت» و نقد آن==== | ||
در یکی از شروح زیارت جامعه کبیره، دیدگاه خاصی درباره معنای «أهل بیت» مطرح شده که ابتدا به نقل و سپس نقد آن میپردازیم: | در یکی از شروح زیارت جامعه کبیره، دیدگاه خاصی درباره معنای «أهل بیت» مطرح شده که ابتدا به نقل و سپس نقد آن میپردازیم: | ||
| خط ۲۱۳: | خط ۲۱۳: | ||
*ج: فضیل بن یسار: از یاران مخلص امام صادق{{ع}} حضرت دربارۀ او فرمود: «خداوند، فضیل بن یسار را رحمت کند او از ما اهلبیت محسوب میشود».<ref>«رَحِمَ اللهُ الفُضَیلَ منَ یَسار هو منّا أهل البیت.». کشی، محمد بن عمر، «رجال کشی»، النص، ص۲۱۴. ر.ک: [[سید احمد خاتمی|خاتمی، سیداحمد]]، [[در آستان امامان معصوم (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]، ج۱، ص۴۴-۴۳، (به نقل از کتاب [[اهل البیت فی الکتاب و السنة (کتاب)|اهل البیت فی الکتاب و السنّة]].)</ref> | *ج: فضیل بن یسار: از یاران مخلص امام صادق{{ع}} حضرت دربارۀ او فرمود: «خداوند، فضیل بن یسار را رحمت کند او از ما اهلبیت محسوب میشود».<ref>«رَحِمَ اللهُ الفُضَیلَ منَ یَسار هو منّا أهل البیت.». کشی، محمد بن عمر، «رجال کشی»، النص، ص۲۱۴. ر.ک: [[سید احمد خاتمی|خاتمی، سیداحمد]]، [[در آستان امامان معصوم (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]، ج۱، ص۴۴-۴۳، (به نقل از کتاب [[اهل البیت فی الکتاب و السنة (کتاب)|اهل البیت فی الکتاب و السنّة]].)</ref> | ||
===غیرخودیها از دیدگاه پیامبر و اهل بیت{{عم}}=== | ===غیرخودیها از دیدگاه پیامبر و اهل بیت{{عم}}=== | ||
در مقابل، اهل بیت{{عم}}، دستهها و افراد دیگری را از خود طرد کرده، غیرخودی، دانستهاند و ایشان را با ویژگیهایی معرّفی نمودهاند. روایات بسیاری از پیامبراکرم{{صل}} و اهل بیت{{عم}} در این خصوص وارد شده است. اهل بیت{{عم}} در این روایات که به روایات «لیس منا» مشهورند،<ref>برخی از گروههایی که اهلبیت{{عم}} در این روایات ازخود طرد کردهاند عبارتند از: آنان که ذلّت پذیر بوده، مواضع ذلیلانه برمیگزینند. ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، «تحف العقول»، ج۱، ص۵۸؛ آنان که حرمت بزرگان و پیشگامان در دین را نگه داشته به کوچکترها رحم نکنند. کلینی، محمد بن یعقوب، «الکافی»، ج۲، ص۱۶۵، | در مقابل، اهل بیت{{عم}}، دستهها و افراد دیگری را از خود طرد کرده، غیرخودی، دانستهاند و ایشان را با ویژگیهایی معرّفی نمودهاند. روایات بسیاری از پیامبراکرم{{صل}} و اهل بیت{{عم}} در این خصوص وارد شده است. اهل بیت{{عم}} در این روایات که به روایات «لیس منا» مشهورند،<ref>برخی از گروههایی که اهلبیت{{عم}} در این روایات ازخود طرد کردهاند عبارتند از: آنان که ذلّت پذیر بوده، مواضع ذلیلانه برمیگزینند. ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، «تحف العقول»، ج۱، ص۵۸؛ آنان که حرمت بزرگان و پیشگامان در دین را نگه داشته به کوچکترها رحم نکنند. کلینی، محمد بن یعقوب، «الکافی»، ج۲، ص۱۶۵، ح۲؛ آنان که با همسایه بدرفتاری میکنند. ابن بابویه، محمد بن علی، «عیون أخبار الرضا{{ع}}»، ج۲، ص۲۴؛ آنان که اهل فریبند. مجلسی، محمد باقر، «بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار ائمة الاطهار{{عم}}»، ج۱۰، باب: ۲۰، ص۳۶۷؛ ابن بابویه، محمد بن علی، «عیون اخبار الرضا{{ع}}»، ج۲، ص۲۹ و ۵۰؛ آنان که اهل خیانت در امانتند؛ چه امانتهای مالی و چه غیرمالی (مانند: مسؤولیتها، مجالس خصوصی و... که در روایات، «امانت» معرّفی شده است. کلینی، محمد بن یعقوب، «الکافی»، ج۵، باب: اداء الامانة، ص۱۳۳، ح۷؛ آنان که اهل حسابرسی از خود و رفتار خویش نبوده، مراقب خود نباشند. کلینی، محمد بن یعقوب، «الکافی»، ج۲، باب: محاسبة العمل، ص۴۵۳؛ آنان که اعتدال بین دنیا و آخرت را رعایت نکرده، دنیا را فدای آخرت، یا آخرت را فدای دنیا نمایند. ابن بابویه، محمد بن علی، «من لا یحضره الفقیه»، ج۳، باب: المعایش و المکاسب و...، ص۱۵۶؛ آنان که در عمل مطیع اهل بیت{{عم}} نبوده، آنگونه که آنان میخواهند نباشند. حر عاملی، محمد بن حسن، «وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه»، ج۱۵، باب: وجوب الورع، ص۲۴۷؛ آنان که در محلّی که زندگی میکنند زبانزد پاکی و تقوا و ورع نباشند. کلینی، محمد بن یعقوب، «الکافی»، ج۲، باب الورع، ص۷۸، ح۱۰. </ref> انتساب کسانی را که به هر نحوی به تضییع حق الله وحق الناس دامن میزنند، از خویش سلب نمودهاند. از بررسی این روایات میتوان به یک قاعده کلی دست یافت و آن اینکه صرف انتساب ظاهری به اهل بیت{{عم}} و ادعای تبعیت از آنان به تنهایی نمیتواند مایۀ نجات گردد بلکه این انتساب و ادعا آنگاه امتیاز محسوب میشود که انسان با الگوگیری از اهلبیت{{عم}} در تمامی امور زندگی خویش، در جهت کسب رضایت ایشان تلاش نموده و در یک کلام گفتار و رفتارش، اهلبیت{{عم}} پسند و مطابق سیره آنان باشد.<ref>ر.ک: [[سید احمد خاتمی|خاتمی، سیداحمد]]، [[در آستان امامان معصوم (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]، ج۱، ص۴۸-۴۵، (به نقل از کتاب [[اهل البیت فی الکتاب و السنة (کتاب)|اهل البیت فی الکتاب و السنّة]]).</ref> | ||