قصیده ابن عرندس: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - '</ref><ref>مجتبی تونه‌ای، [[موعودنامه' به '</ref><ref>تونه‌ای، مجتبی، [[موعودنامه'
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{خرد}} {{مهدویت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center;...» ایجاد کرد)
 
جز (جایگزینی متن - '</ref><ref>مجتبی تونه‌ای، [[موعودنامه' به '</ref><ref>تونه‌ای، مجتبی، [[موعودنامه')
خط ۱۱: خط ۱۱:
==مقدمه==
==مقدمه==
*علامه امینی می‌گوید: در میان اصحاب ما مشهور است که در هر مجلسی "قصیده ابن عرندس" خوانده شود، موجب تشریف‌فرمایی حضرت بقیة الله {{ع}} به آن مجلس می‌شود<ref>الغدیر، ج ۷، ص ۱۴.</ref>. این قصیده را مرحوم شیخ طریحی در "المنتخب" و علامه سماوی در "الطلیعه" و یعقوبی در "البابلیات" و برخی دیگر از بزرگان در کتاب‌های خود آورده‌اند. علامه امینی می‌گوید: در میان اصحاب ما مشهور است که در هر مجلسی "قصیده ابن عرندس" خوانده شود، موجب تشریف‌فرمایی حضرت بقیة الله {{ع}} به آن مجلس می‌شود<ref>الغدیر، ج ۷، ص ۱۴.</ref>. این قصیده را مرحوم شیخ طریحی در "المنتخب" و علامه سماوی در "الطلیعه" و یعقوبی در "البابلیات" و برخی دیگر از بزرگان در کتاب‌های خود آورده‌اند. بیت‌هایی از این قصیده، چنین است:(...) آیا [[امام حسین]] {{ع}} باید در کربلا تشنه به شهادت برسد، با آن‌که در هر انگشت او دریایی یافت می‌شود؟ و با آن‌که پدرش علی {{ع}} در روز رستاخیز، مردم را از حوض کوثر سیراب می‌کند و آب فرات، مهریه مادرش [[فاطمه زهرا]] {{س}} است‌؟ - جانا! دریغا! بر حسین {{ع}} و جنایت‌هایی که شمر در کربلا، نسبت به حضرتش روا داشت.
*علامه امینی می‌گوید: در میان اصحاب ما مشهور است که در هر مجلسی "قصیده ابن عرندس" خوانده شود، موجب تشریف‌فرمایی حضرت بقیة الله {{ع}} به آن مجلس می‌شود<ref>الغدیر، ج ۷، ص ۱۴.</ref>. این قصیده را مرحوم شیخ طریحی در "المنتخب" و علامه سماوی در "الطلیعه" و یعقوبی در "البابلیات" و برخی دیگر از بزرگان در کتاب‌های خود آورده‌اند. علامه امینی می‌گوید: در میان اصحاب ما مشهور است که در هر مجلسی "قصیده ابن عرندس" خوانده شود، موجب تشریف‌فرمایی حضرت بقیة الله {{ع}} به آن مجلس می‌شود<ref>الغدیر، ج ۷، ص ۱۴.</ref>. این قصیده را مرحوم شیخ طریحی در "المنتخب" و علامه سماوی در "الطلیعه" و یعقوبی در "البابلیات" و برخی دیگر از بزرگان در کتاب‌های خود آورده‌اند. بیت‌هایی از این قصیده، چنین است:(...) آیا [[امام حسین]] {{ع}} باید در کربلا تشنه به شهادت برسد، با آن‌که در هر انگشت او دریایی یافت می‌شود؟ و با آن‌که پدرش علی {{ع}} در روز رستاخیز، مردم را از حوض کوثر سیراب می‌کند و آب فرات، مهریه مادرش [[فاطمه زهرا]] {{س}} است‌؟ - جانا! دریغا! بر حسین {{ع}} و جنایت‌هایی که شمر در کربلا، نسبت به حضرتش روا داشت.
