۳۳٬۷۵۱
ویرایش
جز (جایگزینی متن - '﴾' به ' ') |
جز (جایگزینی متن - '{{عربی| {{متن قرآن' به '{{متن قرآن') |
||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
==واژهشناسی لغوی== | ==واژهشناسی لغوی== | ||
*تبلیغ از ریشه "ب ـ ل ـ غ" است. این ریشه را به معنای رسیدن به چیزی دانستهاند<ref>مقاییس اللغه، ج۱، ص۳۰۱ ـ ۳۰۲، «بلغ».</ref>. بعضی آن را رسیدن به نهایت، یا نزدیک به نهایت یک چیز معنا کردهاند<ref>مفردات، ص۱۴۴، «بلغ».</ref> و اینگونه به تمایز این ریشه از واژه وصول اشاره کردهاند<ref>التحقیق، ج۱، ص۳۳۳، «بلغ».</ref>. تبلیغ مصدر باب تفعیل، متعدی و به معنای رساندن است. این واژه در زبان فارسی کاربردی اصطلاحی یافته و به رساندن پیام یا خبر دینی اطلاق میشود<ref>لغتنامه، ج۴، ص۵۵۹۸، «تبلیغ».</ref>. تبلیغ امروزه در مناسبات سیاسی، اجتماعی و سوگیریهای فرهنگی جایگاهی ویژه دارد و از این رهگذر شیوهها و ابزارهای متنوعی برای رساندن پیام، پدید آمده است که برای آگاهی از آن، ساز و کارهای آموزشی گوناگونی تعریف شده است. اصطلاح تبلیغ، در ادبیات دینی کاربردی خاص یافته و به رساندن پیامها و آموزههای دینی اطلاق میشود<ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/7/16.htm دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۷، ص ۱۴۱ - ۱۵۱]</ref>. | *تبلیغ از ریشه "ب ـ ل ـ غ" است. این ریشه را به معنای رسیدن به چیزی دانستهاند<ref>مقاییس اللغه، ج۱، ص۳۰۱ ـ ۳۰۲، «بلغ».</ref>. بعضی آن را رسیدن به نهایت، یا نزدیک به نهایت یک چیز معنا کردهاند<ref>مفردات، ص۱۴۴، «بلغ».</ref> و اینگونه به تمایز این ریشه از واژه وصول اشاره کردهاند<ref>التحقیق، ج۱، ص۳۳۳، «بلغ».</ref>. تبلیغ مصدر باب تفعیل، متعدی و به معنای رساندن است. این واژه در زبان فارسی کاربردی اصطلاحی یافته و به رساندن پیام یا خبر دینی اطلاق میشود<ref>لغتنامه، ج۴، ص۵۵۹۸، «تبلیغ».</ref>. تبلیغ امروزه در مناسبات سیاسی، اجتماعی و سوگیریهای فرهنگی جایگاهی ویژه دارد و از این رهگذر شیوهها و ابزارهای متنوعی برای رساندن پیام، پدید آمده است که برای آگاهی از آن، ساز و کارهای آموزشی گوناگونی تعریف شده است. اصطلاح تبلیغ، در ادبیات دینی کاربردی خاص یافته و به رساندن پیامها و آموزههای دینی اطلاق میشود<ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/7/16.htm دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۷، ص ۱۴۱ - ۱۵۱]</ref>. | ||
*واژه تبلیغ، در قرآن به کار نرفته است؛ اما مشتقات دیگری از ریشه این واژه ۷۷ بار در قرآن آمده است که ۲۷ <ref>التبلیغ، ص۱۵.</ref> مورد از آن با کاربرد واژههای | *واژه تبلیغ، در قرآن به کار نرفته است؛ اما مشتقات دیگری از ریشه این واژه ۷۷ بار در قرآن آمده است که ۲۷ <ref>التبلیغ، ص۱۵.</ref> مورد از آن با کاربرد واژههای {{متن قرآن|الْبَلاغُ }} }}، {{متن قرآن|بَلِيغًا}} }}، {{متن قرآن|بَلِّغْ}} }}، {{متن قرآن|بَلَّغْتَ}} }}، {{متن قرآن|بَالِغَةٌ}} }}، {{متن قرآن|أُبَلِّغُكُم}} }}، {{متن قرآن|أَبْلَغْتُكُم}} }}، {{متن قرآن|أَبْلِغْهُ}} }}، {{متن قرآن|يُبَلِّغُونَ}} }} و {{متن قرآن|أَبْلَغُوا }} }}، معنایی متناسب با اصطلاح دینی تبلیغ دارند. در میان این واژهها، بلاغ بیشتر آمده است{{متن قرآن|فَإِنْ حَاجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلَّهِ وَمَنِ اتَّبَعَنِ وَقُل لِّلَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ وَالأُمِّيِّينَ أَأَسْلَمْتُمْ فَإِنْ أَسْلَمُواْ فَقَدِ اهْتَدَوْا وَّإِن تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاغُ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ }} }}<ref> پس اگر با تو، به چون و چرا برخاستند بگو: من روی تسلیم به خداوند آوردهام و (نیز) هر کس از من پیروی کرده است (چنین است) و به اهل کتاب و درس ناخواندگان (مشرک) بگو: آیا اسلام میآورید؟ آنگاه اگر اسلام آوردند که رهیاب شدهاند و اگر رو گرداندند، بیگمان بر تو جز پیامرسانی نیست و خداوند به (حال) بندگان بیناست؛ سوره آل عمران، آیه:۲۰.</ref>؛ {{متن قرآن|وَأَطِيعُواْ اللَّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَاحْذَرُواْ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبِينُ}} }}<ref> و از خداوند فرمانبرداری کنید و از پیامبر فرمان برید و (از بدی) بپرهیزید؛ بنابراین اگر رو بگردانید بدانید که تنها پیامرسانی روشن بر عهده فرستاده ماست؛ سوره مائده، آیه:۹۲.</ref>؛ {{متن قرآن|وَإِن مَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ }} }}<ref> و اگر ما برخی از چیزهایی را که به آنان وعده میدهیم به تو نشان دهیم و یا جان تو را بستانیم؛ بر تو تنها پیام رسانی و بر ما حسابرسی است؛ سوره رعد، آیه: ۴۰.</ref>؛ افزون براین، مفاهیمی مانند ارشاد، دعوت، هدایت، موعظه، تبشیر، انذار، تخویف، امر به معروف و نهی از منکر و ... با مفهوم تبلیغ پیوند دارند<ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/7/16.htm دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۷، ص ۱۴۱ - ۱۵۱]</ref>. | ||
==جایگاه تبلیغ و مبلّغ== | ==جایگاه تبلیغ و مبلّغ== | ||
*قرآن وظیفه [[پیامبر]] را رساندن پیام دین میداند<ref>مجمعالبیان، ج۳، ص۳۸۴؛ کشف الاسرار، ج۳، ص۲۴۴.</ref>: | *قرآن وظیفه [[پیامبر]] را رساندن پیام دین میداند<ref>مجمعالبیان، ج۳، ص۳۸۴؛ کشف الاسرار، ج۳، ص۲۴۴.</ref>: {{متن قرآن|مَّا عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاغُ }} }}<ref> بر پیامبر جز پیام رسانی نیست؛ سوره مائده، آیه:۹۹.</ref>؛ نیز {{متن قرآن|فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِينُ }} }}<ref> آیا جز پیامرسانی آشکار بر عهده پیامبران است؟؛ سوره نحل، آیه:۳۵.</ref>؛ {{متن قرآن|وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِينُ }} }}<ref> بر پیامبر جز پیامرسانی آشکار، نیست؛ سوره عنکبوت، آیه:۱۸.</ref>؛ {{متن قرآن|وَمَا عَلَيْنَا إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِينُ }} }}<ref> و چیزی جز پیامرسانی روشن، بر عهده ما نیست؛ سوره یس، آیه:۱۷.</ref> و با فرمان به یادآوری و گفتن معارف دینی، از او با وصف مُذکر یاد میکند: {{متن قرآن|فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنتَ مُذَكِّرٌ }} }}<ref> پس پند بده که تنها تو پند دهندهای؛ سوره غاشیه، آیه:۲۱.</ref> و به مفید بودن این یاد آوری برای مؤمنان رهنمون میشود: {{متن قرآن|وَذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرَى تَنفَعُ الْمُؤْمِنِينَ }} }}<ref> و یادآوری کن که یادآوری مؤمنان را سودمند است؛ سوره ذاریات، آیه:۵۵.