۳۳٬۷۵۱
ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'مجتبی تونهای، موعودنامه، ص' به 'تونهای، مجتبی، [[موعودنامه (کتاب)|موع...) |
جز (جایگزینی متن - '{{عربی|اندازه=120%' به '{{عربی') |
||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
*در خاندان [[امامت]] از شأن و مرتبه والایی نیز برخوردار بود. احمد بن اسحاق گوید: بر [[امام عسکری]]{{ع}} وارد شدم و خواستم از جانشین پس از وی پرسش کنم؛ او آغاز سخن کرد و فرمود: "ای احمد بن اسحاق! خدای سبحانه و تعالی از زمان [[حضرت آدم]]{{ع}} زمین را خالی از حجّت نگذاشته است و تا روز قیامت نیز از حجّت خالی نخواهد گذاشت. به واسطه او بلا را از اهل زمین دفع میکند و باران میفرستد و برکات زمین را بیرون میآورد. پرسیدم: ای فرزند [[رسول خدا]]! [[امام]] و جانشین پس از شما کیست؟. حضرت شتابان برخاست و داخل خانه شد و سپس برگشت، در حالی که بر شانهاش کودکی سه ساله بود که صورتش مانند ماه شب چهارده میدرخشید. پس فرمود: ای احمد بن اسحاق! اگر نزد خدای سبحانه و تعالی و حجّتهای او گرامی نبودی، این فرزندم را به تو نمینمودم. او هم نام و هم کنیه [[رسول خدا]]{{صل}} است، کسی است که زمین را پر از عدل وداد میکند؛ همچنانکه پر از ظلم و جور شده باشد. ای احمد بن اسحاق! مثل او در این امّت، مثل خضر و [[ذوالقرنین]] است، او غیبتی طولانی خواهد داشت که هیچکس در آن نجات نمییابد، مگر کسی که خدای سبحانه و تعالی او را در اعتقاد به [[امامت]] ثابت بدارد و در دعا به تعجیل فرج موفّق سازد. پرسیدم: ای مولای من! آیا نشانهای هست که قلبم بدان آرام گیرد؟. آن کودک به زبان عربی فصیح به سخن درآمد و فرمود: من بقیت اللّه در زمین خدا هستم و منتقم از دشمنان اویم، ای احمد بن اسحاق! پس از مشاهده، جستجوی نشانه مکن<ref>{{عربی | *در خاندان [[امامت]] از شأن و مرتبه والایی نیز برخوردار بود. احمد بن اسحاق گوید: بر [[امام عسکری]]{{ع}} وارد شدم و خواستم از جانشین پس از وی پرسش کنم؛ او آغاز سخن کرد و فرمود: "ای احمد بن اسحاق! خدای سبحانه و تعالی از زمان [[حضرت آدم]]{{ع}} زمین را خالی از حجّت نگذاشته است و تا روز قیامت نیز از حجّت خالی نخواهد گذاشت. به واسطه او بلا را از اهل زمین دفع میکند و باران میفرستد و برکات زمین را بیرون میآورد. پرسیدم: ای فرزند [[رسول خدا]]! [[امام]] و جانشین پس از شما کیست؟. حضرت شتابان برخاست و داخل خانه شد و سپس برگشت، در حالی که بر شانهاش کودکی سه ساله بود که صورتش مانند ماه شب چهارده میدرخشید. پس فرمود: ای احمد بن اسحاق! اگر نزد خدای سبحانه و تعالی و حجّتهای او گرامی نبودی، این فرزندم را به تو نمینمودم. او هم نام و هم کنیه [[رسول خدا]]{{صل}} است، کسی است که زمین را پر از عدل وداد میکند؛ همچنانکه پر از ظلم و جور شده باشد. ای احمد بن اسحاق! مثل او در این امّت، مثل خضر و [[ذوالقرنین]] است، او غیبتی طولانی خواهد داشت که هیچکس در آن نجات نمییابد، مگر کسی که خدای