*خطیب [[شیعه]] مرحوم شیخ [[عبدالزهرا کعبی]] می‌گوید: "یک روز بعد از ظهر، وارد صحن [[امام حسین]] {{ع}} شدم. شخصی در مقابل یکی از حجره‌های صحن شریف، کتاب‌های مذهبی می‌فروخت و من با وی سابقه آشنایی داشتم. چون مرا دید گفت: کتابی دارم که شاید برای شما نافع باشد و در آن اشعاری وجود دارد که زیبنده شماست و قیمت آن، این است که یک بار آن را برایم بخوانی. شیخ [[عبد الزهراء]] می‌گوید: آن اشعار، گمشده من بود و مدت‌ها در جست‌وجوی آن بودم. آن را گرفتم و در هنگامی که به خواندن آن مشغول بودم، ناگهان دیدم سیدی از بزرگان عرب در برابرم ایستاده و به اشعار گوش می‌دهد و گریه می‌کند. چون به این بیت رسیدم: "ا یقتل ظمانا حسین بکربلا و فی کل‌ عضو من انامله بحر؟" گریه آن بزرگوار شدید شد و رو به ضریح [[امام حسین]] {{ع}} نموده و این بیت را تکرار کرد و هم چون زن جوان مرده می‌گریست. همین‌که اشعار را به پایان رساندم، دیگر آن بزرگوار را ندیدم. به یقین دانستم که او حضرت حجت و امام منتظر {{ع}} است<ref>شیفتگان [[حضرت مهدی]] {{ع}}، ج ۳، ص ۱۷۲.</ref>. "ابن عرندس حلی" از فقها و علما و محدثین و شعرای مشهور شیعه در قرن نهم هجری بود که قصاید وی در مدح و منقبت و سوگ [[ائمه]] طاهرین {{عم}} به‌ویژه [[امام حسین]] {{ع}} معروف است<ref>معارف و معاریف، ج ۱، ص ۲۸۴.</ref><ref>[[مجتبی تونه‌ای|مجتبی تونه‌ای]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص:۵۶۴.</ref>.
*خطیب [[شیعه]] مرحوم شیخ [[عبدالزهرا کعبی]] می‌گوید: "یک روز بعد از ظهر، وارد صحن [[امام حسین]] {{ع}} شدم. شخصی در مقابل یکی از حجره‌های صحن شریف، کتاب‌های مذهبی می‌فروخت و من با وی سابقه آشنایی داشتم. چون مرا دید گفت: کتابی دارم که شاید برای شما نافع باشد و در آن اشعاری وجود دارد که زیبنده شماست و قیمت آن، این است که یک بار آن را برایم بخوانی. شیخ [[عبد الزهراء]] می‌گوید: آن اشعار، گمشده من بود و مدت‌ها در جست‌وجوی آن بودم. آن را گرفتم و در هنگامی که به خواندن آن مشغول بودم، ناگهان دیدم سیدی از بزرگان عرب در برابرم ایستاده و به اشعار گوش می‌دهد و گریه می‌کند. چون به این بیت رسیدم: "ا یقتل ظمانا حسین بکربلا و فی کل‌ عضو من انامله بحر؟" گریه آن بزرگوار شدید شد و رو به ضریح [[امام حسین]] {{ع}} نموده و این بیت را تکرار کرد و هم چون زن جوان مرده می‌گریست. همین‌که اشعار را به پایان رساندم، دیگر آن بزرگوار را ندیدم. به یقین دانستم که او حضرت حجت و امام منتظر {{ع}} است<ref>شیفتگان [[حضرت مهدی]] {{ع}}، ج ۳، ص ۱۷۲.</ref>. "ابن عرندس حلی" از فقها و علما و محدثین و شعرای مشهور شیعه در قرن نهم هجری بود که قصاید وی در مدح و منقبت و سوگ [[ائمه]] طاهرین {{عم}} به‌ویژه [[امام حسین]] {{ع}} معروف است<ref>معارف و معاریف، ج ۱، ص ۲۸۴.</ref><ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص:۵۶۴.</ref>.


== پرسش‌های وابسته ==
== پرسش‌های وابسته ==
۲۲۴٬۹۹۹

ویرایش