دجال: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۰۷ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۲ ژوئیهٔ ۲۰۱۹
جز
جایگزینی متن - 'کمال الدین، ج' به 'شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج'
جز (جایگزینی متن - 'کمال الدین، ج' به 'شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج')
خط ۴۱: خط ۴۱:
*از "نزّال بن سبره" آورده‌اند که می‌گوید: [[امیر مؤمنان]] {{ع}} برای ما سخن می‌گفت که: نخست سپاس [[خدا]] را به‌جا آورد و او را ستود و بر [[پیامبر]] و خاندانش {{عم}} [[درود]] فرستاد، انگاه سه بار فرمود: "سلونی -ایها النّاس!- قبل أن تفقدونی..." یعنی: [[مردم]]! تا مرا از دست نداده‌اید، هر آن‌چه می‌خواهید بپرسید.
*از "نزّال بن سبره" آورده‌اند که می‌گوید: [[امیر مؤمنان]] {{ع}} برای ما سخن می‌گفت که: نخست سپاس [[خدا]] را به‌جا آورد و او را ستود و بر [[پیامبر]] و خاندانش {{عم}} [[درود]] فرستاد، انگاه سه بار فرمود: "سلونی -ایها النّاس!- قبل أن تفقدونی..." یعنی: [[مردم]]! تا مرا از دست نداده‌اید، هر آن‌چه می‌خواهید بپرسید.
*"[[صعصعة بن صوحان]]" بپا خاست و گفت: چه زمانی "[[دجّال]]" خواهد آمد؟ [[علی]] {{ع}} فرمود: "بنشین! [[خدا]] سخن تو را شنید و منظورت را دانست... برای [[خروج]] "[[دجّال]]" [[نشانه‌ها]] و علایمی است که دسته‌دسته هرکدام پس از دیگری روی خواهد داد اگر می‌خواهی تو را از آن‌ها [[آگاه]] سازم‌؟" صعصعة پاسخ داد: "آری! ای [[امیر مؤمنان]]!" فرمود: پس به خاطر بسپار و حفظ‍‌ کن که این‌ها علایم و نشانه‌های آن است: هنگامی که [[مردم]] راه و رسم و [[فرهنگ]] و [[معنویت]] [[نماز]] را نابود ساختند و به پوسته آن [[قناعت]] کردند و ویژگی [[امانت]] و [[امانتداری]] را ضایع ساختند و دروغ‌پردازی را روا شمردند و رباخوارگی و [[ربا]] را [[مباح]] دانستند و [[رشوه]] دادند و گرفتند و [[دین]] به [[دنیا]] فروختند و سفیهان و کم‌خردان را به اداره امور [[جامعه]] گماشتند و قطع‌رحم کردند و هواهای [[دل]] را [[پیروی]] کردند و ریختن خون‌ها را آسان ساختند. هنگامی که [[بردباری]]، [[ناتوانی]] شمرده شد و [[بیدادگری]]، باعث افتخار گردید و [[زمامداران]] فاجر و [[بدکار]]! و [[وزیران]]، [[ستمکار]] شدند و مأموران و مجریان [[عدالت]]، [[خیانت]] پیشه ساختند و گویندگان و قاریان [[قرآن]]، به [[فسق]] و [[گناه]] روی آوردند و شهادت‌های دروغین در [[جامعه]] پدیدار شد و کارهای ناپسند و تهمت‌تراشی‌ها و گناهکاری و تجاوزگری علنی گردید، ان‌گاه که [[قرآن]] به صورت [[زیبایی]] چاپ و جلد و تزیین گردید و مسجدها آراسته شد و مناره‌ها سر به [[آسمان]] سایید و اشرار مورد [[تجلیل]] قرار گرفتند و صف‌های [[جماعت]] فشرده و دل‌ها از هم دور شد و عهدها و پیمان‌ها گسسته و آن وعده بزرگ نزدیک گردید و زنان به خاطر [[حرص]] به [[دنیا]]، در کسب و کار همسران خود شرکت کردند و به بازارها و مغازه‌ها و کارخانه‌ها سرازیر گشتند. صدای آواز [[فاسقان]]، همه‌جا پخش و به گوش‌ها رسید و هرچه گفتند و خواندند از آنان پذیرفته شد. [[رهبری]] جامعه‌ها به دست اراذل واگذاشته شد و با فاجر به خاطر [[ترس]] از شرارتش، [[مدارا]] گردید و دروغساز و دروغپرداز، [[تصدیق]] و تأیید شد و خیانتکار، [[امین]] شمرده شد.