سبحانه و تعالی او را در اعتقاد به [[امامت]] ثابت بدارد و در دعا به تعجیل فرج موفّق سازد. پرسیدم: ای مولای من! آیا نشانهای هست که قلبم بدان آرام گیرد؟. آن کودک به زبان عربی فصیح به سخن درآمد و فرمود: من بقیت اللّه در زمین خدا هستم و منتقم از دشمنان اویم، ای احمد بن اسحاق! پس از مشاهده، جستجوی نشانه مکن<ref>{{عربی|"أَنَا بَقِيَّةُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَ الْمُنْتَقِمُ مِنْ أَعْدَائِهِ فَلَا تَطْلُبْ أَثَراً بَعْدَ عَيْنٍ يَا أَحْمَدَ بْنَ إِسْحَاق"}}</ref> شاد و خرّم بیرون آمدم و فردای آن روز نزد [[امام عسکری]]{{ع}} بازگشتم و گفتم: ای فرزند [[رسول خدا]]! شادی من به واسطه منّتی که بر من نهادید، بسیار است. بفرمایید آن سنّتی که از خضر و ذو القرنین دارد چیست؟. فرمود:ای احمد! غیبت طولانی. گفتم: ای فرزند [[رسول خدا]]! آیا غیبت او به طول خواهد انجامید؟ فرمود: به خدا سوگند! چنین است. تا به اندازهای که بیشتر معتقدان به او بازگردند و باقی نماند، مگر کسی که خدای سبحانه و تعالی عهد و پیمان [[ولایت]] ما را از او گرفته و [[ایمان]] را در دلش نگاشته و با روحی از جانب خود مؤید کرده باشد. ای احمد بن اسحاق! این امری از امر الهی و رازی از رازهای خداوند و غیبی از غیب پروردگار است. آنچه به تو دادم، بگیر و پنهان کن و از سپاسگزاران باش، تا فردا با ما در علّیین باشی<ref> {{عربی|" إِي وَ رَبِّي حَتَّى يَرْجِعَ عَنْ هَذَا الْأَمْرِ أَكْثَرُ الْقَائِلِينَ بِهِ وَ لَا يَبْقَى إِلَّا مَنْ أَخَذَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَهْدَهُ لِوَلَايَتِنَا وَ كَتَبَ فِي قَلْبِهِ الْإِيمَانَ وَ أَيَّدَهُ بِرُوحٍ مِنْهُ يَا أَحْمَدَ بْنَ إِسْحَاقَ هَذَا أَمْرٌ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ وَ سِرٌّ مِنْ سِرِّ اللَّهِ وَ غَيْبٌ مِنْ غَيْبِ اللَّهِ فَخُذْ ما آتَيْتُكَ وَ اكْتُمْهُ وَ كُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ تَكُنْ مَعَنَا غَداً فِي عِلِّيِّينَ"}}؛ شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص ۳۸۴، باب ۳۸، ح ۱</ref> | ||
*احمد بن اسحاق در یکی از سفرها چون به شهر حلوان رسید، بیمار شد و آنجا وفات یافت. همراهانش او را در کفنی که [[حضرت امام حسن عسکری]]{{ع}} یا [[حسین بن روح]] - بنا به اختلاف روایات- برایش فرستاده بودند، کفن کرده و همانجا به خاک سپردند<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص۳۷ -۳۹.</ref>. | *احمد بن اسحاق در یکی از سفرها چون به شهر حلوان رسید، بیمار شد و آنجا وفات یافت. همراهانش او را در کفنی که [[حضرت امام حسن عسکری]]{{ع}} یا [[حسین بن روح]] - بنا به اختلاف روایات- برایش فرستاده بودند، کفن کرده و همانجا به خاک سپردند<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص۳۷ -۳۹.</ref>. | ||
==احمد بن اسحاق قمی در موعودنامه== | ==احمد بن اسحاق قمی در موعودنامه== | ||