</ref> در بعضی آیات، به مناسبتهایی، با تأکید بر ابلاغ [[وحی]]، کوتاهی در تبلیغ بخشی از تعالیم دین، اعلام وصایت [[امیرمؤمنان]]{{ع}} با ناتمامی رسالت، برابر دانسته شده است<ref>التبیان، ج۳، ص۵۸۸؛ تفسیر قرطبی، ج۶، ص۱۵۷؛ المیزان، ج۶، ص۴۲.</ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ}} }}<ref> ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرساندهای؛ سوره مائده، آیه:۶۷.</ref> گزارش قرآن از شیوهها و معارف تبلیغی بعضی [[پیامبران]]، مانند [[حضرت نوح]]{{ع}}<ref>برای نمونه نک: سوره اعراف، آیه:۵۹ - ۶۲.</ref>، [[حضرت صالح]] <ref>برای نمونه نک: سوره هود، آیه:۶۱.</ref>، [[حضرت هود]] <ref>برای نمونه نک: سوره اعراف، آیه:۶۵ ـ ۶۸؛ سوره هود، آیه:۵۰.</ref> و... و تحمل سختی و آزارهایی که در این راه دیدهاند نیز اهمیت و جایگاه تبلیغ را نشان میدهد<ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/7/16.htm دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۷، ص ۱۴۱ - ۱۵۱]</ref>. | ||
*تبلیغ دین، ویژه [[پیامبران]] نیست، چنانکه قرآنکریم از رسولان و مبلغانی یاد میکند که مردم آنان را تکذیب کردند<ref>مجمع البیان، ج۸، ص۶۵۴ ـ ۶۵۵.</ref> | *تبلیغ دین، ویژه [[پیامبران]] نیست، چنانکه قرآنکریم از رسولان و مبلغانی یاد میکند که مردم آنان را تکذیب کردند<ref>مجمع البیان، ج۸، ص۶۵۴ ـ ۶۵۵.</ref> {{متن قرآن|وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلاً أَصْحَابَ الْقَرْيَةِ إِذْ جَاءَهَا الْمُرْسَلُونَ}} }}<ref> و برای آنان از مردم آن شهر آنگاه که پیامبران به آنجا آمدند مثلی بزن؛ سوره یس، آیه: ۱۳.</ref>، {{متن قرآن|وَجَاءَ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعَى قَالَ يَا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ }} }}<ref> و از دورترین جای شهر مردی شتابان آمد؛ گفت: ای قوم من، از این فرستادگان پیروی کنید؛ سوره یس، آیه: ۲۰.</ref> و...؛ همچنین در دستوری عام از مؤمنان میخواهد تا جمعی برای کسب معارف دینی سفر کنند و پس از آن به انذار قوم خود بپردازند<ref>جامعالبیان، ج۱۲، ص۸۹؛ مجمعالبیان، ج۵، ص۱۲۶؛ التفسیرالکبیر، ج۶، ص۱۷۰.</ref>{{متن قرآن|وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنفِرُواْ كَافَّةً فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَائِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُواْ فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ }} }}<ref> و مؤمنان نباید همگی رهسپار (جهاد یا آموختن دانش) شوند؛ اما چرا از هر گروه ایشان دستهای رهسپار نمیگردند تا دین آگاه شوند و چون نزد قوم خود باز آمدند آنها را بیم دهند باشد که بپرهیزند؛ سوره توبه، آیه:۱۲۲.</ref> در آیاتی دیگر با تأکید براهمیت امر به معروف و نهی از منکر{{متن قرآن|كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُم مِّنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ }} }}<ref> شما بهترین گروهی بودهاید که (به عنوان سرمشق) برای مردم پدیدار شدهاید؛ به کار پسندیده فرمان میدهید و از (کار) ناپسند باز میدارید و به خداوند ایمان دارید و اهل کتاب اگر ایمان میآوردند برای آنان بهتر بود؛ برخی از آنها مؤمن امّا بسیاری از آنان نافرمانند؛ سوره آل عمران، آیه:۱۱۰.</ref> از دعوتکنندگان به خیر و آمران به معروف و ناهیان از منکر با وصف رستگار یاد کرده{{متن قرآن|وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ }} }}<ref> و باید از میان شما گروهی باشند که (مردم را) به نیکی فرا میخوانند و به کار شایسته فرمان میدهند و از کار ناشایست باز میدارند و اینانند که رستگارند؛ سوره آل عمران، آیه:۱۰۴.</ref> و نیکو سخنترین انسان را کسی میداند که به سوی خدا دعوت کند و عمل صالح انجام دهد و خود را تسلیم در برابر خدا معرفی کند{{متن قرآن|وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلا مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ }} }}<ref> و نکوگفتارتر از کسی که به سوی خداوند فرا خواند و کاری شایسته کند و گوید: من از مسلمانانم کیست؟؛ سوره فصلت، آیه:۳۳.</ref>. | ||
*در روایات بسیاری نیز بر اهمیت دعوت به دین و هدایت<ref>المعجم الکبیر، ج۱، ص۳۳۲؛الکافی، ج۵، ص۳۶؛ تهذیب، ج۶، ص۱۴۱.</ref> و جایگاه مبلّغ<ref>الامالی، صدوق، ص۲۴۷؛ کنزل العمال، ج۱۰، ص۱۵۲.</ref> و پاداش تبلیغ<ref>الامالی، طوسی، ص۴۶؛ بحارالانوار، ج۲، ص۷۳.</ref> تأکید شده است<ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/7/16.htm دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۷، ص ۱۴۱ - ۱۵۱]</ref>. | *در روایات بسیاری نیز بر اهمیت دعوت به دین و هدایت<ref>المعجم الکبیر، ج۱، ص۳۳۲؛الکافی، ج۵، ص۳۶؛ تهذیب، ج۶، ص۱۴۱.</ref> و جایگاه مبلّغ<ref>الامالی، صدوق، ص۲۴۷؛ کنزل العمال، ج۱۰، ص۱۵۲.</ref> و پاداش تبلیغ<ref>الامالی، طوسی، ص۴۶؛ بحارالانوار، ج۲، ص۷۳.</ref> تأکید شده است<ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/7/16.htm دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۷، ص ۱۴۱ - ۱۵۱]</ref>. | ||
==اهداف تبلیغ== | ==اهداف تبلیغ== | ||
*در قرآن هدفهایی برای بیان [[تبلیغ]] و [[دعوت به دین]]، ذکر شده است. این اهداف را میتوان در دو دسته ذیل آورد<ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/7/16.htm دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۷، ص ۱۴۱ - ۱۵۱]</ref>: | *در قرآن هدفهایی برای بیان [[تبلیغ]] و [[دعوت به دین]]، ذکر شده است. این اهداف را میتوان در دو دسته ذیل آورد<ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/7/16.htm دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۷، ص ۱۴۱ - ۱۵۱]</ref>: | ||
# '''[[احیای انسان]]''': قرآن، دعوت دینی را برای حیاتبخشی به انسان دانسته و مؤمنان را به پذیرش دعوت حیات بخش خدا و [[پیامبر]] فرامیخواند: | # '''[[احیای انسان]]''': قرآن، دعوت دینی را برای حیاتبخشی به انسان دانسته و مؤمنان را به پذیرش دعوت حیات بخش خدا و [[پیامبر]] فرامیخواند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ }} }}<ref> ای مؤمنان! (ندای) خداوند و پیامبر را هر گاه شما را به چیزی فرا خوانند که به شما زندگی میبخشد پاسخ دهید و بدانید که خداوند میان آدمی و دل او میانجی میشود و (بدانید که) به نزد وی گرد آورده میشوید؛ سوره انفال، آیه:۲۴.</ref> در آیاتی دیگر، از هدف دعوت با تعابیری چون دعوت به هدایت و صراط مستقیم: {{متن قرآن|وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ }} }}<ref> بیگمان تو، به راهی راست راهنمایی میکنی؛ سوره شوری، آیه:۵۲.</ref>، رستگاری و نجات: {{متن قرآن|يَا قَوْمِ اتَّبِعُونِ أَهْدِكُمْ سَبِيلَ الرَّشَادِ }} }}<ref> ای قوم من! از من پیروی کنید تا شما را به راه رستگاری رهنمون شوم؛ سوره غافر، آیه:۳۸.</ref>، {{متن قرآن|وَيَا قَوْمِ مَا لِي أَدْعُوكُمْ إِلَى النَّجَاةِ وَتَدْعُونَنِي إِلَى النَّارِ }} }}<ref> و ای قوم من! چگونه است که (من) شما را به رهایی فرا میخوانم و (شما) مرا به آتش (دوزخ) فرا میخوانید؟؛ سوره غافر، آیه:۴۱.</ref> و خروج از ظلمات: {{متن قرآن|كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ }} }}<ref> کتابی است که بر تو فرو فرستادهایم تا مردم را به اذن پروردگارشان به سوی راه آن (خداوند) پیروزمند ستوده، از تیرگیها به سوی روشنایی برون آوری؛ سوره ابراهیم، آیه:۱.</ref> نیز یاد شده است<ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/7/16.htm دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۷، ص ۱۴۱ - ۱۵۱]</ref>. | ||
# '''[[اتمام حجت]]''': یکی از اهداف تبلیغ، روشن شدن حقیقت و راه هدایت است، به گونهای که کسی در پیشگاه خداوند، عذر و بهانهای برای گمراهی نداشته و حجت بر او تمام شده باشد: | # '''[[اتمام حجت]]''': یکی از اهداف تبلیغ، روشن شدن حقیقت و راه هدایت است، به گونهای که کسی در پیشگاه خداوند، عذر و بهانهای برای گمراهی نداشته و حجت بر او تمام شده باشد: {{متن قرآن|رُّسُلاً مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا }} }}<ref> پیامبرانی نویدبخش و هشدار دهنده تا پس از این پیامبران برای مردم بر خداوند حجتی نباشد و خداوند پیروزمندی فرزانه است؛ سوره نساء، آیه:۱۶۵.</ref><ref>المیزان، ج۲، ص۱۱۱ ـ ۱۱۲، ۱۲۹؛ ج۶، ص۱۴۱؛ ج۱۹، ص۳۹۴ ـ ۳۹۵.</ref> و اگر مخالفت وانکاری رخ دهد، از سر لجاجت و عناد با حق باشد<ref>جامعالبیان، ج۶، ص۴۱؛المیزان، ج۱۲، ص۲۴۱ ـ ۲۴۳؛ ج۱۷، ص۷۲؛ ج۲۰، ص۱۵۶.</ref> از اتمام حجت در حوزههای کلام<ref>الفصولالمهمه، ج۱، ص۴۲۰ ـ ۴۲۵؛ زادالمسیر، ج۲، ص۲۵۶؛ ج۳، ص۲۸۳ ـ ۲۸۵؛ اوائل المقالات، ص۴۴.</ref>، اصول فقه<ref>عدة الاصول، ج۲، ص۷۴۲ ـ ۷۴۶؛ الاحکام، ج۱، ص۹۱ ـ ۹۲؛ الذریعه، ج۲، ص۸۱۱ ـ ۸۱۲.</ref> و فقه سیاسی<ref>الطبقات، ج۱، ص۲۶۸؛الدرالمنثور، ج۲، ص۲۲۸ـ۲۳۳.</ref>، با رویکردهای گوناگونی بحث شده است<ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/7/16.htm دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۷، ص ۱۴۱ - ۱۵۱]</ref>. | ||
==اصول و روشهای تبلیغ== | ==اصول و روشهای تبلیغ== | ||
*با استفاده از بعضی آیات قرآن که بر شرایطی برای تبلیغ تصریح یا ویژگیهایی برای پیامبران در مقام تبلیغ بازگو کرده، میتوان ویژگیهایی را برای تبلیغ معارف دینی برشمرد: | *با استفاده از بعضی آیات قرآن که بر شرایطی برای تبلیغ تصریح یا ویژگیهایی برای پیامبران در مقام تبلیغ بازگو کرده، میتوان ویژگیهایی را برای تبلیغ معارف دینی برشمرد: | ||
#'''دعوت دینی باید روشن و بیابهام ابلاغ شود:''' | #'''دعوت دینی باید روشن و بیابهام ابلاغ شود:''' {{متن قرآن|وَمَا عَلَيْنَا إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِينُ }} }}<ref> و چیزی جز پیامرسانی روشن، بر عهده ما نیست؛ سوره یس، آیه:۱۷.</ref> و به فراخور نیاز و ظرفیت مخاطب با بشارت و انذار همراه گردد<ref>گامهایی در راه تبلیغ، ص۲۲۸.</ref>: {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاَّ كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا }} }}<ref> و تو را جز مژدهبخش و بیمدهنده برای همه مردم نفرستادهایم؛ سوره سبأ، آیه: ۲۸.</ref> تا برای مخاطب اندیشه برانگیز باشد: {{متن قرآن|بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ }} }}<ref> آنان را) با برهانها (ی روشن) و نوشتهها (فرستادیم) و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستادهاند روشن گردانی و باشد که بیندیشند؛ سوره نحل، آیه:۴۴.</ref>. قرآن با توجه به اهداف دعوت دینی، بهرهگیری از هر سخن و روشی رابرای تبلیغ دین نمیپذیرد، بلکه آن را در حکمت، موعظه حسنه و جدال احسن منحصر میداند: {{متن قرآن|ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ }} }}<ref> مردم را به راه پروردگارت با حکمت و پند نیکو فرا خوان و با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز!؛ سوره نحل، آیه:۱۲۵.</ref> "حکمت"، سخنی است مبتنی بر علم و عقل که انسان را به حق میرساند<ref>مفردات، ص۲۴۸ ـ ۲۴۹، «حکم».</ref>، به گونهای که هیچ شک و شبههای نماند<ref>المیزان، ج۱۲، ص۳۷۱.</ref>. "موعظه"، یادآوری کارها<ref>مفردات، ص۷۷۶، «وعظ».</ref> و نکتههایی عبرتآموز<ref>المیزان، ج۱۲، ص۳۷۱.</ref> است که با شنیدن آن دل مخاطب نرم شود و حق را بپذیرد. «جدال»، سخنی است که به هنگام نزاع، تنها با هدف برتری بر خصم گفته میشود<ref>مفردات، ص۱۸۹، «جدل».</ref> و روشنگری حق را به دنبال ندارد، بلکه از آنچه خصم به تنهایی یا همراه مردم قبول دارد، برای باطل کردن سخن او استفاده میشود. قید احسن نیز برای این به کار رفته تا مبلغ را در استفاده از مقدمات کاذب بازدارد و تنها سخنش جنبه مناقضه داشته باشد و بطلان عقیده طرف مخالف را به اثبات رساند<ref>المیزان، ج۱۲، ص۳۷۱.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/7/16.htm دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۷، ص ۱۴۱ - ۱۵۱]</ref>. | ||
*بعضی از مفسران، حکمت، موعظه حسنه و جدال احسن را سه روش تبلیغ دین دانستهاند<ref>التفسیر الکبیر، ج۷، ص۲۸۶؛ المیزان، ج۱۲، ص۳۷۱؛ من وحی القرآن، ج۱۳، ص۳۲۱.</ref>؛ اما بعضی دیگر<ref>جامعالبیان، ج۱۴، ص۲۵۲؛التبیان، ج۶، ص۴۴۰؛ مجمعالبیان، ج۶، ص۶۰۵.</ref> آنها را ناظر به محتوا و مضمون تبلیغ، تفسیر کرده<ref>ر. ک: من وحی القرآن، ج۱۳، ص۳۲۴.</ref> و حکمت را به معنای قرآن<ref>مجمع البیان، ج۶، ص۶۰۵.</ref> و [[نبوت]]<ref>التبیان، ج۶، ص۴۴۰.</ref>، و موعظه حسنه را به معنای مواعظ قرآن، و | *بعضی از مفسران، حکمت، موعظه حسنه و جدال احسن را سه روش تبلیغ دین دانستهاند<ref>التفسیر الکبیر، ج۷، ص۲۸۶؛ المیزان، ج۱۲، ص۳۷۱؛ من وحی القرآن، ج۱۳، ص۳۲۱.</ref>؛ اما بعضی دیگر<ref>جامعالبیان، ج۱۴، ص۲۵۲؛التبیان، ج۶، ص۴۴۰؛ مجمعالبیان، ج۶، ص۶۰۵.</ref> آنها را ناظر به محتوا و مضمون تبلیغ، تفسیر کرده<ref>ر. ک: من وحی القرآن، ج۱۳، ص۳۲۴.</ref> و حکمت را به معنای قرآن<ref>مجمع البیان، ج۶، ص۶۰۵.</ref> و [[نبوت]]<ref>التبیان، ج۶، ص۴۴۰.