*"[[صعصعة بن صوحان]]" بپا خاست و گفت: چه زمانی "[[دجّال]]" خواهد آمد؟ [[علی]] {{ع}} فرمود: "بنشین! [[خدا]] سخن تو را شنید و منظورت را دانست... برای [[خروج]] "[[دجّال]]" [[نشانه‌ها]] و علایمی است که دسته‌دسته هرکدام پس از دیگری روی خواهد داد اگر می‌خواهی تو را از آن‌ها [[آگاه]] سازم‌؟" صعصعة پاسخ داد: "آری! ای [[امیر مؤمنان]]!" فرمود: پس به خاطر بسپار و حفظ‍‌ کن که این‌ها علایم و نشانه‌های آن است: هنگامی که [[مردم]] راه و رسم و [[فرهنگ]] و [[معنویت]] [[نماز]] را نابود ساختند و به پوسته آن [[قناعت]] کردند و ویژگی [[امانت]] و [[امانتداری]] را ضایع ساختند و دروغ‌پردازی را روا شمردند و رباخوارگی و [[ربا]] را [[مباح]] دانستند و [[رشوه]] دادند و گرفتند و [[دین]] به [[دنیا]] فروختند و سفیهان و کم‌خردان را به اداره امور [[جامعه]] گماشتند و قطع‌رحم کردند و هواهای [[دل]] را [[پیروی]] کردند و ریختن خون‌ها را آسان ساختند. هنگامی که [[بردباری]]، [[ناتوانی]] شمرده شد و [[بیدادگری]]، باعث افتخار گردید و [[زمامداران]] فاجر و [[بدکار]]! و [[وزیران]]، [[ستمکار]] شدند و مأموران و مجریان [[عدالت]]، [[خیانت]] پیشه ساختند و گویندگان و قاریان [[قرآن]]، به [[فسق]] و [[گناه]] روی آوردند و شهادت‌های دروغین در [[جامعه]] پدیدار شد و کارهای ناپسند و تهمت‌تراشی‌ها و گناهکاری و تجاوزگری علنی گردید، ان‌گاه که [[قرآن]] به صورت [[زیبایی]] چاپ و جلد و تزیین گردید و مسجدها آراسته شد و مناره‌ها سر به [[آسمان]] سایید و اشرار مورد [[تجلیل]] قرار گرفتند و صف‌های [[جماعت]] فشرده و دل‌ها از هم دور شد و عهدها و پیمان‌ها گسسته و آن وعده بزرگ نزدیک گردید و زنان به خاطر [[حرص]] به [[دنیا]]، در کسب و کار همسران خود شرکت کردند و به بازارها و مغازه‌ها و کارخانه‌ها سرازیر گشتند. صدای آواز [[فاسقان]]، همه‌جا پخش و به گوش‌ها رسید و هرچه گفتند و خواندند از آنان پذیرفته شد. [[رهبری]] جامعه‌ها به دست اراذل واگذاشته شد و با فاجر به خاطر [[ترس]] از شرارتش، [[مدارا]] گردید و دروغساز و دروغپرداز، [[تصدیق]] و تأیید شد و خیانتکار، [[امین]] شمرده شد.
*هنگامی که کنیزان آوازه‌خوان و رقاصه‌ها و آلات لهو و موسیقی، به کار گرفته شد و نسل‌های آخرین به نسل‌های پیشین نفرین کردند و زنان بر زین‌ها سوار شدند و [[تلاش]] کردند خود را شبیه مردان سازند و مردان نیز خود را در ظاهر و [[اخلاق]] بسان زنان ساختند، و [[شاهد]] بی‌آن‌که از او [[شهادت]] بخواهند به دادگاه رفت و [[شهادت]] داد، و دیگری برخلاف [[حق]] و [[عدالت]] و بدون [[آگاهی]]، به خاطر رفاقت با کسی، به نفع او به [[دروغ]] گواهی کرد... آری! در این شرایط‍‌ منحطّ‍‌ و وخامت‌بارو گناه‌آلود جامعه‌ها و تمدّن‌های اسلامی و جهانی است که [[دجّال]] ظاهر می‌گردد و درآمدن شتاب می‌کند...<ref>کمال الدین، ج ۲، ص ۵۲۵ و ۵۲۶.</ref><ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۲۹۲.</ref>.
*هنگامی که کنیزان آوازه‌خوان و رقاصه‌ها و آلات لهو و موسیقی، به کار گرفته شد و نسل‌های آخرین به نسل‌های پیشین نفرین کردند و زنان بر زین‌ها سوار شدند و [[تلاش]] کردند خود را شبیه مردان سازند و مردان نیز خود را در ظاهر و [[اخلاق]] بسان زنان ساختند، و [[شاهد]] بی‌آن‌که از او [[شهادت]] بخواهند به دادگاه رفت و [[شهادت]] داد، و دیگری برخلاف [[حق]] و [[عدالت]] و بدون [[آگاهی]]، به خاطر رفاقت با کسی، به نفع او به [[دروغ]] گواهی کرد... آری! در این شرایط‍‌ منحطّ‍‌ و وخامت‌بارو گناه‌آلود جامعه‌ها و تمدّن‌های اسلامی و جهانی است که [[دجّال]] ظاهر می‌گردد و درآمدن شتاب می‌کند...<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج ۲، ص ۵۲۵ و ۵۲۶.</ref><ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۲۹۲.</ref>.


==دجال در موعودنامه==
==دجال در موعودنامه==
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش