پرش به محتوا

آزادی در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۴٬۸۷۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۹ سپتامبر ۲۰۱۹
خط ۱۴۸: خط ۱۴۸:


==سلب [[آزادی]] و عوامل آن==
==سلب [[آزادی]] و عوامل آن==
*[[اسلام]]، [[آزادی]] را [[زندگی]]، و سلب آن را نوعی [[قتل]] می‌شمرد ؛(۱) و نفی [[سلطه]] [[انسان]] بر [[انسان]] دیگر از اصول مسلّم و مورد پذیرش [[دین]] است ؛(۲) به همین جهت، هیچ کس [[حقّ]] سلب آن را از [[انسان‌ها]] ندارد؛ زیرا موجب سلب انسانیّت [[انسان]] و اختلال (۳) در [[زندگی]] او می‌شود.(۴) [[قرآن]] می‌فرماید: هر کس در هر مقامی باشد، [[حق]] ندارد [[انسان‌ها]] را به خود بخواند: « ما کانَ لِبَشرٍ أَن یُؤتِیهُ اللّهُ الکِتبَ و الحُکمَ و النُّبوَّةَ ثُمَّ یَقولَ لِلنَّاسِ کونوا عِباداً لِی مِن دُونِ اللَّهِ..». ( آل‌عمران / ۳، ۷۹ ) براین اساس، سلب آزادی‌های [[مشروع]] نزد [[خداوند]]، گناهی بزرگ است: « و المَسجِدِ الحَرامِ و إِخرَاجُ أَهلِهِ مِنهُ أَکبرُ عِندَاللَّهِ..». ( بقره / ۲، ۲۱۷ ) و تهدید و [[توطئه]] برای سلبِ آزادیِ فعّالیّت [[پیامبران الهی]]، امری [[ناپسند]] معرّفی شده است: « و إِذ یَمکُربِکَ الَّذینَ کَفروا لِیُثبِتوکَ أَو یَقتُلوکَ أَو یُخرِجوکَ و یَمکُرونَ و یَمکُرُاللّهُ و اللّهُ خَیرُ المـکِرین». ( [[انفال]] / ۸، ۳۰ ) اکنون به نمونه‌هایی از عوامل سلب [[آزادی]] در [[قرآن]] اشاره می‌شود:
*[[اسلام]]، [[آزادی]] را [[زندگی]]، و سلب آن را نوعی [[قتل]] می‌شمرد<ref>[[المیزان]]، ج ۵ ، ص ۴۰.</ref>؛ و نفی [[سلطه]] [[انسان]] بر [[انسان]] دیگر از اصول مسلّم و مورد پذیرش [[دین]] است<ref>[[علوم]] [[سیاسی]]، ش ۱، ص ۷۷.</ref>؛ به همین جهت، هیچ کس [[حقّ]] سلب آن را از [[انسان‌ها]] ندارد؛ زیرا موجب سلب انسانیّت [[انسان]] و اختلال<ref>فی ظلال، ج ۱، ص ۲۹۱.</ref> در [[زندگی]] او می‌شود<ref>[[المیزان]]، ج ۶ ، ص ۳۵۲.</ref>. [[قرآن]] می‌فرماید: هر کس در هر مقامی باشد، [[حق]] ندارد [[انسان‌ها]] را به خود بخواند: {{متن قرآن|مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُواْ عِبَادًا لِّي مِن دُونِ اللَّهِ وَلَكِن كُونُواْ رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنتُمْ تَدْرُسُونَ}}<ref>  هیچ بشری را نسزد که خداوند به او کتاب و حکمت و پیامبری بدهد سپس او به مردم بگوید: به جای خداوند، بندگان من باشید ولی (می‌تواند گفت): شما که کتاب (آسمانی) را آموزش می‌داده و درس می‌گرفته‌اید؛ (دانشورانی) ربّانی باشید؛ سوره آل عمران، آیه: 79.</ref> بر این اساس، سلب آزادی‌های [[مشروع]] نزد [[خداوند]]، گناهی بزرگ است: {{متن قرآن|يَسْأَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرَامِ قِتَالٍ فِيهِ قُلْ قِتَالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَصَدٌّ عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَكُفْرٌ بِهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِخْرَاجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَكْبَرُ عِندَ اللَّهِ وَالْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَلاَ يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىَ يَرُدُّوكُمْ عَن دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُواْ وَمَن يَرْتَدِدْ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ فَأُولَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref> از تو درباره جنگ در ماه حرام می‌پرسند، بگو: جنگ در آن (گناهی) بزرگ است و (گناه) باز داشتن (مردم) از راه خداوند و ناسپاسی به او و (باز داشتن مردم از) مسجد الحرام و بیرون راندن اهل آن از آن، در نظر خداوند بزرگ‌تر است و آشوب (شرک) از کشتار (هم) بزرگ‌تر است؛ و (این کافران) پیاپی با شما جنگ می‌کنند تا اگر بتوانند شما را از دینتان بازگردانند، و کردار کسانی از شما که از دین خود بازگردند و در کفر بمیرند، در این جهان و جهان واپسین، تباه است و آنان دمساز آتش و در آن جاودانند، سوره بقره، آیه: 217.</ref> و تهدید و [[توطئه]] برای سلبِ آزادیِ فعّالیّت [[پیامبران الهی]]، امری [[ناپسند]] معرّفی شده است: {{متن قرآن|وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ}}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که کافران با تو نیرنگ می‌باختند تا تو را بازداشت کنند یا بکشند یا بیرون رانند، آنان نیرنگ می‌باختند و خداوند تدبیر می‌کرد و خداوند بهترین تدبیر کنندگان است، سوره انفال، آیه: 30.</ref> اکنون به نمونه‌هایی از عوامل سلب [[آزادی]] در [[قرآن]] اشاره می‌شود:
۱. [[المیزان]]، ج ۵ ، ص ۴۰.
#'''[[استکبار]]:''' یکی از عوامل سلب [[آزادی]] است؛ برای نمونه، عامل تهدید و سلب [[آزادی]] حضرت‌ شعیب‌ و یارانش، استکبار گروهی‌ از قومش بود: {{متن قرآن|قَالَ الْمَلأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُواْ مِن قَوْمِهِ لَنُخْرِجَنَّكَ يَا شُعَيْبُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَكَ مِن قَرْيَتِنَا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا قَالَ أَوَلَوْ كُنَّا كَارِهِينَ}}<ref> سرکردگان سرکش از قوم او گفتند: ای شعیب! بی‌گمان تو و کسانی را که همراه تو ایمان آورده‌اند، از شهر خود بیرون خواهیم راند یا آنکه به آیین ما باز گردید؛ (شعیب) گفت: اگر چه خوش نداشته باشیم؟، سوره اعراف، آیه: 88.</ref>
۲. [[علوم]] [[سیاسی]]، ش ۱، ص ۷۷.
#'''خودمحوری:''' خودرأیی [[فرعون]] که از روحیّه استکباری او سرچشمه می گرفت، عامل [[محروم]] ساختن [[مردم]] از [[آزادی]] و تهدید [[حضرت موسی]]{{ع}} و [[ارعاب]] [[مؤمنان]] شد{{متن قرآن|إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِي الأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِّنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءهُمْ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ}}<ref> بی‌گمان فرعون در زمین (مصر) گردنکشی ورزید و مردم آنجا را دسته‌دسته کرد. دسته‌ای از آنان را به ناتوانی می‌کشاند، پسرانشان را سر می‌برید و زنانشان را زنده وا می‌نهاد، به یقین او از تبهکاران بود؛ سوره قصص، آیه: 4.</ref> و با تهدید [[موسی]]{{ع}} به زندان، برای استمرار [[حکومت]] استبدادی خویش می‌کوشید: {{متن قرآن|وَتِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّهَا عَلَيَّ أَنْ عَبَّدتَّ بَنِي إِسْرَائِيلَ}}<ref> و (آیا) این نعمتی است که آن را بر من منّت می‌نهی که بنی اسرائیل را به بردگی گرفته‌ای؟؛ سوره شعراء، آیه: 22.</ref> و {{متن قرآن|قَالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلَهًا غَيْرِي لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ }}<ref> فرعون) گفت: اگر خدایی جز من بگزینی تو را زندانی خواهم کرد، سوره شعراء، آیه: 29.</ref> این [[آیه]]، با [[عنایت]] به [[فلسفه]] [[آزادی]] که وجود آن [[زمینه‌ساز]] تعالی [[انسان]] به بالاترین درجه حیات و سلب آن موجب سقوط به پایین‌ترین درجه [[زندگی]] است، [[پیام]] [[رسالت]]، مبنی بر ترجیح [[آزادی]] بر هرگونه استفاده مادّی را بیان می‌کند؛ به این جهت، [[رهبران الهی]]، [[گرسنگی]] با [[آزادی]] را بر سیری با سلب آن ترجیح می‌دهند.<ref>من وحی القرآن، ج ۱۷، ص ۱۰۱.</ref> از سوی دیگر، [[حاکمان]] [[مستبد]]، [[آزادی]] [[انسان‌ها]] را تهدید می کردند؛ به همین جهت، ساحران که بر اثر دیدن [[معجزه]] [[ایمان]] آوردند، مورد تهدید [[حکومت]] [[ستم‌گر]] [[فرعون]] قرار گرفتند: {{متن قرآن|فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سَاجِدِينَ قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِينَ رَبِّ مُوسَى وَهَارُونَ  قَالَ آمَنتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ}}<ref> پس جادوگران به سجده درافتادند. گفتند: ما به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم.  پروردگار موسی و هارون.  (فرعون) گفت: آیا پیش از آنکه من به شما اجازه دهم به او گرویدید؟ بی‌گمان او بزرگ شماست که به شما جادوگری آموخته است؛ به زودی خواهید دانست؛ دست‌ها و پاهایتان را از چپ و راست خواهم برید و همه شما را به دار خواهم آویخت ، سوره شعراء، آیه: 46-49.</ref>
۳. فی ظلال، ج ۱، ص ۲۹۱.
۴. [[المیزان]]، ج ۶ ، ص ۳۵۲.
۱. [[استکبار]]