</ref>، و موعظه حسنه را به معنای مواعظ قرآن، و {{متن قرآن|وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ }} }}<ref>با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز!؛ سوره نحل، آیه:۱۲۵.</ref> را {{عربی|" جادلهم بالكلمة التي هي أحسن"}} و منظور از آن را قرآن و بهترین استدلال<ref>مجمع البیان، ج۶، ص۶۰۵.</ref> یا جدال بر اساس روش قرآن که در آن ادب الهی نهفته است معنا کردهاند<ref>المیزان، ج۱۲، ص۳۷۷.</ref>. برخی مفسران، تفسیر حکمت به قرآن را متناسب با معنای اصلی حکمت که منع است دانسته و گفتهاند: از آنجا که قرآن امر به خوبی و نهی از بدی را دربردارد، بازدارنده و مانع فساد است<ref>مجمع البیان، ج۶، ص۶۰۵.</ref>. اما مفسرانی که این سه را روشهای تبلیغ دانستهاند. حکمت، موعظه و جدال را به ترتیب با سه روش برهان، خطابه و جدل منطقی، تطبیق کرده<ref>روحالمعانی، ج۱۴، ص۳۷۶؛المیزان، ج۱۲، ص۳۷۲.</ref> و دلیل به کار رفتن قید "حسنه" برای "موعظه" و "احسن" برای "جدال" را چنین توضیح دادهاند: قید حسنه برای موعظه، نشان میدهد که موعظه دارای دو بخش "حَسَن و غیر حَسَن" است؛ موعظه غیر حَسَن، موعظهای است که واعظ به آنچه فرا میخواند، پایبند نباشد. موعظه حسنه، موعظهای است که واعظ، مفاد سخن و دعوت خود را باور داشته باشد و بدان عمل کند. قید "احسن" برای "جدال" نیز نشان از تقسیم جدال به سه قسمِ غیر حَسَن، حَسَن و احسن است. قرآن مورد جایز از جدال را "جدال احسن" میداند. و آن را جدالی دانسته که خصم را بر لجبازی و عناد تهییج نکند و در آن از تعبیرهای توهینآمیز نسبت به خصم و مقدسات او پرهیز شود و مقدمات آن بر دروغ و سخن باطل مبتنی نباشد؛ اما اگر خصم، مقدمه دروغ و باطلی را پذیرفته باشد، استفاده از آن برای نقض سخن او جایز است. بهرهگیری از روشهای موعظه غیر حَسَن و جدال غیر احسن، با اهداف دعوت دینی ناسازگار است، زیرا به کارگیری این روشها، زوال و از میان رفتن حق را در پی دارد<ref>المیزان، ج۱۲، ص۳۷۲.</ref> تعبیر {{متن قرآن|إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ مَن يَضِلُّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ }} }}<ref> بیگمان پروردگار تو خود داناتر است که چه کس راه او را گم میکند و اوست که به رهیافتگان داناتر است؛ سوره انعام، آیه:۱۱۷.</ref> ذیل همین آیه را برای توضیح منحصر بودن دعوت دینی به این سه روش دانستهاند؛ به این معنا که خداوند به حال گمراهان و هدایت یافتگان به دین آگاه است و میداند که تنها همین سه روش، هدایت را به دنبال دارد<ref>التفسیر الکبیر، ج۷، ص۲۸۸.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/7/16.htm دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۷، ص ۱۴۱ - ۱۵۱]</ref>. | ||
*از هریک از این روشها، به فراخور صلاح مخاطب و احتمال نتیجهبخش بودن آن استفاده میشود؛ و گاه میتوان برای یک مخاطب خاص، تنها از یک روش یا از همه روشها بهره برد<ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/7/16.htm دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۷، ص ۱۴۱ - ۱۵۱]</ref>. | *از هریک از این روشها، به فراخور صلاح مخاطب و احتمال نتیجهبخش بودن آن استفاده میشود؛ و گاه میتوان برای یک مخاطب خاص، تنها از یک روش یا از همه روشها بهره برد<ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/7/16.htm دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۷، ص ۱۴۱ - ۱۵۱]</ref>. | ||
*بعضی، به کارگیری هر سه روش با هم را ضروری دانستهاند؛ لکن کسانی بر این باورند که با توجه به تفاوت ظرفیت و توانایی فهم افراد، هریک از این روشهای تبلیغ، به بخشی از اجتماع، اختصاص دارد<ref>المیزان، ج۱۲، ص۳۷۲.</ref>. افزون بر اصول کلی تبلیغ دینی که در قرآن آمده، تأمل و بهرهگیری از بیان آیات در جایگاههای گوناگون دعوت و چگونگی مسائلی که برای دعوت مخاطبان ابراز شده است، میتواند راهنمای فهم روشهای تبلیغی قرآن، نسبت به مخاطبان و موقعیتهای گوناگون تبلیغی باشد. بعضی از این روشهای شکلی و محتوایی عبارتاند از<ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/7/16.htm دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۷، ص ۱۴۱ - ۱۵۱]</ref>: | *بعضی، به کارگیری هر سه روش با هم را ضروری دانستهاند؛ لکن کسانی بر این باورند که با توجه به تفاوت ظرفیت و توانایی فهم افراد، هریک از این روشهای تبلیغ، به بخشی از اجتماع، اختصاص دارد<ref>المیزان، ج۱۲، ص۳۷۲.</ref>. افزون بر اصول کلی تبلیغ دینی که در قرآن آمده، تأمل و بهرهگیری از بیان آیات در جایگاههای گوناگون دعوت و چگونگی مسائلی که برای دعوت مخاطبان ابراز شده است، میتواند راهنمای فهم روشهای تبلیغی قرآن، نسبت به مخاطبان و موقعیتهای گوناگون تبلیغی باشد. بعضی از این روشهای شکلی و محتوایی عبارتاند از<ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/7/16.htm دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۷، ص ۱۴۱ - ۱۵۱]</ref>: | ||
#'''بیان تدریجی:''' بعضی، بیان احکام اسلام را متناسب با ظرفیت ایمانی مخاطب دانستهاند و معتقدند در زمان [[پیامبر]]{{صل}}، با بیان مرحلهای و تدریجی، زمینه روانی پذیرش فراهم میآمده است<ref>گامهایی در راه تبلیغ، ص۵۹.</ref>، چنانکه بر اساس روایات<ref>الکافی، ج۶، ص۴۰۶ ـ ۴۰۷.</ref> ناظر به چگونگی تحریم شراب، نخستین آیهای که درباره حرمت شراب نازل شد | #'''بیان تدریجی:''' بعضی، بیان احکام اسلام را متناسب با ظرفیت ایمانی مخاطب دانستهاند و معتقدند در زمان [[پیامبر]]{{صل}}، با بیان مرحلهای و تدریجی، زمینه روانی پذیرش فراهم میآمده است<ref>گامهایی در راه تبلیغ، ص۵۹.</ref>، چنانکه بر اساس روایات<ref>الکافی، ج۶، ص۴۰۶ ـ ۴۰۷.</ref> ناظر به چگونگی تحریم شراب، نخستین آیهای که درباره حرمت شراب نازل شد{{متن قرآن|يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا }} }}<ref> از تو درباره شراب و قمار میپرسند، بگو در این دو، گناهی بزرگ و سودهایی برای مردم (نهفته) است؛ سوره بقره، آیه:۲۱۹.</ref> است. این آیه در مردم احساس حرام بودن شراب را پدید آورد؛ اما تعبیر {{متن قرآن|مَنَافِعُ لِلنَّاسِ}} }}، نشان از بسته نبودن همه راهها دانست. پس از آن آیه{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلامُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَعَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ }} }}<ref> ای مؤمنان! جز این نیست که شراب و قمار و انصاب و ازلام ، پلیدی (و) کار شیطان است پس، از آنها دوری گزینید باشد که رستگار گردید.شیطان، تنها بر آن است تا با شراب و قمار میان شما دشمنی و کینه افکند و از یاد خداوند و از نماز بازتان دارد؛ اکنون آیا دست میکشید؟؛ سوره مائده، آیه: ۹۰ - ۹۱.</ref> با شدت بیشتری در این باره نازل شد و شراب را پلیدی و عمل شیطان و دوری از آن را مایه رستگاری دانست. در نهایت با آیه{{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَن تُشْرِكُواْ بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللَّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ }} }}<ref> بگو جز این نیست که پروردگارم زشتکاریهای آشکار و پنهان و گناه و افزونجویی ناروا را حرام کرده است و (نیز) اینکه برای خداوند چیزی را که برهانی بر آن فرو نفرستاده است شریک آورید و اینکه درباره خداوند چیزی بگویید که نمیدانید؛ سوره اعراف، آیه:۳۳.</ref> فرایند تشریع حرمت شراب پایان یافت. در ادامه این روایت تأکید شده است که هرگاه خداوند تشریع حکمی را اراده کند، با بیان تدریجی آن سبب آمادگی روحی مردم میشود تا به آسانی و با آرامش آن را بپذیرند<ref>الکافی، ج۶، ص۴۰۷؛ گامهایی در راه تبلیغ، ص۶۰ـ ۶۷.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/7/16.htm دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۷، ص ۱۴۱ - ۱۵۱]</ref>. | ||
#'''پیوند عقیده و ایمان با تدبر و تفکر در عالم هستی:''' قرآن برای دعوت انسان، از دلیلهای صرفاً انتزاعی استفاده نمیکند، بلکه عقیده را با هستی پیوند میدهد. در دیدگاه قرآن، همه هستی آیه و نشانهای از وجود خداست که نگاه کردنِ همراه با تدبر و تفکر در آن، انسان را به وجود خدا میرساند: | #'''پیوند عقیده و ایمان با تدبر و تفکر در عالم هستی:''' قرآن برای دعوت انسان، از دلیلهای صرفاً انتزاعی استفاده نمیکند، بلکه عقیده را با هستی پیوند میدهد. در دیدگاه قرآن، همه هستی آیه و نشانهای از وجود خداست که نگاه کردنِ همراه با تدبر و تفکر در آن، انسان را به وجود خدا میرساند: {{متن قرآن|قُلِ انظُرُواْ مَاذَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا تُغْنِي الآيَاتُ وَالنُّذُرُ عَن قَوْمٍ لاَّ يُؤْمِنُونَ }} }}<ref> دعای آنان در آن (بهشت) سبحانک اللّهم «پاکا که تویی بار پروردگارا» ست و درودشان، «سلام» و پایان دعاشان، الحمد للّه ربّ العالمین «سپاس خداوند پروردگار جهانیان را؛ سوره یونس، آیه:۱۰.</ref>، بر همین اساس، انسان را به نظر و دقت در وجود خود فراخوانده است: {{متن قرآن|وَفِي أَنفُسِكُمْ أَفَلا تُبْصِرُونَ }} }}<ref> و (نیز) در خودتان، آیا نمینگرید؟؛ سوره ذاریات، آیه:۲۱.</ref> و آفرینش آسمان و زمین و گردش شب و روز را نشانهای برای خردمندان دانسته که اندیشه در آن با ایمان به هدفمندی آفرینش همراه است: {{متن قرآن|إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِّأُولِي الأَلْبَابِ الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىَ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلاً سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ }} }}<ref> بیگمان در آفرینش آسمانها و زمین و پیاپی آمدن شب و روز نشانههایی برای خردمندان است.همان کسان که خداوند را ایستاده و نشسته و آرمیده بر پهلو یاد میکنند و در آفرینش آسمانها و زمین میاندیشند: پروردگارا! این (ها) را بیهوده نیافریدهای، پاکا که تویی! ما را از عذاب آتش (دوزخ) باز دار؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۹۰ - ۱۱.</ref><ref>گامهایی در راه تبلیغ، ص۱۷۱ـ ۱۷۶.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/7/16.htm دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۷، ص ۱۴۱ - ۱۵۱]</ref>. | ||
#'''توجه به ظرفیتهای عاطفی انسان:''' هنگام رهسپاری موسی و هارون برای دعوت فرعون، خداوند آنان را به نرمی گفتار سفارش کرد: | #'''توجه به ظرفیتهای عاطفی انسان:''' هنگام رهسپاری موسی و هارون برای دعوت فرعون، خداوند آنان را به نرمی گفتار سفارش کرد: {{متن قرآن|فَقُولا لَهُ قَوْلا لَّيِّنًا }} }}<ref> و با او به نرمی سخن گویید؛ سوره طه آیه:۴۴.</ref>؛ همچنین در وصف [[پیامبر اکرم]]{{صل}}، مهربانی و ملایمت [[پیامبر]] را رحمتی از سوی خداوند و سبب گرد آمدن مردم پیرامون آن حضرت میداند: {{متن قرآن|فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ}} }}<ref> پس با بخشایشی از (سوی) خداوند با آنان نرمخویی ورزیدی و اگر درشتخویی سنگدل میبودی از دورت میپراکندند؛ سوره آل عمران، آیه:۱۵۹.</ref> یکی از سخنان پیامبران به هنگام تبلیغ، تأکید بر خیرخواهی آنان نسبت به مردم است: {{متن قرآن|أُبَلِّغُكُمْ رِسَالاتِ رَبِّي وَأَنَاْ لَكُمْ نَاصِحٌ أَمِينٌ }} }}<ref> پیامهای پروردگارم را به شما میرسانم و من برای شما خیرخواهی امینم؛ سوره اعراف، آیه: ۶۸.</ref>. یکی از اهداف این سخن میتواند جلب محبت و عاطفه شنوندگان باشد{{متن قرآن|أَبْلَغْتُكُمْ رِسَالَةَ رَبِّي وَنَصَحْتُ لَكُمْ وَلَكِن لاَّ تُحِبُّونَ النَّاصِحِينَ }} }}<ref> پیام پروردگارم را به شما رساندهام و برای شما خیرخواهی کردهام امّا شما خیرخواهان را دوست نمیدارید؛ سوره اعراف، آیه:۷۹.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/7/16.htm دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۷، ص ۱۴۱ - ۱۵۱]</ref>. | ||
#'''آغاز از خود و خویشان:''' بیشک، تطابق سخن و عمل مبلّغ، بر اثرگذاری تبلیغ میافزاید و همراهی نزدیکان او با دعوتش، اخلاص او را نشان میدهد. شاید بر همین اساس خداوند به پیامبر خود دستور میدهد که در دعوت خود، از نزدیکان و عشیره خویش آغاز کند: | #'''آغاز از خود و خویشان:''' بیشک، تطابق سخن و عمل مبلّغ، بر اثرگذاری تبلیغ میافزاید و همراهی نزدیکان او با دعوتش، اخلاص او را نشان میدهد. شاید بر همین اساس خداوند به پیامبر خود دستور میدهد که در دعوت خود، از نزدیکان و عشیره خویش آغاز کند: {{متن قرآن|وَأَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَقْرَبِينَ }} }}<ref> و نزدیکترین خویشاوندانت را بیم ده!؛ سوره شعراء، آیه:۲۱۴.</ref> و به این ترتیب هرگونه سهلانگاری و استثنا و تبعیض را در مورد نزدیکان نمیپذیرد<ref>مجمع البیان، ج۷، ص۳۲۲؛ المیزان، ج۱۵، ص۳۲۸ ـ ۳۲۹؛ من وحی القرآن، ج۱۷، ص۱۶۸.</ref>. خداوند به شدت مبلغانی را سرزنش میکند که به سخن خود پایبند نیستند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لا تَفْعَلُونَ كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لا تَفْعَلُونَ }} }}<ref> ای مؤمنان! چرا چیزی میگویید که (خود) انجام نمیدهید؟ نزد خداوند، بسیار ناپسند است که چیزی را بگویید که (خود) انجام نمیدهید؛ سوره صف، آیه: ۲- ۳.</ref> و یهودیان را به همین سبب سرزنش میکند، چه آنان به نیکی سفارش میکردند و خود را فراموش میکردند<ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/7/16.htm دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۷، ص ۱۴۱ - ۱۵۱]</ref>. | ||
*بر اساس روش تحلیل چگونگی بیان دعوت قرآن در موقعیتها و مواجهههای تبلیغی، میتوان به روشهای تبلیغی دیگری دست یافت؛ مانند روش تبلیغ در برابر فشارهای عمومی<ref>گامهایی در راه تبلیغ، ص۱۹۲.</ref>، روش نقل افکار مخالف در تبلیغ<ref>گامهایی در راه تبلیغ، ص۱۸۵.</ref>، روش مواجهه با تهدیدهای فکری و انحرافی<ref>گامهایی در راه تبلیغ، ص۱۸۰.</ref>و ... <ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/7/16.htm دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۷، ص ۱۴۱ - ۱۵۱]</ref>. | *بر اساس روش تحلیل چگونگی بیان دعوت قرآن در موقعیتها و مواجهههای تبلیغی، میتوان به روشهای تبلیغی دیگری دست یافت؛ مانند روش تبلیغ در برابر فشارهای عمومی<ref>گامهایی در راه تبلیغ، ص۱۹۲.</ref>، روش نقل افکار مخالف در تبلیغ<ref>گامهایی در راه تبلیغ، ص۱۸۵.</ref>، روش مواجهه با تهدیدهای فکری و انحرافی<ref>گامهایی در راه تبلیغ، ص۱۸۰.</ref>و ... <ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/7/16.htm دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۷، ص ۱۴۱ - ۱۵۱]</ref>. | ||
==ویژگیهای مبلّغ== | ==ویژگیهای مبلّغ== | ||
*مبلغ، یکی از مؤلفههای اصلی تبلیغ است، از این رو برای دستیابی به تبلیغی موفق و متناسب با اهداف دین، ویژگیهایی برای مبلغ دینی بایسته است که عبارتاند از<ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/7/16.htm دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۷، ص ۱۴۱ - ۱۵۱]</ref>: | *مبلغ، یکی از مؤلفههای اصلی تبلیغ است، از این رو برای دستیابی به تبلیغی موفق و متناسب با اهداف دین، ویژگیهایی برای مبلغ دینی بایسته است که عبارتاند از<ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/7/16.htm دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۷، ص ۱۴۱ - ۱۵۱]</ref>: | ||
#'''تفقه در دین:''' آیه | #'''تفقه در دین:''' آیه {{متن قرآن|وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنفِرُواْ كَافَّةً فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَائِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُواْ فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ }} }}<ref> و مؤمنان نباید همگی رهسپار (جهاد یا آموختن دانش) شوند؛ اما چرا از هر گروه ایشان دستهای رهسپار نمیگردند تا دین آگاه شوند و چون نزد قوم خود باز آمدند آنها را بیم دهند باشد که بپرهیزند؛ سوره توبه، آیه:۱۲۲.</ref> بر ضرورت تفقه در دین پیش از انذار مردم تأکید دارد: {{متن قرآن|فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَائِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُواْ فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ}} }}. تفقه در دین، آشنایی با همه معارف دینی، شامل اصول و فروع دین است<ref>المیزان، ج۹، ص۴۰۴.</ref>، افزون بر این، آیاتی که بر بصیرت در دعوت دینی دلالت دارند: {{متن قرآن|قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَاْ وَمَنِ اتَّبَعَنِي }} }}<ref> بگو: این راه من است که با بینش به سوی خداوند فرا میخوانم، من و (نیز) هر کس که پیرو من است؛ سوره یوسف، آیه:۱۰۸.</ref> و داشتن آگاهی را پیش نیاز هر کاری میدانند<ref>برای نمونه ر.ک: سوره اسراء، آیه:۳۶.</ref> اهتمام تعالیم دینی بر ضرورت آگاهی مبلغان را ترسیم میکنند. در روایات نیز با تعابیر گوناگون، احاطه همه جانبه بر دین، برای ترویج آن ضروری شمرده شده است<ref>الفردوس بمأثورالخطاب، ج۱، ص۲۳۴؛ کنز العمال، ج۳، ص۸۴.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/7/16.htm دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۷، ص ۱۴۱ - ۱۵۱]</ref>. | ||
#'''شناخت مخاطب و توانایی در برقراری ارتباط:''' شناخت مخاطب، مبلغ را توانا میکند تا معارف دینی را متناسب با نیازهای آنان بیان کند و در بیان مطالب، روشهای سازگار با استعداد مخاطب را به کار گیرد<ref>گامهایی در راه تبلیغ، ص۶۳ ـ ۶۷.</ref>؛ همچنین آشنایی با زبان مخاطبان و بهرهمندی از فصاحت زبان، مبلغ را در برقراری ارتباط با آنان یاری میرساند. خداوند برای تبلیغ دین خود پیامبرانی را میفرستاد که با زبان مردم آشنایی داشتند: | #'''شناخت مخاطب و توانایی در برقراری ارتباط:''' شناخت مخاطب، مبلغ را توانا میکند تا معارف دینی را متناسب با نیازهای آنان بیان کند و در بیان مطالب، روشهای سازگار با استعداد مخاطب را به کار گیرد<ref>گامهایی در راه تبلیغ، ص۶۳ ـ ۶۷.</ref>؛ همچنین آشنایی با زبان مخاطبان و بهرهمندی از فصاحت زبان، مبلغ را در برقراری ارتباط با آنان یاری میرساند. خداوند برای تبلیغ دین خود پیامبرانی را میفرستاد که با زبان مردم آشنایی داشتند: {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ }} }}<ref> و هیچ پیامبری را جز به زبان قومش نفرستادیم؛ سوره ابراهیم، آیه:۴.</ref> و [[حضرت موسی]]{{ع}} از خداوند میخواهد که گره از زبان او بگشاید و سخنش را برای مردم، فهمیدنی کند: {{متن قرآن|وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي }} }}<ref> و گرهی از زبانم بگشای.تا سخنم را دریابند؛ سوره طه، آیه: ۲۷ - ۲۸.</ref> و نیز برای مواجهه با فرعون، همراهی برادرش هارون را میطلبد که از او فصیحتر است. یکی از ضرورتها برای شناخت مخاطب، آشنایی با ویژگیهای زمانی و مکانی محیط زیست مخاطب است<ref>التبلیغ، ص۱۱۳.</ref> و اینکه اصناف مردم در مواجهه با دعوت دینی چگونه واکنش نشان میدهند. قرآن با ذکر اصنافی چون پرهیزگاران، ظالمان، فاسقان و... ، چگونگی مواجهه آنان با قرآن و نسبت آنان با هدایت را توضیح میدهد: {{متن قرآن|ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ}} }}<ref> این (آن) کتاب (است که) هیچ تردیدی در آن نیست؛ سوره بقره، آیه: ۲ - ۳.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ }} }}<ref> بیگمان خداوند گروه ستمکاران را رهنمون نمیشود؛ سوره احقاف، آیه:۱۰.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ }} }}<ref> بیگمان خداوند نافرمانان را راهنمایی نمیکند؛ سوره منافقون، آیه:۶.</ref> در آیاتی دیگر به [[پیامبر]]{{صل}} یادآوری میشود که وی نمیتواند کسانی را که چشمان خود را بر حقیقت بستهاند از گمراهی برهاند، بلکه تنها میتواند بر کسانی اثر گذارد که آماده پذیرش ایمان به آیات خدا هستند: {{متن قرآن|وَمَا أَنتَ بِهَادِي الْعُمْيِ عَن ضَلالَتِهِمْ إِن تُسْمِعُ إِلاَّ مَن يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا فَهُم مُّسْلِمُونَ }} }}<ref> و تو رهنمون کوردلان از گمراهیشان نیستی؛ (تو پیام خود را) جز به کسانی که به آیات ما ایمان آوردهاند و (به فرمان ما) گردن نهادهاند، نمیشنوانی؛ سوره نمل، آیه:۸۱.</ref>، آیه {{متن قرآن|إِنَّمَا يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ يَسْمَعُونَ وَالْمَوْتَى يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ ثُمَّ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ }} }}<ref> تنها کسانی (فراخوان تو را) پاسخ میدهند؛ که گوش شنوا دارند و خداوند مردگان را برمیانگیزاند؛ آنگاه به سوی او بازگردانده میشوند؛ سوره انعام، آیه:۳۶.</ref> نیز تأکید دارد که تنها کسانی که گوشی شنوا دارند، دعوت پیامبر را اجابت میکنند: {{متن قرآن|إِنَّمَا يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ يَسْمَعُونَ}} }}<ref>برای نمونه ر.ک: سوره نمل، آیه:۸۰؛ سوره جاثیه، آیه:۲۳ و....</ref> در روایات نیز با تأکید بر آشنایی با زمان<ref>الکافی، ج۱، ص۲۷؛ تحف العقول، ص۳۵۶.</ref> و سخن گفتن به فراخور عقل و ظرفیت مخاطب<ref>الکافی، ج۱، ص۲۳؛ الامالی، طوسی، ص۴۸۱؛ کنزالعمال، ج۱۰، ص۸۴، ۳۰۴.</ref>، شباهت انسانها به زمانشان بیشتر از شباهت آنان به پدرشان دانسته شده است<ref>المناقب، ص۳۷۵؛ خصائصالائمه، ص۱۱۵؛ینابیع الموده، ج۲، ص۴۱۲.</ref<ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/7/16.htm دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۷، ص ۱۴۱ - ۱۵۱]</ref>. | ||
#'''برخورداری از فضایل اخلاقی:''' برای به ثمر نشستن دعوت و تبلیغ دینی، بهرهمندی مبلغ از فضایلی اخلاقی ضروری است: | #'''برخورداری از فضایل اخلاقی:''' برای به ثمر نشستن دعوت و تبلیغ دینی، بهرهمندی مبلغ از فضایلی اخلاقی ضروری است: {{متن قرآن|وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ }} }}<ref> و به راستی تو را خویی است سترگ؛ سوره قلم، آیه:۴.</ref> این ویژگیها از آیاتی به دست میآیند که به معرفی پیامبران و چگونگی تعامل آنان با مردم در مقام تبلیغ میپردازند و عبارتاند از<ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/7/16.htm دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۷، ص ۱۴۱ - ۱۵۱]</ref>: | ||
*'''أ. اخلاص:''' نیت مبلغ در تبلیغ معارف دینی باید بر آوردن رضایت خداوند و انجام تکلیف دینی باشد<ref>المنیر، ج۱۴، ص۲۷۳.</ref>، از این رو در آیات بسیاری تأکید شده است که پیامبران در برابر تبلیغ رسالت الهی، هیچگونه درخواست و چشمداشت مادی ندارند و اجر تبلیغ آنان بر عهده خداست: | *'''أ. اخلاص:''' نیت مبلغ در تبلیغ معارف دینی باید بر آوردن رضایت خداوند و انجام تکلیف دینی باشد<ref>المنیر، ج۱۴، ص۲۷۳.</ref>، از این رو در آیات بسیاری تأکید شده است که پیامبران در برابر تبلیغ رسالت الهی، هیچگونه درخواست و چشمداشت مادی ندارند و اجر تبلیغ آنان بر عهده خداست: {{متن قرآن|وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ }} }}<ref> و من از شما برای این (پیامبری) پاداشی نمیخواهم، پاداش من جز با پروردگار جهانیان نیست؛ سوره شعراء، آیه:۱۰۹.</ref> <ref>برای نمونه ر.ک: سوره ص، آیه:۸۶؛ سوره شوری، آیه:۲۳.</ref> در روایات نیز با تعابیر گوناگون، پرهیز از ریا<ref>الطبقات، ج۷، ص۴۲۹؛ اسدالغابه، ج۱، ص۴۰۱.</ref> و توجه به اخلاص<ref>الخصال، ص۳۴۵؛ کنزالعمال، ج۱۰، ص۸۴.</ref> در تبلیغ یادآوری شده است<ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/7/16.htm دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۷، ص ۱۴۱ - ۱۵۱]</ref>. | ||
*'''ب. شجاعت:''' ابلاغ رسالت الهی در بسیاری از موارد، نیازمند شجاعت است<ref>المنیر، ج۱۴، ص۲۷۳.</ref>. این شجاعت هنگامی به دست میآید که مبلغ، از کسی جز خدا پروایی نداشته باشد<ref>جامعالبیان، ج۲۲، ص۲۱.</ref>: | *'''ب. شجاعت:''' ابلاغ رسالت الهی در بسیاری از موارد، نیازمند شجاعت است<ref>المنیر، ج۱۴، ص۲۷۳.</ref>. این شجاعت هنگامی به دست میآید که مبلغ، از کسی جز خدا پروایی نداشته باشد<ref>جامعالبیان، ج۲۲، ص۲۱.</ref>: {{متن قرآن|الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلاَّ اللَّهَ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا }} }}<ref> همان کسانی که پیامهای خداوند را میرسانند و از او میترسند و از هیچ کس جز خدا نمیترسند و حسابرسی را خداوند بسنده است؛ سوره احزاب، آیه:۳۹.</ref>در روایات بسیاری نیز بر نهراسیدن از سرزنش دیگران و شجاعت در بیان حق تأکید شده است<ref>الامالی، طوسی، ص۵۴۱.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/7/16.htm دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۷، ص ۱۴۱ - ۱۵۱]</ref>. | ||
*'''ج. استقامت:''' یکی از آفات تبلیغ، پیروی مبلغ از خواست باطل دیگران است. آیه | *'''ج. استقامت:''' یکی از آفات تبلیغ، پیروی مبلغ از خواست باطل دیگران است. آیه {{متن قرآن|فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلا تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ وَقُلْ آمَنتُ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِن كِتَابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ اللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ لا حُجَّةَ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ اللَّهُ يَجْمَعُ بَيْنَنَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ}} }}<ref> پس به همین (یگانگی مردم را) فرا خوان و چنان که فرمان یافتهای پایداری کن و از هوسهای آنان پیروی مکن و بگو: به هر کتابی که خداوند فرو فرستاده است ایمان دارم و فرمان یافتهام که میان شما دادگری کنم، خداوند پروردگار ما و شماست، کردارهای ما از آن ما و کردارهای شما از آن شما، هیچ چالشی میان ما و شما نیست، خداوند میان ما را جمع میگرداند و بازگشت (هر چیز) به سوی اوست؛ سوره شوری، آیه:۱۵.</ref>از [[پیامبر]] میخواهد که در دعوت خود پایداری و استقامت داشته باشد و از هواهای مردم پیروی نکند: {{متن قرآن|فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلا تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ}} }}<ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/7/16.htm دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۷، ص ۱۴۱ - ۱۵۱]</ref>. | ||