[[استکبار]] *، یکی از عوامل سلب [[آزادی]] است؛ برای نمونه، عامل تهدید و سلب [[آزادی]] حضرت‌شعیب‌ویارانش، استکبارگروهی‌ازقومش بود: « قالَ‌المَلأُالَّذینَ استَکبَروامِن‌قَومِهِ لَنُخرِجَنّکَ یـشعیبُ و الَّذینَ ءَامَنوا مَعکَ مِن قَریَتِنا أَو لَتَعودُنَّ فِی مِلَّتِنا قالَ أَوَلو کُنّا کـرِهین». ( [[اعراف]] / ۷، ۸۸ )
#'''[[استثمار]]:'''
۲. خودمحوری
 
خودرأیی [[فرعون]] که از روحیّه استکباری او سرچشمه می گرفت، عامل [[محروم]] ساختن [[مردم]] از [[آزادی]] و تهدید [[حضرت موسی]] علیه‌السلام و [[ارعاب]] [[مؤمنان]] شد ( قصص / ۲۸، ۴ ) و با تهدید [[موسی]] علیه‌السلام به زندان، برای استمرار [[حکومت]] استبدادی خویش می‌کوشید: « و تِلکَ نِعمَةٌ تَمُنُّها عَلیَّ أَن عَبَّدتَّ بَنِی‌إِسرءیلَ * قالَ لَـلـءِن اتَّخَذتَ إِلـها غَیرِی لَأَجعَلنَّکَ مِنَ‌المَسجونین». ( شعراء / ۲۶، ۲۲ و ۲۹ ) این [[آیه]]، با [[عنایت]] به [[فلسفه]] [[آزادی]] که وجود آن [[زمینه‌ساز]] تعالی [[انسان]] به بالاترین درجه حیات و سلب آن موجب سقوط به پایین‌ترین درجه [[زندگی]] است، [[پیام]] [[رسالت]]، مبنی بر ترجیح [[آزادی]] بر هرگونه استفاده مادّی را بیان می‌کند؛ به این جهت، [[رهبران الهی]]، [[گرسنگی]] با [[آزادی]] را بر سیری با سلب آن ترجیح می‌دهند.(۱) از سوی دیگر، [[حاکمان]] [[مستبد]]، [[آزادی]] [[انسان‌ها]] را تهدید می کردند؛ به همین جهت، ساحران که بر اثر دیدن [[معجزه]] [[ایمان]] آوردند، مورد تهدید [[حکومت]] [[ستم‌گر]] [[فرعون]] قرار گرفتند: « فَأُلقِیَ السَّحَرةُ سـجِدینَ * قالوا ءَامَنّا بِرَبِّ العلَمینَ * رَبِّ [[موسی]] و هرونَ * قالَ ءَامَنتُم لَهُ قَبلَ أَن ءَاذنَ لَکُم إِنَّهُ لَکَبیرُکُم الَّذِی عَلَّمکُمُ‌السِّحرَ فَلسَوفَ تَعلَمونَ لَأُقطِّعنَّ أَیدِیَکُم و أَرجُلَکُم مِن خِلفٍ و لَأُصلِّبنَّکُم أَجمَعین». ( شعراء / ۲۶، ۴۶ ـ ۴۹ )
۱. من [[وحی]] القرآن، ج ۱۷، ص ۱۰۱.
۳. [[استثمار]]*


استثمارگران [[مفسد]] ( قصص / ۲۸، ۴ ) برای تحصیل و حفظ [[منافع]] مادّی خویش و بهره‌کشی از دیگران با [[ایستادگی]] در برابر [[دعوت]] آزادی‌خواهانه [[انبیا]] ( [[اعراف]] / ۷، ۷۵ ) و [[تحقیر]] [[انسان‌ها]] ( زخرف / ۴۳، ۵۴ ) و نابود کردن [[توان]] آنان و سوء استفاده از [[زنان]] ( قصص / ۲۸، ۴ ) [[آزادی]] آنان را سلب می‌کردند.
استثمارگران [[مفسد]] ( قصص / ۲۸، ۴ ) برای تحصیل و حفظ [[منافع]] مادّی خویش و بهره‌کشی از دیگران با [[ایستادگی]] در برابر [[دعوت]] آزادی‌خواهانه [[انبیا]] ( [[اعراف]] / ۷، ۷۵ ) و [[تحقیر]] [[انسان‌ها]] ( زخرف / ۴۳، ۵۴ ) و نابود کردن [[توان]] آنان و سوء استفاده از [[زنان]] ( قصص / ۲۸، ۴ ) [[آزادی]] آنان را سلب می‌کردند.
۱۱۵٬۳۵۳

ویرایش