*'''د. صبر:'''<ref>المنیر، ج۱۴، ص۲۷۳.</ref> یکی از ویژگیهای مهم [[پیامبران]] صبر است<ref>جامع البیان، ج۷، ص۲۴۱.</ref> که در بسیاری از آیات، بازتاب دارد. گزارش قرآن از صبر پیامبران، سهگونه است: دستهای از آیات، بازگو کننده سفارش خداوند درباره صبر است: | *'''د. صبر:'''<ref>المنیر، ج۱۴، ص۲۷۳.</ref> یکی از ویژگیهای مهم [[پیامبران]] صبر است<ref>جامع البیان، ج۷، ص۲۴۱.</ref> که در بسیاری از آیات، بازتاب دارد. گزارش قرآن از صبر پیامبران، سهگونه است: دستهای از آیات، بازگو کننده سفارش خداوند درباره صبر است: {{متن قرآن|وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلاَّ بِاللَّهِ }} }}<ref> و شکیبا باش! و شکیب تو جز با (یاری) خداوند نیست؛ سوره نحل، آیه:۱۲۶.</ref>؛ بخشی دیگر حکایت صبر آنان را بازگو میکند: {{متن قرآن|وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ فَصَبَرُواْ عَلَى مَا كُذِّبُواْ }} }}<ref> و به یقین پیش از تو (نیز) پیامبرانی دروغگو شمرده شدند پس، هر چه دروغگو شمرده شدند؛ سوره انعام، آیه:۳۴.</ref> و در بعضی آیات، این سخن پیامبران آمده است که در برابر ناملایمات صبر پیشه میکنند: {{متن قرآن|وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَى مَا آذَيْتُمُونَا }} }}<ref> بر آزاری که میدهیدمان شکیبایی پیشه میکنیم؛ سوره ابراهیم، آیه:۱۲.</ref>، افزون بر این، روایات بسیاری نیز نقش صبر را در فرایند دعوت پیامبران بازگو میکنند<ref>الکافی، ج۱، ص۴۴۵؛ کنزالعمال، ج۱۱، ص۵۰۵.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/7/16.htm دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۷، ص ۱۴۱ - ۱۵۱]</ref>. | ||
*'''هـ. شرح صدر:''' فراخی سینه و شرح صدر، کارهای دشوار، مشکلات و ناملایمات سترگ را در نظر مبلغ، آسان، کوچک و نا چیز مینمایاند. [[حضرت موسی]]{{ع}} هنگام عزیمت برای دعوت فرعون، از خداوند شرح صدر طلب کرد: | *'''هـ. شرح صدر:''' فراخی سینه و شرح صدر، کارهای دشوار، مشکلات و ناملایمات سترگ را در نظر مبلغ، آسان، کوچک و نا چیز مینمایاند. [[حضرت موسی]]{{ع}} هنگام عزیمت برای دعوت فرعون، از خداوند شرح صدر طلب کرد: {{متن قرآن|رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي }} }}<ref> پروردگارا! سینهام را گشایش بخش؛ سوره طه، آیه:۲۵.</ref> در آیه {{متن قرآن|أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ}} }}<ref> آیا به دلت گشایش ندادیم؟؛ سوره شرح، آیه:۱.</ref> نیز سخن از شرح صدر [[پیامبر اکرم]]{{صل}}است: {{متن قرآن|أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ}} }}. بر اساس روایتی، دعا برای شرح صدر، یکی از بیشترین دعاهای پیامبران بوده است<ref>المصنف، ج۴، ص۴۷۳؛ کنزالعمال، ج۵، ص۱۹۰ ـ ۱۹۱.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/7/16.htm دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۷، ص ۱۴۱ - ۱۵۱]</ref>. | ||
*'''و. خیرخواهی و امانتداری:''' مبلغ برای موفقیت در تبلیغ نیازمند اعتماد مخاطب است، از اینرو خیرخواهی و امانتداری و باور مخاطب به آن، جایگاهی ویژه در به ثمر نشستن تبلیغ دارد، به گونهای که پیامبران به هنگام ابلاغ دعوت، به خیرخواهی و امانتداری خود، تصریح میکردند<ref>جامع البیان، ج۸، ص۲۸۰.</ref> | *'''و. خیرخواهی و امانتداری:''' مبلغ برای موفقیت در تبلیغ نیازمند اعتماد مخاطب است، از اینرو خیرخواهی و امانتداری و باور مخاطب به آن، جایگاهی ویژه در به ثمر نشستن تبلیغ دارد، به گونهای که پیامبران به هنگام ابلاغ دعوت، به خیرخواهی و امانتداری خود، تصریح میکردند<ref>جامع البیان، ج۸، ص۲۸۰.</ref> {{متن قرآن|أُبَلِّغُكُمْ رِسَالاتِ رَبِّي وَأَنَاْ لَكُمْ نَاصِحٌ أَمِينٌ }} }}<ref> پیامهای پروردگارم را به شما میرسانم و من برای شما خیرخواهی امینم؛ سوره اعراف، آیه: ۶۸.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/7/16.htm دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۷، ص ۱۴۱ - ۱۵۱]</ref>. | ||
*'''ز. نرمخویی و مدارا:''' نرمخویی مبلغ این زمینه را فراهم میآورد که مخاطبان به راحتی با او پیوند پیدا کنند. قرآن، نرمخویی [[پیامبر]]{{صل}} و رفق و مدارای او با مردم را سبب گرد آمدن مردم پیرامون او میداند و تصریح میکند اگر پیامبر تندخو و نامهربان بود، مردم از گِرد او پراکنده میشدند: | *'''ز. نرمخویی و مدارا:''' نرمخویی مبلغ این زمینه را فراهم میآورد که مخاطبان به راحتی با او پیوند پیدا کنند. قرآن، نرمخویی [[پیامبر]]{{صل}} و رفق و مدارای او با مردم را سبب گرد آمدن مردم پیرامون او میداند و تصریح میکند اگر پیامبر تندخو و نامهربان بود، مردم از گِرد او پراکنده میشدند: {{متن قرآن|فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ}} }}<ref> پس با بخشایشی از (سوی) خداوند با آنان نرمخویی ورزیدی و اگر درشتخویی سنگدل میبودی از دورت میپراکندند؛ سوره آل عمران، آیه:۱۵۹.</ref><ref>مجمع البیان، ج۱، ص۸۶۹.</ref> اهمیت نرمخویی و مدارا، در روایات<ref>الکافی، ج۸، ص۲۴؛ تحف العقول، ص۴۸.</ref> نیز با تعابیر گوناگونی، مورد توجه است. در بعضی از این روایات، در شمار سفارشهای پیامبر هنگام گسیل کسانی برای تبلیغ، مدارا کردن و سخت نگرفتن آمدهاست<ref>کنزالعمال، ج۳، ص۳۳؛ عوالی اللآلی، ج۱، ص۳۸۱.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/7/16.htm دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۷، ص ۱۴۱ - ۱۵۱]</ref>. | ||
*'''ح. تواضع:''' خداوند از [[پیامبر]]{{صل}} خواهان رفتاری متواضعانه با مؤمنان بوده است: | *'''ح. تواضع:''' خداوند از [[پیامبر]]{{صل}} خواهان رفتاری متواضعانه با مؤمنان بوده است: {{متن قرآن|وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ }} }}<ref> و با مؤمنانی که از تو پیروی میکنند افتادگی کن؛ سوره شعراء، آیه:۲۱۵.</ref> اضافه بر مواردی که از آیات قرآن استفاده شد، در روایات نیز ویژگیهای دیگری مانند صدق<ref>الکافی، ج۲، ص۱۰۴؛ مصباح الشریعه، ص۳۲۴ ـ ۳۲۸.</ref> و ادب<ref>اعلام الدین، ص۲۷۳.</ref> آمده است و بر مقدم بودن دعوت عملی بر دعوت زبانی<ref>الکافی، ج۱، ص۳۶، ۴۴ ـ ۴۵؛ ج۲، ص۱۰۵؛ نهجالبلاغه، حکمت ۷۳.</ref> و ضرورت تطابق قلب و زبان مبلغ<ref>عدة الداعی، ص۷۰؛ غررالحکم، ص۲۱۴؛ کنز العمال، ج۱۰، ص۲۰۰.</ref> تأکید شده است<ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/7/16.htm دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۷، ص ۱۴۱ - ۱۵۱]</ref>. | ||
==منابع== | ==منابع== | ||